هنروتجربه: فیلم«رضا» به کارگردانی علیرضا معتمدی این روزها در سینماهای هنروتجربه در حال اکران است. نقش اصلی مرد این فیلم را خود معتمدی بازی می‌کند و دیگر نقش محوری نیز به سحر دولتشاهی سپرده‌شده‌است. ماهنامه هنروتجربه به این بهانه گفت‌وگویی را با علیرضا معتمدی و سحر دولتشاهی منتشر کرده که بخش‌هایی از آن‌را می خوانید. ایلیا محمدی‌نیا در مقدمه این گفت‌وگو درباره «رضا» می‌نویسد:«گاهی حال فیلمی آنقدر خوب است که منتقد ترجیح می‌دهد اگر فیلم عیب و ایرادی داشت، سکوت کند و خود را به حال خوب فیلم بسپارد. «رضا» ساخته علیرضا معتمدی از همین دست فیلم‌هاست. لازم نیست با خودت کلنجار بروی که ایرادی پیدا کنی. وقتی حس وحال فیلمی خوب باشد، تماشاگر خود را به آن می‌سپارد تا حال خودش هم همانند فیلم خوب شود.»

 

 بسیاری از کسانی که با مجوز ویدیویی کار فیلم‌سازی را شروع می‌کنند، ابتدا می‌خواهند خودشان را درگیر پروژه سبک‌تری کنند تا آماده فیلم سینمایی شوند، که البته بیشتر ناشی از عدم اعتماد به نفس کافی آن‌هاست. اما به نظر ‌‌می‌رسد این مساله در مورد شما صدق نمی‌کند.
علیرضا معتمدی:
این گونه نبود که بخواهیم یک فیلم ویدئویی بسازیم که آماده فیلم سینمایی شویم. فیلم با وجود اینکه عوامل فیلم‌نامه را دوست داشتند و حاضر شدند با یک چهارم یا یک پنجم دستمزدشان در آن حضور داشته باشند، فیلم کم هزینه‌ای نبود. بخش عمده هزینه فیلم صرف ساختن دکورهایی شد که در فیلم چشم نواز هستند، اما با صرف هزینه ساخته شدند….ما سه ماه تمام برای طراحی و ساخت دکور در آن خانه وقت و هزینه گذاشتیم. خانه یک اسکلتی بود که ما آن را برای فیلم ساختیم. ما به فیلم «رضا» به عنوان یک پروداکشن سینمایی نگاه کردیم.

فیلم «رضا» از آن دست فیلم‌هایی است که حال خوبی دارد و این احساس به مخاطب فیلم هم منتقل می‌شود. برای شما که می‌دانم بلند و کوتاهی نقش در درجه دوم اهمیت بعد از کیفیت نقش پیشنهادی قرار دارد، فیلم‌نامه حائز چه ویژگی‌هایی بود که حضور در آن را پذیرفتید؟
سحر دولتشاهی: هم‌چنان که اشاره داشتید، حال خوب فیلم در فیلم‌نامه «رضا» هم بود. من شناخت کمی‌ از آقای معتمدی داشتم، اما فیلم‌نامه آنقدر جذاب بود که دوست داشتم در فیلم حضور داشته باشم. برای من هم‌چنان که گفتید،کوتاهی یا بلندی نقش چندان اهمیتی ندارد. کیفیت نقش اهمیت زیادی دارد و در فیلم‌نامه «رضا» این کیفیت نقش بود که اهمیت داشت.

 چه وجهی از شخصیت فاطی در فیلم «رضا» برایتان جذاب بود؟
دولتشاهی: کاراکتر فاطی را خیلی دوست داشتم. واقع امر این است که خیلی دوست دارم شبیه فاطی باشم. ما کمتر کاراکتری شبیه او در سینمای ایران می‌بینیم. او می‌داند چه چیزی از زندگی‌اش می‌خواهد. حتی زمانی که نداند، باز هم این حق را به خودش می‌دهد. به نظرم این ویژگی او فاطی را خیلی جذاب می‌کند. مدتی است با فضای تلخ فیلم‌نامه‌هایی که به من پیشنهاد می‌شود، مشکل پیدا کرده‌ام. این‌که تمام حرف‌های عالم قرار است در یک فیلمی‌زده شود، مرا خسته می‌کند. فیلم‌نامه «رضا» و نقش من این‌گونه نبود. صادقانه بگویم مردد بودم، چون پیشنهادم این بود که خود آقای معتمدی در فیلم در نقش رضا حضور نداشته باشد.

