هنروتجربه:مستند «روزی روزگاری در مراکش» به کارگردانی سیف‌الله صمدیان شنبه ۱۵ تیرماه در خانه سینما برگزار شد.

در ابتدای این برنامه سیف‌الله صمدیان در پاسخ به پرسشی درباره‌ نحوه‌ تولید این فیلم گفت: «سال ۲۰۰۵ مدیران بنیاد فیلم ترایبکا از من خواستند تا درباره‌ کارگاه فیلم‌سازی مشترک میان عباس کیارستمی و مارتین اسکورسیزی که در مراکش برگزار می‌شد یک فیلم بسازم. برای انجام این کار هشت فیلم‌ساز جوان انتخاب شده بودند و قرار بود فیلم نهایی، گزارشی از این رویداد مهم سینمایی باشد.زمانی که می‌خواستم این فیلم را بسازم به این فکر می‌کردم که متاسفانه در عالَم سیاست، کم‌تر سیاستمداری را می‌توان پیدا کرد که بتواند با حرف‌های سیاسی روابط انسانی میان افراد کشورهای مختلف را تقویت کند و به همین دلیل در همان ابتدای فیلم از حرف‌های تهییج‌کننده‌ جرج بوش علیه ایران و سوریه استفاده کردم. حرف‌های به‌ظاهر تعیین‌کننده‌ای که در حال حاضر حدود سیزده سال از ابراز آن‌ها می‌گذرد؛ اما تاکنون هیچ نتیجه‌ای نداشته است.»

به گفته صمدیان این مستند درباره‌ ایجاد دوستی ماندگار میان دو فیلم‌ساز کاملاً متفاوت از کشورهای ایران و آمریکا توسط مدیوم رشک‌بر‌انگیزی به‌نام سینماست.

در ادامه این برنامه که مستانه مهاجر تدوین‌گر «روزی روزگاری مراکش» هم در آن حضور داشت، صمدیان به نقش تاثیرگذار  مستانه مهاجر در آماده سازی این مستند اشاره داشت:«اگر خانم مستانه مهاجر، تدوین آن را برعهده نگرفته و به طور کامل بر آن متمرکز نشده بود، شاید امکان نداشت بتوانیم این فیلم را به دست سفارش‌دهنده‌اش برسانیم.»

مستانه مهاجر نیز در ادامه درباره تدوین این مستند توضیح داد:«تدوین این فیلم، حاصل انتخاب تصویرهایی از میان حجم بسیار زیاد راش‌های درجه یکی بود که سیف‌الله صمدیان در طول ده روز کارگاه فیلم‌سازی زنده‌یاد کیارستمی آن‌ها را ضبط کرده بود. به صورتی که از میان راش‌های باقی‌مانده‌ این فیلم، دو یا سه فیلم دیگر نیز می‌توان تدوین کرد که حاصل آموزه‌های این دو فیلم‌ساز سرشناس جهانی باشد. از آن‌جا که این فیلم باید برای نمایش در جشنواره‌ی فیلم ترایبکا آماده می‌شد، می‌توان گفت تدوین آن در شرایطی دشوار و فشرده‌ای انجام شد. به گونه‌ای که من در تمام فروردین سال ۸۴ بی‌وقفه مشغول تدوین این فیلم بودم.به همین دلیل می‌توان گفت تماشای «روزی روزگاری در مراکش» آن‌هم بعد از این همه سال خیلی جالب بود و خاطرات بسیار زیادی را برایم زنده کرد.»

در ادامه‌ جلسه، سیف‌الله صمدیان در پاسخ به پرسشی درباره‌ نقش و دیدگاه زنده‌یاد کیارستمی در تولید «روزی روزگاری در مراکش» گفت: «بدون تعارف‌های رایج باید بگویم آقای کیارستمی اصلاً در انجام این کار دخالت نمی‌کرد اما آن‌چه که در حال حاضر در فیلم وجود دارد حاصل جو حضور و البته دیدگاه‌های خاص اوست.»

