هنروتجربه: جلسه نمایش و نقد و بررسی فیلم «گلدن تایم»ساخته پوریا کاکاوند، عصر روز چهارشنبه ۱۹ دی ماه، با حضور کارگردان و هم‌چنین رضا زمانی، منتقد سینما، در پردیس سینمایی گلستان شیراز برگزار شد.

رضا زمانی جلسه را با پرسش درباره عنوان فیلم آغاز کرد و پوریا کاکاوند پاسخ داد:«گلدن تایم یک اصطلاح در فیلم‌برداری است که به ۲۰ دقیقه اول طلوع و ۲۰ دقیقه قبل از غروب خورشید گفته ‌می‌شود و نور در این زمان در حال تغییر است و رنگ بسیار زیبایی دارد. فیلم‌برداران علاقه زیادی دارند در این لحظات فیلم‌برداری کنند. در پزشکی هم چنین اصطلاحی وجود دارد به این معنی که مغز انسان بدون اکسیژن ‌می‌تواند ۴ تا ۶ دقیقه زنده بماند.»

در ادامه نشست زمانی نکاتی را در مورد خشونت و سرگشتگی به عنوان خط داستانی مشترک فیلم عنوان کرد:«در این فیلم زمان‌های کلیدی در زندگی افراد ‌می‌بینیم که با گرفتن یک تصمیم، زندگی آن‌ها با قبل تفاوت زیادی ‌می‌کند. هر داستان طوری آغاز ‌می‌شود که انگار همه چیز عادی است اما وقتی پیش ‌می‌رود متوجه ‌می‌شویم که یک خشونت زیر پوستی در داستان وجود دارد. با این که اپیزودها از نظر داستانی مستقل هستند، اما در همه آن‌ها این خشونت و سرگشتگی وجود دارد و درواقع خط داستانی مشترک همه داستان‌هاست.در این فیلم ۱۲ فیلم کوتاه در کنار هم قرار گرفته‌اند و به واسطه خشونت به هم مربوط ‌می‌شوند. یکی از نقاط قوت فیلم، نویسندگی خوب فیلم است و قدم اول فیلم خیلی محکم برداشته شده است. ایده فیلم از کجا شکل گرفت؟»

کاکاوند در این مورد توضیح داد:«قبل از این فیلم، سه فیلم کوتاه ساخته بودم. عید سال ۹۳ با دو نفر از دوستانم در ماشین بودیم، مکالمه جالبی بین آن دو نفر شکل گرفت و من به این فکر کردم که یک فیلم کوتاه با این موضوع بسازم که دوربین را روی کاپوت ماشین بگذارم و از این فضا فیلم بسازم. در طول تعطیلات عید به این نتیجه رسیدم که این شیوه فیلم‌سازی ارزانی است و اگر ‌می‌توانم یکی بسازم، چرا بیشتر نسازم. بعدا هم ایده گلدن تایم به ذهنم رسید و فرم هم به فیلم اضافه شد و تصمیم گرفتم یک فیلم بلند بسازم با ۱۲ اپیزود و هر اپیزود را در ماه مربوط به خودش فیلم‌برداری کنم. سال ۹۳ نتوانستیم اپیزود بعضی از ماه‌ها را در زمان تعیین شده فیلم‌برداری کنیم و به سال بعد موکول شد. آبان سال ۹۴ فیلم‌برداری به اتمام رسید و به جشنواره فجر دادیم که در بخش هنروتجربه پذیرفته شد و بالاخره امسال به اکران رسید.»