 البته خوب شد که پیشنهاد شما پذیرفته نشد.
دولتشاهی
:دقیقا، چون یکی از نقاط قوت فیلم حضور او در نقش رضا بود، که خیلی خوب در فیلم نشست. او فضای فیلم را خیلی خوب می‌شناخت و به نظرم درست‌ترین اتفاق فیلم بود.

سحر دولتشاهی:مدتی است با فضای تلخ فیلم‌نامه‌هایی که به من پیشنهاد می‌شود، مشکل پیدا کرده‌ام. این‌که تمام حرف‌های عالم قرار است در یک فیلمی‌زده شود، مرا خسته می‌کند. فیلم‌نامه «رضا» و نقش من این‌گونه نبود

 به نظرم در مورد بازی شما هم باید گفت که تلاش داشتید بازی شما چندان به چشم نیاید.
دولتشاهی: من جزو بازیگرانی هستم که اصطلاحا اَکت دارم. در واقع بازیگری هستم که بازی‌ام جلوه و نمود بیرونی زیادی دارد. سعی کردم نقش را بازی نکنم. معتقدم کوچک‌ترین نقشه یا مهندسی در رابطه با نقش می‌توانست به آن لطمه بزند. چون «رضا» فیلم لحظه‌ها بود، به نظرم آمد زندگی جاری در فیلم‌نامه خیلی مهم تر است. درنتیجه نباید خیلی اکت خاصی داشته باشم، و البته در این مسیر کارگردان فیلم مراقبت می‌کرد.

این احساس سرخوشانه و عاشقانه عجیب و غریب در فیلم از کجا ناشی می‌شود؟ از ذهن‌تان تراوش کرده یا جایی دیده یا شنیده بودید، یا اینکه از دل تجربیات شخصی خودتان می‌آید؟
معتمدی
: همه ما در زندگی خودمان تجربیات گوناگونی را تجربه می‌کنیم. نمی‌خواهم این مساله را به تجربیات شخصی خودم وصل کنم. می‌خواهم از طرح‌هایی که در فیلم داشتم، حرف بزنم. مهم‌ترین ایده‌ای که در نوشتن این قصه داشتم، این بود که روایتی امروزی از یک عشق امروزی را روایت کنم. در واقع می‌خواستم بر مبنای عشق مثلا شیرین و فرهاد و لیلی و مجنون با نگاهی امروزی فیلمی‌ بسازم. به نظرم عاشق‌های امروزی اگر در عشق‌شان شکست هم بخورند، دیگر در کنج انزوا عزلت نمی‌گزینند، بلکه به زندگی خود می‌پردازند، چون زندگی ادامه دارد. درست است به هر دلیلی عشقش به شکست منتهی شده است، اما ردپای عشق همواره با او هست.

دولتشاهی: در واقع این عشق زمانی خاص می‌شود که سرشار از احترام است. در فیلم «رضا» نگاه به عشق نگاه ویژه‌ای است. این عشق پر از رهایی و آزادی است.  گفتن واژه امروزی در این‌باره شاید درست باشد، چراکه دیگر عاشق کوه را نمی‌کند. رضا به زندگی‌اش بعد از جدایی ادامه می‌دهد، اما به نظرم خیلی نگاه سالم و محترمی‌ به این مقوله دارد.

معتمدی: عشقی است که از ذهن پاک نمی‌شود. این آزادی که خانم دولتشاهی اشاره کرد، به نظرم مهم است. عشق الزاما یک رابطه دو طرفه نیست. اگر یک طرفی عاشق نبود، به این معنی نیست که تو هم دیگر عاشقش نیستی. این آزادی را برایش قائل هستی که او تو را نخواهد. اما شما روی دوست داشتنت می‌ایستی. این خود نکته جذابی برای من بود. دلم می‌خواست این امر در فیلم گفته شود. چیدمان کل فیلم در خدمت همین حرف بود.

