هنروتجربه- سحر آزاد:پویا نبی با فیلم «خوابگردها» یکی از پنج کارگردانی است که اثرش در بسته «بهاریه فیلم‌های کوتاه» در سینماهای هنروتجربه درحال اکران است. فیلم او با الهام از یکی از کتاب‌های زیگموند فروید ساخته شده است و ما را به چالش میان واقعیت و خیال و این تردید می‌برد که واقعیت‌های ما چقدر برگرفته از خیال‌ها و رویاهامیان هستند. با پویا نبی که پیش از این هم  دو فیلم کوتاه در هنروتجربه اکران شده‌اند، درباره «خوابگردها» و اشتیاقش برای تجربه‌های فرمالیستی گفت‌وگو کردیم. 

از دو فیلم کوتاه قبلی‌تان خیلی راضی نبودید و گفته‌اید در «خوابگردها» تلاش کردید ضمن برطرف کردن مشکلات قبلی‌ها، مواردی را هم رعایت کنید که زیباشناسانه باشد. این موارد چه بودند؟
سه فیلم قبلی، فیلم‌هایی حاصل ذوق‌زدگی جوانانه بودند و وقتی جوانان می‌خواهند به فیلم کوتاه ورود کنند، تنها ساخت فیلم کوتاه برایشان مهم‌تر است تا اینکه چگونه فیلم بسازند. در مورد من این موضوع در سه فیلم اتفاق افتاد، برای بعضی‌ها حتی به فیلم هفتم یا هشتم رسیده است. هنگام ساخت فیلم دو ماجرا داشتم. یکی بحث طراحی داستان بود. منهای فیلم اولم «ماه عسل» که در هنروتجربه اکران شد، از ساختار داستانی دو فیلم بعدی‌ام اصلا راضی نبودم. از طرفی یک گرفتاری هم داشتم چون سینمای کوتاه به لحاظ داستان‌پردازی خیلی مناسب کار من نبود یعنی امکان اینکه شما یک داستان پرفراز و فرودی را تعریف کنید، حداقل در حوزه تخصصی من نبود. در نتیجه فکر کردم حالا که نمی‌توانم یک داستان کلاسیک با سروته جدی داشته باشم، یک تجربه فرمالیستی داشته باشم یعنی فیلمی که اساسا مبتنی بر داستان خطی نیست بلکه بازی روایی انجام می‌دهد و انگار کلاژ یکسری تصاویر را می‌بینیم. یکی دو سال قبل هم کتاب «تفسیر خواب» را از زیگموند فروید خواندم و در یکی دو فصل مباحثی داشت که برایم مهم بود. در این فصل‌ها گفته می‌شد:«آنچه ما در زمان حال و آینده تجربه می‌کنیم از خواب‌های ما نشات می‌گیرد.»، آنقدر این بازی را ادامه می‌داد که این مساله مطرح می‌شد که آنچه می‌بینید چقدر واقعی و خواب است؟ این شروع یا ایده اولیه «خوابگردها» بود. در مورد بخش فنی هم همین‌گونه بود. همیشه برایم تکنیک خیلی مهم است و عاشق اجزای فنی یک فیلم هستم تا بخش تالیفی ماجرا و دوست دارم مدل‌های مختلف سینما را در ابعاد تکنیکی مختلف بسازم. اگر روزی به سینمای بلند بروم دوست دارم فیلم‌نامه کس دیگری را کار کنم یا در نهایت در نوشتن فیلم‌نامه مشارکت داشته باشم اما این‌که به طور کامل بخش نوشتاری فیلم دستم باشد، خیلی برایم جذابیت ندارد و بخش قاب بندی، میزانسن، تدوین، صداگذاری، هدایت بازیگرها و..برایم جذاب‌تر است. «خوابگردها» این ویژگی را داشت. اساسا قصه‌ای که قرار بود در یک عمارت مخروبه رخ دهد و تصاویری که در ذهنم بود، این امکان را میسر می‌کرد فیلمی بسازم که اتفاقا بخش اجرایی و فنی‌اش ارجح‌تر از داستانگویی باشد. خیلی از دوستان در هنروتجربه یا در نمایش‌های جشنواره‌ای می‌گویند فیلمت را دوست داریم اما کارگردانی فیلم خیلی بهتر از فیلم‌نامه‌اش بود و اتفاقا در پاسخ می‌گویم همین را می‌خواستم و از این موضوع ترسی ندارم. اگر این اتفاق‌ها در فیلم‌های قبلی‌ام رخ می‌داد شاید تصادفی یا حاصل غریزه بود اما الان آگاهانه یک فیلم تکنیکال محور با یک قصه فرمی را روایت می‌کند. با وجود آنکه یکسری از بخش‌های فیلم‌های قبلی‌ام را دوست دارم اما «خوابگردها» را اولین فیلم کوتاهم می‌دانم.

اصولا سینما به مفهوم شیطنت برایم خیلی جذاب است. مشکلی که با سینمای بلند و بعضا سینمای کوتاه دارم این است که خیلی آپارتمانی و محافظه‌کار شده و شیطنتی در آن شکل نمی‌گیرد. تا جایی که بتوانم سعی می‌کنم از مدل قصه‌های محافظه‌کار فرار کنم

و این تجربه فرمالیستی چگونه بود؟ باز هم می‌خواهید آن را ادامه دهید؟
اصولا سینما به مفهوم شیطنت برایم خیلی جذاب است. مشکلی که با سینمای بلند و بعضا سینمای کوتاه دارم این است که خیلی آپارتمانی و محافظه‌کار شده و شیطنتی در آن شکل نمی‌گیرد. تا جایی که بتوانم سعی می‌کنم از مدل قصه‌های محافظه‌کار فرار کنم. اگر شرایط فیلم کوتاه بعدی یا فیلم سینمایی‌ام فراهم شود، تمام تلاشم این است که همین مدل را ادامه دهم. این به معنای تکرار «خوابگردها» نیست. ممکن است یک فیلم کمدی ابزورد باشد. به‌هرحال تمام تلاشم را می‌کنم در دام درام اجتماعی آن‌هم از جنسی که این سال‌ها متداول شده و جریان آقای فرهادی و سعید روستایی آن را دامن زد، نیافتم.

