هنروتجربه: فیلم «آشغال‌های دوست داشتنی» به کارگردانی محسن امیر یوسفی سه‌شنبه ۱۴ اسفند ماه در دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی به نمایش درآمد و پس از نمایش فیلم نیز دانشجویان حاضر در  نشست نقدو بررسی فیلم سوالات و نقدهای خود را با کارگردان مطرح کردند.

محسن امیر یوسفی در ابتدای صحبت‌هایش به عدم اکران فیلم طی شش سال اشاره داشت:« بعد از شش سال توقیف حالا وقت گفت‌وگو درباره خود فیلم است. در طول این شش سال، مشغول صحبت درباره حل مشکل اکران با سازمان سینمایی وزارت ارشاد و جاهای دیگر بودم ولی حالا باید درباره‌ فیلم صحبت کرد.»

این کارگردان در پاسخ به این سوال که چقدر احتمال توقیف فیلم را می‌داده است، عنوان کرد:« اصلاً احتمال توقیف این فیلم نمی‌رفت، اگر احتمال توقیف می‌دادم هیچ‌وقت یک سال و نیم وقتم را برای ۱۶ بار بازنویسی نمی‌گذاشتم و عاقلانه‌ترین کار این بود که فیلم را با هزینه کم مخفیانه می‌ساختم، چون فکر می‌کنم وقتی به من پروانه ساخت دادند یعنی فیلم هیچ مشکلی ندارد. من هدفم روی پرده رفتن این فیلم بود و شش سال پیش هم گفتم این فیلم باید اولین بار در ایران اکران شود. کار سختی بود و پوستم کنده شد اما بالاخره این اتفاق افتاد و آن چیزی شد که می‌خواستم. در حقیقت این فیلم درباره حلقه گمشده گفت‌و‌گو در فرهنگ و تاریخ اجتماعی بعد از مشروطه است که باید احزابی تشکیل می‌شدند و این کار را انجام می‌دادند.»

امیریوسفی در ادامه توضیح داد:«داستان یک مادربزرگ و چهار عکس لبه طاقچه حکایت همه ماست. زمینه اصلی فیلم از تخیلات مادر بزرگ نشات گرفته و تکنولوژی به ما کمک کرد که این تخیلات را به تصویر بکشیم و قاب‌ها صحبت کنند. داستان منیر خانوم به یک نوعی شبیه داستان «فیل در تاریکی» مولانا است، مثل اینکه این شخصیت (منیر خانم) کبریتی برای ما روشن کرده است و استفاده از ماهواره و تلویزیون بیان کننده نوعی ارتباطات است.»

در ادامه‌ این نشست کارگردان «آشغال‌های دوست داشتنی» درباره‌ دیدگاه یکی از دانشجویان مبنی بر اینکه شخصیت حبیب رضایی در سکانسی از فیلم بیان کننده شخصیت دانشجویان پر از ایدئولوژی‌های درهم است، گفت:« این فیلم را آنقدر جدی نگیرید، مشکل این است مخاطبان ممکن است با هر کدام از نقش‌ها و قاب‌ها دلبستگی پیدا کنند و درباره آن‌ها یک نظری داشته باشند. وقتی دلبستگی با قاب‌ها به وجود می‌آید ممکن است علاقه به فیلم ۵۰ ،۵۰ شود اما خوشبختانه بیشتر افراد همراه منیر بودند و یک نگاه ناظر به نقش‌ها داشتند. امیر شخصیتی است که تلاش می‌کند همه قاب‌ها را برخلاف عقاید شان کنار یکدیگر نگه دارد.»