 خانم دولتشاهی، یکی از نقاط قوت فیلم بازی بازیگران آن است. درباره شیوه تمرین برای بازی در فیلم و چگونگی مواجهه با نقش‌تان در فیلم بگویید.
دولتشاهی
: به نظرم یک بخش مهمی‌ از کار بازیگر و کارگردانی در فیلم‌نامه اتفاق می‌افتد. در این فیلم برای مواجهه با نقشم نقشه دقیقی را در اختیار داشتم. همین امر کار مرا برای ایفای نقش فاطی راحت‌تر می‌کرد. بله، ما تمرین می‌کردیم. اتودهای مختلفی اجرا شد، اما هم‌چنان که گفتم، فیلم‌نامه کاملی را در اختیار داشتیم که کار را راحت می‌کرد. گاهی در یک فیلم برای ایفای یک لحظه از فیلم‌نامه باید زحمات زیادی بکشم، چراکه نشانی درستی از نقش در فیلم نامه نیامده است. در بعضی از فیلم‌ها درک نمی‌کنم چرا باید در این صحنه گریه کنم، یا واکنشی دیگر داشته باشم. باید با خودم یک تخیل قوی را سر صحنه ببرم تا آن را دربیاورم. در فیلم «رضا» این‌گونه نبود. نشانی‌ها درست آمده بود و من خیلی درست سرجای نقشم قرار گرفتم.

…..
 از همان ابتدا برای ایفای نقش رضا انتخاب خودتان بودید؟
معتمدی
: نه، یک پروسه سخت و دشوار برای انتخاب نقش رضا اتفاق افتاد. من حدود هشت ماه روزهای برزخی را پشت سر گذاشتم که چه کسی نقش رضا را ایفا کند. موقعی که نوشتم، فکر کردم درستش این است که خودم این نقش را بازی کنم. هر کسی هم فیلم‌نامه را می‌خواند، پیشنهاد می‌کرد من آن را بازی کنم.

چرا چنین پیشنهادی می‌کردند؟
 معتمدی: چون روحیات و نگاه رضا را در فیلم به من خیلی نزدیک می‌دانستند. ولی واقعا دلم نمی‌خواست این کار را بکنم. چراکه فیلم اولم بود و به اندازه کافی ساختن فیلم اول ترسناک بود. یک زمانی به بازی یک بازیگر حرف‌های فکر کردم، اما بعد منصرف شدم.

چرا؟
 معتمدی: با توجه به فضای فیلم‌نامه این کار عملی نبود. به چهره‌های جدید فکر کردم. مدت‌ها در میان هنرمندانی از حوزه موسیقی، تئاتر و نقاشی جست‌وجو کردم. با آن‌ها بدون آنکه بدانند، معاشرت و نشست و برخاست کردم، اما نتوانستم کسی را پیدا کنم، و درنهایت به قول دیالوگی در فیلم کار سخته را انجام دادم. اما این‌گونه نبود که واقعا مطمئن باشم خودم نقش رضا را بازی کنم.

شما نگران نبودید که خود کارگردان می‌خواهد نقش رضا را بازی کند؟
دولتشاهی: خیلی هم نگران بودم. می‌گفتم با فیلم‌نامه به این خوبی شما باید روی کارگردانی تمرکز کنید. فیلم اول‌شان هم بود و نگرانی من بیشتر هم شد. از طرفی بلد نبودم در لفافه خواسته خودم را بگویم و صراحتا خواسته‌ام را مطرح کردم.

معتمدی:البته من خیلی نگران نبودم، چون می‌دانستم قرار است چه اتفاقی بیافتد. از کارگردانی خودم نگران بودم، اما برای بازی نگرانی نداشتم. اما بقیه نگران بودند. فیلم آماده فیلم‌برداری بود که خانم دولتشاهی به من گفتند می‌خواهید یک بازیگردان در فیلم باشد، که این از صد فحش هم برایم سنگین‌تر بود. به ایشان گفتم مهم‌ترین کار یک کارگردان نظارت و راهنمایی بازی بازیگر فیلمش است.

چه کار کردید که نگرانی خانم دولتشاهی از بابت بازی خودتان را رفع کنید؟
معتمدی:
چند روز پیش از اینکه بازی او در فیلم شروع شود، چند سکانس از بازی من فیلم‌برداری شد. آنجا اتاق مونتاژ داشتیم. همان چند سکانس را به ایشان نشان دادم که دید و گفت حالا خیالم از بابت بازی نقش رضا راحت شد.

