هنروتجربه:جلسه نقد و بررسی فیلم «پناه» با حضور احمد بهرامی، کارگردان و حسن مهدوی صداگذار و رضا زمانی منتقد سینما عصر روز چهارشنبه ۲۸ فروردین ماه در پردیس سینمایی گلستان شیراز برگزار شد.

در ابتدای این نشست رضا زمانی نکاتی را در مورد فیلم مطرح کرد:«بخش مهمی‌از این فیلم سکون و سکوت است و نکته مثبتی که درآن می‌بینم، انتقال این سکون و سکوت است و درواقع سکوت کویر خیلی خوب به مخاطبان منتقل می‌شود. در این میان مشکلی که داشتم نریشن فیلم بود که به نوعی توضیح واضحات است و نکته‌ای به فیلم اضافه نمی‌کند.»

بهرامی‌ در مورد استفاده از گفتار متن توضیح داد:«این فیلم قبل از اکران در ایران، بدون نریشن و موسیقی در جشنواره‌های خارجی نمایش داده شد، اما برای اکران در ایران به توصیه تعدادی از دوستان نریشن و موسیقی را به فیلم اضافه کردیم تا کمی ‌از کند بودن ریتم فیلم کم شود. ما ایرانی‌ها عادت به قصه شنیدن داریم تا دیدن.شخصا موافق نریشن نبودم و ترجیح می‌دادم اگر قرار است چنین اتفاقی بیافتد از ابتدا نریشن نوشته می‌شد، اما به همان دلیلی که گفتم یک روز قبل از اکران نریشن به فیلم اضافه شد.»

در ادامه مجری نشست سوالی را در مورد طراحی صدای فیلم مطرح کرد:«در این فیلم می‌بینیم، توریست‌ها به شکل کاریکاتورگونه و به عمد، سر و صدای زیادی ایجاد می‌کنند و در تقابل با سکوت کویر، این سر و صداها اضافی است. چطور به این بازی بین سروصدا و سکوت کویر رسیدید؟ »

مهدوی در این مورد پاسخ داد: «برای طراحی صدای چنین فیلمی‌ باید در این جغرافیا زندگی کنم. به همین دلیل ما مدتی را در کویر مصر زندگی کردیم و صداها را ضبط کردیم تا بتوانیم به بهترین نحو طراحی صدا را انجام دهیم. »

در بخش دیگری از این نشست درباره فیلم‌برداری فیلم سوال شد. بهرامی ‌در این مورد عنوان کرد:«تورج اصلانی مشاور پروژه بود و برادر ایشان فیلم‌برداری را انجام داد. آقای اصلانی پیشنهاد دادند که به خاطر این که در کویر هیچ چیز عمودی نیست و همه چیز گسترده است، از لنز آنامورفیک استفاده شود و به صورت تک لنز و با سه پایه فیلم‌برداری کردیم تا به سکون و سکوت کویر برسیم. قاب‌بندی فیلم جزء نکات مثبت فیلم است، به دلیل این که آقای اصلانی عکاس هستند و قاب‌بندی‌های مناسبی را انتخاب می‌کردند.»

در ادامه این نشست کارگردان فیلم در مورد شرایط ساختن این اثر توضیح داد:« دوازده سال پیش که برای اولین بار برای عکاسی به آن منطقه رفتم، هنوز مانند امروز توریستی نشده بود و حتی آسفالت  هم نبود. بعد از آن سالی حداقل یک بار به آنجا رفتم و تغییر بافت و حتی فرهنگ مردم را مشاهده می‌کردم. این فیلم سه سال پیش فیلم‌برداری شده، اگر الان ساخته شود باز هم نسبت به قبل تغییر کرده و مردم نسبت به توریست‌ها پذیرش بیشتری پیدا کرده‌اند.»

در بخش دیگری از این نشست یکی از حاضرین نکته‌ای را در مورد بازی نسبتا ضعیف بازیگران مطرح کرد. بهرامی‌ در پاسخ گفت:« ایده خود من این بود که با پناه راه بیافتم و فیلم بگیرم و در نهایت با تدوین مناسب یک فیلم مینی‌مال بسازم. وقتی با نابازیگر کار می‌کنی باید بودجه و زمان مناسب داشته باشی تا ساعت‌ها بتوانی با آن‌ها کار کنی و بازی بگیری. من نمی‌خواستم به‌خاطر فضای فیلم از بازیگر حرفه‌ای استفاده کنم و قبول دارم که تجربه کار با نابازیگر را هم نداشتم و این را قبول دارم که نتواستم به خوبی از آن‌ها بازی بگیرم.»

در پایان این نشست نکاتی هم در مورد مضمون فیلم عنوان شد.مهدوی در این مورد توضیح داد:« نسل ما دچار یک بی‌پناهی شده و در این فیلم اختلاف نسل‌ها به چشم می‌آید. پناه می‌خواهد به شهر برود، شادی می‌خواهد از ایران برود، اما عبدالحسین ۶۰ سال پای عشقش مانده و جاودانه شده است.»

بهرامی‌ هم افزود:« نوع زندگی پناه را در چنین محیطی تجربه کرده‌ام . من تا ۲۵ سالگی در یک روستا زندگی کردم و در سن ۱۵- ۱۶ سالگی فکر می‌کردم که چرا در تهران نیستم که بتوانم برای تفریح به جایی بروم. در محیط زندگی من از بعدازظهر به بعد کسی را در کوچه ها نمی‌دیدید. دغدغه پناه رفتن است ولی رفتن اراده می‌خواهد و پناه بین ماندن و رفتن،در مورد عشقش،در مورد گلستان و حتی در مورد پدرش، مردد است .»