هنروتجربه: نشست نقدوبررسی فیلم «خواب آب» به کارگردانی فرهاد مهرانفر روز یکشنبه، ۳۰ تیر در خانه هنرمندان برگزار شد. در این نشست علاوه بر فرهاد مهرانفر، سهیلا فرزاد طراح لباس و احمد طالبی‌نژاد منتقد سینما ،مهمانانی چون محمد آفریده، مصطفی آل‌احمد و سعید ابراهیمی‌فر حضور داشتند.

احمد طالبی نژاد در ابتدای این نشست عنوان کرد: «آن‌هایی که مثل فرهاد مهران‌فر به سینما هنوز هم به عنوان یک مقوله فرهنگی و هنری نگاه می‌کنند به سختی چند سالی یک بار فیلم می‌سازنند . فارابی باید مدافع جریان‌های اصیل سینمایی باشد. ما تماشگر را عادت نداده‌ایم که از چنین فیلم‌هایی لذت ببرد و در کنار آثار تجاری به تماشای این گونه فیلم‌ها هم بنشیند که لذتی عمیق‌تر را حاصل می‌کند و تجربه‌ای خاص است. متاسفانه مخاطبان این گونه فیلم‌ها روزبه‌روز کمتر می‌شوند و تبلیغات زیادی هم برای آن‌ها انجام نمی‌گیرد».

او درباره ویژگی تصویری و بصری این فیلم اشاره داشت: «وجه بصری فیلم خواب آب، عکاسی زیبای تصاویر، حال وهوای فیلم و پلان‌های زیبا با زوایای بدیع است که برای من مانند گردشی کامل در یک گالری بسیار بزرگ هنری بود. کارگردانی و به سرانجام رساندن بعضی از  فصل‌های فیلم هم  بسیار دشوار است مانند سکانس نهایی ،که کار ساده‌ای نیست و فیلم‌برداری آن زحمت و دقت فراوانی می‌طلبد».

این منتقد ادامه داد: «فرهاد مهرانفر مستندساز درجه یکی است. ما اگر امروز راجع به تالش و شمال گیلان اطلاع و خبری داریم بخش عمده‌اش مربوط به فیلم‌های مهرانفر است. مستندهای درخشان مهرانفر از جمله “ریشه‌ها “و “گیلان سرزمین رویای سبز “از آثار خوب سینمای مستند است. فیلم “درخت جان” حتی به لحاظ قوم شناسی نیز اثر ویژه‌ای محسوب می‌شود».

طالبی نژاد در نقد آثار سینمای این کارگردان توضیح داد: «به نظرم مشکل آثار مهرانفر  این است که ایده‌های خیلی خوبی دارند ولی مهرانفر هنگام دراماتیزه کردن آن ایده‌ها و فیلم‌سازی از قصه‌گویی پرهیز دارد که البته شاید بشود این نکته را ویژگی کارش دانست. ولی به هر حال در فیلم داستانی و حتی در فیلم‌های ضد داستانی هم نیاز به پلات داریم. او در فیلم‌های بلندش انگار با درام و پرورش درام به شیوه کلاسیک و ارسطویی لجبازی دارد و فیلم‌ساز مستندی است که وارد داستان و فیلم بلند می‌شود».

این منتقد ادامه داد: «در این فیلم شاهد درهم آمیزی واقعیت و اسطوره با هم هستیم ، در این شیوه  فیلم‌ها بهرام بیضایی به موفقیت کامل رسیده‌اند . اما روش مهرانفر متفاوت است او کم توجهی به درام را با عناصر دیگر جایگزین می‌کند تا مخاطب جذب کار شود و تاثیر دوگانه‌ای بر مخاطب خاص و عام بگذارد».

او اضافه کرد: «متاسفانه بازی دو جوان اول فیلم اصلا خوب نیست و  آماتوری است. آن‌ها حس درونی نقش را در بیان ،میمیک و حتی ادای کلمات نتوانستند دربیاورند . فیلم خواب آب در فضای رئالیستی شروع و وارد فضای دوگانه‌ای می‌شود. پیرمرد فیلم نمادی از روایت‌های اساطیری است و طراحی لباس  بسیار خوبی دارد و در انتها انگار پیرمرد داستان به شکل مغان زرتشتی درآمده و دیالوگ‌هایش هم به این حس دامن می‌زند، به نحوی که تصور می‌شود پیرمرد از دنیای امروز جداست. ناهید نمادی از مهر و لباسش یادآور امواج ضعیف دریاست که به جا و درست حضور دارد».

