هنروتجربه: پردیس سینمایی سیتی سنتر اصفهان عصر دوشنبه هفتمین روز از مرداد ماه میزبان نمایش فیلم «کارت پرواز» ساخته مهدی رحمانی بود. بعد از نمایش این فیلم جلسه نقد و بررسی آن با حضورعلاقه‌مندان  سینمای هنروتجربه و با همراهی مهدی رحمانی کارگردان و ندا جبرائیلی بازیگر این فیلم برگزار شد.

در ابتدای این جلسه مهدی رحمانی به توضیح شکل‌گیری ایده این فیلم پرداخت:«در حال کار کردن روی ‌فیلم‌نامه فیلمی‌ درباره پرسه شبانه یک دختر و پسر جوان بودم که ایده بادی پکر یا جابه‌جایی مواد توسط انسان مطرح شد و ادغام این دو ایده فکر خوبی به نظر می‌رسید. البته این را باید بگویم که بادی پکرها انسان‌های معمولی هستند و عجیب و غریب نیستند. در ایران هم طبق تحقیقات بیشترین موادی که توسط این افراد ترانزیت می‌شود، مورفین و هروئین است. پروسه فیلم‌نامه ۱۵ ماه به طول انجامید بعد از ایده مرکزی ما به تحقیق میدانی پرداختیم و با واسطه، به این آدم‌ها رسیدیم و خیلی با آن‌ها صحبت کردیم. درواقع شخصیت ندا از دل خاطراتی آمد که این افراد برای ما تعریف کردند. ما برای ‌فیلم‌نامه یک مسیر کلی در نظر گرفته بودیم که در پایان به نابودی دختر منتهی می‌شد.»

در ادامه مجری نشست از ندا جبرائیلی هم خواست تا درباره چگونگی بازی کردن در این نقش صحبت کند. او با اشاره به این نکته که اصلا ‌فیلم‌نامه‌ای در اختیار نداشتند،عنوان کرد:«فقط خط اصلی قصه را می‌دانستم. همان موقع سرصحنه به ما شرح صحنه و دیالوگ‌ها را می‌دادند و ما طبق آن‌ها بازی می‌کردیم. این نقش از لحاظ بازیگری نقش جذابی بود. در حقیقت من رفتم و با این نقش مواجه شدم مثل خود ندا. ما به ترتیب ‌فیلم‌نامه سکانس‌ها را می‌گرفتیم و خوب این هم به حس نقش کمک می‌کرد.  این مدل کار کردن در ابتدا خیلی سخت بود اما همه شرایط برای ما بازیگران و عوامل آن‌قدر خوب بود که خیلی راحت کار کردیم.»

شیوه کارگردانی این فیلم از دیگر سوالات مطرح شده در این نشست بود. مهدی رحمانی دراین مورد گفت:«هر فیلم‌سازی برای خود شیوه‌ای دارد. شعارم در این فیلم پرسیدن عیب است و ندانستن عیب نیست، بود.در واقع برای بازیگر نقش ندا همه اتفاق‌ها و مکان‌ها و…به اندازه شخصیت ندا نو بود. برای مثال ندا جبرائیلی در صحنه گلخانه همانند نقش ندا در فیلم، برای اولین به آنجا می‌آمد و با آن صحنه روبه‌رو می‌شد و این روش کارم بود. ما ۳۴ جلسه فیلم‌برداری داشتیم و در این فیلم هیچ جلسه تمرینی با بازیگران پیش از فیلم‌برداری برگزار نشد. روش این بود که بازی بازیگر، سرصحنه تصحیح می‌شد و دوباره صحنه را می‌گرفتیم. به طور معمول تعداد برداشت ما حدودا ۴۰ برداشت بود اما تا ۶۸ برداشت برای یک پلان هم داشتیم. در این فیلم از نماهای باز بیشتری نسبت به بقیه فیلم‌هایم استفاده کرده‌ام چون با دونفر همراه بودیم و این نیاز حس می‌شد. به نظر من یک موضوع را به هزار شکل می‌توان نشان داد آنچه در این فیلم نشان داده‌ام انتخاب من است و اگر کمبودی دارد ایراد از من است.»

در ادامه این نشست ندا جبرائیلی در پاسخ به پرسشی درباره وجوه شخصیتی ندای فیلم «کارت پرواز» توضیح داد:«درباره این شخصیت کمی‌ مطالعه کردم. مثل خود شخصیت من هم از خیلی از مسائل بی‌اطلاع بودم. به نظرم در این ‌فیلم‌نامه سن شخصیت مهم است. این‌که ندا با این سنش بچه دارد و طلاق گرفته یعنی در سن پایین ازدواج کرده و چه بسا به خاطر فرار از شرایط خانه‌شان و برخلاف میلی باطنی‌اش، تن به ازدواج داده باشد. من خودم را جای او گذاشتم و تصور می‌کردم که شاید من هم با تغییر در چند مورد زندگیم به این شرایط می‌رسیدم. چون نمی‌دانستم ندا چه پیشینه‌ای دارد، خودم را بیشتر به موقعیت می‌سپردم. این مشابه بودن اسم کاراکتر با خودم هم خیلی کمک می‌کرد. فکرم این بود که اگر خودم را به جای او بگذارم و به او درهر شرایطی حق بدهم بیننده هم به او حق می‌دهد.»

در بخش دیگری از این جلسه به طراحی صحنه و لباس خوب فیلم اشاره شد. رحمانی طراحی صحنه و لباس را یکی از سه مولفه اصلی فیلم دانست و گفت:«سه مولفه اصلی این فیلم بازی بازیگران، طراحی صحنه و لباس و فیلم‌برداری آن است. در مرحله ساخت ما یک رنگ کلی در نظر داشتیم که باید به آن می‌رسیدیم اما در مورد ساخت بیشتر صحنه‌ها باید بگویم همه چیز ساخته شده یعنی ما در همه لوکیشن‌ها یک سازه کلی داشتیم که ۲۰ درصد کار بود و ۸۰ درصد مابقی را می‌ساختیم. مثلا خانه طلا یا گلخانه فقط ساختمان ساده بود و بعد وسایل به آنجا اضافه یا حتی از آنجا کم شد.»

کارگردان «کارت پرواز» درباره پایان‌بندی فیلمش هم توضیح داد:«خیلی‌ها به من گفتند همان صحنه رو به صبح که بعد از بی آرتی می‌بینیم، خیلی برای پایان‌بندی خوب است و آن صحنه شستن مواد مخدر در دستشویی اضافه است. باید بگویم آن صحنه دم صبح خیلی برای پایان‌بندی  وسوسه کننده بود،در واقع به نظر من پایان فیلمی ‌این فیلم، آن صحنه دم صبح است اما پایان واقعی همان صحنه دستشویی است که هم مدرن‌تر است و هم زندگی در آن جریان دارد. در نشان دادن این صحنه چه بخواهیم چه نخواهیم انگار آبی به صورت تماشاگر پاشیده می‌شود که همه چیز تمام نشده است.»

در پایان مهدی رحمانی که خود اهل اصفهان است، با ابراز خشنودی از حضور دوستان قدیمی‌اش در  این برنامه، از حضور مادرش در سالن ابراز شادمانی کرد که این امر با تشویق تماشاگران روبه‌رو شد.