هنروتجربه _ سحر آزاد:انیمیشن «بدو رستم بدو» انیمیشنی ایرانی است که در کنار دیگر آثار مجموعه «بهاریه فیلم‌های کوتاه» در سینماهای هنروتجربه درحال اکران است. این انیمیشن برداشتی طنز و آزاد از تراژدی رستم و سهراب است که در آن رستم پهلوان ملی ایران باید به آینده سفر کند و به تهران امروز بیاید تا آنچه را که بر سر فرزندش سهراب آورده، جبران کند. در شهر تهران او نمی‌داند راه قانونی را برای رسیدن به هدف مشروع خود برگزیند یا راه غیر قانونی را و همین موضوع فیلمی می‌شود برای بیان دغدغه‌هایی که به گفته حسین ملایمی سال‌ها همراهش بوده است.

با توجه به هزینه‌های تولید انیمیشن چطور تصمیم گرفتید با هزینه شخصی بسازید؟
وقتی می‌خواستم فیلم را بسازم خیلی به هزینه و سود آن فکر نکردم و نسبت به آن احساس رضایت می‌کردم. این فیلم در واکنش به یکسری دغدغه‌هایی که داشتم، ساخته شد. به لحاظ مضمون هم احتمال می‌دادم پیداکردن تهیه‌کننده‌ای که نخواهد در کار دخالت کند، خیلی راحت نیست و هم اینکه پیدا کردن تهیه‌کننده و سرمایه‌گذاری که مطلوب باشد، طول می‌کشد و به هیچ عنوان نمی‌خواستم زمان را از دست بدهم، چون چند کار دیگر هم داشتم که عقب افتاده بود.با خودم گفتم این کار را می‌سازم حالا اگر به فروش برسد که چه بهتر اما اگر نشد به عنوان یک احساس وظیفه نسبت به آنچه در فکرم بود، فیلم را ساخته‌ام.

این تجربه چطور بود و اگر باز هم بخواهید سراغ ساخت انیمیشن بروید با هزینه شخصی کاری را تولید می‌کنید؟
اگر به لحاظ مالی توان داشته باشم بله اما ترجیح می‌دهم دیگر این کار را نکنم چون این فیلم برایم خیلی هزینه‌بردار بود. با توجه به نبود ثبات اقتصادی اتفاق‌هایی هم می‌افتد که فیلمی را با مرکزی یا ارگانی شروع می‌کنیم اما به دلیل نوسانات اقتصادی هزینه‌ای که در ابتدا مقرر کردیم، دیگر کافی نیست و در آن صورت مجبور می‌شوید بخشی از هزینه‌ها را برعهده بگیرید اما در مورد این‌که بخواهم فیلمی را از صفر بسازم ترجیح می‌دهم این کار را نکنم. «بدو رستم بدو» کاری بود که مجبور شدم انجام دهم اما دیگر این کار را دیگر نخواهم کرد.

ایده فیلم از کجا آمد و چطور شد تصمیم گرفتید رستم را به زمان حال بیاورید؟
این فیلم نمادگرایانه است و داستان فیلم صرفا درباره دارو و درمان، رستم و سهراب، بوروکراسی و.. نیست. دغدغه‌ای است که سال‌ها همراهم بود چون احساس می‌کردم در حد خودم باید به مخاطب تلنگری بزنم. ایده اولیه کار مربوط به دوره دانشجویی کارشناسی ارشدم بود که انیمیشن می‌خواندم و می‌خواستم این کار را برای پایان نامه‌ام بسازم،منتهی نتوانستم آن موقع آن را بسازم و ۶_۷ سالی در آن وقفه افتاد و ساخت فیلم به حدود سال ۸۷ رسید. مشکلاتی در جامعه وجود داشت که تصمیم گرفتم با ساخت یک فیلم نمادگرایانه، دغدغه‌هایم را بیان کنم و تلنگرم را به جامعه بزنم حالا اینکه چقدر موفق شده، بحث دیگری است.

وقتی می‌خواستم فیلم را بسازم اصلا هدفم جشنواره‌های بین‌المللی نبود و مخاطب ایرانی در ذهنم بود پس به هیچ عنوان خودم را در استفاده از المان‌های محلی و بومی محدود نکردم اما بعدا در جشنواره‌های خارجی اتفاق‌های خوبی برای فیلم افتاد

