هنروتجربه _سحر آزاد:افشین لیاقت راحت و خودمانی حرف می‌زند. در پایان گفت‌وگو می‌گوید ببخشید که خیلی سینمایی حرف نزدم و البته کمی قبل از آن عنوان می‌کند، بعد از ساخت فیلمی با عنوان «نفس» تصمیم گرفته است سینما برایش ریشه‌های انسانی داشته باشد. فیلمی از او با نام «دنیا تنهایی کم ندارد» با چهار اپیزود در مورد تنهایی، خیانت، بدبینی، ترس، فراموشی و….در سینماهای هنروتجربه در حال اکران است. در خبرها آمده است که هریک از این چهار فیلم یک فیلم کوتاه هستند. گفت‌وگو با او را از همین‌جا شروع کردیم:

فیلم شما حاصل جمع‌آوری چهار فیلم کوتاه است. این فیلم‌ها از قبل ساخته شده بودند و بعدا در یک مجموعه گردآوری شدند یا هر چهار فیلم اپیزودهایی برای یک فیلم بودند؟
سال ۸۹ می‌خواستم فیلمی با عنوان «هفت باران» بسازم. همان سال‌ها آن را به وزارت ارشاد بردم و با رئیس اداره نظارت و ارزشیابی وقت صحبت کردم اما او گفت که از این فیلم‌ها حمایت نمی‌کند وعنوان کرد که این فیلم از سوی فارابی و سینمای مستند و تجربی هم حمایت مالی نمی‌شود. با توجه به اینکه مرا می‌شناخت ۴_۵ فیلم‌نامه جلویم گذاشت و گفت یا اینها را بساز یا هیچی که خب من هیچ‌یک از آن‌ها را نساختم. البته در کار ساخت تیزر هم بودم اما در آن سال‌ها به دلیل وضعیتی که وجود داشت، سفارش‌دهندگان تیزر هم کمتر شده بودند و به همین دلیل شرایط سخت شده بود. به‌هرحال با درآمد حاصل از تیزرها سعی می‌کردم فیلم‌هایم را بسازم و این فیلم هم به همین‌گونه ساخته شد. به طور کل هزینه ساخت این فیلم هفت میلیون تومان شد. آن موقع گروه هنروتجربه هم نبود که بخواهم آن را در این گروه اکران کنم تا سال ۹۲ که تصمیم گرفتم فیلم را به جشنواره فیلم بدهم منتهی چون مجوز ساخت نداشت، مسئولان جشنواره قبول نکردند و حتی گفتند چرا فیلمی بدون مجوز ساخته‌ای تا اینکه متوجه شدم جشنواره‌ای با عنوان یاس برگزار می‌شود. برای پروانه ساخت اقدام کردم و فیلم را به جشنواره یاس دادم و بعد از آن هم فیلم را تحویل گروه هنروتجربه دادم که پنج شش سال در نوبت اکران قرار داشت و چقدر خوب که اکران شد چرا که چیزهایی به خودم ثابت شد…

چه جیزهایی به خودتان ثابت شد؟
یکی از مهم‌ترین نکاتی که تجربه خیلی خوبی برایم به همراه داشت، دیدن فیلم با تماشاگر در سالن سینماست چون دستاوردهای خیلی خوبی دارد البته ای کاش فرصت ساخته شدن فیلم و اکران آن نزدیک‌تر بود چون می‌توانست نکات آموزنده‌تر بیشتری برایم داشته باشد اما به‌هرحال همین امکان هم که فیلم روی پرده دیده شود، خوب بود. ضمن اینکه ما،مراسم آئین دیدار نداشتیم و اولین اکران‌مان هم با تهیه بلیت از سوی مردم بود پس شیرینی اینکه سالن در اولین اکران پر شود آن‌ هم از سوی کسانی که انتخاب کرده بودند به دیدن فیلم بیایند و برایش بلیت تهیه کنند درس بسیار خوبی بود. در هفته اول هم سالن‌ها خوب پر می‌شد و به همین دلیل امیدوارم فیلم‌سازها بتوانند فیلم‌های‌شان را روی پرده در کنار مردم ببینند.

یکی از مهم‌ترین نکاتی که تجربه خیلی خوبی برایم به همراه داشت، دیدن فیلم با تماشاگر در سالن سینماست چون دستاوردهای خیلی خوبی دارد البته ای کاش فرصت ساخته شدن فیلم و اکران آن نزدیک‌تر بود چون می‌توانست نکات آموزنده‌تر بیشتری برایم داشته باشد

هنگام دیدن فیلم در سالن بازخوردی داشته‌اید که برایتان جالب باشید؟
صداهایی که بین اپیرودها گذاشته بودیم وقتی در تاریکی سالن پخش می‌شد، حس عجیب و خوبی ایجاد می‌کرد. احساس می‌کردم تماشاگر در این فضا با صداها ارتباط برقرار می‌کند و حتی در صحنه‌های پایانی که این صدا پخش می‌شد، انگار آدم‌ها را به فکر فرو برده بود چراکه بعد از پایان فیلم و زمانی که تیتراژ درحال پخش بود، چند نفری همچنان نشسته بودند و مکث کرده بودند، این برایم خیلی جالب بود.