مهرانفر: سینمای ما دچار «کیچ‌» زدگی شده

در ادامه این نشست نوبت به فرهاد مهرانفر رسید. او در ابتدای صحبتش عنوان کرد: «میلان کوندرا کلمه‌ای را در مورد هنر به کار می‌برد به نام کیچ. این واژه به آثار هنری‌ای گفته می‌شود که در مقیاس انبوه تولید می‌شوند و تقلید ناموفقی از استانداردهای زیباشناسی فرهنگ نخبه هستند و یا هنر پست محسوب می‌شوند. اما میلان کوندرا این معنی را سوءتعبیر می‌داند و معتقد است با این معنا، کیچ چیزی جز اثری ساده و ناشی از بدسلیقگی نیست. فکر می کنم سینمای ما دچار کیچ‌زدگی شده و انبوهی از آثار سطح پایین تولید می‌شود.»

او افزود: «من به عنوان مستندساز سفرهای زیادی به مناطق مختلف کشورمان داشته‌ام و تقریبا همه جای ایران را دیده‌ام. ما باید اقلیم‌های گوناگون سرزمین خود را بشناسیم و آسیب‌هایی که به منابع طبیعی و محیط زیست به علت مدیریت غلط و نادرست رسیده معرفی و طرح کنیم.»

او درباره فضای فیلمش عنوان کرد: «اینکه فیلم من قصه داشت یا نه بحثی است که باید بیننده قضاوت کند. این سبک و روش من است و نمی‌توانم از کارهای دیگر تقلید کنم. اگر بگوییم فیلم من قصه نداشت پس باید سینمای عباس کیارستمی را هم کنار گذاشت چون در سینمای کیارستمی نیز قصه به معنای کلاسیک آن تعریف نمی‌شود. زیبایی‌شناسی برای من اصل فیلم‌سازی است و زبان سینمایی باید حفظ شود و در این زمینه همیشه به سینما وفادارم».

این کارگردان اشاره داشت: «کل فضای فیلم و قنات‌ها در دکور بود و برایش زحمت زیادی کشیدیم.  می‌توانستیم روی زمین و به شکل کاغذی دکور را تهیه کنیم یا خاک‌برداری کنیم ودر زیرزمین دکور را مهیا کنیم. البته ما روش دوم را انتخاب کردیم و نصف بودجه فیلم صرف فضا سازی و دکور شد».

او درباره سینمای خودش توضیح داد: «من در فیلم‌های داستانی  و مستندهایم به دنبال بحث‌های علمی و کارشناسی نیستم و برخوردم با محیط زیست برخورد عاطفی است. در کار سینمایی قصدم این نیست که بگویم مدیریت غلط بوده یا درست، خرافات درست است یا نه.»

این کارگردان به نقش اسطوره در سینما هم اشاره کرد: «در دنیای امروز هم ما از اساطیر رهایی نداریم ، حتی در هالیوود فیلم‌های زیادی با ارجاع به اسطورها ساخته می‌شود. جذابیت اساطیر برای من توجه به رمز و رازهای  گذشتگان است. معمولا بافندگان در اساطیر زنان بوده‌اند و در فیلم پیرمردی که بافندگی می‌کند در حقیقت کار همسرش را ادامه می‌دهد تا به نوعی دینش را با زنش ادا کند». او با دفاع از نقش‌آفرینی دو بازیگر جوان فیلم هم گفت:«این  دو جوان  نابازیگر بودند و برای اولین بار جلوی دوربین قرار می‌گرفتند».