در بخش دیگری از این نشست صمدیان با اشاره به هم‌زمانی تدوین این فیلم با سفر ژولیت بینوش به ایران،خاطره‌ای را بازگو کرد:«یک روز در ملاقات با این بازیگر سرشناس فرانسوی به او گفتم در فیلمی که این روزها در مرحله‌ تدوین است،سکانسی وجود دارد که کیارستمی در آن، انتقادهای گزنده‌ای را نسبت به سکانس معروف حمام در فیلم «روانی» مطرح کرده و استفاده از آن در نسخه‌ نهایی فیلم، جدا از آن‌ که جسارت‌آمیز است، می‌تواند چالش‌برانگیز هم باشد. وقتی جزییات آن سکانس را برای [ژولیت] بینوش گفتم او مرا تشویق کرد که حتماً این کار را انجام دهم و حرف‌اش این بود که اگر این کار را نکنی، بخش عمده‌ای از جذابیت این فیلم از دست خواهد رفت. بنابراین به حرف او گوش دادم و در فیلم، از تحلیل بی‌سابقه‌ کیارستمی درباره‌ یکی از مهم‌ترین سکانس‌های تاریخ سینمای جهان استفاده کردم.همین نکته باعث شد تماشاگران این فیلم با تحلیل تازه و بی‌سابقه‌ای درباره‌ نحوه‌ کارگردانیِ آلفرد هیچکاک در ساخت سکانس حمام مواجه شوند. تحلیلی که تا آن زمان و به دلیل جایگاه مرتفع و دست‌نیافتنیِ هیچکاک بی‌سابقه بود.»

در ادامه این نشست با دعوت سیف‌الله صمدیان ،دکتر حبیب احمدزاده (نویسنده و پژوهش‌گر) خاطره‌هایی از دیدارهای پراکنده‌ خود با عباس کیارستمی را با حاضرین در میان گذاشت: «کیارستمی انسان بزرگی بود که برخلاف تصور و دیدگاه موجود، اصلاً فرصتی برای دیده شدن سایر وجوه شخصیتی‌اش پیدا نکرد؛ و در این زمینه، مقصر اصلی، همه‌ ما کسانی هستیم که به دلیل مرزبندی‌های مرسوم، این فرصت را از او گرفتیم.او می‌گفت از نظر سنّی به جایی رسیده‌ام که هر روز باید به مرگ فکر کنم و به همین دلیل هر روز که از خواب بیدار می‌شوم خودم را با کارهای مختلفی سرگرم می‌کنم تا به مرگ فکر نکنم.کیارستمی تعریف می‌کرد در زمان جنگ به آبادان سفر کرده تا از نزدیک با وضعیت جنگی برخی شهرهای جنوبی آشنا شود. ظاهراً وقتی صدای سوت یک خمپاره را شنیده، خود را محکم به زمین انداخته و همین باعث شده بود صورت‌اش زخمی شود.او به قدری برای احساسات مردم احترام قائل بود که به مادران شهدایی که در نزدیکی منزل ایشان زندگی می‌کردند سر می‌زد و حال آن‌ها را می‌پرسید. در حقیقت باید گفت این نکته‌های ظریف، بخش‌هایی است که در مورد شخصیت فردی او ناگفته و طبعاً نادیده مانده است.»

این جلسه با صحبت‌های سیف‌الله صمدیان درباره عباس کیارستمی پایان یافت:«مهم‌ترین دستاورد زندگی کیارستمی نگاه بکر و تازه‌‌اش به جهان اطراف خود بود.او جزو کسانی بود که در بیست و چهار ساعت بیش از بیست ساعت کار و تلاش می‌کرد. به همین دلیل زمان بسیار محدودی برای خواب و استراحت داشت.یادم هست یک‌بار تعریف می‌کرد که خیلی وقت‌ها قبل از طلوع آفتاب سوار ماشین معروف خود شده و به دامنه‌های البرز پناه می‌برده است. کیارستمی می‌گفت هر وقت این لحظه را تجربه می‌کنم، دوربین به دست می‌ایستم و منتظر اولین تاش نوری می‌شوم که از پشت کوه سر می‌زند. سپس به احترام تولد دوباره‌ نور کلیک می‌زنم، عکس می‌گیرم و خودم را با خلقتی که هر روز برایم آغاز می‌شود یک‌سان می‌کنم. نگاه عمیق و عاشقانه‌ای که ثابت می‌کند او اصلاً انسان معمولی و ساده‌ای نبوده است.»