هنروتجربه:«کارت پرواز» که این روزها در سینماهای هنروتجربه در حال اکران است، توانسته نظرها را به خود جلب کند و در رسانه‌ها حضور پررنگی داشته باشد.هنرآنلاین درباره وجوه مختلف این فیلم گفت‌وگوی مفصلی  با مهدی رحمانی کارگردان و نداجبرائیلی بازیگر این فیلم منتشر کرده‌است که بخش‌هایی از آن را می‌خوانید.

در بخشی از این گفت‌وگو  به این نکته اشاره‌ شده که فیلم‌نامه در اختیار بازیگران قرار نگرفته‌است،‌ مهدی رحمانی درباره این شیوه کاری توضیح داد:«شیوه کاری من در این فیلم این‌طور بود که فیلم‌نامه به هیچ وجه در اختیار بازیگران قرار نمی‌گرفت. در واقع همه بازیگران یک داستان دو خطی از فیلم‌نامه می‌دانستند که کاراکترهای ندا و منصور یک شب تا صبح درگیر بحران مواد مخدر هستند. ما فیلم را براساس فیلم‌نامه پیش می‌بردیم. مثلا اولین سکانسی که فیلم‌برداری کردیم اولین سکانسی بود که در فیلم نمایش داده شد؛ بنابراین خود بازیگران هم به وسیله پیش‌رفت سکانس به سکانس قصه متوجه فیلم‌نامه می‌شدند. وقتی بچه‌ها وارد لوکیشن می‌شدند راجع به اتفاقاتی که در گذشته افتاده بود و اتفاقاتی که قرار بود در آنجا بیافتد حرف می‌زدیم و ماحصل آن صحبت‌ها چیزی می‌شد که ندا و منصور از خودشان به‌عنوان دیالوگ می‌گفتند؛ یعنی دیالوگی به شکل مکتوب وجود نداشت که بازیگران بخواهند از روی آن بخوانند و اجرا کنند.»

در ادامه همین بحث ندا جبرائیلی هم در مورد دشواری‌های این روش گفت:«اساسا متنی وجود نداشت که ما بخواهیم آن را حفظ و اجرا کنیم ولی ما دیالوگ‌ها را هم به صورت بداهه نمی‌گفتیم. البته ممکن بود که ما خودمان در یک سری لحظات یک چیزهایی به دیالوگ‌ها اضافه کنیم ولی این‌طور هم نبود که همه دیالوگ‌ها بخواهد براساس بداهه‌گویی‌های ما شکل بگیرد چون پلان‌ها طولانی بود و نیاز داشتیم یک سری نکات را بدانیم. آقای رحمانی هم دیالوگ‌ها را به ما می‌گفتند.»

در بخش دیگری از این گفت‌وگو رحمانی در ارتباط با اهمیت ساخته شدن فیلم «کارت پرواز» برایش عنوان کرد:«چند مساله بود که باعث شد به سراغ «کارت پرواز» بیایم. یکی از آن‌ها نو بودن این سوژه در ایران بود و دیگری تعداد زیاد آدم‌هایی بود که در ایران با این مساله درگیر هستند. شاید در طول روز هزاران نفر مشغول انجام این کار باشند. حالا یا به سلامت از آن رد می‌شوند و یا ممکن است برای درصدی از آن‌ها خطر مرگ به وجود بیاید. سومین مساله، آدم‌هایی بودند که این کار را انجام می‌دادند. کسانی که این کار را انجام می‌دهند کاملا آدم‌های معمولی هستند و نمی‌خواهند خودشان را درگیر کارهای بزهکارانه کنند. مثلا اگر زن هستند نمی‌خواهند تن‌فروشی کنند یا نمی‌خواهند سرقت کنند؛ یعنی کاری انجام می‌دهند که از نظر خودشان شرافتمندانه و انسانی است. حداقل با بدن و جان خودشان ریسک می‌کنند. این حجم از آدم‌هایی که در حال حاضر این کار را انجام می‌دهند بنا به شرایط اقتصادی جامعه درگیر این مشکل هستند و قطعا اگر شرایط اقتصادی درست بود این کار را نمی‌کردند. در واقع همه این نکات انگیزه‌هایی برای من شد که «کارت پرواز» را بسازم.»

و درباره پایان‌بندی تلخ فیلم هم گفت:«شکل ایده‌آلش برای من این است که مخاطب حداقل یکی دو روز درگیر آن داستان شود. اگر این اتفاق بیافتد برای من خوشایند خواهد بود چون در آن صورت یعنی من توانسته‌ام به سلول‌های مغز مخاطب نفوذ کنم. ضمن اینکه در مرحله انتخاب فیلم هم شما می‌توانید از روی تیرز فیلم‌ها بفهمید که قرار است به تماشای چه جهانی بنشینید. نظرات و توصیه‌ها هم بی تأثیر نیست. کسانی که کمی احساس می‌کنند می‌خواهند در شرایط آسوده‌تری فیلم نگاه کنند شاید فیلم «کارت پرواز» را انتخاب نکنند، اما گاهی باید کمی به خودمان هم سختی بدهیم.»

