هنروتجربه: فیلم«پرویز» که در در سینماهای گروه هنروتجربه اکران شد، بسیاری برای اولین بار با چهره لوون هفتوان آشنا شدند و غافلگیر و حیرت‌زده از بازی منحصر به فرد این هنرمند. تعدادی گمان کردند این اولین نقش‌آفرینی اوست اما لوون هفتوان با پیشینه تئاتر و نمایش در«پرویز» درخشید و البته باید از تجربه حضوری کوتاه در «کوچه‌های عشق» خسرو سینایی هم یاد کرد. بعدها در آثار دیگری هم‌چون «مردی که اسب شد»،«یک دزدی عاشقانه»،«دراکولا»،«کوپال»،«هجوم»،«کار کثیف» و…هم شمایل خاص و ویژه خود را به نمایش گذاشت.هفتوان در ۱۹ اسفند سال ۹۶ بر اثر سکته قلبی درگذشت و حدود یک ماه بعد از این واقعه،فیلم «کوپال» به کارگردانی کاظم ملایی بر پرده سینماهای هنروتجربه آمد فیلمی که به شدت متکی به بازی و «حضور» لوون هفتوان بود. در مطلب پیش رو به بهانه اولین سالمرگ این هنرمند، بخشی از صحبت‌های هنرمندانی که با لوون هفتوان در آثار مختلف همراه بودند را انتخاب و منتشر می‌کنیم. متن کامل این مطالب در ماهنامه شماره ۹ هنروتجربه منتشر شده‌است.

مثل یک فرشته بود/ خسرو معصومی
….زمانی که لوون درگذشت و خبر درگذشت او را شنیدم، در سفر شمال بودم. تصورش را داشتم. چون هنوز صدای خس‌خس‌هایش در گوشم بود. اصلا با خودم فکر می‌کردم آیا لوون هفتوان می‌تواند بدون آنکه خس‌خس کند، دیالوگ بگوید؟ روز اول که برای قرارداد «کار کثیف» به دفتر آمد، سینه‌اش بسیار خس‌خس می‌کرد. دفتر ما در طبقه چهارم قرار داشت و من فکر میکردم دلیل این نفس‌نفس زدن پله‌های زیاد دفتر ما باشد. اما این مسئله ادامه پیدا کرد. هرچند که خس‌خس سینه او به شخصیت مستان فیلم من می‌خورد.
زمانی که برای قرارداد «کار کثیف» آمده بود، گفت من در فیلم قبلی ۴۰ میلیون دستمزد گرفتم. من گفتم ما ۱۵ میلیون بیشتر نداریم. او بلافاصله جواب داد که ببینید، مشکل من پول نیست. من برمی‌گردم خانه و قرارداد را با قسط اول برای من بفرست. من باور نمی‌کردم که در فیلم حاضر شود. تا زمانی هم که سرصحنه ظاهر نشد، باور نمی‌کردم که برای بازی در این فیلم بیاید.
لوون بسیار سرصحنه دقیق بود و نظر کارگردان را می‌پذیرفت. او صادقانه آنچه را که می‌پذیرفت، ارائه می‌داد. من با پدرام شریفی در صحنه کل‌کل داشتم تا به شخصیت نزدیک شود. اما به لوون می‌گفتم این‌طوری است و همان را که می‌خواستم، اجرا می‌کرد. من از بازی هردو آن‌ها راضی هستم و پدرام هم بازیگر بااستعدادی است.
لوون هفتوان یک شخصیت دوست‌داشتنی بود. در زندگی‌اش همان آدمی بود که روی پرده می‌بینیم. ساده و صمیمی و البته بدون جنبه‌های منفی و سویه‌های بد شخصیت‌هایی که اجرا می‌کرد. او بسیار آدم‌ها را دوست داشت و رفیق بود. درست مانند فرشته بود و سر سوزنی کینه به دل نمی‌گرفت.

