هنروتجربه-کامبیز حضرتی: نشست نقد و بررسی «بی‌صدا» به کارگردانی حسین شهابی روز یک‌شنبه پانزدهم اردیبهشت ماه درخانه هنرمندان برگزار شد. در این نشست علاوه بر حسین شهابی کارگردان این فیلم شادی حاجی‌مشهدی منتقد سینما حضور داشت.

شادی حاجی‌مشهدی در ابتدای این نشست با توجه به کارنامه حسین شهابی عنوان کرد: «آخرین فیلم این کارگردان که تقریبا همزمان با ساخت «بی‌صدا» تولید شد، «آزادی به قیدشرط» است. در این فیلم بایک زندانی مواجه هستیم که دوران محکومیت طولانی خودش را طی می‌کند اما به قید شرط آزاد می‌شود. اما دوباره در جامعه دچار خشونت شده و چالش پیش روی او باعث می‌شود که لجام گسیختگی شخصیتی و اجتماعی گریبانگیرش شود. «حراج» فیلم دیگر این کارگردان نیز درباره یک زوج است که زن نمی‌داند آیا شوهرش به او خیانت کرده است یا نه.»

او ادامه داد: «نکته قابل توجه درسینمای حسین شهابی چه در فیلم  «حراج» و چه در شخصیت ساغر فیلم «بی‌صدا»، بها دادن به شخصیت‌های زن است. ساغر در «بی‌صدا» تا آخر تلاش می‌کند شوهرش را از فرجام تلخ سرطان دور نگاه دارد. در فیلم «روز روشن» هم با شخصیت زنی مواجه هستیم که برای اثبات بی‌گناهی‌اش تلاش می‌کند. «بی‌صدا» که پیش از این از آن با نام «دوران سرطانی» از آن یاد می‌شد،فیلمی پراز صدا و دیالوگ است و مانیفست فیلم را از زبان کاراکترها می‌شنویم اما اگر چالش سرطان را لمس کرده باشیم،موضوع فیلم برای ما تازگی ندارد.»

حاجی مشهدی در بخش دیگری از صحبت‌هایش از آثار سینمایی که در آن‌ها به موضوع سرطان پرداخته‌شده،اشاره داشت: «فیلم‌هایی همچون «نیمرخ‌ها» ایرج کریمی، «هرشب تنهایی» رسول صدرعاملی، «قرنطینه» منوچهر هادی، «از کرخه تا راین» ابراهیم حاتمی‌کیا، «سارا» داریوش مهرجویی و… با موضوع سرطان در سینمای ایران ساخته شده‌اند. فیلم«بی‌صدا» هم سعی می‌کند با پرهیز از احساسات گرایی این کار را انجام دهد و پازل فیلم وقتی کامل می‌شود که تماشاگر به کاراکترها نزدیک شود. البته ممکن است نتوانیم به کاراکترها نزدیک شویم و دلایل آن به مسائل فیلم یا همذات‌پنداری نکردن مخاطب با فیلم برمی‌گردد.»

او درباره فضای فیلم عنوان کرد: «شاید بهتر بود بعضی سکانس‌ها از جمله سکانس مهمانی که در آن اطلاعات داستانی ردوبدل نمی‌شود، حذف می‌شد. شهابی کارگردانی است که سینما و قواعد آن را می‌شناسد ولی فیلم فضایی تلویزیونی پیدا کرده‌است. به نظر من پرنماد و نشانه‌ترین سکانس فیلم در پشت بام رخ می‌دهد. در پس‌زمینه پیرزن و پیرمردی را می‌بینیم اما در انتهای کار پیرزن تنها نشسته است. کاش حضور چنین نشانه‌هایی در فیلم بیشتر بود. در فیلم داستانک‌هایی وجود دارد که کمکی به پیشرفت ماجرا نمی‌کند اما پاساژی است که فکر ما را از سرطان بیرون می‌آورد اما کاش این بخش‌ها کوتاه‌تر بود و تکرارهای آن مانند خراب بودن زنگ در یا اناردانه کردن زن، کمتر می‌شد. با این وجود حرف‌های فیلم درست و حقیقی است.»