او درباره حضور کوتاه نگار جواهریان و نقش تاثیرگذارش عنوان کرد: «زمان حضور یک بازیگر در یک فیلم حائز اهمیت نیست و مهم نیست این نقش کوتاه باشد یا بلند، مهم تاثیرگذاری نقش اوست. شخصیت نگین که نگار جواهریان آن را بازی کرد از همین نقش‌ها بود و من خوشحالم که او بازی در این نقش کوتاه را قبول کرد. نگین هم ابتدای کار بود و هم آخر فیلم. مهم‌ترین زمان حضور او در سکانسی است که مقابل قاب‌هاست و عین نسل من و شما با این قاب‌های لب طاقچه برخورد می‌کند، برخوردی بی‌تفاوت و عادی. اما همان برخورد معمولی به یک اتفاق در فیلم تبدیل می‌شود.در این فیلم مهم زاویه دید است. این فیلم گذشته‌ای را نشان می‌دهد که از ما جدا نیست، در زمان حال هم اتفاقات گفت‌وگوها و مذاکرات مذهبی‌هاو… مطرح می‌شود و شاید آن آدم‌ها الان نباشند یا هر کدام در کاری مشغول باشند اما هنوز این گذشته زنده است و نگاه نسل ما به این گذشته دو نوع است. بعضی‌ها با نگاه حبیب رضایی همزاد پنداری می‌کنند که سه قابی که معرف سه طرز فکر متفاوت هستند، به زندگی او گند زدند. بعضی‌ها هم این نگاه را دارند که پایان این تعاملات و گفت‌وگو ها چیست؟ و منظور از این سوال این نیست که این کار بیهوده است، این هم قسمتی از تکامل اجتماع ما است.»

در بخش دیگری از این نشست امیریوسفی در پاسخ به نظر یکی از تماشاگران که معتقد بود در این فیلم امیدی به آینده وجود ندارد، توضیح داد:«اولین بار است این را می‌شنوم‌. در ذات و پایان فیلم امید است. راه حل اینکه امید را بیابیم این است که باید تصمیم بگیریم یکی از قاب‌ها باشیم یا کار دیگری کنیم.در چهلمین سال انقلاب هستیم، چهل سالگی سال خرد و پیامبری است و امیدوارم حالا که این فیلم در چهلمین سالگرد انقلاب اکران می‌شود، مقداری خردورزی را شاهد باشیم. امید در خود ماست. «آشغال‌های دوست داشتنی» در ابتدا تا انتهای یک فیلم است و قرار نیست یک بیانیه سیاسی باشد. جنگ ساده‌ترین راه‌حل است و همیشه این صلح است که سخت است و امیدی که در این فیلم است، به طور خنده‌داری شبیه همان امیدی است که ما در این شش سال برای اکران فیلم داشتیم اما امید به معنای تلاش کردن است و نه اینکه فقط یک موضوع را بخواهیم. در فیلم هم امید این‌گونه است که آیا ما تصمیم می‌گیریم به دنبال «آشغال‌های دوست داشتنی» خودمان برویم؟ آیا در این میزگردی که بین قاب‌هاست، ترجیح می‌دهیم موضع‌گیری محکمی علیه کسی داشته باشیم یا تحت هر شرایط خانواده را حفظ کنیم؟ امید یعنی تلاش کار کردن، امید یعنی با عقل نگاه کنیم نه قلب‌مان. امید یک ضمانت اجرایی می‌خواهد.»

این کارگردان در پایان صحبت‌هایش درپاسخ به این سوال که آیا منیر سمبل مام وطن بوده است، گفت: «این یک بحث کلی است و اگر بخواهیم این‌گونه به این بحث بپردازیم این‌طور به نظر می‌رسد که همه شخصیت‌ها نماد گرایانه هستند. شخصیت قاب‌ها در این فیلم در اوج خود نمایش داده می‌شوند این به این معناست که در ابتدا تمام کاراکترهای فیلم با یک تیپ معرفی می‌شوند و رفته رفته شخصیت‌پردازی می‌شوند. درباره شخصیت مادر هم که تلاش شده نماد یک مام وطن باشد، مادری که همه ما داشتن او را تجربه کردیم، مادری که تلاش می‌کند در هر شرایطی همه خانواده را کنار هم نگه دارد.»