هنروتجربه-کامبیز حضرتی: هادی کمالی‌مقدم و مینا بزرگمهر که ساخت مستندهای «چهره یک چهارراه» و «جریان از یاد رفته شهر» و ویدیو پرفورمنس «دورولوژی» و «تله‌سیتی» را با نگاهی متفاوت به شهر تهران در کارنامه دارند، در مستند داستانی «جنبل» قصه‌ای متفاوت را در ساختاری نو درباره جزیره هرمز روایت می‌کنند. «جنبل» که داستان مردی به نام موسی است، با در هم تنیدن مستند، ویدیو آرت و هنر اجرا (پرفورمنس آرت) کشف و شهود موسی را در هزارتوهای این جزیره اسرارآمیز دنبال می‌کند. موسی با افسون یکی از پریان دریا به نام دخت دیریا، وارد دنیای موجودات خیالی می‌شود. «جنبل» سفری بیرونی به جزیره هرمز اما سفری درونی و انفسی به آیین‌ها و باورهای سنتی جنوب ایران است. با هادی کمالی‌مقدم و مینا بزرگمهر درباره «جنبل» و تجربه ساخت آن به گفت‌وگو پرداختیم.

فیلم «جنبل» حالت تجربی و غیرمتعارفی دارد. ایده چنین فیلم نامتعارفی را چه طور شکل داده و به اجرا درآورید؟
مینا بزرگمهر: فیلم برای ما به شکل یک سفر اتفاق افتاد. فضای آن شبیه پازلی بود که آرام آرام قطعات آن پیدا شده و در کنار هم قرار می‌گرفت. ما با یک ایده کاملا مشخص، تعریف شده از ابتدا و انتها جلو نرفتیم. بلکه با یک ایده اولیه راهی سفر شدیم. می‌دانستیم که می‌خواهیم راهی جزیره هرمز شویم و چون شخصیت موسی کمالی را قبل می‌شناختیم و با داستان‌گویی، نقاشی و فضای موسیقی او آشنا بودیم و به سراغ او رفتیم. ما در سفر قبلی خودمان ماجراهایی درباره ساخت تابلوها و پارچه‌هایی که او لب دریا پیدا می‌کرد از او شنیده بودیم. این آشنایی موتور اصلی حرکت فیلم بود. ما می‌خواستیم داستان موسی را با این پارچه‌ها به تصویر بکشیم. درضمن می‌دانستیم این تابلوها منظر ذهنی موسی و دریچه ورودی به دنیای درونی و ذهنی آدم‌های آن منطقه است. به هرحال در هرمز، آداب وسوم و باورهایی وجود دارد که با قصه‌های فراواقعی آمیخته است و حالت رئالیسم جادویی دارد. وقتی شما در آنجا قرار می‌گیرید از دل گپ و گفت‌های ساده و معمولی ناگهان وارد فضای سوررئالیستی می‌شوید. ما احساس کردیم دنیایی از جنس خیال در آنجا زنده است و سعی کردیم آن را کشف کنیم. انگار خیال در آنجا یک موجود زنده است.

این فیلم‌نامه اساسا برای کاراکتر برای موسی نوشته شد؟
بزرگمهر: فیلم به هرحال مستند و تجربی است و ریشه‌های خودش را از اتفاقات واقعی می‌گیرد. ما براساس شخصیت موسی، آن اقلیم و آداب و رسوم جزیره کار را پیش بردیم. ما قصه‌ای برای خودمان ننوشتیم که آن را در جزیره پیاده کنیم بلکه خودمان جزئی از آن قصه شدیم. آن واقعیت را دریافت کردیم و از جایی به بعد ماهم در کنار آن‌ها شروع به خیال‌پردازی کردن کردیم و جزوی از آن خیال و قصه شدیم.

یعنی اجرا و نوشتن طرح کار به طور همزمان پیش رفت؟
هادی کمالی مقدم: بله، ما از زاویه مستند وارد ماجرا شدیم اما هرچه جلوتر رفتیم با باورها و افسانه‌های آن‌جا بیشتر آشنا شدیم و کم‌کم به دل آن قصه‌ها رفتیم و از دل آن قصه‌ها داستان‌های خودمان بیرون آمد.

