هنروتجربه / بهزاد وفاخواه: رفیع پیتز را بیش از هر چیز با «زمستان است» به خاطر می‌آوریم. فیلمی که براساس داستان سفر از محمود دولت‌آبادی و با بازی میترا حجار ساخت و فضایی غمگنانه داشت. پیش از آن البته دو فیلم بلند «صنم» و «فصل پنجم» را ساخته بود و بعد از «زمستان است» هم فیلم «شکارچی» را ساخت که در جشنواره برلین برای اولین بار به نمایش درآمد. پیتز خارج از ایران و عمدتا در فرانسه اقامت دارد. شش سالی از ساخت «شکارچی» می‌گذرد و آخرین فیلم رفیع پیتز «من سیاه‌پوستم» درباره مهاجران غیرقانونی مکزیکی است که تمام تلاش و زحمت‌شان برای واردشدن به خاک آمریکاست و اجازه اقامت و گرین‌کارت گرفتن. آن‌ها اولین راهی که برای ورود به آمریکا به ذهن‌شان می‌رسد، عبور غیرقانونی از مرز است که حالا دولت جدید آمریکا و ترامپ قصد دارد دیواری در طول خط مرزی بکشد تا از ورود این مهاجران جلوگیری کند. آخرین راهی هم که برای آمریکایی شدن و پاسپورت و اجازه کار و اقامت گرفتن به ذهن این مهاجرین می‌رسد، خدمت در ارتش آمریکا و جنگیدن برای این کشور است. یک ریسک و یک راه پرخطر که امکان مرگ دارد اما به آن تن می‌دهند. نرو قهرمان فیلم «من سیاه‌پوستم» از این دسته است. فیلم با ورود او به آمریکا آغاز می‌شود و با مواجه شدنش با خطر بازداشت توسط پلیس ادامه پیدا می‌کند و در آخر به ارتش می‌رسد. نرو مکزیکی است اما در آمریکا  یک سیاه‌پوست، یک «دیگری» برای امریکای سفیدپوست اروپایی‌الاصل ترامپی محسوب می‌شود.

این روزها که دولت جدید آمریکا بر سر ساختن دیواری بین مکزیک و آن کشور حتی تا حد تعطیلی دولت هم پیش رفته است، از زمان انتخابات هم بیشتر صحبت از این دیوار به میان آمده‌است. اما توجه شما چه زمانی به مساله ساخت دیوار جلب شد؟ و چرا؟
توجه من بیش از این‌که به دیوار باشد، به اشخاصی بود که تنها آرزوی‌شان گذشتن از دیوار و زندگی در امریکاست. بیش‌تر این اشخاص، فرزندان همان‌هایی هستند که غیر قانونی از دیوار رد شده و در خود آمریکا بزرگ شده‌اند. آن‌ها هنگامی که به دلایل مختلف به مکزیک سفر می‌کنند، امکان بازگشت به آمریکا را از دست می‌دهند. در زمان ریاست جمهوری آقای بوش قانونی گذراندند مبنی بر این‌که چنان‌چه این اشخاص به ارتش امریکا بپیوندند و برای آمریکا بجنگند، کارت سبز دریافت خواهند کرد و آمریکایی می‌شوند.

امسال فیلم دیگری هم در گروه هنروتجربه اکران شد به نام «رفتن» ساخته برادران محمودی که به عبور یک مهاجر افغان از مرز ایران و تلاشش برای خروج بدون پاسپورت از مرز ایران و ترکیه همراه با نامزدش می‌پرداخت. چقدر مساله «نِرو» در این فیلم، شخصی و مختص به آمریکا و مکزیک و چقدر جهانشمول است؟
تفاوت فیلم برادران محمودی با فیلم من این است که مشکل آدم‌های فیلم من در عواقب عبور غیرقانونی از دیوار یا مرز نیست، بلکه خلف وعده دولتی است که به قولش عمل نکرده و هنوز هم نمی‌کند.

ساختن فیلم طبیعتاً احتیاج به جذب سرمایه دارد. در این مورد بخصوص، سوالی هم مزید بر علت بود که چرا یک کارگردان ایرانی می‌خواهد چنین سوژه‌ای را مطرح کند؟؟؟؟؟

چه پژوهشی پشت فیلم شما وجود داشت و آیا فیلم نمونه یا نمونه‌های عینی هم دارد؟
پژوهش من با رفتن به مکزیک و ملاقات با این دسته از سربازان که برای کارت سبز در ارتش آمریکا می‌جنگند، آغاز شد. آن‌ها که پس از خدمت در ارتش آمریکا و گذراندن سال‌ها جنگ در کشورهایی مانند عراق، افغانستان و سوریه از امریکا اخراج شده بودند، انجمنی تشکیل داده‌اند و وضع‌شان بسیار غم‌انگیز است. نمونه‌های بسیار به صورت فیلم‌های مستند در مورد این‌ دسته از آدم‌ها وجود دارد ولی «من سیاهپوستم» اولین فیلم داستانی است.

ساخت این فیلم چه سختی‌هایی داشت و آیا حین ساخت آن با محدودیتی هم مواجه شدید؟
ساختن فیلم طبیعتاً احتیاج به جذب سرمایه دارد. در این مورد بخصوص، سوالی هم مزید بر علت بود که چرا یک کارگردان ایرانی می‌خواهد چنین سوژه‌ای را مطرح کند؟؟؟؟؟

تهیه سرمایه برای این فیلم چه دشواری‌هایی داشت؟ از تیتراژ فیلم برمی‌آید که شرکایی اروپایی و مکزیکی در تهیه فیلم همراه بوده‌اند.
برای جذب سرمایه از کشورهای اروپایی بایستی فیلم‌نامه به زبان‌های مختلف ترجمه می‌شد، سپس آن را برای مراکزی که به فیلم‌های هنری و غیرتجاری کمک می‌کنند  می‌فرستادم. وقت زیادی صرف شد اما در نهایت نتیجه گرفتیم. نهادهای دولتی در کشورهای فرانسه، آلمان و مکزیک پذیرفتند.

این‌که مخاطب ایرانی فیلم را ببیند، چقدر برای شما اهمیت داشت؟
اکثر فیلم‌های قبلی من همیشه در ایران اکران شده است. نظر ملت ایران برایم مهم است.

باز هم قصد فیلم ساختن در ایران را دارید؟
البته که خواسته من این است که در ایران فیلم بسازم، البته چنان‌چه فیلم‌نامه مناسب و تهیه‌کننده‌ای که مایل باشد آن را تهیه کند را ابتدا پیدا کنم.

موخره:
در انتها، داستان عکس این مصاحبه چیست:
این عکس در مراسم فرش قرمز فیلم «من سیاه‌پوستم» گرفته شده و رفیع پیتز را در کنار دانیل تورس و جانی اورتیز بازیگر نقش نرو، نشان می‌دهد.دانیل تورس می‌تواند تجسم عینی نرو کاراکتر فیلم «من سیاه‌پوستم» باشد. او یکی از سربازان کارت سبزی است که در سراسر فیلم به عنوان مشاور نظامی در کنار رفیع پیتز بوده‌است. رفیع پیتز درباره او می‌گوید: «دانیل تورس پس از پنج سال خدمت و جنگ در افغانستان و سوریه به دلیل نداشتن شماره ملی از آمریکا اخراج شد. اما خوشبختانه به خاطر مصاحبه‌ها و جنجالی که حضورش در جشنواره به راه انداخت دولت امریکا به او اقامت داد و او که وکیل برجسته‌ای هم هست، حالا از سایر هموطنانش که زندگی مشابهی داشته‌اند، دفاع می‌کند.»