چقدر مراحل ساخت طول کشید و انتخاب بازیگران چطور بود؟
فیلم‌های قبلی بیشتر این‌طور بودند که حالا یک فیلمی بسازم اما این فیلم کمی آگاهانه‌تر اتفاق افتاد و عوامل و نمایش در جشنواره‌ها خیلی برایم در اولویت نبودند بلکه چگونگی این‌ها برایم مهم بود. خب همین‌ها ترمز شما را به عنوان فیلم‌ساز می‌کشد. کمااینکه از فیلم قبلی‌ام تا «خوابگردها» دو سال و نیم فاصله افتاد و همین جور که الان هم از «خوابگردها» نزدیک دو سال می‌گذرد. نوشتن فیلم‌نامه تا بازنویسی حدود دو ماه طول کشید و نکته مهمی که در فیلم برایمان دردسرساز شد، پیدا کردن لوکیشن بود. چون لوکیشن دراین فیلم یک کاراکتر است و از همان دیالوگ‌های اول به آن اشاره مستقیم می‌شود. حدود دو ماه و نیم دنبال یک عمارت مخروبه بودیم که صرفا فقط مخروبه نباشد و جذابیت‌های سینمایی هم داشته باشد مثلا دنبال عمارتی بودیم که فیلم «آسمان زرد کم عمق» در آن روایت شد و به طراح‌ها آن مدل فیلم‌ها را نشان می‌دادم. همه جای تهران و حتی خارج از تهران را هم گشتیم اما عمارت مطلوب را پیدا نکردیم البته خانه‌هایی هم بود که دست ورثه بودند یا مصادره‌ای و امکان فیلم‌برداری در آن‌ها نبود. فیلم حتی تا مرحله توقف هم پیش رفت و یک ماه کار را تعطیل کردیم تا اینکه کامیاب امین عشایری طراح صحنه فیلم تماس گرفت و گفت که خانم آیدا پناهنده فیلم «اسرافیل» را در لوکیشنی می‌سازد که به لحاظ دیواربندی، رنگ و…به آنچه در ذهنمان است، نزدیک است و خودمان هم می‌توانیم ۵۰ درصد دیگر را با یکسری طراحی‌ها بسازیم. کامیاب و گروهش چهار،پنج روز زودتر در آنجا مستقر شدند و خرده‌کاری‌ها، ترک‌ها و..را به کار اضافه کردند. فیلم‌برداری در چهار جلسه انجام شد و چهار پنج ماه هم مراحل فنی و بعد از تولید را گذراندیم، چون صدای فیلم باید غنی می‌بود و بخش عمده‌ای از فیلم باند صوتی مفصلی داشت و باید رویش کار می‌شد.

واکنش تماشاگران تاکنون چگونه بوده‌است؟
آنچه از همان اول می‌دانستم این بود که در مورد همه فیلم‌های این‌چنینی که روی زمین سفتی بازی نمی‌کنند،یعنی زمینی که امتحان پس داده شده باشد، معمولا دو نظر وجود دارد: یا می‌گویند بد بود و خوشمان نیامد یا می‌گویند عالی بود و خوشمان آمد. این موضوع را از مرحله نگارش می‌دانستم و همین‌گونه هم شد. یک‌عده می‌گویند فیلم خوب نیست و یک‌عده خیلی آن را دوست دارند، حتی کسانی هستند که در شبکه اینستاگرام صفحه‌ام را دنبال می‌کنند و من اصلا آن‌ها را نمی‌شناسم اما می‌بینم به دیگران توصیه می‌کنند این فیلم را ببینند.

حالا که برای اولین فیلم بلندتان پروانه ساخت گرفته‌اید،فکر می‌کنید باز هم به فیلم کوتاه برگردید؟
به طور قطع  فیلم کوتاه را خیلی دوست دارم و رسانه خیلی جذابی است چون سینمای ایران به دلیل مناسبات مالی، خیلی جای شیطنت به فیلم‌سازان نمی‌دهد و همه را یک‌جور می‌خواهد اما فیلم کوتاه جایی است که حداقل می‌توانید خودتان باشید. البته حقیقت این است که دیگر به هر طریقی نمی‌خواهم فیلم بسازم یعنی اگر شرایط تولید مهیا باشد و بتوانیم فیلمی را در آرامش و با یک گروه خوب بسازم حتما استقبال می‌کنم اما این روزها انجمن سینمای جوان وضعیت نرمالی ندارد، صنف فیلم‌های کوتاه تقریبا دو سه ماهی است که هیات مدیره ندارد و وضعیت جوری است که نمی‌دانم وضعیت فیلم کوتاه به کجا می‌رسد اما اگر شرایط فراهم شود خیلی دوست دارم فیلم کوتاه بسازم. البته انجمن دفاع مقدس هم پیشنهادهایی برای ساخت یک فیلم کوتاه داده است، امیدوارم شرایط آن‌ها مهیا شود که بتوانم فیلم کوتاهی بعد از فیلم سینمایی‌ام بسازم.

عکس:یاسمن ظهورطلب