هنروتجربه:کارگردان‌های بسته «زمستانه فیلم‌های کوتاه» درباره موضوع نقش مخاطب بر سینما صحبت کردند.

خبرگزاری مهر بهمن ماه سال جاری میزگردی را درباره اکران «زمستانه فیلم‌های کوتاه» در گروه هنروتجربه منتشر کرد که امروز، ۱۰ اسفند نیز بخش دوم این میزگرد را انتشار داده است.در این میزگرد کارگردان‌های فیلم‌های کوتاه زمستانه که این روزها در گروه هنروتجربه در حال اکران هستند، پیرامون نحوه ارتباط این آثار با مخاطبان صحبت کرده‌اند.

امیر شریفی، کارگردان «دیدن» درباره این‌که چقدر فضای داستان را مبتنی‌ بر تصورش از انتظارات مخاطب تنظیم کرده است، گفت:«وقتی قرار است شما فیلم کوتاه بسازید حتماً این دغدغه را ندارید که آیا فیلمم در گیشه می‌تواند ۱۰ میلیارد تومان بفروشد یا نه! بنابراین با دست بازتر و ذهنی‌ نوجوتر می‌توانی سراغ کارهای خلاقانه‌تر در فرم فیلم‌نامه و حتی اجرا بروی. بدون آنکه بترسی از اینکه آیا جواب می‌گیرم یا خیر؟ ‌ از این منظر زمانی که شما فیلم کوتاه می‌سازید، حتماً گروه اصلی مخاطبانتان دانشجویان و علاقه‌مندان سینما و هنر هستند. قشر فرهنگی‌تری که می‌توان در مواجهه با آن‌ها به‌راحتی از الگوها و کلیشه‌های حاکم بر سینمای بدنه فاصله گرفت و سراغ تجربه‌های متفاوت رفت.»

محمد روح‌بخش، کارگردان «تو هنوز اینجایی» نیز در پاسخ به این پرسش عنوان کرد:«مخاطب حتماً در ناخودآگاه شما به‌عنوان فیلم‌ساز حضور دارد و نمی‌توان گفت اهمیت ندارد اما من و خانم پرمر که به‌صورت مشترک این فیلم را کارگردانی کردیم، ‌ تلاش داشتیم تا حد امکان این امر ناخودآگاه را تبدیل به یک متغیر خودآگاه نکنیم. فکر می‌کنم اگر آن ناخودآگاه به‌درستی تأثیر بگذارد حاصل کار می‌تواند ناخودآگاه مخاطب را هم با خود درگیر کند. شاید در همین فیلم نه اما حتماً در فیلم بعدی و یا فیلم بعدتر این اتفاق خواهد افتاد. از این منظر برای من فیلم کوتاه ساختن شبیه «تربیت خود» است. کمااینکه تجربه قبلی من و خانم پرمر یک فیلم کمدی به نام «بارسلونا» بود که تجربه‌های بسیاری هم در آن کسب کردیم و شخصاً احساس می‌کنم از هر فیلمی که می‌سازم چیزهایی در من ته‌نشین می‌شود که شاید سال‌ها بعد تبدیل به یک فیلم کامل شود. در این فرآیند طبیعتاً واکنش‌های مخاطب را هم رصد می‌کنم.»

کتایون پرمر، دیگر کارگردان این فیلم نیز درباره نگرانی نسبت به عدم همراهی مخاطب با ساختار پیچیده فیلم توضیح داد:«واقعیت این است از آنجایی که می‌دانیم مخاطب فیلم کوتاه از چه جنسی است، ‌ در همان مرحله نگارش فیلم‌نامه،نگرانی‌ای از پیچیدگی‌های فرمی نداشتیم. بچه‌های فیلم کوتاه جنس مخاطب خاص خود را به‌خوبی می‌شناسند و به همین دلیل است که همیشه به‌راحتی با ایده‌های نویی که به ذهنشان می‌رسد مواجه می‌شوند و همین دست ما را برای فیلم‌سازی باز می‌گذارد. با توجه به اینکه کاراکتر اصلی ما نابینا بود، منطقی بر فضای فرمی فیلم حاکم بود که باید رعایت می‌شد.»

خسروی‌نژاد، کارگردان «فروزان» در ادامه این بحث افزود:«واقعیت این است که همه ما در فیلم‌سازی حتی برای نمایش در جشنواره‌ها هم که شده به مخاطب فکر می‌کنیم اما مشخصاً درباره «فروزان» اصلاً به فکر مخاطب نبودم. این فیلم برای من حکم ادای دینی به زحمات مادرم را داشت.»

