هنروتجربه- کامبیز حضرتی: نشست نقد و بررسی فیلم «گلدن تایم» ساخته پوریا کاکاوند روز یک‌شنبه  هفتم بهمن در خانه هنرمندان برگزار شد. در این نشست علاوه بر کارگردان،آنتونیا شرکا منتقد سینما حضور داشت.

آنتونیا شرکا نشست را با معرفی کارنامه کاکاوند آغاز کرد:« «پوریا کاکاوند کار خودش را از تئاتر آغاز کرده و چند فیلم کوتاه ساخته‌است. فیلم «گلدن تایم» اولین ساخته بلند اوست که علاوه بر آنکه به لحظه خاصی در موقع فیلم‌برداری اشاره دارد یک اصطلاح پزشکی نیز هست. گلدن تایم در پزشکی بین ۴ تا ۶ دقیقه است که در آن انسان می‌تواند بدون اکسیژن زندگی کند.»

او اضافه کرد: «یکی از ویژگی‌های این فیلم وحدت تم آن است. در این فیلم ۱۲ اپیزود مستقل داربم که در آن آدم‌ها در سنین مختلف و از طبقات گوناگون کنار هم جمع شده‌اند و با مسائل متنوعی سروکار دارند. تنها چیزی که آن‌ها را به هم ربط می‌دهد، لحظات تصمیم‌گیری آن‌ها است. آن‌ها بعد از تصمیم گرفتن همان آدم قبلی نیستند. این لحظه تصمیم‌گیری رویارویی فرد با وجدان خودش است. اغلب ما شهامت مواجهه با خود و نقاط تاریک وجود خودمان را نداریم و سعی می‌کنیم از آن فرار کنیم.»

این منتقد درباره اپیزودهای فیلم بیان کرد:«هر بخش از فیلم ما را در شرایط رستاخیزی قرار می‌دهد که ما خودمان در مقابل خودمان قرار می‌گیریم. بیش از آنکه قضاوت دیگران مهم باشد، لحظه انتخاب در فیلم برجسته است و احساس می‌کنید از آن گریزی نیست.»

او اشاره داشت: «در ابتدای احساس می‌کنید با فیلمی سروکار دارید که می‌خواهد به یک موضوع اجتماعی مثل خیانت، اعتیاد و… بپردازد اما بعدا معلوم می‌شود که با یک انتخاب هستی شناختی مواجه هستیم. فیلم در هر اپیزود بدون اینکه خشونت یا پایان قطعی و کوبنده‌ای داشته باشد، مخاطب را با خود همراه می‌کند. کاکاوند به نسلی تعلق دارد که شبیه سینمای پیام‌گرای دهه ۶۰ نیست. او روح موضوع را می‌گیرد و با روایتی که دارد به یک خوانش دیگر از ماجرا می‌رسد.»

شرکا در ادامه عنوان کرد:«سینمای اجتماعی به عنوان ژانر وجود ندارد چون تمام فیلم ها اجتماعی هستند. مهم این است که چه روایتی را ارائه می‌دهیم. من با دیدن «گلدن تایم» یاد فیلم «ماهی و گربه» افتادم که در آنجا هم حس قریب‌الوقوع جنایت را داریم اما اتفاق نمی‌افتد. در این فیلم نیز حس قریب‌الوقوع وجود دارد که می‌شود آن را از زیر پوست جامعه احساس کرد. فیلم یا درون ماشین است و یا بیرون از آن. البته این ماشینی بودن اولین بار در سینمای کیارستمی تجربه شد. اگر در فیلم‌های کیارستمی فیلم جاده‌ای بود در این فیلم فضا شهری است.»

کاکاوند: فیلم آپارتمانی یا تئاتری نداریم
پوریا کاکاوند در این نشست درباره تولید این فیلم توضیح داد:«از ابتدا می‌خواستم در دانشگاه سینما بخوانم اما به خاطر ماجراهای کنکور تئاتر خواندم. حتی قبل از اجرای اولین تئاترم، فیلم کوتاه ساختم که شاید به یک سری دلایل اخبار فیلم‌های کوتاه من به اندازه تئاترهایم نچرخیده است. من از سال ۸۸ تا سال ۹۲ سه فیلم کوتاه ساختم و برای دوستان دیگر هم فیلم کوتاه نوشتم. از سال ۹۲ یا ۹۳ بود که احساس کردم دیگر وقتش است فیلم بلند بسازم. بنابراین از تئاتر به سینما شیفت نکردم،بلکه مسیرم در را ادامه دادم. از ساختن و نوشتن برای فیلم کوتاه شروع کردم و بعد فکر کردم حالا می‌توانم فیلم بلند بسازم.»او اضافه کرد: «از آن‌جایی که سرمایه‌گذار و تهیه‌کننده نداشتیم، تولید فیلم به طول انجامید. وقتی ما شروع کردیم و آدم‌های خیلی مهمی به ماجرا ورود کردند، به این نتیجه رسیدیم که راهی به جز استارت کار نداریم. اولین قرارهای ما در تاریخ دی تا اسفند ۹۳ بود و کار جدی‌مان را از فروردین ۹۴ شروع کردیم. ما یک ایده اولیه‌ای داشتیم که متأسفانه نتوانستیم کامل اجرایش کنیم و آن هم این بود که بتوانیم «گلدن تایم» را در یک سال تمام کنیم، یعنی هر اپیزود را در همان ماه بسازیم. چیزی حدود ۶۰-۷۰ درصد موفق شدیم و هر اپیزود را یا در همان ماه و یا در همان فصل ساختیم. به طور مثال ما اپیزود آبان‌ را در فصل پاییز ساخته‌ایم.»او هم‌چنین توضیح داد: «در مجموع کار طوری پیش رفت که ما نتوانستیم همه چیز را آماده کنیم و بعد وارد ماجرا شویم و به همین خاطر پیش تولیدمان در حین تولید شکل می‌گرفت. یک پیش تولید خیلی مختصر در حد انتخاب عوامل اصلی فیلم انجام دادیم و بعد وارد پیش تولید و تولید یک اپیزود می‌شدیم و در عین تولید آن اپیزود، پیش تولید اپیزود بعدی را شروع می‌کردیم. چون همه چیز به صورت تدریجی پیش رفت، نیاز به تقویت مالی تدریجی هم داشتیم.»

