هنروتجربه -مرسده محمدی:پردیس سینمایی سیتی سنتر اصفهان عصر روز جمعه بیست و هشتمین روز تیرماه میزبان نمایش فیلم « دوباره زندگی» بود. بعد از نمایش این فیلم جلسه نقد و بررسی آن با حضور رضا فهیمی کارگردان و گلاب آدینه بازیگر فیلم برگزار شد.

در ابتدای این نشست سید مهدی سجادزاده مجری این برنامه، از نبودن شمس لنگرودی در جمع مهمانان این نشست اظهار تاسف کرد. بعد از آن گلاب آدینه پیش از هر صحبتی از حضار خواست تا بگویند چگونه از این نشست مطلع شدند، تعدادی از حضار به پستی که گلاب آدینه در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرده بود،اشاره کردند و آدینه هم با تاکید بر اهمیت تبلیغات مخصوصا برای فیلم‌های هنروتجربه، از تماشاگران خواست تا سوالات خود درباره فیلم را بپرسند.

اولین سوال را مجری از کارگردان پرسید:« بعد از فیلم کوتاه «کودکان ابری» که جوایز زیادی  گرفته است همه منتظر بودند تا ببینند فیلم بعدی شما چیست ، چگونه تصمیم به ساخت فیلم «دوباره زندگی» گرفتید؟»

فهیمی با اشاره به اینکه بعد از اتفاقات خوبی که در سال‌های ۹۳ و ۹۴ برای « کودکان ابری» افتاد و کار دیده شد،گفت :«جوایز بسیار هم خوب بود و هم بد، چرا که دچار وسواس شدم و یکی دو سال کار نکردم. درنهایت به این نتیجه رسیدم باید فیلم ساخت،تجربه کرد و در مسیر تکامل پیش رفت تا این‌که ارتباطم با آقای پورمحمدی شکل گرفت وازمیان تعدادی فیلم‌نامه ، فیلم‌نامه آقایان اسماعیلی و عبدی را برای کار انتخاب کردیم. من در زندگی به شدت برای کودکان و سالمندان احترام قائل هستم. سالمندان هم به نوعی کودک هستند. دنیای کودکان برایم نزدیک است.»

گلاب آدینه هم در پاسخ به سوالی درباره رضایتش از نقش، به کلیت فیلم اشاره کرد:« من از نتیجه کار خیلی راضی هستم که اگر نبودم رویم نمی‌شد در این جلسه شرکت کنم و با شما این فیلم را ببینم. به نظرم فکر اولیه خیلی خوب بود ولی راه رسیدن به مضمون فیلم‌نامه سنگلاخ بود. طی یک ماه و نیم جلسه‌های بسیار و گفت‌وگوهای زیاد، سرانجام فیلم‌نامه نهایی نوشته شد. البته بگویم اول که فیلم‌نامه را خواندم، حس کردم این نقش از من دور است و گفتم من از بازی در این فیلم کسل می‌شوم. اما مداومت و پیگیری آقای فهیمی خیلی کمک کرد. ایشان از من نقطه نظراتم را خواستند تا به نویسندگان اعلام کنند و من هم آن‌ها را گفتم. بعد هم با نویسندگان جلسه گذاشتیم. من برای بازی در این فیلم خیلی مستعد بودم چرا که در همان زمان نوه‌ام به دنیا آمده بود و همین مسأله به همراه جلسات دلنشینی که داشتیم باعث شد اثر به بهترین شکل خودش ارائه شود.»

رضا فهیمی درباره دلایل انتخاب شمس لنگرودی برای نقش اصلان هم گفت:«خیلی برایم مهم بود دو نفری که می‌خواهند این فیلم را بازی کنند، چه کسانی هستند. از اول برای نقش ریحون به خانم آدینه فکر کرده بودم ،در بیشتر جمع‌های سینمایی هم می‌گفتند ایشان نمی‌آید و در مورد کارگردان و فیلم‌نامه سخت‌گیر هستند ، اما  بالاخره رضایت را از ایشان گرفتم. اما در مورد آقای شمس لنگرودی دنبال شخصی بودم که ترکیب‌شان با گلاب آدینه برای مخاطب کنجکاوی برانگیز باشد. من از ایشان فیلم «احتمال باران اسیدی» را دیده بودم و بعد از جلسات متعدد پذیرفتند، این نقش را بازی کنند.»

