هنروتجربه:کارگردان و تهیه کننده فیلم «بی صدا» عنوان کرد که اگر روزی سینمای بدنه هم از بین برود، سینمای مستقل به مدد پتانسیل نهفته در اهداف انسانی خویش، همچنان حیات خود را حفظ می‌کند.

باشگاه خبرنگاران جوان با حسین شهابی، نویسنده، تهیه‌کننده و کارگردان فیلم سینمایی «بی صدا» گفت‌وگو کرده است. او درباره ایده فیلم و هدف از ساخت آن گفت:«در فیلم ساختن هدف بدان معنا که استراتژی خاصی برای رسیدن به یک منظور مشخص و معین باشد، وجود ندارد؛ مگر کسانی که پروپاگاندا می‌کنند یا فیلم سیاسی می‌سازند. قبل از هرچیز فیلم‌سازی شغل یک فیلم‌ساز است و قطعاً هرکدام متناسب با روحیات، دانش و توانایی‌های خود اهداف را دنبال می‌کنند. گاه یک جرقه کوچک، باعث شکل گیری ایده اصلی یک فیلم می‌شود.»

او در پاسخ به این پرسش که با توجه به گسترده‌تر شدن سرطان در دنیای امروز نباید فیلم‌های بیشتری در این زمینه تولید شود، عنوان کرد:«به نظرم بیش و پیش از هر چیز آنچه نیاز جامعه امروز ایران است، پرداختن به مساله سرطان اجتماعی است. قصد من هم از ساخت «بی‌صدا» که در ابتدا دوران سرطانی نام داشت، همین بود. اگر اجازه می‌دادند نام این فیلم همان دوران سرطانی بماند، بهتر می‌توانست این تفکر را به تصویر بکشد. سرطان اجتماعی را باید هر نوع دردی دانست که جامعه امروز ما بدان مبتلاست. این بیماری بیشتر جنبه روحی روانی دارد تا جسمی. ابتدا در فکر و اندیشه آدم‌ها رسوخ می‌کند و به تدریج بر جسم‌شان تاثیر منفی می‌گذارد و آن‌ها را دچار نوعی رکود و رخوت و اساساً بی توجهی نسبت به وضعیت جامعه می‌کند. تا جایی که پذیرش بی چون و چرا را بر هر نوع کنشی نسبت به اتفاقات پیرامون‌شان ترجیح می‌دهند.»

او ادامه داد:«سرطان جسمی به عنوان یک بیماری هم خود بی‌تاثیر از چنین وضعیتی نیست و در این شرایط گسترش یافته و گویی به درد مشترک افراد جامعه تبدیل می‌شود. بنابراین سینما نیز باید به آن بپردازد؛ اما سوال اینجاست که سینمای تجاری امروز ما چقدر نسبت به این ماجرا دغدغه‌ دارد؟! چقدر می‌تواند به سودآوری این اندیشه و فیلم‌سازی درباره‌اش بیاندیشد و ریسک آن را به جان بخرد؟! در حالی که مردم عادت کرده یا بهتر بگوییم عادت داده شده‌اند که عمدتاً فیلم‌ سخیف ببینند.»

شهابی درباره وضعیت اکران فیلم گفت:«نمی‌توانم بگویم بله یا نه. به هرحال هنروتجربه نوعی از اکران است و این امکان مهم را فراهم آورده که فیلم‌هایی که قابلیت آشتی‌پذیری با سینمای بدنه را ندارند، رنگ پرده را ببینند و اکران شوند. اگرچه فیلم من پروانه ساخت و نمایش سینمایی داشت و می‌توانست در سینما‌های عادی هم اکران شود، اما بنا به مصلحت‌ هنروتجربه را ترجیح دادیم.»

این کارگردان سپس به نحوه انتخاب بازیگران فیلم اشاره کرد:«من اگرچه در بخش کاملاً خصوصی و بدون هیچگونه حمایتی از سوی دولت فیلم می‌سازم؛ اما متر و معیارم برای انتخاب بازیگر هرگز میزان دستمزد آنها نبوده و نیست. شاید باورش برایتان سخت باشد اما بسیاری اوقات بازیگری را انتخاب کرده و پای قرارداد نشسته‌ام و تازه متوجه شده‌ام که دستمزد او چقدر است.»

او درباره نمایش فیلم در مکان‌هایی که افراد آن با این بیماری دست و پنجه نرم می‌کنند، اظهار کرد:«بله؛ تصمیم داریم در فرصتی مناسب آن را برای بیماران رها شده از سرطان یا درگیر با آن اکران کنیم.»

شهابی در پایان در پاسخ به سوال که آیا دیگر جایی برای ساختن فیلم‌های مستقل در فضای کنونی سینما باقی مانده است، گفت:«فیلم ساختن برای فیلم‌سازان مستقل در هیچ دوره و دولتی کار راحتی نبوده است. آن‌ها در تمام ادوار تنها با تکیه بر توان و باور خود دوام آورده و ماندگار شده‌اند. اعتقاد من بر این بوده و هست که به هر دلیلی اگر روزی سینمای بدنه هم از بین برود، سینمای مستقل به مدد پتانسیل نهفته در اهداف انسانی خویش، همچنان حیات خود را حفظ خواهد کرد. همچنان که تاریخ کوتاه سینما، این را در جای جای دنیا بار‌ها تجربه کرده است.»