موجه و درست بازی می‌کرد /ژاله صامتی
در فیلم «دراکولا» ساخته رضا عطاران با لوون هفتوان برخورد داشتم. او را آدم خوش‌برخورد و مهربانی یافتم، اما در این فیلم تقریبا بازی مشترک  و رودررویی نداشتیم و در حد دو روز کاری تماس با همدیگر داشتیم.  می‌دانستم لوون هفتوان سابقه کار طولانی مدت در تئاتر دارد و بازی او را در «پرویز» دیده بودم.
بازی لوون هفتوان را در فیلم مجید برزگر دوست داشتم. او خیلی خوب در این فیلم ایفای نقش کرده است و با همین فیلم هم در ذهن من یادآوری شد. بازی او در «دراکولا» هم خوب است. او بازیگری بود که در نقش‌هایی که انتخاب می‌کرد، جا افتاده بود و بسیار موجه و درست بازی میکرد.
لوون هفتوان معمولا نقش‌های منفی را انتخاب کرده است. من به‌عنوان بازیگر تجربه کار کردن در نقش‌های منفی را ندارم و فکر می‌کنم  بازی در نقش منفی کمی سخت‌تر است. البته باید یادآوری کنم که برای بازیگر حرفه‌ای نقش منفی یا مثبت تفاوت چندانی ندارد. بازیگر باید بتواند نقش‌های مختلف را درست و باورپذیر ارائه دهد. اما معمولا واکنش‌هایی که به نقش منفی داده می‌شود، متفاوت‌تر  از بازیگرانی است که در نقش‌های مثبت بازی میکنند. …در دنیای بازیگری بازیگر آنچه را در درون خود دارد، بالا می‌آورد و آن را نشان می‌دهد. اما هرچه نقش از خود واقعی بازیگر و کسی که قرار است آن نقش را ایفا کند، دورتر باشد، از نظر اجرا  و نشان دادن لایه‌های داستانی سخت‌تر است. لایه‌ها و صفات منفی در همه ما بازیگران به شکل رقیق‌تری وجود دارد، اما اجرای آن از نظر من سخت‌تر است، چون دورتر از خود واقعی و عمومی ماست. از این بابت لوون هفتوان توانست نقش‌های سخت و پیچیده منفی را بهدرستی ایفا کند.
فیلم «پرویز» فیلمی شخصیت محور است و جزو دغدغه‌های من به‌عنوان بازیگر قرار دارد. ما بارها دیدهایم کسی که در همسایگی و در دور و اطراف ما زندگی می‌کند و کسی هم از او سراغ نمی‌گیرد، ناگهان کار عجیب و غریبی انجام داده است. منظورم کار بد و منفی نیست، چه بسا یک کار خلاقه انجام دهد. این توجه هنرمندانه به این اتفاقات که حول وحوش دغدغه‌های انسانی است، مورد توجه و علاقه من است. من به سینمای اجتماعی که شبیه زندگی باشد، علاقه دارم و این علاقه از انتخاب‌های من در آثار سینمایی مختلف قابل ردیابی و تشخیص است؛ حالا فرقی نمی‌کند ژانر فیلم کمدی باشد یا جدی. لوون هفتوان انسان بسیار درستی بود. هیچ چیز بدی از او ندیدم و همکاری خوبی با هم داشتیم. یادش گرامی.

در توانایی بازیگری لوون شبهه‌ای وجود ندارد/لیلا زارع
در فیلم «غیرمجاز» به کارگردانی حسین یکتاپناه با لوون هفتوان همکار بودم. او آدم بسیار نازنینی است. در این فیلم ما بازی رودررو با یکدیگر نداشتیم و من یک برخورد کوتاه با او در دفتر تهیه کننده داشتم. صحبت‌های خاصی بین ما ردوبدل نشد و این دیدار ۱۰ دقیقه‌ای بیشتر طول نکشید، اما برای من فرصت مغتنمی بود که با او از نزدیک آشنا شوم.