در ابتدای فیلم با آیین زار برخورد داریم اما فیلم به سرعت از آن فاصله می‌گیرد. دلیل این تصیم چه بود؟ می‌خواستید از فیلم‌های مشابه آقای تقوایی درباره این آیین فاصله بگیرید؟کمالی مقدم: ما نمی‌خواستیم مساله زار را در فیلم‌مان تعریف کنیم، چون فیلم درباره زار نیست. آیین زار و مراسم آن یک داستان مفصل است که قابلیت دارد در چندین فیلم به آن پرداخته شود. ما سعی کردیم وارد این قضیه نشویم و مراسمی هم که نشان می‌دهیم، مراسمی است که برای جشن و سرور برگزار می‌شود و چندان ارتباط مستقیمی با زار ندارد. در این مراسم سعی‌ نمی‌شود زار کسی بیرون کشیده شود بلکه یک جور سرور و موسیقی‌نوازی آیینی است. توجه داشته باشید که بخش اعظم آیین‌های جنوب کشور از سمت آفریقا و هند وارد شده است.

بزرگمهر: زار جزو معروف‌ترین آیین‌های جنوب است که برای درمان به کار گرفته می‌شود ولی مراسم دیگری در جنوب وجود دارد. ما سعی کردیم بیشتر وارد قصه‌ها و باورها و روایات این‌چنینی شویم. برای همین هم بیشتر روی داستان افسانه‌ای عشق بین آدمیزاد و پریزاد تاکید کردیم که سمبلی از ارتباط انسان جزیره‌نشین با دریاست.

مینا بزرگمهر:ما قصه‌ای برای خودمان ننوشتیم که آن را در جزیره پیاده کنیم بلکه خودمان جزئی از آن قصه شدیم. آن واقعیت را دریافت کردیم و از جایی به بعد ماهم در کنار آن‌ها شروع به خیال‌پردازی کردن کردیم

تاکید شما روی یک رابطه ماورائی در سینماست. از آنجایی که سینما جای نشان دادن است شما چه راهکاری برای عینی کردن این مفاهیم پیدا کردید؟
بزرگمهر: مساله اصلی فیلم عشق است. ما در ابتدای کار از اهل خیال نام بردیم که مردم جزیره به آن جن و پری و باد و زار می‌گویند. کلمه اهل خیال واژه‌ای بود که ما برای پیش بردن داستان‌مان ساختیم تا بتوانیم درباره تمام این موجودات خیالی صحبت کنیم. ما در اول فیلم با نشان دادن پارچه‌ها رابطه بین انسان و دریا و جهان زندگان و مردگان را به نوعی نشان دادیم. این رابطه شبیه عشق است. عشقی که بین خیال و واقعیت وجود دارد. به همین دلیل ما رد این ماجرا را در قصه‌ها گرفتیم و به عشق آدمیزاد و پریزاد رسیدیم. در واقع قصد بازسازی آن داستان‌ها را نداشتیم و ما از جایی به بعد افسانه‌ای ساختیم که زاده ذهن ما سازندگان فیلم است و موسی الهام‌بخش این داستان و هدایت‌گر ما در این دنیا بود. او شخصیتی بومی است که به داستان‌ها اشراف داشت و از طرفی هم کسی بود که تابلوهای خاصی با پارچه‌ها می‌ساخت.

کمالی مقدم: ما از ابتدای فیلم درباره فراموشی در تمام دنیا صحبت می‌کنیم. مردم هرمز هم در بین دریا و خشکی نیز دچار نوعی فراموشی هستند. آن‌ها با آمدن سیمان و آهن که نماد زندگی ماشینی و صنعتی امروز است به نوعی به فراموشی دچار شده‌اند. از یاد بردن این باورها و افسانه‌ها که روز به‌روز کمرنگ‌تر می‌شوند بخشی از این به خاطر نیاوردن است. این افسانه‌ها مدام درحال کمرنگ‌تر شدن هستند و جای خودشان را به آشغال‌ها و زباله‌ها می‌دهند. زباله‌هایی که دارند جزیره را می‌بلعند.

چرا فیلم برای نشان دادن این فضا از مدیوم‌های مختلف استفاده کرد و به شیوه تجربی ساخته شد؟
کمالی مقدم: ما از دریچه ویدئو و پرفورمنس‌آرت وارد سینما شده‌ایم و همیشه یک پای ما در آن سمت است. ما به این فضا اشراف داشتیم و تصمیم گرفتیم این بازی را انجام دهیم. ما در هر کاری اعم از نمایش، تئاتر، سینما و… سعی می‌کنیم آن آیین و بازی خودمان را انجام دهیم. بازی ما در «جنبل» این بود که افسانه‌ای بسازیم و این کار را با مدیوم ویدئو پرفورمنس و ویدئو آرت بود که با آن کار کرده بودیم و تجربه‌اش را داشتیم. ما یک موسی داریم و یک جزیره هرمز با تمام لایه‌های تصویری و بصری آن. در این جا مردمی زندگی می‌کنند با آیین‌ها و باورهای بومی. ما با توجه به این سه بخش «جنبل» را شکل دادیم.

