هنروتجربه:کارگردان فیلم «سرخپوست» امیدوار  است سینمای ایران بتواند با قدرت نمایی در فیلم‌سازی اصیل و نه با دوپینگ موضوعات ملتهب و جانبی و حاشیه‌ای در جشنواره‌های جهانی جای خودش را باز کند.

نیما جاویدی، کارگردان فیلم سینمایی «سرخپوست» درباره تاثیر موفقیت‌های بین‌المللی فیلم قبلی‌اش «ملبورن» و حساس شدن برای ساخت این فیلم به خبرگزاری ایسنا گفت:«موفقیت‌های بین‌المللی فیلم موجب شد یک مقدار دست به عصاتر حرکت کنم اما در این میان من یک فیلم‌نامه نوشتم، این فیلم‌نامه پرهزینه و گران بود، یک صحنه‌ هفت، هشت دقیقه‌ای داشت که شاید در زمان خودش به اندازه‌ یک فیلم سینمایی هزینه داشت. بعد از آن فیلم‌نامه «سرخ‌پوست» را نوشتم و خوشبختانه بر خلاف فیلم‌نامه قبلی خیلی زود به نتیجه رسید و به مرحله تولید رفت. اما واقعیت درباره این فاصله کاری، به جز سفرهای بین‌المللی که یک سالی وقت مرا گرفت. من یک فرصت مطالعاتی کوتاه برای خودم گذاشتم که قرار بود زمان آن کم باشد اما به درازا کشید. بعد از آن شروع به نوشتن کردم و طرح‌های زیادی را نوشتم و پاره کردم تا به فیلم‌نامه‌ای که اشاره کردم و بعد از آن فیلم‌نامه «سرخپوست» رسیدم. بله وسواس بود اما امیدوارم از این به بعد نباشد چرا که فاصله زیادی بین دو فیلم به وجود آمد.»

او درباره اینکه فیلم در زمان گذشته اتفاق می‌افتد، عنوان کرد:«لوکیشن این فیلم را تماماً در سوله‌ای در اطراف تهران_ احمد آباد مستوفی ساختیم. اگر این فیلم در زمان حال بود مشکلی در منطق روایت آن پیش می‌آمد.»

جاویدی سپس به انتخاب نوید محمدزاده برای بازی در این فیلم اشاره کرد:«انتخاب نوید هم برای فیلم و هم برای خودش پر ریسک بود، ریسک‌های بالا دو وجه دارد یا نابودی مطلق یا بُرد خوب. من فکر می‌کنم با انتخاب نوید به نتیجه‌ خوبی رسیدیم. نوید فیلم‌نامه را خیلی دوست داشت. با انرژی هم سر این کار حاضر شد. معتقدم بخشی از این انتخاب او به خاطر هوش بالایش است. با نوید برای این نقش جلسات تمرین زیادی داشتیم، باشگاه رفت و وزنش را اضافه کرد. او روی صدایش کار کرد تا کمی بم‌تر شود و به «نعمت جاهد» نزدیک شود.»

او در پاسخ به این پرسش که برای «سرخپوست» مشاوره فیلم‌نامه داشته است، گفت:«هیچ‌وقت مشاوره فیلم‌نامه نداشتم. من فیلمی درباره ۵۰ سال پیش نوشتم، دورانی که خودم در آن زمان حضور نداشتم. درباره شهربانی، قطعاً منبع تحقیقاتی داشتم. تیمسار کورنگی را برای کار پیدا کردم که حدوداً ۹۲ ساله هستند و ان‌شاءالله همیشه سلامت باشند. ایشان در دهه ۴۰ رییس زندان قصر بودند و سه چهار سال پیش با خبرگزاری مصاحبه کرده بودند، از طریق آن خبرنگار ایشان را پیدا کردم. ساعت‌های زیادی با ایشان درباره آن زمان صحبت می‌کردم. ایشان با تمام وجود درباره آن زمان و ویژگی‌هایش برای من توضیح داد. اگر بتوانیم اسم او بگذاریم مشاور انتظامی، کاملاً درست است.برای مثال در بخشی از خاطرات خود تعریف کرد زمانی که رییس زندان آبادان بوده، شورشی در آن زندان برپا شده و ما گازهای اشک‌آور آوردیم. من متعجب پرسیدم در دهه ۴۰ گاز اشک‌آور بوده و ایده صحنه‌ای که گاز اشک‌آور دارد از اینجا آمد.»

جاویدی درباره حضور بین المللی «سرخپوست» گفت:«فیلم «سرخپوست» اولین پیش نیازها و فاکتورها را برای حضور در فستیوال‌ها ندارد و درباره ایران ۵۰ سال پیش است. اما از طرفی من امیدوارم سینمای ایران بتواند با قدرت نمایی در فیلم‌سازی اصیل و نه با دوپینگ موضوعات ملتهب و جانبی و حاشیه‌ای در این فستیوال‌ها جای خودش را باز کند. در عین حال ما قطعاً فیلم «سرخ‌پوست» را به فستیوال‌ها معرفی می‌کنیم چراکه فکر می‌کنم آنجا هم یک سری مخاطب دارند که بعد از یک مدت از دیدن فیلم‌های ایرانی، تکراری خسته می‌شوند.»

این کارگردان همچنین درباره تفاوت‌های میان دو فیلمش توضیح داد:«در «ملبورن» تحول یک آدم از خوب به بد را داریم و در «سرخپوست» شاهد این اتفاق به صورت برعکس هستیم. همچنین در «سرخپوست» دوست داشتم رومنسی را تجربه کنم که فکر می‌کنم جایش در «ملبورن» خالی بوده و باید رگه‌هایی از رومنس در آن بود. شاید به خاطر این است که من موقع نگارش «ملبورن» سی و دوساله بود و موقع نگارش «سرخپوست» سی و هفت سال. در این مدت تجربه‌ام زیاد شده و همه این اتفاقات موجب شده که نگاهم تغییر کند و حالم با این نگاه فعلی خیلی خوب است.»

او در بخش دیگری از این گفت‌وگو درباره هزینه‌های زیاد تولید یک فیلم گفت:«صنعت سینما از یک منظر یک نوع بیزینس است. شکل درست آن این است که نباید از هزینه کردن در سینما بترسیم ضمن اینکه فراموش نکنیم مخاطب سینمای ایران حق دارد که از فیلم‌های کم هزینه خسته شده باشد و ترجیح دهد فیلم خوب، پر هزینه و البته با کیفیت ببیند. ما تجربه اکران فیلم‌های خارجی را در سینمای ایران داشتیم اما به نظرم مردم ایران ترجیح می‌دهند یک فیلم با کیفیت و خوب با بازیگران ایرانی در پرده سینما خودشان ببینند.»