پیش از آن و حتی بعد از آشنایی با او تعریف او را از آدم‌های مختلف بارها و بارها شنیده بودم و می‌دانستم که چه انسان منحصربه فردی است. بازی‌هایش را هم در فیلم‌های مختلف دیده بودم و از تسلط و اشرافش به بازیگری آگاه بودم. او سابقه بازیگری طولانی مدت در تئاتر را هم داشت.
با اینکه لوون هفتوان فیلم‌های خیلی زیادی بازی نکرده بود، اما برای همه ما چهره‌ای شناخته شده بود. او نقش‌های خوب بسیاری بازی کرده بود و حضورش در «خندوانه» رامبد جوان او را به همه معرفی کرد و باعث شد همگان چهره و مهربانی ذاتی او را بشناسند. هنوز دعای خوب تحویل سال او در خاطرم مانده است. اصلا درباره بازیگری و توانایی لوون هفتوان هیچ شک و شبهه‌ای وجود ندارد و همه به استعداد و توانایی او آگاه هستند.
فیلم «پرویز» ساخته مجید برزگر اولین کاری بود که با بازی لوون دیدم و زمانی که به او و  فعالیت‌هایش در سینما فکر می‌کنم، بیش از همه او را با این نقش بهخاطر میآورم. اما لوون هفتوان کاراکتر و شخصیتی مخصوص به خود داشت که بیشتر از همه شخصیت خودش در خاطرم مانده است. لوون هفتوان را با لوون هفتوان به‌خاطر می‌آورم، چون او شبیه خودش بود، نه شبیه نقش‌های مختلفش در آثار سینمایی. او یک بازیگر درجه یک در عرصه تئاتر و علاوه بر آن در سینما بود. درگذشت او و رفتنش از میان ما واقعا باعث تاسف و تاثر است. نمی‌دانم او به آرزوهایش در سینما رسید یا نرسید و حتی نمی‌توانم او را قضاوت کنم، اما مرگ او بسیار اثرگذار و تلخ بود. ای کاش طولانی‌تر در کنار ما می‌ماند.

جواهر سینمای هنروتجربه بود/ مزدک میرعابدینی
پیش از همکاری در فیلم «مردی که اسب شد» ساخته امیرحسین ثقفی، لوون هفتوان را می‌شناختم و درباره اخلاق و هنر او حرف‌های خوبی شنیده بودم. او یک بازیگر تئاتر درجه یک و یک انسان منحصربه فرد بود که در اطرافیانش احساس خوبی ایجاد می‌کرد.
به یادم دارم زمانی را که با لوون هفتوان و محمود نظرعلیان مشغول دورخوانی فیلم «مردی که اسب شد» بودیم. او در آن جلسه احساس خاصی را در من برانگیخت. متوجه شدم که او با تمام وجود در دورخوانی شرکت می‌کند و روی دیالوگ‌ها و متنی که قرار است در آن بازی کند، تعصب دارد. او در تمرینات خیلی خیلی جدی بود. این تجربه دورخوانی و این جدیت در کار مهم‌ترین خاطره‌ای است که از او به یاد دارم.
به نظر من لوون هفتوان شخصیت اصلی فیلم «مردی که اسب شد» است. او در کنار محمود نظرعلیان فضای جنون و عدم سلامت عقل را زیر سوال می‌برند. انگار به‌تدریج و در طول فیلم روند تبدیل شدن فرد به اسب را به زبان تئاتر و تا مرز دیوانگی پیش می‌برند. باید بگوییم این نقش بسیار با کاراکتر و مشخصات فیزیکی او تناسب داشت.