این کارگردان درباره انتخاب سوژه این فیلم بیان کرد: «چون موقع نوشتن فرصت داشتم اصلا به این فکر نکردم که حالا یک اپیزود درباره اعتیاد بنویسم و یکی در مورد تجاوز و … راستش علاقه‌ای هم به شیوه‌ای که باب شده به اسم فیلم اجتماعی ندارم . آنچه که در مورد هر اپیزود می‌دانستم فرم قصه‌گویی‌اش بود. اینکه ما باید با یک قصه‌ای روبرو شویم که در وهله اول کاملا یک شرایط عادی را نشان دهد، بعد یک پیچ داستانی بخورد که موقعیت اولیه عادی را غیره منتظره کند. این فرم داستانی مد نظرم بود. اما عمدی در مورد نشان دادن نابهنجاری در اپیزودها نداشتم.»

او افزود: «شرایط ما طوری بود که فقط می‌توانستیم در یک روز یک بار فیلم‌برداری کنیم یعنی گلدن تایم که در زمستان ۲۰ دقیقه است و در تابستان ۳۰ دقیقه و هر یک دقیقه بی رحمانه نور تیره‌تر می‌شود و امکان تکرار را از ما می‌گرفت باید خیلی تمرین می‌کردیم، پس احتیاج به بازیگرانی داشتیم که زمان تمرین داشته باشند مثلا دوماه زمان تمرین داشته باشند که این کار فقط از عهده بازیگران تئاتر برمی‌آید نه سلبریتی‌ها. نصف بازیگرها هم دوره‌ای‌ها‌یم بودند،عده‌ای را در این سال‌ها طی تئاترهایم با آن‌ها کار کرده‌بودم و تعدادی هم در جشنواره‌ها‌ی مختلف آشنا شده بودم که البته از بچه‌ها‌ی با استعداد بودند.»کاکاوند درباره وجه رئالیستی سینما و اپیزودهای فیلمش اشاره داشت: «برای من واقعی یا غیرواقعی بودن اپیزودها مهم نیست. به غیر از اپیزود خرداد که اقتباس از یک داستان کوتاه است بقیه اپیزودها از جایی گرفته نشده‌اند. از دهه ۷۰ یک جنس از سینما آغاز شد که به ژانر اجتماعی نامیده شد. در صورتی که هر شکل فیلم‌سازی اجتماعی است.»

او ادامه داد: «این موضوع کار فیلم‌سازان را راحت کرد و آن‌ها به تقلید بزه اجتماعی که در جامعه نمونه‌های زیادی داشت، دست زدند. در دهه ۸۰ ژانر اجتماعی به صفحه حوادث روزنامه‌ها بدل شد. در صورتی که اگر فیلم‌ساز به کانسپت فکر کند مانند تقوایی و بیضایی عمل کرده است. این فرق «کاغذ بی‌خط» با فیلم‌های اجتماعی است. من هم سعی کردم برای کانسپت‌ها قصه طراحی کنم.»

و در ادامه  با انتقاد از برچسب‌زدن روی فیلم‌ها عنوان کرد: «در این سال‌ها از سوی منتقدان موجی راه می‌افتد که می‌گوید چه شکلی از فیلم ساخته شود. در صورتی که فیلم یا خوب است یا بد و فیلم آپارتمانی یا از آن بدتر فیلم تئاتری نداریم. ما به جز سه اپیزود دوربین را تکان نداده و پلان-سکانس بودن آن فراموش می‌شود چون قاب ثابت است. در این شرایط سعی کردم ریتم درونی را با کنش کاراکترها بسازم و نه با کات.»

این کارگردان در پایان اشاره داشت: «در این فیلم تحت تاثیر دو فیلم  «۹زندگی» و «افسانه‌های وحشی» بودم. در فیلم دو اپیزودها کاملا بی‌ارتباط باهم هستند و جایی به هم وصل نمی‌شوند. من این شجاعت در عدم ارتباط اپیزودها را مدیون این فیلم هستم.»

عکس:یاسمن ظهورطلب