هنروتجربه:کارگردان «و کیارستمی ادامه دارد» در نشست نقد و بررسی فیلم در شیراز عنوان کرد که اگر می‌خواستند می‌توانستند قاب بندی‌های زیبایی در این اثر ایجاد کنند اما به چیزی که می‌خواستند، نمی‌رسیدند.

جلسه اکران و نقد و بررسی مستند «و کیارستمی ادامه دارد» عصر روز چهارشنبه، هشتم اسفند ماه با حضور احسان ناجی کارگردان،سحر پرتوی کیان تهیه‌کننده و تصویربردار فیلم و رضا زمانی منتقد سینما در پردیس سینمایی گلستان شیراز برگزار شد.

رضا زمانی در ابتدای این نشست گفت:«از پارسال تا الان این دومین فیلم هنروتجربه است که در مورد عباس کیارستمی ساخته شده.ساخت مستند در مورد فیلم سازان بزرگ موضوع تازه‌ای نیست. چه شد که تصمیم به ساخت این مستند گرفتید؟»

احسان ناجی با بیان این‌که ذات مستند این است که اگر در زمان مناسب سراغ موضوعی نروید، آن موضوع دیگر وجود نخواهد داشت،افزود:«فکر کردم باید به کوکر، رستم آباد و پشته بروم تا ببینم مرگ کیارستمی در آنجا چگونه است. از ابتدا قرار بود یک فیلم کوتاه داستانی باشد، بعد تبدیل شد به کوتاه مستند و در نهایت به یک فیلم بلند مستند همان‌طور که مشاهده کردید. سه روز بعد از فوت ایشان ایده ساخت این مستند به ذهنم رسید و هشت روز بعد کار را شروع کردیم. من قبل از فوت ایشان تعدادی از فیلم‌هایشان را دیده بودم و مطالعه نسبی در مورد کارهایشان داشتم، بعد از این که تصمیم به ساخت این مستند گرفتم، به خاطر احساس وظیفه‌ای که نسبت به این کار و مخاطب حس می‌کردم، فیلم‌هایی را که ندیده بودم، دیدم و مطالعه و تحقیق خیلی زیادی از همه جوانب انجام دادم.»

زمانی در ادامه عنوان کرد:«عده‌ای معتقد هستند این فیلم به نوعی سوءاستفاده از مرگ کیارستمی بود. انگار که گفته باشید حالا که ایشان فوت شدند، برویم در آن منطقه فیلم بسازیم. البته من مخالف این نظر هستم.»

ناجی توضیح داد:«فکر می‌کنم اصولا فیلم‌سازی یعنی سوء استفاده. هر فیلم‌سازی باید نوعی شیطنت داشته باشد. در پلان به پلان این فیلم، الگوی کاری من شیوه تفکر کیارستمی بوده است.»

مجری این نشست هم‌چنین در نقد جزئیات فیلم گفت:«چند وقت پیش مستندی دیدم که یک فیلم‌ساز خانم در مورد برگمان ساخته بود و در آن به دنبال لوکیشن‌های فیلم‌های برگمان بود. با دیدن جست‌وجوهای آن فیلم، به یاد فیلم شما افتادم، به نظر من جست‌وجوها، سوال پرسیدن‌ها، آدرس گرفتن‌ها و پلان‌های مربوط به تک درخت، روند خسته کننده‌ای داشت.»

ناجی در این مورد عنوان کرد:« جست‌وجو و پرداخت به فرعیات برای رسیدن به اصل موضوع را از سینمای خود کیارستمی وام گرفته‌ام. در فیلم «زندگی و دیگر هیچ» هم ما جست‌وجویی برای احمدپورها را می‌بینیم.»

سوال ما راجع به کیفیت این ناراحتی بود و این کیفیت به خاطر نسبت این افراد با کیارستمی متفاوت است. در واقع این سوال دالانی بود برای وارد شدن به بحث در مورد کیارستمی. ما نمی‌توانستیم بدون مقدمه از این افراد بپرسیم کیارستمی سال ۶۵ در این منطقه چه کرده است

در ادامه این جلسه نکته‌ای هم درباره فیلم‌برداری در ماشین عنوان شد:«حسی که از دوربین در ماشین شما گرفتم اصلا خوب نبود و مدام فکر می‌کردم چرا دوربین از داشبورد جدا نمی‌شود. کیارستمی در فیلم‌هایش به فیلم‌برداری در ماشین علاقه داشت و از مناسبت‌های آدم‌ها در اتاق و خانه دوری می‌کرد. اما متاسفانه شما موفق نشدید آن حس و حال را برای من ایجاد کنید.»

ناجی پاسخ داد:«قیاس این فیلم با فیلم‌های کیارستمی اشتباه است. مدیوم فیلم مستند و داستانی  متفاوت است. بسیاری از سکانس‌های این فیلم، برداشت اول است، چون هیچ‌وقت نمی‌توانستیم در برداشت دوم آن‌ها را ضبط کنیم. دوربین غیرمتعادل در مستند، نوعی امتیاز است. ما اگر می‌خواستیم می‌توانستیم قاب‌بندی‌های زیبا درست کنیم، اما به چیزی که می‌خواستیم، نمی‌رسیدیم.»

زمانی سپس به تکرار سوال‌ها در طول فیلم اشاره کرد:«در طول فیلم یک سوال را مدام می‌شنویم، این که «از شنیدن مرگ کیارستمی ناراحت شدید؟» این سوال برای بار اول جالب بود، اما بعد مدام تکرار می‌شود. تکرار این سوال این فکر را به من می‌دهد که کارگردان هیچ ایده و برنامه‌ای برای برخورد و گفت‌وگو با این آدم‌ها نداشته است. البته در جایی که بازیگران اصلی فیلم‌های کیارستمی مثل حسین رضایی یا بابک احمدپور جلوی دوربین شما قرار می‌گیرند، متوجه می‌شوم که کارگردان با گفت‌وگو با آن‌ها می‌خواهد به کجا برسد و وجود یه ایده از قبل را می‌بینم.»

ناجی در توضیح دلایل تکرار سوال‌ها گفت:«سوال ما راجع به کیفیت این ناراحتی بود و این کیفیت به خاطر نسبت این افراد با کیارستمی متفاوت است. در واقع این سوال دالانی بود برای وارد شدن به بحث در مورد کیارستمی. ما نمی‌توانستیم بدون مقدمه از این افراد بپرسیم کیارستمی سال ۶۵ در این منطقه چه کرده است.نمی‌خواهم سینمای خودم را با کیارستمی مقایسه کنم، اما در سینمای کیارستمی هم از یک بحث ساده وارد یک مساله جدی می‌شوند.»

رضا زمانی در پایان این نشست به ارتباط کیارستمی و بازیگران فیلم‌هایش اشاره داشت :«ایرادی که به بعضی فیلم‌سازانی که با نابازیگران خردسال کار می‌کنند وارد می‌کنند این است که چرا بعد از اتمام کار، آن‌ها را رها می‌کنند. عباس کیارستمی این گونه نبوده که صرفا یک فیلم را بسازد و برود جایزه‌هایش را بگیرد که البته اگر بود هم به نظر من ایرادی نداشت. کیارستمی بازیگران فیلم‌هایش را فراموش نمی‌کرد، دستشان را می گرفت و به دنیا معرفی می‌کرد. در فیلم ما این جمله را از همه آنها می‌شنویم که او را پدر دوم خود می‌دانستند.»