هنروتجربه- کامبیز حضرتی: «اسرار دریاچه» اولین بار در دوازدهمین جشنواره سینما حقیقت به نمایش درآمد و توانستهم  نظر منتقدان و کارشناسان و هم تماشاگران را به خود جلب کند. «اسرار دریاچه» را می‌توان مستندی با رویکرد علمی ،پژوهشی دانست که در آن تولید دانش هم شده‌است.این مستند در مورد منطقه باستانی تخت سلیمان و دریاچه‌ای است که برای قرن‌ها راز و رمز خود را داشته و داستان‌ها و افسانه‌های زیادی در مورد آن گفته شده است. گروه فیلم‌برداری این مستند برای اولین‌بار توانسته‌اند عمق دریاچه را ببینند و حتی موفق به کشف جانوری شده‌اند که احتمالا پس از بیرون آوردن آن از دریاچه باید رویش نامگذاری کنند. با آرمین ایثاریان کارگردان، پژوهش‌گر و تهیه‌کننده و پویان آقابابایی مدیر فیلم‌برداری این مستند به گفت‌وگو نشستیم.

بخش دوم گفت‌وگو

در فیلم «اسرار دریاچه» دو خط موازی تاریخی و جغرافیایی وجود دارد. تاکید فیلم بر کدام بخش است؟
آرمین ایثاریان: عملا تفکیک این کار خیلی ساده نیست، ‌به خاطر این‌که مجموعه تخت سلیمان به جهت جغرافیایی به شکل یک مقصد است. یعنی جایی نیست که شما از کنار آن رد شوید و بعد به جایی دیگر برسید. در واقع یک مسیر کوهستانی نیم دایره یا نعل اسبی دارد که در طول تاریخ به همین جهت مورد توجه  بوده. در این منطقه جغرافیا است که تاریخ مربوط به خودش را تعریف کرده و در طول فراز و فرودهای تاریخی این وجهه یا این تشکل حفظ شده است. به عبارتی دیگر عملا تاریخ و جغرافیا آن‌جا با همدیگرعجین شده‌اند. حالا در این شرایط من به‌عنوان فیلم‌ساز ‌طبیعتا باید ترکیبی از مجموع این‌ها را به مخاطبم منتقل کنم و در ضمن به این سوالات هم پاسخ دهم که این‌جا چرا به لحاظ تاریخی مهم است و اصلا چرا مهم شده؟ طبق اسناد موجود، این منطقه دست‌نیافتنی بوده و گنجینه‌ها را در آن نگهداری می‌کردند. پشت کوه بلقیس یک منطقه وسیعی وجود داشته که پادگان‌های ساسانی در ارتفاعات به آن اشراف داشتند و می‌توانستند در صورت حمله اقوام خارجی متوجه تحرکات شده و با آن‌ها مقابله کنند، پس این ناحیه به لحاظ ژئوپولوتیک نیزاهمیت داشته‌است.از سویی دیگر ما با مجموعه‌ای از کهن الگوها و اسطوره‌ها که بعضی اوقات کاملا ضد و نقیض هستند، رو‌به‌رو بودیم. بنابراین مجبور شدیم یک راه میانه‌ای را باز کنیم و بدون تمایل و تاکید بر هرکدام از این سویه‌ها، فقط تعریف کنیم در آنجا چه چیزهایی وجود دارد و برای نمایش در بین آن‌ها دست به گزینش بزنیم. در واقع سختی کار این‌جا بود که ما باید میان مباحث جغرافیایی و مثلا مباحث ژئوفیزیک و علمی منطقه و مباحث تاریخی و اسطوره‌ای و بحث‌های علمی اکتشافی دریاچه، یک راه میانه‌ای را پیدا می‌کردیم تا مخاطب بتواند با آن ارتباط بگیرد، حوصله‌اش سر نرود، و به انتها برسد. در واقع چالش اصلی، عبور از میان تمام این مجموعه‌های تخصصی گسترده‌ای بود که هر کدام یک موضوع کارشناسی مجزا است.