بزرگمهر: ما همیشه به شیوه کارگاهی و تجربی کار می‌کنیم. «جنبل» هم به همین شیوه اتفاق افتاد و یک‌جور بداهه‌پردازی این قطعات را کنار هم قرار دادند. به‌علاوه ما دونفر چون خودمان هم بازیگر هستیم عادت داریم که به صورت فیزیکی با سوژه خودمان درگیر شویم و فقط پشت دوربین نایستیم. ما کاملا وارد داستان می‌شویم و از درون شروع به بازی کردن با ماجرا می‌کنیم. هادی کمال مقدم در فیلم نقش «خن» را بازی کرد و من شدم «دخت دیریا». ما شخصیت‌های خودمان را براساس طبیعت آن‌جا و قصه‌های بومی شکل دادیم. ما کهن‌الگوهای خودمان را در تداوم با فضای جزیره خلق کردیم و یک گفت‌وگوی سه نفره بین من، هادی و موسی شکل گرفت که قصه را پرداخت و شکل داد.

کمالی مقدم: برای ما بداهه‌پردازی و بده‌بستان در اجرا خیلی مساله مهمی است. در این رابطه دو مساله اهمیت دارد اول اینکه فضا چه چیزی به ما می‌دهد و دوم آنکه ما چه چیزی به فضا می‌دهیم. در بداهه‌پردازی این بده بستان متقابل وجود دارد. گاهی فضا و تصاویر به ما می‌گوید چه کار کنیم و در مواقعی هم ما قصه‌ای به آن فضا می‌دهیم. «جنبل» حاصل این بده‌بستان بداهه است. جاهایی را نوشته و اجرا کردیم و بخش‌هایی را آن فضا برای ما نوشته است.

هادی کمالی مقدم:ما یک موسی داریم و یک جزیره هرمز با تمام لایه‌های تصویری و بصری آن. در این جا مردمی زندگی می‌کنند با آیین‌ها و باورهای بومی. ما با توجه به این سه بخش «جنبل» را شکل دادیم

فیلم اجرای سختی دارد. با وجود حضور در پشت و جلو دوربین برای ساخت فیلم چه مشکلاتی داشتید؟
بزرگمهر: دونفر بودن ما به ما کمک می‌کند که جا عوض کنیم و راحت‌تر از جلو دوربین به پشت آن منتقل شویم. برای ما این شیوه اجرای بدیهی است چون ما این شیوه را برای کارکردن بلد هستیم.

کمالی مقدم: اجرای این کار پیچیده است و به همین دلیل فیلم هفت سال طول کشید. برای ما جذابیت کار در همین بده‌بستان و از کار بیرون رفتن و داخل آن شدن است.

بزرگمهر: البته فیلم‌برداری کار در همان سال ۱۳۸۹  و طی پنج ماه انجام شد. اگرچه بعدا هم برای گرفتن تصاویر بیشتر به جزیره سفر کردیم. اما پست‌پرداکشن کار خیلی طول کشید و دلیل آن این مساله است که فیلم کاملا فیلم مستقلی است و ما هیچ بودجه‌ای نداشتیم. زمانی که تدوین تمام شد و موسیقی کارش را آغاز کرد ما توانستیم از مرکز گسترش سینمای مستند کمک‌هزینه بگیریم تا هزینه پست‌پروداکشن را بدهیم.

علی مصفا به عنوان تهیه‌کننده چه زمانی به کار اضافه شد؟
بزرگمهر: علی مصفا هم در مرحله پست‌پروداکشن اضافه شدند و کمک کردند تا هزینه‌ها و امکانات پست‌پروداکش مهیا شود و فیلم به نتیجه برسد. او دفترشان را کاملا در اختیار ما قرار دادند و ما کار را به ثمر رساندیم. اما کارهای تولید فیلم اعم از صدابرداری، فیلم‌برداری، تدوین و… را ما دو نفر انجام دادیم و واقعا با پول توی جیب‌مان فیلم ساختیم.

کمالی مقدم: فیلم کاملا لوباجت ساخته شد.

طول کشیدن فیلم به دلیل آماده نبودن طرح فیلم نبود؟
بزرگمهر: طرح فیلم در زمانی که داشتیم آن را می‌ساختیم مشخص شده بود. مساله این بود که ما در جست‌وجوی یک زبان جدیدی بودیم که بتواند مستند، داستان و فضاهای پرفورمنس را به هم نزدیک کند. در ضمن باید برای گذران زندگی کارهای دیگری می‌کردیم و همین موضوع باعث طول کشیدن نسخه نهایی فیلم شد.

عکس:یاسمن ظهورطلب