هنروتجربه – مرسده محمدی: مجتمع سینمایی سیتی سنتر اصفهان عصر دوشنبه دهم تیرماه میزبان مجموعه فیلم کوتاه با عنوان اکران تیرگان بود. در این مجموعه فیلم‌های «دریای تلخ » ساخته فاطمه احمدی،« آگهی فروش» به کارگردانی قصیده گلمکانی، انیمیشن «داش آکل» ساخته‌ هاجر مهرانی،«موج کوتاه» به کارگردانی محمد اسماعیلی،«سیاه سرفه» ساخته رضا توفیق‌جو،«روشویی» به کارگردانی جابر رمضانی به نمایش درآمدند.

بعد از نمایش فیلم‌ها، جلسه نقد و بررسی آن با حضور جابر رمضانی، رضا توفیق‌جو و قصیده گلمکانی برگزار شد. اجرای این جلسه را حمیدرضا وفاخواه برعهده داشت.

در ابتدای جلسه مجری برنامه از کارگردان‌ها خواست تا خود را معرفی کرده و از شکل‌گیری ایده فیلم‌شان بگویند. قصیده گلمکانی خود را چنین معرفی کرد:«هنرهای تجسمی ‌خواندم و «آگهی فروش» چهارمین فیلم من است و بعد از آن هم چندین فیلم دیگر ساخته‌ام.» او سپس درباره شکل‌گیری ایده «آگهی فروش»عنوان کرد:« قصه این فیلم هم از اتفاقی می‌آید که برای خودم افتاده‌است. ۱۳ سال در فرانسه زندگی کردم و وقتی به ایران آمدم این‌قدر وسایلم زیاد بود که در خانه‌مان جا نمی‌شد،پس تصمیم گرفتم آن‌ها را بفروشم. مادر گفت اینجا مردم مثل فرانسه گدا نیستند که بیایند وسایل دست دوم بخرند اما من برای شوخی هم که شده آگهی دادم و کلی هم وسیله فروختم  به مادرم گفتم اینجا هم فرهنگ دارد عوض ‌می‌شود. در این میان برایم جالب بود که مشتری‌های کفش، همه مرد بودند. یک نفرشان هم بود که وقتی زنگ زد صدایش ‌می‌لرزید و به من گفت کفش را برای زنش ‌می‌خواهد. گوشی را که قطع کردم با خوشحالی گفتم موضوع فیلم بعدی‌ام را پیدا کرده‌ام و در عرض چند ساعت آن‌را نوشتم.البته بعدها کمی‌ آن‌را تغییر دادم.»

در ادامه این نشست،رضا توفیق‌جو در مورد زمینه کاری و ایده فیلمش توضیح داد:«سیاه سرفه ‌اولین فیلم داستانی‌ام ‌است و قبل از آن دو فیلم بلند مستند کار کرده‌ام. بیشتر هم در تهران تیزر تبلیغاتی ‌می‌سازم. یک فیلم هم بعد از این فیلم ساخته‌ام . «سیاه سرفه» را سال ۹۴ ساختم، براساس یک اتفاق واقعی که در یک سالگی پسرم افتاد. او یک شب دچار سرفه شدیدی شد و خانمم گفت او را به دکتر ببریم. گفتم صبر کن تا پیش دکتر خودش برویم گفت نه و برویم درمانگاه. در آن درمانگاه دکتر تشخیص سیاه سرفه داد و داروهایی تجویز کرد اما من آن داروها را به پسرم ندادم و فردا او را پیش دکتر خودش بردم و گفت تشخیص غلط است. در آن درمانگاه به جای این‌که محیط آرام باشد،همیشه  تلویزیون با صدای بلند روشن بود و صدای فوتبال ‌می‌آمد. حالا اگر من آن داروها را به پسرم داده بودم، چه ‌می‌شد. ایده فیلم از همین اتفاق شکل گرفت و فکر کردم بی مسئولیتی ما نسبت به آدم‌ها دیگر دارد تبدیل به بحران می‌شود.»

