هنروتجربه-سحر آزاد:نادر معصومی و فرهاد مهرانفر  تجربه‌های مشترکی چه در زمینه مستند چه در زمینه فیلم سینمایی داشته‌اند. این روزها نیز یکی از همین همکاری‌های مشترک یعنی «خواب آب» که در سینمای هنروتجربه به نمایش درآمده، درحال اکران است. به همین بهانه با معصومی مدیر فیلم‌برداری این اثر صحبت کردیم.

شما با فرهاد مهرانفر در چندین فیلم از جمله «سرزمین رها»، «چریکه هورام»، «قطعه زمستانی»، «شعله در باد»، «خواب آب» و..همکاری کرده‌اید. چه ویژگی در کار ایشان بوده که باعث تداوم این همکاری شده و تجربه این کارهای مشترک برایتان چطور بوده است؟
سال‌ها با پروژه‌های مستند او همراه بودم و هفت فیلم سینمایی ایشان را نیز مدیریت فیلم‌برداری کرده‌ام. اخیر هم در سریالی که احتمالا اواخر پاییز روی آنتن شبکه رسمی خواهد رفت (گنج راه شیری) با آقای مهرانفر کار کرده‌ام. علقه‌ای که او به مباحث مربوط به طبیعت، اقوام و ریشه‌های فرهنگی ما دارد، برایم ارزشمند است. هم‌چنین آدمی بسیط و پژوهش‌گر در این حوزه است. بنابراین جدای از اینکه شما بخواهید با یک فیلم‌ساز طرف باشید با یک استاد طرف هستید که دامنه و گستره اطلاعاتش در حوزه‌های فرهنگ اقوام بسیار بالاست. این موضوع برای من دلنشین است چون من هم چنین علاقه‌مندی‌هایی دارم. این بستر فرهنگی و قوم‌نگاری یک گستره بصری را پیش رویتان قرار می‌دهد که شما را سیراب می‌کند و این ویترین خودش را به شکل رنگین کمانی بروز می‌دهد. در نتیجه شما با اتمسفری مواجه می‌شوید که بسیار عمیق و جذاب است و جای بحث و بررسی دارد. از نظر بصری هم نگاه و زاویه دید من خیلی نگاه تصویرگرایی است و آقای مهرانفر هم یک نگاه تصویرگرایانه و نقاش‌گونه به این مباحث دارد. در نتیجه جنبه هنری فیلم بیشتر خودش را به نمایش می‌گذارد و رسوبات این‌چنینی در خود اثر دیده می‌شود. بنابراین بخشی از دلبستگی من به همکاری با این کارگردان از این منظر است. در زمینه همکاری در مستندسازی با آقای مهرانفر باید بگویم از دوره‌ای که مرحوم آقای سرهنگی مجموعه «کودکان سرزمین ایران» را در سطح جغرافیای کشور کار می‌کرد، من هم به این پروژه پیوستم و برای این‌که تازه به این حوزه آمده بودم، این همراهی برایم بسیار جذاب و آموزنده بود. این مسیر تداوم پیدا کرد و به فیلم‌های سینمایی ایشان هم رسید. اولین همکاری جدی من با او در فیلم سینمایی «درخت جان» انجام شد که به‌نظرم در آن هم تصویرگرایی کار بسیار قوی است. همین تجربه در کارهای بعدی هم ادامه پیدا کرد تا اینکه ما به فیلم‌های سینمایی رسیدیم که بیشتر داستان پردازانه بود مثل «چریکه هورام»، «سرزمین رها» و «خواب آب».

بسیاری از تهیه‌کننده‌ها و کارگردان‌ها نه متوجه بافت زیبایی‌شناسانه بصری هستند نه این تحمل را دارند که برایش وقت بگذارند. تعداد کمی از فیلم‌سازان مولف ما چنین نگاهی دارند، چون می‌دانند تصاویری با این عیار، سبک و ویژگی، مینیاتوری خلق می‌کند که عیار کار را بالاتر می‌برد