نکته دیگری که در این نشست زمانی به آن اشاره کرد، به ثابت بودن دوربین برمی‌گشت:«دوربین در بیشتر اپیزودها تقریبا ثابت است، در اپیزود مرداد، بیشتر شبیه یک نمایش‌نامه رادیویی است و اگر با چشم بسته هم ببینیم، چیزی را از دست نداده‌ایم، اما در اپیزود خرداد که داستان مادر و دختر بود، دوربین نقش مهمی‌ دارد و ساکن بودن دوربین در این اپیزود موفق ‌است. در اپیزود آمبولانس جدال ظاهر و باطن به اوج ‌می‌رسد و آن خط داستانی مشترک در این اپیزود به بهترین شکل نمود پیدا ‌می‌کند که به نظر من موفق‌ترین اپیزود است. در اپیزود خواستگاری نشان دادید که اهل قضاوت نیستید و حق را نه پدر دادید و نه به پسر. اما اپیزود دانشجویان کمی‌ با بقیه متفاوت است هم از نظر حرکات دوربین و هم این‌که ریتم تند‌تری دارد. یکی از نقاط قوت فیلم این است که بعد از پایان فیلم و خروج از سالن سینما، برای مخاطب تمام ‌نمی‌شود و ادامه پیدا ‌می‌کند. لطفا کمی ‌هم در مورد نویسندگی فیلم توضیح دهید.»

کاکاوند با تاکید بر این که ساکن بودن دوربین برایش خیلی مهم بوده‌است،عنوان کرد:« در ۲۰ دقیقه  گلدن تایم اگر قرار بود کات هم بزنم، فیلم‌برداری هر اپیزود ۶-۷ روز طول ‌می‌کشید و هزینه تولیدم چند برابر ‌می‌شد. به نظرم ریتم ربطی به میزانسن ندارد و قطعا با کات زدن ایجاد نمی‌شود، چیزی که ریتم ایجاد ‌می‌کند، کنش درونی بین بازیگران است. بعضی ها انتظار دارند کارگردان حتما با میزانسن‌ها یا تصاویر عجیب و غریب کارگردانی خود را به رخ بکشد، اما می‌خواستم در این فیلم نشان دهم که سینما فقط کات زدن نیست. در مورد نویسندگی باید این نکته را ذکر کنم که اول از همه خودم را نویسنده ‌می‌دانم، چون هم ادبیات نمایشی خوانده‌ام و هم برای تئاترهای خودم و هم برای حسن معجونی، ژاله صامتی و جمع دیگری از کارگردانان تئاتر، متن نوشته‌ام. فیلم‌نامه «روشویی» را نوشتم که یکی از موفق‌ترین فیلم‌های کوتاه سه سال پیش بود. در این فیلم، این ایده را داشتم که از یک داستان ساده شروع کنم و بعد با یک پیچ به جایی برسم که کاراکتری که نقش اول آن اپیزود هم نیست، در موقعیتی قرار بگیرد که مجبور به گرفتن یک تصمیم حیاتی شود. در خط کلی داستان‌های فیلم، این نکته برایم مهم بود که ما آدم‌ها چقدر خشن و کثیف شده‌ایم. در چینش ماه‌ها، ریتم خیلی برایم مهم بود، مثلا بعد از اپیزود اول و شلیک پایان اپیزود، تصمیم گرفتم یک اپیزود کوتاه‌تر بگذارم. به نظرم دوره ساخت فیلم در مورد آسیب‌های اجتماعی به سر آمده و باید بیشتر در مورد کانسپت‌های اجتماعی فیلم ساخت تا همیشه زنده باشد و تاریخ مصرف نداشته باشد.»

در پایان این نشست پوریا کاکاوند در پاسخ به سوالی در مورد انتخاب بازیگران فیلم توضیح داد:« از ۴۷ بازیگر فیلم به جز آقایان هوشنگ گلمکانی و کیومرث پوراحمد و خانم‌ها ژاله صامتی و ریما رامین‌فر، بقیه بازیگران تئاتر بودند. به دلیل این که فرصت اشتباه سر فیلم‌برداری نداشتیم و گلدن تایم آن روز از دست ‌می‌رفت، تمرین‌های زیادی داشتیم. مثلا برای اپیزود دانشجویان دو ماه، برای اکثر اپیزود‌ها در ماشین‌های مختلف تمرین ‌می‌کردیم به جز اپیزود‌هایی مثل اتوبوس که مجبور بودیم به جز تمرین‌های قبلی سر صحنه هم جداگانه تمرین داشته باشیم. بیشتر بازیگران اولین فیلمی ‌بود که بازی ‌می‌کردند و آن‌ها استعداد‌های آینده سینما و تئاتر ما هستند.»