فیلم بالغ بر یک ساعت است. در این مدت باید تمام محوطه تاریخی را نشان می‌دادید و از نماهای غیرتکراری استفاده می‌کردید. چه تمهیدی به کار بستید که این تصاویر تکراری نشود؟
پویان آقابابایی: ما اولین باری که برای بازبینی لوکیشن به منطقه رفتیم، ‌با مجموعه‌ای از بقایا و خرابه‌های باستانی مواجه شدیم. شما به‌عنوان توریست در آن منطقه با باقیمانده‌هایی از بناهایی عظیم مواجه می‌شوید و می‌توانید تصور کنید که این محوطه در گذشته چه شکوهی داشته، چه تمدنی این‌جا بنا بوده و چه آدم‌هایی در آن زندگی می‌کردند، ولی وقتی دوربین را می‌گذاری، دیگر فقط خرابه است. این را چطور می‌شود تصویر کرد؟ برای این کار ما با هم خیلی صحبت کردیم. برای شروع کارمان تصمیم کارگردان این بود که  چند تایم‌لپس ‌طولانی‌مدت بگذاریم برای معرفی شرایط تقویمی منطقه . کل این منطقه را بازدید کردیم . مدام می‌رفتیم و جاهای مختلف را می‌دیدیم. در نهایت تصمیم گرفتیم چون فیلم در مورد تمدنی است که دوران باشکوهی را این‌جا گذرانده و الان فقط ویرانه‌هایی از آن باقی مانده، به آن شکوه توجه داشته باشیم. درست است که فیلم ما در وهله اول یک فیلم اکتشافی و پژوهشی است، ولی باید بتوانیم گذر زمان و نابودی این تمدن را هم ببینیم. بر اساس دکوپاژ در فیلم حدود ۲۰۰ پلان گذر زمان وجود دارد که آن حس را کاملا تشدید کرده؛ برای هر کدامش هم از چهار ساعت تا یک سال زمان گذاشتیم. ما تک پلانی داریم که گرفتنش یک سال زمان برد.

آرمین ایثاریان:سختی کار این‌جا بود که ما باید میان مباحث جغرافیایی و مثلا مباحث ژئوفیزیک و علمی منطقه و مباحث تاریخی و اسطوره‌ای و بحث‌های علمی اکتشافی دریاچه، یک راه میانه‌ای را پیدا می‌کردیم تا مخاطب بتواند با آن ارتباط بگیرد، حوصله‌اش سر نرود، و به انتها برسد. در واقع چالش اصلی، عبور از میان تمام این مجموعه‌های تخصصی گسترده ای بود که هر کدام یک موضوع کارشناسی مجزا است

موضوع فیلم درباره یک تمدن است که به لحاظ تاریخی دوره‌های مختلف باشکوهی در آن‌جا وجود داشته ولی الان به قول شما ما با یک ویرانه‌ای سروکار داریم که اتفاقا تصاویر شما بر روی این ویرانی‌ها باید سوار شود. این‌جا چالش زیادی هست، یعنی در این تایمینگی که فیلم دارد، چه روندی باید طی شود تا هم تصاویر تکراری نباشد و هم آن وجه پژوهشی‌اش باقی بماند؟
آقابابایی: چند عامل اصلی برای دراماتیزه‌کردن تصاویر یک فیلم وجود دارد. مهم‌ترینش نور است، بعد جای دوربین، بعد حرکت و… تصاویر فیلم کاملا متفاوت از مواجهه یک آدم معمولی  با آن منطقه است و آنچه موجب این تفاوت شده،زاویه دوربین یا جای دوربین است. دوربین ما یا در ارتفاع ۴۰۰ متر تا ۸۰۰ متری قرار گرفته، یا چسبیده به زمین در ارتفاع پنج سانتی‌متری است. بنابراین تصاویر کاملا تصاویر متفاوتی هستند.از سویی دیگر شما گذر زمان را در پلان‌های یک ثانیه، دو ثانیه، ۱۰ ثانیه و ۵/۱ دقیقه‌ای می‌بینید، و این روند ناخودآگاه در ذهن تماشاگر گذر زمان را ایجاد می‌کند.