همان‌طور که خودتان اشاره کردید، وقتی ما فیلم‌های فرهاد مهرانفر را می‌بنیم تصاویر شاعرانه، همانند نقاشی و کارت پستالی هستند…
آقای مهرانفر برای این موضوع وقت می‌گذارد. من هم سخت‌گیری‌های خاص خودم را دارم و می‌دانم او ارزش قائل است و تحمل می‌کند پس من هم نهایت استفاده‌ام را می‌برم چون بسیاری از تهیه‌کننده‌ها و کارگردان‌ها نه متوجه بافت زیبایی شناسانه بصری هستند نه این تحمل را دارند که برایش وقت بگذارند. تعداد کمی از فیلم‌سازان مولف ما چنین نگاهی دارند، چون می‌دانند تصاویری با این عیار، سبک و ویژگی، مینیاتوری خلق می‌کند که عیار کار را بالاتر می‌برد و بعد با یک فرش ایرانی مواجه هستیم یا حتی یک باغ ایرانی در یک فرش ایرانی. همکاری این کارگردان‌ها مغتنم است.آن‌ها چنین فرصت‌هایی را در اختیار مدیر فیلم‌برداری مجموعه می‌گذارند و یک نفر هم مثل من باید نهایت بهره‌برداری را انجام دهد تا به نگاه و زاویه دید کارگردان نزدیک شود. به‌هرحال ما یک‌جورهایی چشم کارگردان هستیم.

با وجود این هماهنگی‌ها، هیچ‌وقت چالشی با یکدیگر نداشتید؟
 چون آقای مهرانفر درایت و درک لازم را دارد، چالش زیادی نداشتیم، بیشتر تعامل و همفکری برای رسیدن به بهترین لحظه نوری و تصویری بوده است.

با توجه به اینکه داستان «خواب آب» مربوط به قنات و کویر بود، تجربه کار چطور بود؟
«خواب آب» کار سختی برای ما بود. قبل از «خواب آب» در فیلم مستند، تجربه کار در قنات‌ها را داشتیم که بسیار سخت و دشوار بود منتهی در این‌گونه آثار شما با یک مقنی و تصاویر دهلیزها و کاریزها مواجه هستید اما وقتی بحث سینمایی پیش می‌آید شما با یک مجموعه مثل بازیگر، میزانسن و داستان‌پردازی سر و کار دارید که برای آن باید راهکار پیدا کرد. بنابراین گروه ما در حوزه طراحی صحنه و ساخت ماکت‌ در قد و قواره کاریزها در مقیاس نزدیک به واقعیت، با یک کار دشوار و پیش تولید سنگین روبه‌رو بود. اما نتیجه به گونه‌اسی شد که شما به عنوان تماشاگر این فضا و اتمسفر را بعد از تماشای فیلم می‌پذیرید. در صورتی که آن یک پلاتوی زیرمینی و مشابه اصل بود و ما براساس مشاهدات میدانی در گذشته و تجربه‌هایی که داشتیم، به این فضا رسیدیم. در واقع تجربه‌های‌مان را با طراحان صحنه و مجریان صحنه در میان گذاشتیم که آن‌ها هم در اجرا تلاش کردند کمی به این مسائل توجه کنند تا بتوانیم خوب مانور دهیم و جای نورپرداری خوبی برایمان تعبیه کنند تا با حداقل‌های نوری، کار را پیش ببریم که از لحاظ تصویرسازی کار سخت و سنگینی بود اما رسیدن به این محصول هم لذت‌بخش بود. در همان زیرزمین و تاریکی‌ها تک تابلوها و تک عکس‌های بسیار بی‌نظیر و قابل توجهی داریم.

با توجه به اینکه فیلم‌های فرهاد مهرانفر بیشتر در حوزه طبیعت و محیط زیست هستند، فیلم‌برداری در این زمینه با دیگر آثار متفاوت است؟
خیلی خیلی خیلی سخت است به خصوص با نوع نگاه کارگردانی از این دست. اگر کارگردانی باشد که هندسه نور را نشناسد، متوجه کنتراست‌ها و.. نباشد و فقط به شمایلی از تصویر توجه کند، کار سهل است اما با کارگردانی که این نکات را می‌شناسد و شما هم به عنوان یک مدیر فیلم‌برداری سخت‌گیری‌هایی اعمال می‌کنید که به ایده‌آل‌ها برسید، کار بسیار دشوار می‌شود. کار در طبیعت برای رسیدن به یک محصول بی‌همتا و ارزشمند سخت است و باید برایش وقت و انرژی گذاشت. تحمل و صبوری فاکتور قابل توجهی است.