او با اشاره به اهمیت تبلیغات برای فیلم‌های تجربی و خاص ادامه داد: «باید به این سینما توجه ویژه داشت و تبلیغات مناسب کرد، مخالف سینمای تجاری نیستم و خودم هم فیلم‌های آن جریان سینمایی را می‌بینم و یاد می‌گیرم ولی بحث هدفمندی سینما برایم اهمیت دارد. دور کردن مردم از اندیشه به ضرر فرهنگ و هنر ایران است.»

محمدآفریده: مدیران باید سینما هنروتجربه را باور داشته باشند و از آن حمایت کنند

در ادامه نوبت به سهیلا فرزاد رسید. او اشاره داشت: «برای طراحی لباس فیلم بارها به یزد و مهریز سفر کردم و با لباس‌های آن منطقه آشنا شدم. فیلم متعلق به چهار پنج سال پیش بوده و تا جایی که به یاد دارم تمامی تحقیق و تفحص راجع به طراحی لباس و صحنه با نظر کارگردان و با مشورت او بوده است.»

او ادامه داد: «ترکیب رنگ‌ها و نوع پوشش شخصیت‌های فیلم به تایید کارگردان رسیده و یادم است لباس پیرمرد را از خود یزد پیدا کردیم و از لباس واقعی مقنی‌های پیر و واقعی آن منطقه استفاده شد. وقتی به قنات‌های یزد و مهریز سر می‌زدیم آبی وجود نداشت و اگر بود تالاب و آب راکد بود و در طراحی لباس ناهید از این اتفاق استفاده کردیم تا پارچه و لباس حس لجن و آب مانده را به بیننده بدهد».

 

مصطفی آل‌احمد  هم درباره این فیلم گفت : «من بر خلاف نظر آقای طالبی‌نژاد مایلم بگویم که مهرانفر باید این خرده داستان‌ها و استفاده از بازیگران حرفه‌ای چون حسین محجوب را هم کنار بگذارد و نگاه مستندوار خود را در سینما دنبال کند و آوانگاردتر فیلم بسازد. همه می‌دانیم این نوع از فیلم‌ها مخاطبان کمتری دارد و کارگردان نباید به تماشگر باج بدهد تا دل مخاطب را به دست بیاورد. کلیت فیلم بسیار خوب بود و تبریک می‌گویم به آقای مهران‌فر.»

محمد آفریده نیز درباره این فیلم عنوان کرد: «فیلم خواب آب اثر آبرومند و شریفی است. سینمای هنروتجربه بی‌هیاهو ، برای فرهنگ و سینما پرحاصل است. باید مدیران ما در سطوح کلان مدیریتی این نوع سینما را باور داشته باشند و حمایت کنند. این نوع سینما مانند آبی است که در قنات جاری و ساری می‌شود».

او ادامه داد: «یادم می‌آید سال شصت وهفت سناریوی فیلم نار و نی سعید ابراهیمی‌فر رد شده بود، رفتیم پیش محمد بهشتی و گفتیم فیلمنامه خوبی است و رد شده، آقای بهشتی گفتند اگر فکر می‌کنید خوب است بروید بسازید،ساخته شد و فیلم خوب و شریف و ماندگاری هم شد. نگاه مدیریتی باید این‌گونه باشد از سینمای خاص و شریف حمایت کند.»

سعید ابراهیمی فر نیز درباره این فیلم گفت: «خیلی لذت بردم از فیلم آقای مهران فر و به ایشان تبریک می‌گویم؛ مدت‌ها بود در فیلم‌های ایرانی این چنین تصاویر و پلان‌های زیبایی ندیده بودم و لذت بصری فیلم عالی است. متاسفانه سینمای امروز  ما سخیف و نازل شده است که بخش عظیمی از آن به مدیریت فرهنگی غلط برمی‌گردد.»

او ادامه داد: «این نوع سینما را شاید بتوان سینمای ملی ایران دانست .متاسفانه نتایج و اثرات  زحماتی که بعد از انقلاب برای سینمای شریفی که هویت ملی ما را بازنمایی کند کشیده شد روز به روز کم‌رنگ‌تر می‌شود. سینمای معروف به بدنه که در دهه هفتاد شروع شد به این بهانه بود که صنعت سینما روی پای خودش بایستد اما سینمای ما را به قهقرا برد.»