دغدغه تنهایی که موضوع اصلی فیلم‌تان است، چگونه برایتان پررنگ شد؟
تنهایی درد بزرگ تمام آدم‌های دنیاست حتی تنهایی برای انسان مدرن هم موضوعی است که وجود دارد با این تفاوت که هم‌چون قدیمی‌ها درد تنهایی را تا آخرین لحظه‌ها پنهان نمی‌کنند. الان با آمدن اینترنت و فضای مجازی با وجود آنکه در هر لحظه که بخواهید می‌توانید با دوستان و اطرافیان‌تان ارتباط برقرار کنید اما باز هم احساس تنهایی می‌کنید. پس این موضوع هم‌چنان یکی از دغدغه‌های زندگی ماست. ضمن این‌که رفتار وزارت ارشاد هنگامی که برای ساخت «هفت باران» به آن‌ها مراجعه کردم در اینکه فکر کنم چقدر تنها هستم بی‌تاثیر نبود و بعد از آن‌هم چندین سال انتظار در هنروتجربه برای اکران فیلم تاحدودی احساس تنهایی را به من داد.

به دلیل طولانی بودن فاصله ساخت تا اکران، اگر قرار بود الان فیلم را بسازید تغییراتی می‌دادید؟
صد در صد چون فیلم تجربی است. شاید برایتان جالب باشد که بگویم بازیگران فیلم هم علاقه‌مند به بازیگری نبودند. عوامل و بازیگران فیلم از دوستانم هستند که وقت گذاشتند و در این فیلم شرکت کردند حتی بعضی‌هایشان هم به همین دلیل هنگام اکران اولیه فیلم به دیدن آن نیامدند چون می‌ترسیدند مخاطب را ببینند. هریک از دوستانم که وقت داشتند برای بازی به سراغش می‌رفتم و به همین دلیل از تمام عوامل فیلم تشکر می‌کنم چون بدون حضور آن‌ها بودجه فیلم به جای هفت میلیون خیلی بیشتر می‌شد.

پس چطور از حضور جواد یحیوی در فیلم استفاده کردید؟
از ابتدا درنظر داشتم نقش بازیگر حرفه‌ای را که از کارش دورافتاده است، به یک فرد حرفه‌ای بدهم. برای این نقش جواد یحیوی و یکی دیگر از دوستانم که او هم حرفه‌ای بود، انتخاب کرده بودم. وقتی به جواد یحیوی زنگ زدم وقت داشت و دوست دیگرم وقت نداشت. جالب است که یحیوی برای بازی در این فیلم نامزد بهترین بازیگر مرد در جشنواره یاس شد.

چرا فقط از صدای لعیا زنگنه استفاده کردید و تصویری از او در فیلم نمی‌بینیم؟
ابتدا به سراغ خانم هما روستا رفتم. ایشان متن را خوانده بود اما پیام داد که زیاد حال مناسبی ندارد و به همین دلیل نمی‌تواند متن را بخواند. در آن دوره برای فیلمی به کرمانشاه رفته بودیم و به خانم زنگنه گفتم که نقشی در فیلمم هست که فقط نریشن است و دلم می‌خواهد او این نریشن را بگوید تا حس درست را به بیننده منتقل کند. او هم قبول کرد. در واقع مثل همه اتفاق‌های دیگر در این فیلم، ایشان هم وقت داشت و این کار را کرد.

کار جدیدی در دست دارید؟
قبلا فیلمی با عنوان «نفس» درباره دختری ساختم که ۷۵ درصد ریه‌هایش را از دست داده است. با این فیلم توانستیم برای این دختر پول جمع کنیم و او برای جراحی به پاریس رفت و همین کار پایه‌گذار جشنی به نام نفس شد و به واسطه آن با شرکتی آشنا شدم که در برگزاری همایش‌ها با آن‌ها همکاری می‌کردم. این کار کمی من را از فضای سینما و فیلم‌هایم دور کرد اما باعث شد مدیریت کردن را یاد بگیریم و به همین دلیل هم تصمیم گرفتم به جای برگزاری مراسم آئین دیدار، مردم بلیت تهیه کنند و به دیدن فیلم بروند. مدتی است به تلویزیون برگشته‌ام و الان کارگردان برنامه فرکانس هستم. برای آینده هم درنظر دارم فیلم «هفت باران» را در مورد بچه‌های سرطانی را بسازم چون بعد از «نفس» تصمیم گرفتم که سینما برایم ریشه‌های انسانی داشته باشد.

عکس:یاسمن ظهور طلب