در انتهای این گفت‌وگو از ندا جبرائیلی در مورد اکران فیلم در هنروتجربه و مخاطبان خاصش سوال شد.این بازیگر توضیح داد:« ما یک فیلم را ‌می‌سازیم و بعد معلوم می‌شود که فیلم در کدام گروه اکران می‌شود؛ بنابراین هیچ‌وقت از قبل به این موضوع فکر نکرده‌ام. یکی از اولین فیلم‌هایی که در سینمای هنر و تجربه اکران شد «ماهی و گربه» بود که موقع ساختش گروه هنروتجربه اصلاً وجود نداشت. هیچ‌وقت به این فکر نمی‌کنم که فیلم قرار است در کدام گروه اکران ‌شود و همیشه سعی کرده‌ام از میان پیشنهادهایم بهترین‌ها را انتخاب کنم و پای کارهایی که کرده‌ام نیز می‌ایستم. فکر می‌کنم بهترین اتفاقی که برای من افتاده این است که از هیچ کدام از کارهایم پشیمانی و خجالت ندارم.»

مهدی رحمانی هم درباره اکران فیلم در گروه هنروتجربه عنوان کرد:« متأسفانه الآن تعریفی برای هنروتجربه به وجود آمده که تعریف جالبی نیست. ما واقعا کاری به اینکه گروه هنروتجربه در اکران محدود و سینمای کم تعریف می‌شود ،نداریم. اگر هنروتجربه را به‌عنوان گروه اکران فیلم‌هایی که یک مختصات، یک ارزش هنری و مساله‌ای دارند و محل اکران فیلم‌هایی که روتین و صنعتی نیستند تعریف کنیم بهتر است چون این‌طور فیلم‌ها کارهای قابل افتخارتری هستند. به نظر من هر کدام از اعضای سینما افتخارشان به این‌طور فیلم‌هایشان است. من اگر فردا روزی رفتم یک فیلم برای سینمای بدنه ساختم و حتی اگر چند میلیارد تومان هم فروش کرد به آن افتخار نمی‌کنم، بلکه افتخارم به همین فیلم‌هایی است که با ذات سینما هم‌سو بوده و یک اثرگذاری داشته و یک جریانی را به وجود آورده است. این بحث انتخاب شماست که بخواهید در مسیر سهراب شهیدثالث یا عباس کیارستمی قدم بگذارید یا کارگردان‌هایی که فیلم‌های به اصطلاح بفروش می‌سازند. طبیعتاً اگر شما در مسیر شهیدثالث و کیارستمی قدم بگذارید نه تنها باختی برای شما محسوب نمی‌شود بلکه ممکن است ماندگارتر شوید چون در همان مقایسه شهیدثالث و کیارستمی با کارگردان‌ فیلم‌های پرفروش، امثال کیارستمی و شهیدثالث ماندگارتر بوده‌اند. این بحث یک انتخاب است که شما می‌خواهید کدامش باشید. هر کدام برای خود یک سری ویژگی‌ها، محاسن و معایبی دارند و شما نمی‌توانید ارزش آن را زیر سوال ببرید. همه چیز به انتخاب افراد بستگی دارد. مسلما خیلی از فیلم‌هایی که در جریان سینمای جدی اتفاق می‌افتد، فیلم‌هایی است که کارگردان‌هایی از آن دست نمی‌توانند آن را بسازند. شاید خیلی از بازیگران ما نتوانند در فیلمی مثل «کارت پرواز» بازی کنند. من معتقدم که در مورد سینما تاریخ قضاوت می‌کند. این‌که شما گفتید «کارت پرواز» بعد از سه سال هنوز تازه است هم به همین مساله برمی‌گردد. البته صحبت من فقط در مورد فیلم خودم نیست و قصد ندارم از خودم تعریف کنم بلکه معتقدم کارکرد یک فیلم باید در گذر زمان باشد. ما فیلم‌هایی را در تاریخ سینما داشته‌ایم که مربوط به چندین سال‌ پیش است ولی هنوز آن‌ها را می‌بینیم. کارکرد یک فیلم در شکل درست سینما همین است، یعنی زنده بودن در گذر زمان.»

و جملات پایانی کارگردان و بازیگر «کارت پرواز» یک در خواست از تماشاگران بود.

مهدی رحمانی: از مخاطبان درخواست می‌کنم بروند فیلم «کارت پرواز»را ببینند.

ندا جبرائیلی:من هم دوست دارم مخاطبان بیشتری به تماشای «کارت پرواز» بنشینند.