علیرضا معتمدی:میخواستم بر مبنای عشق مثلا شیرین و فرهاد و لیلی و مجنون با نگاهی امروزی فیلمی‌ بسازم. به نظرم عاشق‌های امروزی اگر در عشق‌شان شکست هم بخورند، دیگر در کنج انزوا عزلت نمی‌گزینند، بلکه به زندگی خود می‌پردازند، چون زندگی ادامه دارد

دولتشاهی: راش‌های بازی را دیدم و گفتم مشکلی نیست، اما صادقانه تا لحظه‌ای که نسخه کامل فیلم را ندیده بودم، هم‌چنان نگران بازی او بودم. اما بعد دیدن فیلم خیالم راحت شد.

……
یک اتفاق جالب در فیلم «رضا» ارتباط بین معماری و قصه فیلم بود. وقتی قرار باشد صحنه‌هایی از فیلمی‌ در اصفهان بگذرد، ما حتما با تصاویری کلیشه‌ای و تکرارشونده از چهلستون و زاینده‌رود بگیرید تا منارجنبان و سی وسه پل روبه‌رو خواهیم شد. اما شما ما را با بخش دیگری از معماری اصفهان آشنا کردید که برای ما تازگی داشت. در تلفیق این تغییر نگاه به معماری شما رابطه فاطی و رضا را هم نشان دادید، که گویی مخاطبِ خود را دعوت می‌کنید همانند معماری غیرکلیشه‌ای که در فیلم هست،رابطه رضا و فاطی را از زاویه غیرتکراری و کلیشه‌ای ببیند و قضاوت کند. نمی‌دانم شما تا چه حد با این تحلیل موافق هستید.
معتمدی
: این استفاده از معماری آگاهانه بود و ما درباره خیلی از چیزها در فیلم همین کار را کردیم. مثلا موسیقی غالبی که در فیلم وجود دارد، موسیقی غربی است. غیر از دو سه آوازی که داریم، که آن موسیقی شهر است. وقتی می‌خواستم فیلم را در اصفهان بسازم، با خودم قرار گذاشتم اصفهان را آن‌جور که دیده نشده، به تصویر بکشم. می‌خواستم این تاثیر را بگذارد که شبیه عشق رضا شود. برای من فاطی و آن شهر یکی هستند؛ مثل همان قصه‌ای که در فیلم روایت می‌شود و دختری به دنیا می‌آید که نامش را اصفهان گذاشتند.


…..
الان که فیلم را دیدید، از نتیجه کار راضی هستید؟
دولتشاهی: خیلی راضی هستم.

قبل از شروع تولید فیلم چه حسی داشتید؟
دولتشاهی
: همیشه نگران بودم مخاطب فاطی را پس بزند. مشکلی با نقش منفی نداشتم. نمی‌خواستم فاطی آنقدر دوست نداشتنی باشد که نتوان به او حق داد.

سال گذشته در فیلمی‌ حضور نداشتید. دلیلش تئاتر «بینوایان» بود، یا پیشنهاد دندان‌گیری نداشتید؟
دولتشاهی: «بینوایان» برایم خیلی اتفاق ویژه‌ای بود. خیلی دوست داشتم در یک کار موزیکال بازی کنم و بابت حضور در این نمایش حدود سه تا چهار ماه من تمرین آواز کردم.

اما فیلم بازی نکردید؟
دولتشاهی: ریتم من تغییر کرده است. زمانی دو سه فیلم بازی می‌کنم و زمانی یک وقفه به خودم می‌دهم، و این وقفه را دوست دارم، هر چند نمایش «بینوایان» چند ماه را صرف خودش کرد.

قصد ندارید فیلم تازه‌ای را شروع کنید؟
معتمدی: تصمیماتی دارم.

در همان فضای فیلم «رضا» خواهد بود؟
معتمدی:
شباهت‌هایی با فیلم «رضا» دارد، اما قصه‌اش متفاوت است.

زمانی گفته بودید فیلم ساختن خیلی کار سختی نیست، هنوز هم همین اعتقاد را دارید؟
معتمدی: شوخی کردم. من بابت آن حرف خیلی تاوان دادم. به نظرم فیلم ساختن کار خیلی سختی است.