هنروتجربه:روزنامه ایران در گزارشی درباره وضعیت مستند این پرسش را مطرح کرده است که چرا سینمای مستند به خوبی حمایت نمی‌شود و چرا مستندسازان با دشواری در اکران و معمای فروش فیلم‌هایشان مواجهند؟

این گزارش در ادامه به سراغ رامین رحیمی، پخش کننده فیلم رفته است که مشکل را در حوزه توزیع و تولید مجموعه‌های دولتی دانست:«این همان سینمای کارمندی و بیلان است. یعنی آمار بالای ساخت فیلم بدون کیفیت تا موقعیت شغلی برخی‌ها ارتقا پیدا کند. در این بین خیلی از فیلم‌های مستند دیده نمی‌شوند خصوصاً فیلمسازانی که کمتر به نهادهای دولتی مرتبط هستند. اینها بیشترین آسیب را می‌بینند. نقد جدی به مجموعه دولتی که در حال فعالیت است دارم که نه سالنی را اختصاص داد و نه سالنی را به چرخه نمایش فیلم‌های فرهنگی اضافه کرد و متأسفانه برنامه‌هایش هم خارج از قاعده اعلام شده است یعنی سالن‌هایش را به فیلم‌های تجاری با سالن‌هایی که احتمالاً با نامه‌نگاری گرفته‌اند به فیلم‌هایی که طبعا فیلم‌ساز را می‌شناسند یا ارتباط قوی‌تری با تهیه کننده دارند اختصاص می‌دهند. بنابراین مستندسازان مستقل یا دیده نمی‌شوند و یا معیشت‌شان آسیب جدی می‌بیند.»

در ادامه این گزارش  جعفرصانعی مقدم، مدیرعامل گروه سینمایی هنروتجربه ضمن تاکید بر این نکته که بحث تفاوت سانس‌های مستند و کوتاه با فیلم داستانی به سه الی چهار سال پیش بر می‌گردد، این نقد را به وضعیت کنونی اکران آثار مستند در هنروتجربه وارد ندانست.

او سپس در پاسخ به این‌ سوال که چند درصد از اکران‌های هنروتجربه به فیلم مستند تعلق می‌گیرد، گفت:« اگردرهمین اکران‌های ماهانه ما بشمارید می‌بینید چند اکران به داستانی تعلق گرفته و چند تا به مستند. اما اگر از نظر میزان سانس ما درصد‌گیری نمی‌کنیم درصد و ضریب اشغال سالن را در مورد هر فیلم درمی‌آوریم. اگر اکنون به سایت مراجعه کنید تعداد عناوین فیلم‌های مستند بیشتر است. آمار فروش فیلم مستند نسبت به برخی فیلم‌هایی که در سینمای بدنه اکران شده آمار قابل قبولی است و سرمایه‌گذاران را علاقه‌مند کرده به کار با مستندسازان.»

او در پاسخ به این نقد که در این مورد عدالت رعایت نمی‌شود و هنروتجربه بیشتر به اکران فیلم‌های تجاری و داستانی می‌پردازد، توضیح داد:«من نمی‌دانم چه کسانی و بر پایه و اساس چه بحثی آن را مطرح می‌کنند. این ادعا باید علمی باشد در مورد سالن‌ها اتفاقاً طی سال گذشته برای فیلم‌های کوتاه و مستند و سینمایی تفاوتی را قائل نیستیم که به فیلم سینمایی سانس‌های بیشتری را اختصاص دهیم. اتفاقاً به‌طور تصادفی چند ماهی است که ضریب اشغال و میزان فروش فیلم‌های مستند به مراتب از سینمایی بالاتر است. ضمن این‌که جای فیلم مستند در دنیا در تلویزیون و جشنواره‌هاست. این کاری که گروه ما انجام می‌دهد در دنیا بدیع است که در سالن سینما فیلم دیده می‌شود.»

مسعود طاهری، فیلم‌ساز و مستندساز نظرش کاملاً متفاوت است:«مسئولین نباید سینمای مستند را با دنیایی که ساز و کارشان کاملاً متفاوت است قیاس کنند. در تمام دنیا شبکه‌های مختلف تلویزیونی با سلیقه‌های مختلف حاکم است. اگر شبکه‌ای از یک مستندساز فیلمش را نخرید می‌تواند در پلات فرم دیگر ببرد. اما در ایران صدا وسیما نه تنها بر تلویزیون حاکمیت دارد بلکه تمام «وی او دی‌»ها هم زیر نظرش است. تلویزیون دست یک سازمان و نهاد است، هیچ جای دنیا این‌گونه نیست. اگر تلویزیون به مستندسازی بگوید نه، دیگر جای دیگری برای اکران فیلمش وجود ندارد. به خاطر انحصار تلویزیون قراردادهایی می‌بندد که روی ترکمانچای را سفید می‌کند. مثلاً می‌گوید ۱۰ سال هر چقدر بخواهیم این فیلم را پخش می‌کنیم اما با یک قیمت ثابت بسیار اندک و محدود. البته برای آنهایی که رابطه دارند، این‌گونه نیست. مستندسازان راهی جز هنروتجربه ندارند. حتی مستندهایی هم که با رانت در هنروتجربه پخش شده‌اند هم در تلویزیون پخش نشده‌اند.»

بهمن کیارستمی، مستندساز که ارائه سالن سینمایی به سینمای مستند را راهکار اساسی نمی‌داند؛گفت:«ماجرای اکران فیلم مستند استخوان لای زخم است. فکر کنیم در این شرایطی که سینمای مستند با مشکلات اقتصادی جدی روبه‌روست یک سالن هم اضافه شود، ممکن است بخشی از مشکلات حل شود، که راه حل اساسی‌ای نیست. جای مستند در تلویزیون است و تا وقتی که تلویزیون با این شکلی که اکنون با مستندسازان برخورد می‌کند، مسأله به‌طور جدی با اکران محدود در یک سینما حل نمی‌شود. ماجرای نمایش‌های هنروتجربه هم این است که فیلم‌هایی با موضوعاتی که می‌تواند مخاطب را به سینما بکشاند امکان نمایش پیدا می‌کند و مورد استقبال محدود قرار می‌گیرند.»

مرتضی رزاق کریمی، معاونت مستند مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی در بخش دیگری از این گزارش عنوان کرد:«بخش خصوصی در سینمای مستند خیلی مغفول است. یعنی نظام تولید سینمای مستند بیشتر نظام کارگردان محور است. ما باید نگاه حرفه‌ای و صنعتی به سینمای مستند داشته باشیم ولی وجه هنری بر آن غلبه کرده است. باید وجه صنعتی را تقویت کنیم و به سمت حضور تهیه کننده و ایفای نقش جدی تهیه کننده در سینمای مستند برویم. این تهیه‌کننده است که باید قبل از آغاز یک پروژه به فکر توزیع و نمایش و اکران فیلم باشد. بخشی هم به حمایت بخش حاکمیتی برمی‌گردد. گروه هنروتجربه هم بخشی از ظرفیت نمایش را به اکران فیلم مستند اختصاص داده است. یعنی حدود ۲۵ درصد از ظرفیت نمایشش را. ما نمونه‌های موفقی هم در هنروتجربه داشتیم اما اغلب فیلم‌های مستند اکران موفقی نداشتند، باید آسیب شناسی شود که چه میزان مشکل به خود فیلم‌ها مربوط می‌شود و چه میزان به مکانیزم و سیاست نمایش آثار مستند بر می‌گردد.»