برنامه با توضیحات جابر رمضانی درمورد سابقه فعالیتش در سینما و شکل‌گیری ایده «روشویی» ادامه پیدا کرد:«فارغ‌التحصیل کارشناسی ادبیات نمایشی سوره تهران هستم و ایده این فیلم براساس لوکیشن شکل گرفت. فیلم را در زمستان ۹۳ ساختم. در آن سال‌ها هربار که به کارواش ‌می‌رفتم، به این فکر ‌می‌کردم که دلم ‌می‌خواهد در اینجا یک فیلم بسازم. بعد به شست‌وشو و بعد هم به یک قصه تسویه حساب زنانه رسیدم که زمان قصه‌اش با زمان کارواش هماهنگ باشد.فیلم‌نامه را پوریا کاکاوند به همراه پیام سعیدی نوشتند.فیلم‌نامه که نهایی شد، به شیوه تئاتری ده روز آن‌را تمرین کردیم یک روز هم با آیفون ماکت فیلم را ثبت کردیم و بعد هم طی یک روز فیلم‌برداری را انجام دادیم. در پروسه ده روزه تمرین با بازیگرها از آن‌ها ‌می‌خواستم با خلاقیت‌شان به موقعیت اضافه کنند.»

بعد از این توضیحات نوبت به سوالات تماشاگران رسید. تماشاگران از رقص پایانی فیلم «سیاه سرفه» سوال کردند و آن را ناهمخوان با فیلم‌نامه کلاسیک اولیه دانستند. رضا توفیق جو در پاسخ عنوان کرد:«این فیلم یک کمدی سیاه است نه یک فیلم کلاسیک معمولی.اگر لحن کمدی سیاه را بشناسید که برادران کوئن بهترین فیلم‌سازهای این سبک هستند، همین گونه است و به نظر می‌رسد پایان آن‌ها از نظر قواعد کلاسیک درست نیست . قصد من اما در آخر کار رسیدن به گروتسک و یک به هم ریختگی است.»

قصیده گلمکانی هم در پاسخ به این پرسش که چرا بیشتر نماهای فیلم لانگ تیک گرفته شده‌، توضیح داد:«خیلی‌ها ‌می‌گویند چرا مرد را در نمای بسته نشان ندادی، در حالی که آدم دلش ‌می‌خواهد حس این مرد را ببیند.نظر اما من متفاوت است. مثلا در پلان سکان هفت دقیقه‌ای فیلم، اول دختر ‌می‌رود در وسط قاب قرار ‌می‌گیرد بعد به سمت گوشه قاب ‌می‌رود و ‌می‌خواهد بیرون برود اما نمی‌تواند. این نوع قاب بندی به نظرم بیشتر حس اضطراب را ‌می‌رساند تا کات زدن‌های پشت سرهم. درمجموع هم در فیلم‌هایم به سوژه‌ها نزدیک نمی‌شوم.»

نکته بعدی‌ای که در این نشست مطرح شد، به قاب بندی و حرکت دوربین زیبای فیلم«روشویی» در کارواش اشاره داشت.جابر رمضانی عنوان کرد:«از همان ابتدا فکر ‌می‌کردم،یک فیلم‌بردار کارکشته ‌می‌خواهم که در عین حال علاقه‌مند به تجربه کردن  هم باشد.آقای تورج اصلانی در این موارد زبانزد است. این فیلم برای فیلم‌برداری شرایط سختی داشت. چون در وسط یک دستگاه قرار می‌گیری که زبان نمی‌فهمد و نمی‌شود آن را نگه داشت و همه جا هم خیس و پر آب است. در تئوری چند ایده برای فیلم‌برداری داشتیم اما برخی رد شدند.ابتدا قراربود دوربین را توسط خود بازیگرها دست به دست کنیم اما فیلم‌بردار خودش این کار را انجام داد و نتیجه هم خوب شد. در واقع میزانسن در این فیلم دیگر فقط به عهده بازیگرها نیست بلکه باید هماهنگ باشند تا به فیلم‌بردار برخورد نکنند. دوربین این فیلم هم بلک مجیک مدل پاکت است که هم خوب تصویر k2 ‌می‌دهد و چون کوچک هم هست انتخاب خوبی است.»