در ادامه رضا فهیمی از طولانی شدن پیش تولید برای رسیدن به ترکیب بهترسخن گفت و توضیح داد:« اگر تهیه کننده این فیلم کسی بود که با این جنس فیلم و تهیه آن آشنایی نداشت حتما به طولانی شدن پیش تولید فیلم اعتراض می‌کرد ولی باید از ایشان تشکر کنم که همراهی کرد. ما ۵۰ جلسه فیلم‌برداری داشتیم که در ۴۰ جلسه آن بچه بازی داشت. کارکردن با بچه خیلی سخت است بعضی‌ها پیشنهاد می‌دادند به جای بچه عروسک بگذاریم یا پلان‌ها را صداگذاری کنیم اما در این فیلم تک‌تک پلان‌هایی که بچه حضور دارد، خودش بازی کرده است. حضور بچه کار را سخت و ریتم گروه را کند می‌کرد. »

در بخش دیگری از این نشست، گلاب آدینه با اشاره به موضوع جهان شمول فیلم عنوان کرد:«این فیلم یک سوژه جهانی بدون تاریخ مصرف دارد. نه تنها سوژه‌اش بومی و محلی نیست بلکه در همه جهان افراد بسیاری هستند که در این شرایط گیر می‌کنند. خود کهن‌سالی مسأله بسیار مهمی است که هر کس با آن به نوعی برخورد می‌کند مثلا زن آلزایمر ندارد اما به نوعی به حواس پرتی که در اثر فشار بیشتر می‌شود ،دچار است. یا شاید فراموشی و کوچک شدن مغز که در  اطراف ما هم وجود دارد. این افراد چون چیزها را فراموش می کنند، دچار وسواس هم می‌شوند.»

رضا فهیمی در توضیح شخصیت ریحون در فیلمش گفت:«آنچه در این فیلم‌نامه نظر مرا جلب کرد، موقعیت بود. موقعیت یک زن و مرد که می‌خواهند به خانه سالمندان بروند اما حضور یک بچه مانع این کار می‌شود. ریحون در کل فیلم تلاش می‌کند برای ماندن، به نظرم خانه سالمندانی وجود ندارد خانه سالمندان یعنی مرگ. اگر بخواهیم در مورد زیر متن صحبت کنیم اصلان می گوید بیا بریم بمیریم و ریحون می گوید نه من می خواهم زندگی کنم؛ پس امیدوار است. او در تمام طول داستان امیدوار است و سعی می‌کند اصلان را هم نگه دارد. ریحون در صحنه آخر یک لحظه از خواب بیدار می‌شود، زمان و مکان را گم کرده است این اتفاق برای ما هم در این سن می‌افتد بعد با دیدن بچه می‌فهمد کجاست و ما هم با دیدن بچه می‌فهمیم پدربزرگ و مادربزرگ بچه او را با خود نبرده‌اند.»

کارگردان «دوباره زندگی» درباره ریتم کارگردانی فیلمش و به‌خصوص دکوپاژ آن توضیح داد:« در پیش تولید به این فکر می‌کردم که این فیلم‌نامه تمپو پایین دارد و من هم اگر دکوپاژ را با همین ریتم تنظیم کنم، فیلم کسل کننده می‌شود برای همین علاوه بر فراز و نشیبی که خود قصه داشت می‌خواستم دکوپاژ ریتم تندتری بگیرد اما زمانی که در پیش تولید در لوکیشن قرار گرفتم فیلم‌نامه به من گفت که به چه شکل عمل کنم. بنابراین نظرم عوض شد و ریتم کنونی دکوپاژ را برای فیلم انتخاب کردم.»

درپایان گلاب آدینه با اشاره به اینکه هنروتجربه احتیاج به تبلیغ دارد گفت:«من هر روز مجبورم پست و استوری بگذارم برای این فیلم. خیلی هم ممنونم از کسانی که پست‌های مرا تکثیر می‌کنند. خیلی‌ها می‌گویند از مسائل دیگر پست بگذار،اما الان مهم‌ترین نکته برایم دیده شدن همین فیلم است. فیلم ساخته‌ایم که دیده شود و تهیه‌کننده هم به بخشی از پولش برسد تا دوباره بیاید وفیلم هنروتجربه بسازد. خواهش می‌کنم در پست‌های خود هنروتجربه تبلیغ کنید.»

رضا فهیمی هم ضمن تشکر از حضار برای تماشای فیلم و صحبت‏‌های مفیدشان عنوان کرد:«ممنونم از شما به خاطر حضورتان و از صحبت‌های شما یاد گرفتم. قطعا در فیلم بعدی با تجربه‌تر شده‌ام و امیدوارم باز هم به اینجا بیایم و با شما فیلم ببینم.»