…. فکر می‌کنم لوون هفتوان برای سینمای هنروتجربه یک جواهر بود. مثال اعلا و بارز آن بازی او در فیلم «پرویز» بود….. بازی او در فیلم «پرویز» بسیار باورپذیر بود. کسانی مانند سعید آرمند که صبغه تئاتری لوون هفتوان را به‌خوبی می‌شناختند، می‌دانستند که او بازیگری تلاشگر و انسانی با پشتکار و اهل صلح بود. او یک بدمن خوب بود، چون آدم‌های صاف و ساده همیشه خوب هستند. آن‌ها می‌توانند یک نقش منفی را با خوبی درونی خودشان درست و جذاب ارائه دهند تا مخاطب به خوبی آنها را بپذیرد.
باور من این است که شخصیت بد در سینما چندبعدی است. درحالی‌که نقش‌های منفی در صدا و سیما تک بعدی و فاقد لایه‌های عمومی شخصیتی هستند. حتی شخصیت‌های دوست‌داشتنی هم در سینما چندبعدی هستند. اساسا درام و داستان پردازی سینما از زمانی آغاز می‌شود که مشکلی در زندگی شخص به وجود می‌آید. سینما در چنین روزی به سراغ سوژهاش می‌رود و او را پیدا می‌کند. این اصل در مورد فیلم کمدی هم صادق است. در هر فیلمی انتخاب آن روز به خصوص و آن اتفاق مهم است. «پرویز» هم از این قاعده مستثنا نیست. کاراکتر پرویز آدمی است که در یک روز خاص از این همه در حاشیه قرار گرفتن و بی‌توجهی به ستوه می‌آید و طغیان می‌کند.

به نقش‌های منفی جان می‌داد /امیرحسین رستمی
….آشنایی من با لوون قدیمی‌تر از «یک دزدی عاشقانه» است، اما در این فیلم بود که واقعا با هم رفیق شدیم. او یک آرتیست درجه یک و یک هنرمند متعهد به کارش بود که هم تئاتر را خوب می‌شناخت و هم در سینما درجه اول بود. جمع شدن این دو خصوصیت مثبت در یک نفر کار بسیار سختی است، اما لوون هفتوان واجد این دو خصوصیت خوب بود.
…لوون هفتوان در کارش خیلی جدیت داشت و رفتارهای مناسبی از خودش نشان می‌داد. وقتی سر صحنه حضور داشت، آدم پرانرژی و پرجنب وجوشی بود. زمانی هم که کارش تمام می‌شد و مشغول استراحت بود، در یک گوشه می‌نشست و کاری به دیگران نداشت تا مزاحمتی برای کسی ایجاد نکند، اما حواسش بود که اگر به او احتیاج باشد، چگونه به کمک دیگران بیاید. یکی از مشخصات او این بود که در سر کار با همه دوست می‌شد. من هم به عنوان بازیگر این رفتار را در خودم دارم. اساسا در هر پروژه‌ای با همه دوست می‌شوم و همه افراد برایم یک جایگاه را دارند. سعی می‌کنم با همه افراد انسانی رفتار کنم و مراقب رفتار و اعمالم با دیگران باشم. لوون از این منظر هم بسیار شایسته بود و با کمال اخلاق و انسانیت با همگان رفتار می‌کرد.
لوون هفتوان در سینمای ایران نقش‌های مختلفی را بازی کرد و در این زمینه هم منحصربه فرد بود. او به نقش‌های منفی جان می‌داد و آن‌ها را برای ما باورپذیر می‌کرد. زیبایی درونی و شیرینی ذاتی‌اش باعث می‌شد در نقش‌های منفی نیز حلاوت و شیرینی ذاتی‌اش نمود پیدا کند. او یک بدمن دوست‌داشتنی در سینمای ایران بود و کاری می‌کرد که دلت برای او تنگ شود. اگرچه او در سینما بدمن بازی می‌کرد، اما در زندگی شخصی و اجتماعی‌اش یک گودمن نیک‌نفس و یک انسان صاف و زلال بود که کینه و کدورتی از اشخاص به دل نمی‌گرفت. این همه مشخصات خوب در شخصیت، هنر و اخلاقیات باعث شده است که لوون در ذهن و ضمیر ما ماندگار شود…