اشاره کردید که فضایی را در نظر داشتید نمایش دهید که توریست نمی‌بیند. به همین دلیل با تعدد پلان‌های هوایی مواجه هستیم یا اینکه دلتان می‌خواست گستره‌ آن‌جا را به ما نشان دهید؟
آقابابایی: استفاده از تصاویر هوایی  یکی از تمهیداتی است که برای تصویر کردن یک فیلم می‌تواند استفاده شود و انتخاب این نگاه از سوی کارگردان فیلم انجام شد تا به تصویر جامع و روشنی در ذهن مخاطب دست پیدا کنیم. می‌خواستیم گسترده آن‌جا را نشان دهیم، حتی در پلان‌های دیتیل‌مان هم تصاویر هوایی زیادی داریم. تکنولوژی فیلم‌برداری هوایی طی ده سال اخیر به سینمای ایران اضافه شده و فیلم‌های مختلفی از آن استفاده کرده‌اند ولی در اغلب این آثار تصاویر هوایی، جنبه تزئینی دارند و دکوپاژشده و در خدمت فیلم نیستند. با این منطق در تصاویر فیلم از پلان‌های هوایی استفاده کردیم ؛ ولی درست و با دکوپاژ مناسب. ما برای تقریبا همه پلان‌های‌مان، به‌جز زیر آب که اصلا نمی‌دانستیم فضا چگونه است استوری بورد دقیق داشتیم، ‌یعنی از روی استوری بورد آن‌ها را گرفتیم. بنابراین تصمیم گرفتیم بخش مهمی از پلان‌های فیلم، پلان هوایی باشد و تقریبا پلان تکراری نداریم. حتی همین الان هم با راش‌های باقیمانده می‌شود پنج فیلم دیگر با همین تایم  بدون یک پلان تکراری ساخت. از سویی دیگر برای گرفتن همه این پلان‌ها در تایم مناسب تلاش بسیاری کردیم.اساسا طبیعت دائم در حال تغییر است،نور کاملا در حال تغییر است به همین دلیل اگر یک پلان را در زمان مناسب ثبت نکنی، دیگر آن را از دست می‌دهی و برای تکرارش باید مدت‌ها صبر کنی. خیلی وقت‌ها ما در شرایط نوری مناسب پلانی را می‌دیدیم اما آن موقع ابزارمان کامل نبود و بعد از یک هفته یا ده رور که به منطقه برمی‌گشتیم با شرایطی کاملا متفاوت مواجه می‌شدیم. بنابراین مجبور بودیم گاهی یک سال برای گرفتن پلان مورد نظرمان صبر کنیم.طی این مدت همه نکات یادداشت می‌شد و سال بعد، همان موقع و در آن شرایط مناسب به منطقه می‌رفتیم و پلان‌ها را می‌گرفتیم.

ایثاریان: ببینید شما وقتی با یک مجموعه تاریخی مواجه هستید،برای این‌که بتوانید دید کافی به مخاطب بدهید، نماهای هوایی خیلی موثر است و می‌تواند آن چشم‌انداز را به صورت کامل معرفی کند.در واقع از زاویه پایین اصلا این امکان وجود نداشت که به محوطه نزدیک شویم و هیمنه‌ وعظمت آن را منتقل کنیم. ما این منطقه را از زاویه‌ای می‌بینیم که به صورت معمول مردم نمی‏‌توانند، ببینند. این منظری است که می‌تواند به یک تصویر کلی از شکوه و به رخ کشیدن آن منطقه منتهی شود. البته در نماهایی که انگار یک فرد یا یک آدمی دارد در منطقه قدم می‌زند، زاویه دوربین تغییر کرده و پایین می‌آید تا آن عظمت را با جزییات بیشتر به تصویر کشد.

فکر کردم یک ایده خیلی کلی‌تری در فیلم وجود دارد، چون ما اوایل پلان‌های هوایی زیادی داریم اما وقتی که اکتشاف دریاچه شروع می‌شود، تصویر جزئیات بیشتری پیدا می‌کند.
ایثاریان: دقیقا همین است. ما ابتدا  به یک تصویر کلی رسیدیم و این‌که مشخص کنیم به طور کلی با چه ماهیتی مواجه هستیم و در مرحله بعد وارد جزییات شدیم و این‌که چگونه خشت به خشت این‌ها کنار هم قرار گرفته و آن جنبه‌های تاریخی چگونه در کنار همدیگر معنا پیدا می‌کنند. بخش‌های زیرآبی هم که کلا لحن کاملا متفاوتی دارد و تصاویری است که پیش از این، نه کسی دیده بود، نه خودمان دیده بودیم و برای بار اول با آن مواجه می‌شدیم. طبیعتا سعی کردیم این توازن را در فیلم حفظ کنیم.