در ادامه این نشست حسین شهابی، کارگردان و تهیه‌کننده «بی‌صدا» درباره دلیل انتخاب موضوع سرطان برای فیلمش گفت:«از نزدیک با مشکل بیماران سرطانی آشنا بودم اما این‌گونه که خودم یا اطرافیانم درگیر این بیماری باشند، نبوده است. البته یکی از دوستان نزدیکم به بیماری سرطان مبتلا شد لذا در طول تلاش‌هایی که برای مداوای او انجام می‌دادیم، با واقعیت‌هایی درباره این بیماری آشنا شدم که من و حتی بسیاری از افراد شاید از آن خبر نداشته‌باشند. دیدن این واقعیت‌ها محرک اصلی برای نوشتن فیلم‌نامه شد. البته تلاش کردم با روایت این قصه به بخشی از مشکلات جامعه امروز نیز بپردازم. هرچند مخاطبان اصلی این فیلم بیماران سرطانی و خانواده‌های آن‌ها هستند و مهم‌ بود که فیلم در جشنواره نمایش داده شود یا مخاطبان از آن استقبال کنند. البته متاسفانه سازمان‌های دولتی و غیردولتی که در خصوص بیماری سرطان و کمک به این بیماران فعالیت می‌کنند از ساخت فیلم حمایت نکردند و من آن را با هزینه شخصی خودم ساختم.»

این کارگردان هم‌چنین درباره شکل‌گیری ایده و قصه این فیلم عنوان کرد:«هر فیلم‌سازی در کارنامه کاری‌اش یک فیلم شخصی دارد و این شاید همان فیلم شخصی من است. شخصی به این معنا که فیلم‌ساز دوست دارد، بدون توجه به مناسبات اکران و خوشآمد این و آن، شخصی‌ترین حرفش را بگوید و البته این فیلم‌ها همیشه با فراز و فرودهای بسیاری همراه هستند. موضوع و محتوای اثر از اندیشه‌های فیلم‌ساز ریشه می‌گیرد و براساس همان اندیشه، فرم و منطق روایت خود را پیدا می‌کند. من بیشتر از روایت تکراری از اشتباه در روایت کردن می‌ترسم و البته زمانی که این ترس برطرف می‌شود، کار خودم را آغاز می‌کنم.»

این کارگردان درباره معیارهایش در انتخاب بازیگران فیلم سینمایی «بی صدا» توضیح داد:«این نقش‌ها بر اساس پارامترها و مشخصه‌هایشان به بازیگران سپرده شد که البته هر یک به دلایل متفاوتی بودند، اما همین‌قدر می‌توانم بگویم که هیچ انتخابی به هیچ دلیلی به من تحمیل نشده است، حتی اگر نتیجه کار به میزان انتظارم نبوده باشد. من به بازیگری تکنیکی اعتقاد ندارم و از پیام دهکردی خواستم که خلع سلاح شده و بدون توجه به مسائل تکنیکی وارد فیلم شود و اجرای نقش کند. ما حدود چهارماه و نیم در باره این موضوع تمرین داشتیم.»

او ادامه داد: «من مبانی سینما را بلد هستم و می‌دانم چه طور کادربندی کنم یا برای فستیوال‌ها فیلم بسازم اما مخاطب هدف من در این فیلم جامعه سرطانی‌ها بوده است. شاید باید این فیلم را به آن‌ها نشان می‌دادم و در هنروتجربه به طور عمومی اکران نمی‌کردم. در نمایش‌هایی که افراد سرطانی حضور داشتند هیچ‌کدام ناراحت نشدند و من به سرطانی‌ها وفادار بودم. ما به عنوان سازندگان چنین آثاری و دیگران که دغدغه‌شان حرف‌هایی است که در این فیلم زده می‌شود باید با صبوری رفتار کنیم زیرا  می‌دانیم با چنین فیلم‌هایی در زمان اکران چگونه برخورد می‌شود .حتی من در زمان ساخت تلاش کردم، این صبوری و آگاهی را به بازیگران و عوامل پشت دوربین نیز منتقل کنم.»

او افزود: «به همین دلیل بازیگران و هنرمندانی که با من همکاری می‌کنند رفتارشان بسیار متفاوت با تهیه‌کننده و کسی است که فیلم‌های گرانقیمت و پرفروش می‌سازند و باید با صبوری و آگاهی این گونه فیلم‌ها را ساخت تا به مرور زمان تماشاچی با نگاه کردن به این فیلم‌ها ذائقه‌اش تغییر کند.»