پریسا گرگین کارگردان «و می‌گذریم» نیز در تحلیل نقش مخاطب به دهه ۶۰ اشاره کرد:«ما در دهه ۶۰ شرایطی را در سینما داشتیم که آثار متنوعی ساخته می‌شد و هرکدام هم طیفی از مخاطبان را با خود همراه می‌کرد. از ابراهیم حاتمی‌کیا تا بهرام بیضایی فیلم می‌ساختند و تکلیف مخاطب هم با تنوع این فیلم‌ها مشخص بود. در آن شرایط ما مخاطبانی داشتیم که صف می‌ایستادند تا فیلمی را که انتخاب کرده‌اند تماشا کنند. مخاطبانی که می‌رفتند «فیلم تازه یک کارگردان» را تماشا کنند نه اینکه به صرف حضور یک بازیگر دست به انتخاب بزنند. آن مخاطب، مخاطب حرفه‌ای سینما بود که ما در این سال‌ها او را از دست داده‌ایم. این همان مخاطبی است که می‌گوییم از سینما قهر کرده است. طبق آمار موجود از نظر سنی، مخاطبان امروز سینما، غالباً جوانانی هستند که آن دهه‌های سینمای ایران را درک نکرده‌اند و متأسفانه ذائقه متفاوتی هم پیدا کرده‌اند.»

او افزود:«افسوس ما این است که این مخاطبان جدید آن جنس مواجهه با سینما را تجربه نکرده‌اند و در این شرایط امید داریم که فیلم کوتاه بستری فراهم بیاورد تا این ارتباط بار دیگر احیا شود. ما چنین پتانسیلی را در مخاطبان سینمای ایران داشته‌ایم که به جهت سوگیری اشتباه مدیریت سینما در این سال‌ها آن را از دست داده‌ایم. درباره تجربه شخصی‌ام در فیلم‌سازی طی فرآیندی به این جمع‌بندی رسیدم که چقدر فرآیند تبدیل یک ایده به یک طرح و سپس ساخت آن در قالب یک فیلم برایم لذت‌بخش است.»

سالم صلواتی، کارگردان فیلم «آینه‌های پریده‌رنگ» درباره اینکه چه سهمی برای سلیقه مخاطب مدنظر قرار داده است، عنوان کرد:«زمانی که فیلم‌نامه می‌نویسم، حتماً به مصالح سینمایی ساخت آن هم فکر می‌کنم. فرمول‌ها و ساختارهایی که برای فیلم‌سازی می‌شناسیم، معمولاً برای تجربه‌های اولیه است، ولی از جایی به بعد با توجه به ابعاد قصه تو این اجازه را به خودت می‌دهی که اندکی از قراردادها عدول کنی و مثلاً از فضای رئال به سمت فضای انتزاعی حرکت و مجدد به خط اصلی بازگردی. مهم مصالح و هدف نهایی فیلم‌نامه برای تأثیر بر مخاطب است. در این مقطع است که مشخص می‌شود چقدر انتخاب‌های ما در مسیر ساخت درست و یا غلط بوده است.»

خسروی‌نژاد در بخش دیگری از این میزگرد درباره هنروتجربه گفت:«واقعاً باید سپاسگزاری کرد از گروه هنروتجربه که این فرصت را برای فیلم‌سازان کوتاه به‌وجود آورده‌اند تا آثارشان دیده شود اما بازهم تأکید می‌کنیم که ای‌کاش تمام بار عرضه آثار در این فرآیند به دوش خود فیلم‌سازان نباشد. اگر همه‌چیز بر دوش فیلم‌ساز باشد تا جایی کار پیش می‌رود و بعد همه‌چیز به حالت قبل بازمی‌گردد. از تکرار این تجربه هراس داریم و این دغدغه اصلی ما است. سیستم فعلی تا جایی پاسخگوست و از جایی به بعد این ساختارها هستند که باید شکل بگیرند تا دیگرانی هم در عرصه فیلم کوتاه بتوانند از این ظرفیت استفاده کنند. واقعاً نگاه نسبت به فیلم کوتاه نباید فروش‌محور باشد، معیار در عرصه فیلم کوتاه کیفیت مخاطب است. «هنروتجربه» باید فیلم کوتاه را جدی‌تر بگیرد.»