این پلان‌های هوایی نشان می‌دهد که انسان در برابر طبیعت حقیر است و بزرگی منطقه را منتقل می‌کند.
آقابابایی: اگر توانسته باشیم این تصویر را ایجاد کنیم، در واقع می‌توانیم خوشحال باشیم که به نتیجه رسیدیم.

چقدر زمان برای فیلم‌برداری تایم لپس گذاشتید، گفتید که برای نشان دادن پلان‌های گذر زمان‌ حدود یک سال زمان گذاشتید. روند این یک سال گرفتن چگونه بود؟
آقابابایی:این پلان‌های گذر زمان الان در خیلی جاهای دنیا کاربرد دارد و تصاویر شگفت‌انگیزی را ایجاد می‌کنند. ما سعی کردیم این شیوه فیلم‌برداری دقیقا در خدمت فیلم باشد. در این روش،پلانی که مثلا چهار ساعت روی آن وقت می‌گذارید، در نهایت در فیلم چهار ثانیه می‌شود. تصاویر فریم به فریم ثبت می‌شوند، یعنی شما یک فریم می‌گیرید، ۳۰ ثانیه صبر می‌کنید، دوباره یک فریم می‌گیرید و بعد از ۳۰ ثانیه فریم بعدی و در نهایت وقتی این فریم‌ها در کنار هم گذاشته می‌شوند، یک تصویر چهار ثانیه دارید از گذر زمان؛ حرکت ابرها، حرکت سایه‌ها روی بنا و… دارید. برای گرفتن برخی از پلان‌ها هم مانند همان پلان یک ساله‌ای که مثال زدم، سیستم تایم لپس مستقل که با باتری خورشیدی شارژ می شود و در سرمای شدید دوربین را گرم نگه می‌دارد، توسط خود آقای ایثاریان طراحی شد و کسی که سازنده لوازم الکترونیکی است آن را برایمان ساخت.البته خارج از ایران ابزارش وجود دارد اما بسیار گران است و ما نمی‌توانستیم آن‌قدر هزینه کنیم. بنابراین ابزاری تهیه کردیم که بتوانیم دوربین را در آن جای دهیم، ویک جایی آن را ثابت کنیم تا بتواند طی یک سال برای ما به فاصله‌های ۳۰ تا ۵۰ ثانیه تصویر بگیرد.

یعنی دوربین را کاشتید و رفتید
آقابابایی:زمستان‌های آن منطقه بسیار بسیار سرد است و دما در ارتفاعی که دوربین را نصب کرده بودیم  تا ۳۵-۳۰ درجه زیر صفر می‌رسد. برای این‌که دوربین‌مان یخ نزند و زمستان هم بتواند کار کند، جعبه‌ طراحی شد که برقش از انرژی خورشید تامین می‌شد. برای ثابت نگه‌داشتن دما،در آن جعبه یک هیتر هم تعبیه شد، یک دوربین عکاسی هم داخل آن بود که می‌توانست با ریموتی که به آن وصل می‌شد، ‌مثلا هر ۵۰ ثانیه یک تصویر به ما بدهد. اما در این میان مشکلی که داشتیم ظرفیت محدود حافظه‌ دوربین‌ بود. دوربین در ارتفاع کوهی در پنج کیلومتری مجموعه تخت سلیمان کار گذاشته شد و نزدیک به چهار ساعت کوهنوردی لازم داشت تا به دوربین برسیم.ما مجبور بودیم ماه اول برای برطرف کردن عیب و ایرادات احتمالی سیستم، هر روز چهار ساعت کوهنوردی کنیم و برویم بالای کوه، مموری‌ها را بیاوریم،کپی و تست کنیم تا از درست کارکردن آن مطمئن شویم. بعد از مدتی این بررسی کردن مثلا به دو روز، سه روز و پنج روز تقلیل یافت.به همین منظور ما همکارانی داشتیم که حدود یک سال در آن منطقه آن‌جا مستقر بودند و هر پنج روز برایمان کارت حافظه  را عوض می‌کردند.