در بخش دیگری از این نشست، از کارگردان فیلم ‌«سیاه سرفه»‌ در مورد چرایی انتخاب بازیگران حرفه‌ای چون کورش تهامی و شبنم مقدمی سوال شد.رضا توفیق‌جو با اشاره به این‌که در سینمای داستانی باید با  بازیگرحرفه‌ای همکاری کرد، توضیح داد:«اولویتم برای نقش مرجان خانم شبنم مقد‌می ‌بود، دو سه هفته مانده به جشنواره فیلم فجر آن سال، فیلم‌نامه را به ایشان دادم. اتفاقا در آن جشنواره دومین سیمرغ خود را برنده شدند و من گفتم دیگر با من کار نمی‌کنند اما ایشان چون از فیلم‌نامه خوشش آمده بود،همکاری را قبول کرد. البته این را هم بگویم که برای انتخاب بازیگر حرفه‌ای در فیلم کوتاه هم روابط و آشنا بودن مهم است و هم اعتمادی که آن‌ها به کارگردان ‌می‌کنند و هم فیلم‌نامه. در مورد آقای تها‌می هم ‌ایشان گزینه دوم من بودند. گزینه اول در سفر بود و برای همین نقش به آقای تهامی سپرده شد. ویژگی آقای تها‌می‌ این است که هم شخصیت شکننده را خوب بازی ‌می‌کند وهم در بعضی مواقع می‌خواهی او را در نقشی که بازی می‌کند،خفه کنی.»

در پایان  این نشست هر سه کارگردان درباره بودجه و تولید فیلم‌شان نکاتی را مطرح کردند.

قصیده گلمکانی با ذکر این نکته که اغلب فیلم‌هایش را با بودجه شخصی می‌سازد،گفت:«البته یکی از فیلم‌هایم هم تهیه کننده حرفه‌ای داشت و هزینه خوبی هم صرف آن کرد اما فهمیدم برای فیلم کوتاه خوب گروه همراه و خوب لازم است نه پول زیاد. اغلب به من ‌می‌گویند تو پارتی‌ات کلفت است و ‌می‌تونی هر کسی را سر فیلمت بیاری اما من با افرادی همکاری ‌می‌کنم که دلشان برای کارم بسوزد، مثل خانم ملک جهان خزاعی که با این سن و سال با من مثل دخترش رفتار ‌می‌کند و دلش برای کارم ‌می‌سوزد و حتی خودش برای فیلم به خرید ‌می‌رود. در مورد «آگهی فروش» به مطب دکترم رفتم. او از من پرسید چه کار ‌می‌کنی، گفتم درگیر یک پروژه هستم اما هنوز پول آن فراهم نشده‌است، گفت چقدر ‌می‌خواهی مبلغ را گفتم و او به حسابم واریز کرد.»

در ادامه این بحث جابر رمضانی هم درباره بودجه فیلمش توضیح داد:«من هم فیلم را با هزینه شخصی‌ام ساختم و با تهیه‌کنندگی مشترک آقای محمد قدس که تهیه کننده تئاتر هم هست. البته سعی کردیم فیلم از هر نظر لوباجت باشد و عوامل رفاقتی سر کار آمدند. به نظرم ‌می‌رسد الان با این شرایط سخت و هزینه‌های بالا باید به راه حل‌های دیگر فکر کرد . نباید ماجرای مالی باعث ساخته نشدن فیلم شود و انرژی مثبت افراد خیلی می‌تواند یاری دهنده باشد‌. ما در فیلم کوتاه اغلب دوستانه جلو ‌می‌رویم. امروز خوشبختانه با یک گوشی آیفون هم می‌شود، فیلم ساخت. من سال ۹۳ این فیلم را با ده میلیون ساختم یعنی برای هر دقیقه یک میلیون تومان. امروز هم اگر آن را بسازم، همین ده میلیون تومان ‌بودجه آن می‌شود.»

رضا توفیق جو هم با تأیید صحبت‌های مطرح شده، در مورد فیلم خود عنوان کرد:«برای ساخت فیلم کوتاه انرژی و گروه همراه مهم است. من هم فیلمم را با هزینه شخصی و بدون تهیه کننده و سرمایه گذار ساختم و این مساله برای من که خانواده دارم، سخت‌تر هم هست. در حقیقت از حوزه‌های دیگر درآمد کسب و در فیلم کوتاه خرج ‌می‌کنم. تمام عوامل فیلم من حرفه‌ای سینما بودند و من هر روز صبح به آن‌ها ‌می‌گفتم باید خودم را به شما معرفی کنم. به نظرم هرکس باید راهش را باز کند .کلود شابرول هزینه فیلم «پسرعموها» را با قرض از همه آشناها و فامیلش فراهم کرد. من فیلم دومم را بدون یک ریال شروع کردم، الان فیلم‌بردار فیلم آقای معتمدی اینجا حضور دارد.بنابراین روحیه‌هایی که از دیگران ‌می‌گیری باعث ‌می‌شود انرژی بگیری و کار را جلو ببری. ما هنوز بدهکاریم اما باز هم فیلم ‌می‌سازیم.»