این انیمیشن در جشنواره‌های خارجی هم نمایش داده شده است. از آنجا که موضوع فیلم از یک اسطوره ایرانی بهره برده، واکنش‌ها چگونه بود؟
وقتی می‌خواستم فیلم را بسازم اصلا هدفم جشنواره‌های بین‌المللی نبود و مخاطب ایرانی در ذهنم بود پس به هیچ عنوان خودم را در استفاده از المان‌های محلی و بومی محدود نکردم اما بعدا در جشنواره‌های خارجی اتفاق‌های خوبی برای فیلم افتاد. حتی شک داشتم که ممکن است مخاطب خارجی درکی از آن پیدا کند اما این‌طور نبود. خودم در جشنواره‌ها حضور نداشتم اما نماینده دفترمان در لهستان و فرانسه می‌گفت مخاطب کاملا با فیلم ارتباط برقرار می‌کند ،حتی با توجه به اینکه باید مدام زیرنویس بخواند. در برخی از مناطق مثل اروپای شرقی، اروپای جنوبی و فرانسه مردم خیلی ارتباط برقرار کردند. در برخی نقاط آمریکا، هندوستان و آسیای جنوب شرقی هم ارتباط بیشتر بود. شاید به دلیل این‌که در برخی از کشورها مثل سوئیس و..کمتر متوجه این موضوع می‌شدند چون کمتر دچار چنین مشکلاتی بودند اما در لهستان می‌گفتند همین مشکلاتی که در فیلم گفته شد برای آن‌ها هم ملموس است. خوشخبتانه هم از نظر ارتباط با مخاطب هم از نظر جوایز، فیلم بازخوردهای خوبی داشت.

الان که فیلم در داخل کشور اکران شده است، از واکنش مخاطبان ایرانی خبر دارید؟
در چند سالنی که حضور داشتم، بازخوردها خیلی خوب بود. کسانی که متوجه این اکران شدند و توانستند به دیدن فیلم بروند واکنش خیلی خوبی داشتند، منتهی کسانی هم هستند که نمی‌دانند «بهاریه فیلم‌های کوتاه» درحال اکران است. خواهش من از هنروتجربه این است که حداقل، حمایتی که از سه گروه قبلی شده از گروه ما هم بشود. اگر بتوانیم تبلیغات‌مان را بالا ببریم به دیده شدن فیلم‌ها خیلی کمک می‌کند و اگر مردم به دیدن فیلم‌ها بیایند حتما راضی بیرون می‌روند چون بیشتر کسانی که به دیدن این فیلم‌ها رفته بودند خیلی راضی بودند.

مخاطب انیمیشن در ایران بیشتر چه کسانی هستند؟
این تصور وجود دارد که انیمیشن مال کودکان است در صورتی که بیننده بسیاری از انیمیشن‌های تولیدشده در ایران کسانی هستند که مخاطبان اصلی‌شان بزرگسالان هستند. ازآنجاکه ما قانون کپی رایت نداریم انیمیشن‌های خارجی به راحتی به ایران می‌آیند و مخاطبان زیادی دارند اما انیمیشن‌های ایرانی مجالی برای عرضه ندارند. حالا اینکه انیمیشن «بدو رستم بدو» در میان فیلم‌های هنروتجربه به نمایش درآمده است، خیلی خوب است اما در مجموع انیمیشن‌های ایرانی جایی برای عرضه ندارند. قبلا حمایت صداوسیما از تولید انیمیشن بیشتر بود اما الان به دلیل مسائل اقتصادی و دیگر مسائل این حمایت کمتر شده است. ظرفیت خیلی خوبی از نظر تولید، استعداد و مخاطب برای انیمیشن وجود دارد اما فعلا خیلی توجهی به این ظرفیت‌ها نمی‌شود.

این تصور وجود دارد که انیمیشن مال کودکان است در صورتی که بیننده بسیاری از انیمیشن‌های تولیدشده در ایران کسانی هستند که مخاطبان اصلی‌شان بزرگسالان هستند. ازآنجاکه ما قانون کپی رایت نداریم انیمیشن‌های خارجی به راحتی به ایران می‌آیند و مخاطبان زیادی دارند اما انیمیشن‌های ایرانی مجالی برای عرضه ندارند

مشغول ساخت یک کار دیگر به نام «دختر جنوب» بودید. آن به کجا رسید؟
من و خانم شیرین سوهانی به طور مشترک کارگردانی این فیلم را برعهده داریم که از «بدو رستم بدو» سنگین‌تر است. مرحله تولید این کار به تازگی شروع شده و همانطور که برای «بدو رستم بدو» پیش‌تولید طولانی داشتیم برای این کار هم پیش‌تولید طولانی داشتیم چون اعتقادمان بر این است که یکی از نقاط ضعف فیلم‌سازی انیمیشن ایران اختصاص ندادن زمان کافی برای پیش تولید است.

چقدر پیش تولید «بدو رستم بدو» زمان برد؟
چون به صورت پراکنده انجام شد نمی‌توانم زمان دقیقی بدهم اما حدود دو سال پیش تولید داشتیم. برای «دختر جنوب» هم دو سال پیش تولید شبانه‌روزی و سنگین داشتیم.

این فیلم هم قرار است از اسطوره‌ها استفاده کند؟
«دختر جنوب» فیلمی کاملا متفاوت است و اصلا از اسطوره‌ها استفاده نمی‌کند، فضای طنزی ندارد، کاملا تراژیک است و از تکنیک دو بعدی استفاده می‌کند اما با تفاوت‌هایی نسبت به «بدو رستم بدو». گرافیک آن به کار رئال نزدیک‌تر و درباره پدر و دختری است که با هم چالش‌هایی در دنیای معاصر دارند.