هنروتجربه:جلسه نقد و بررسی مستند‌«شهسوار» ساخته علی شاه محمدی عصر چهارشنبه ۹ مرداد ماه، با حضور کارگردان و با اجرای دکتر علی آذری در پردیس سینمایی گلستان شیراز برگزار شد.‌

در ابتدای این جلسه علی آذری نکاتی را در مورد تحقیقات و پژوهش مستند«شهسوار» مطرح کرد:« «مهم‌ترین و پایه‌ای‌ترین قسمت مستند، تحقیقات آن است. واضح است که برای این مستند تحقیقات زیادی انجام شده و زمان زیادی صرف جمع آوری تصاویر و فیلم‌های آرشیوی شده‌است، تصاویری که بعضی از آن‌ها را برای اولین بار می‌بینیم.»

علی شاه محمدی در ادامه درباره روند تحقیق این مستند عنوان کرد:«سال ۸۹ یک پیشنهاد از شبکه چهار دریافت کردم که مستندی در مورد فیلم ناتمام «تختی» که علی حاتمی‌ کلید زده بود، بسازم و من در زمستان سال ۸۹ مستند را با عنوان «غلامرضای علی» ساختم و در آن فیلم تلاش علی حاتمی‌ را نشان دادم که اول به خاطر مشکل سرمایه و بعدا به خاطر بیماری سرطان نتوانست فیلم را به پایان برساند. البته بعدا بهروز افخمی‌ آن فیلم را تمام کرد. من از سال ۹۰ تحقیقاتم را درباره تختی آغاز کردم و این موضوع آنقدر برایم جذاب شد که آن را برای پایان‌نامه فوق لیسانسم انتخاب کردم. چند سال طول کشید تا توانستم تهیه کننده‌ای پیدا کنم و این مستند را بسازم. در سال ۹۴ با آقای‌هارون یشایایی آشنا شدم که حاضر شدند تهیه‌کننده این مستند باشند. در سال ۹۵ فیلم‌برداری به پایان رسید و من برای ادامه تحصیل به خارج از ایران سفر کردم و در آنجا تدوین فیلم را به پایان بردم، اما مورد قبول واقع نشد. سال ۹۶ به ایران برگشتم و دوباره بخش‌هایی را فیلم‌برداری کردم. این بار تصمیم گرفتم آنچه می‌خواهم را بسازم. فیلم‌نامه‌ای نوشتم و براساس آن مستند را از ابتدا ساختم. من از آرشیوهای زیادی در این فیلم استفاده کردم و یک سری تصاویر برای اولین بار دیده می‌شود، مثل دل نوشته شخصی تختی یا نامه همسر تختی به او. صحنه‌های بازسازی را به منظور دراماتیک کردن قسمت‌هایی از فیلم، استفاده کردم و کل صحنه‌های بازسازی را طی دو روز فیلم‌برداری کردیم. برای بازیگر نقش تختی، نیاز به کشتی‌گیری داشتیم که بتواند بازی کند و در نتیجه مجید خدایی انتخاب شد و با گریم خیلی خوبی که انجام شد، شباهت زیادی به تختی پیدا کرد. صحنه‌های بازسازی کشتی‌های تختی را کلا در دو ساعت فیلم‌برداری کردیم، چون هیات کشتی سالن را فقط برای دو ساعت در اختیار ما گذاشته بود. در مورد مصاحبه با افراد خانواده تختی، همسرش تا روزی که زنده بود حاضر نشد در مورد تختی صحبت کند و زمانی که به خانه‌شان رفتم و نام تختی را به زبان آوردم، شدیدا برافروخته شد. پسرش، بابک هم حاضر نشد صحبت کند و گفت هر چه که لازم بود، قبلا گفته شده‌است. در حالی من چنین طرز فکر ندارم، و معتقدم حرف‌های ناگفته زیادی وجود دارد و جا دارد که فیلم‌های دیگری در مورد زندگی تختی ساخته شود. نکته دیگر این که، الکساندر مدوید حریف مشهور تختی را پیدا کردم و خودش و خانواده‌اش حاضر بودند که مصاحبه کنند، اما متاسفانه تهیه‌کننده حاضر نشد هزینه سفر تا بلاروس را پرداخت کند و برای خودم هم مقدور نبود، این مساله یکی از بزرگ‌ترین حسرت‌هایم در طول ساخت فیلم بود.»