پویان آقابابایی:فکر می‌کنم از تایم لپس به اندازه استفاده شده است. ما علاوه بر زمان فیلم‌برداری،هنگام تدوین کار هم در تایم‌های مختلف لحظاتی را تعریف کرده بودیم که قصه باید اوج بگیرد و بعد بیاید پایین و به تماشاگر اجازه فکرکردن و شاید استراحت بدهد.تلاش کردیم این روال به درستی در طول فیلم اتفاق بیافتد

این تایم لپس به نظرم زیاد در فیلم دیده می‌شود و گاهی یک یا دو دقیقه از زمان فیلم را به خودش اختصاص میدهد. شما فکر میکنید لازم بود برای پلان‌های پنج یا ده ثانیه‌ای هم باز یک تایم لپس داشته باشیم؟
آقابابایی: فکر می‌کنم از تایم لپس به اندازه استفاده شده است. ما علاوه بر زمان فیلم‌برداری،هنگام تدوین کار هم در تایم‌های مختلف لحظاتی را تعریف کرده بودیم که قصه باید اوج بگیرد و بعد بیاید پایین و به تماشاگر اجازه فکرکردن و شاید استراحت بدهد.تلاش کردیم این روال به درستی در طول فیلم اتفاق بیافتد.  در مورد آن تایم لپس یک‌ساله به جرات می‌توانم بگویم به لحاظ تکنیکی شاید یکی از بهترین تایم لپس‌های دنیا باشد. ما چند تا تایم لپس خیلی خیلی معروف داریم، یکی کار نشنال جئوگرافی است که آب شدن یخ‌های قطبی را نشان می‌دهد. شاید به لحاظ  زمین‌شناختی و علمی خیلی خیلی موضوع جالبی باشد، ولی به لحاظ تکنیکی پرش‌های عجیب و غریبی در آن است، ولی آب شدن یخ‌های قطبی را کاملا نشان می‌دهد. یک نمونه دیگر آن متعلق به بی‌بی‌سی است و مرتبط با حرکت شن‌های روان در صحرا. آن هم به لحاظ تکنیکی ایراد دارد، ولی پلانی که ما توانستیم طی یک سال ثبت کنیم،یک ترانزیشن نرم از فصل بهار تا زمستان است و شما هیچ جایی نمی‌توانی بفهمی که این‌ها چطوری به هم ترتیل شده‌اند. یعنی ایراد تکنیکی اصلا ندارد. برای ادیت همین یک پلان که یک دقیقه و بیست و چند ثانیه طول می‌کشد،سه ماه وقت گذاشتیم

با این وجود با چه حجمی از راش برای این تایم لپس مواجه بودید. چون در طول یک سال و فریم به فریم گرفته شده است.
آقابابایی: شما حساب کنید فقط برای همان پلان هر روز ما حدود ۸۵۰ فریم شات داشتیم. ۳۶۵ را ضربدر ۸۵۰ فریم کنید، ببینید با چه حجم عظیمی از اطلاعات مواجه می‌شوید و این‌که چطوری بتوانید آن‌ها را ادیت کنید تا نشانگر گذر فصل‌ها در یک سال باشد، واقعا کار پیچیده‌ای بود.

ایثاریان: نشان دادن فشرده و کمپرس شده گذر زمان، بخشی از ساختار این منطقه است. در واقع ما به جای بیان کردن این روز و شب شدن‌ها و تغییر فصل‌ها طی این سه هزار سال،آن را با این شیوه نشان دادیم. در حقیقت به ذهن من رسید که می‌توانیم با این شیوه  فشرده‌سازی گذر زمان و تکرار آن، یکی از ویژگی‌های اصلی‌ این منطقه یعنی تاریخی بودن و قدمت چند هزارساله را به ذهن مخاطب منتقل ‌کنیم. حالا تا چه حد موفق بودیم یا نه، باید ببینیم که بازخوردها چگونه هستند.