در بخش دیگری از این نشست آذری به لحن این مستند اشاره کرد:«تختی در حافظه جمعی مردم ایران و حتی کشتی‌گیران کشورهای دیگر، یک شخصیت حماسی است. احساس می‌کنم که این مستند به جای لحن حماسه‌ای، بیشتر لحن مرثیه‌ای دارد. انگار مرثیه‌ای برای یک قهرمان است و چیزی که بیشتر در خاطر مخاطب می‌ماند، ناملایمات و سختی‌هایی است که تختی تحمل کرده است.»

شاه محمدی پاسخ داد:«قصد من این نبود که مرثیه‌سرایی کنم، می‌خواستم شخصیت سایه روشنی از تختی را نمایش دهم. واقعیت این است که تختی یک قهرمان ناشاد بود که دوره‌های متعددی از افسردگی را تحمل کرده بود. او کودکی بسیار سخت و تلخی داشت، ارباب زاده بود، اما در کودکی، رضاشاه زمین‌هایشان را به زور گرفت و پولی بابتشان نداد. در نتیجه بسیار فقیر شدند، آنقدر که تختی مجبور شد ترک تحصیل کند و سر کار برود.»

در بخش دیگری از این نشست سوالی پیرامون مرگ تختی مطرح شد.شاه محمدی با اشاره به این نکته که:« کسی در لحظه مرگ تختی آنجا نبوده و واقعا معلوم نیست قتل بوده یا خودکشی» در این باره گفت:«افرادی که با آن‌ها مصاحبه کردم، نظرات متفاوتی داشتند و من از هر دو گروه استفاده کردم و نکته جالب این که دلایل هر دو گروه می‌تواند درست باشد. در مورد اختلاف تختی و مادر همسرش، می‌گویند که تختی این را عنوان کرده بود که حتی اگر بتوانم با همسرم کنار بیایم، با مادرش نمی‌توانم. اما این که این اختلافات باعث خودکشی او شده باشد، سند یا دلایلی وجود ندارد. مسائل زیادی می‌توانست او را به این مرحله رسانده باشد،مثل مشکلات مالی شدید، طرد شدن توسط دوستان نزدیکش در ورزش و کشتی و تغییر رفتار مردم با او. یک نکته که در فیلم مشاهده می‌شود این است که در نامه وصیت تختی دو تاریخ دیده می‌شود یکی ۱۰ دی ۴۶ و دیگری ۱۰ بهمن ۴۶، یا این که نامه دست‌کاری شده و بعدا یک قسمت به آن اضافه شده و یا تختی در آن حالی که داشته، آنقدر از نظر ذهنی به هم ریخته بوده که تاریخ را به خاطر نمی‌آورده است.»

آذری در انتهای جلسه از شاه محمدی پرسید که اگر قصد داشته باشد فیلم داستانی درباره زندگی تختی بسازد، به نسبت فیلم بهرام توکلی، چه تغییراتی را لحاظ می‌کند و شاه محمدی پاسخ داد:«تختی ۱۶ سال در عرصه کشتی فعالیت داشت و در این سال‌ها ۱۳ سالش را کشتی گرفت و در مجموع ۱۰ مدال گرفت که همه طلا و نقره بودند. یعنی همیشه یک پای فینال بوده است. در مسابقاتی که نقره گرفت، می‌توانسته طلا بگیرد، اما در مسابقه‌های ابتدایی به خاطر کم تجربه‌گی و بعدا به خاطر مسائلی مثل ۲۰۰ گرم اضافه وزن نسبت به حریف، از مدال طلا بازماند. من اگر بخواهم فیلم داستانی درباره تختی بسازم، عنوانش را «مرد نقره‌ای» انتخاب می‌کنم و بیشتر به این مساله خواهم پرداخت.»