هنروتجربه- فاطمه رستمی: نشست نقد و بررسی مستند «میدان جوانان سابق» عصریکشنبه ۲۰ مرداد در سالن ناصری خانه هنرمندان با حضور مینا اکبری کارگردان،سپیده ابطحی مشاورکارگردان و تدوین‌گر،الهه خسروی یگانه مشاور رسانه‌ای این مستند و کیوان کثیریان منتقد برگزار شد. هنرمندان و روزنامه‌نگارانی چون آناهیتا نعمتی، مینا ساداتی، زهرا داوود‌نژاد، محمدرضا غفاری، مریم نراقی و… از همراهان این نشست بودند.

در ابتدای این جلسه کیوان کثیریان؛ منتقد سینما درمورد موضوع مستند «میدان جوانان سابق» گفت: «این فیلم برای کسانی که شغل‌شان روزنامه نگاری است جذابیت بیشتری دارد، اما فکر می‌کنم اثر ویژگی‌ها‌یی دارد که آن را منحصر به گروه خاصی نمی‌کند و از هرقشری می‌تواند تماشاگر داشته‌باشد. فیلم روزنامه نگارانی را نشان نمی‌دهد که به واسطه این شغل محتاج نان شب شان باشند بلکه درمورد روزنامه‌نگارانی است که به نوعی مهاجرت کرده‌اند؛ مهاجرت جغرافیایی یا مهاجرت درونی یعنی مهاجرت از شغل‌شان، شغلی که فراتر از شغل است و تبدیل به عشق شده‌است. فیلم به بهانه عکسی که موضوع اصلی اثر است،وضعیت کشور را در دوره تاریخی خاصی یادآوری و درلایه زیرتر تحلیل می‌کند. مقطع ملتهب تاریخی فیلم، خاطره‌انگیز است و هربار فیلم را دیدم خاطراتی برایم تداعی شد. آن زمان همه می‌خواستیم کار حرفه‌ای در مطبوعات انجام دهیم، اما حریف طبیعتا تهاجمی‌ عمل کرد و این اتفاق نیفتاد.»

او افزود: «استفاده از راش‌ها‌ و منابع دست اولی که مینا اکبری در فیلم به کار برده به نظرم امتیاز اصلی اثر بوده و آن را غنی‌تر کرده است. افرادی که فیلم را می‌بینند می‌توانند استعاره‌ها‌ و شرایط زمانی را تحلیل و حتی اشتباهانی که شاید در آن زمان رخ داده را مرور کنند. مینا اکبری جزو رونامه نگاران همان دوره بوده و متریال منحصر به فردی که مختاری درمورد فک پلمپ روزنامه «عصرآزادگان» داشته به نظرم نقطه مثبت و قوت فیلم است. وجود چنین عناصری در فیلم آن را غنی کرده و ماشاالله شمس الواعظین همین بحث‌ها‌ و مطالب را بیان می‌کند.»

این منتقد در ادامه عنوان کرد: «مستند «میدان جوانان سابق» سعی می‌کند لحنی انتقادی را در قالب مثال‌ها‌ یا نمادهایی بیان کند مثل صحبت‌ها‌ی احمد غلامی ‌و مطالبی که در مورد فوتبال می‌گوید و… وقتی یک عکس و آدم‌ها‌یی که در آن حضور دارند سوژه فیلم می‌شود، جمع کردن همه آدم‌ها‌ی آن عکس مقدور نیست، اما انتخاب‌ها‌ی اکبری از بین آن افراد بسیار هوشمندانه بوده است. آدم‌ها‌ی مختلف با سرنوشت‌ها‌ی متفاوت تاجایی که فیلم‌ساز اجازه داشته، معرفی می‌شوند. اکبری حتی خبرنگار مهاجری را هم در فیلمش نشان می‌دهد. طبیعتا آدمی‌ که در لواسان کافه دارد و قبلا روزنامه‌نگار بوده یا سردبیری که ویلایی تقریبا رویایی وسط کویر ساخته -که شاید آرزوی هرکسی باشد-وضعیت بدی ندارند اما آنچه با وجود چنین شرایطی این روزنامه‌نگاران را گله‌مند کرده و کمبودش را احساس می‌کنند، این است که رویاهایی که در سرداشته‌اند نابود شده‌است و حالا مهم نیست در لواسان کافه داشته باشی یا باغ پسته‌ای در کرمان، در هر حال شکست رویاها اتفاق افتاده و این مساله دردناک‌تر ازهرچیزی است. فکر می‌کنم مستند «میدان جوانان سابق» بسیارمنظم است و ذهنیت فیلم‌ساز و اینکه می‌دانسته چه می‌خواهد به این نظم کمک کرده است.»

در ادامه این نشست مینا اکبری کارگردان فیلم مستند «میدان جوانان سابق» به سوالات افراد حاضر در سالن پاسخ داد و از سپیده ابطحی مشاورکارگردان و تدوین‌گر مستند خواست درمورد این کار توضیح بدهد.

سپیده ابطحی گفت: «فکر می‌کنم از ابتدا که صحبت درمورد این کار انجام شد تا روزی که به تدوین رسیدم کارمان سخت بود، اما ما آمادگی داشتیم. مینا اکبری وقت زیادی برای جمع آوری آرشیو مناسب فیلمش صرف کرده بود و ما مدام در تماس بودیم تا کار را به خوبی جلو ببریم.»

مینا اکبری هم در ادامه درباره این همکاری توضیح داد:«در این مستند من جلوی دوربین هستم پس نیاز بود یک نفر از بیرون مرا ببیند و براساس آنچه اندیشیده بودیم، هدایت و کارگردانی کند. از اینکه سپییده ابطحی پشت دوربین بود احساس آرامش بیشتری می‌کردم و خیالم تقریبا راحت بود. او در زمان تدوین هم دقیقا می‌دانست چه چیزهایی لازم دارد یا چه چیزهایی باید حذف شود.»

در بخش دیگری از این نشست کیوان کثیریان به کنایه‌ها‌ی عامدانه فیلم روی برخی موضوعات اشاره کرد و مینا اکبری در این مورد عنوان کرد:«ما در زندگی عادی هم نمی‌توانیم بدون این کنایه‌ها‌ حرف بزنیم. من مدام فکر می‌کردم این فیلم نباید خیلی غمگین شود و سعی می‌کردم شوخی با افرادی که در مستند حضور دارند را داشته باشیم یا از همین دیالوگ‌ها‌ی طعنه آمیز استفاده کنیم تا کمی‌ فضای فیلم را تغییر دهیم مثل صحنه‌ای که غلامی ‌از گل خوردنشان از تیم فوتبال کیهان می‌گوید یا لی لی فرهادپور از نحوه جمع کردن وسایل تحریریه توسط بچه‌ها‌ی روزنامه نگار در زمان توقیف روزنامه یاد می‌کند و…خیلی از مخاطبان درصحنه‌ها‌ی مختلف فیلم می‌خندیدند البته این صحنه‌ها می‌تواند هم خنده‌دار هم غم‌انگیز باشد! ما گزینش‌ها‌یی انجام دادیم تا به ساختار بهتری برسیم. مثلا گفت‌و‌گوی شمس الواعظین سه ساعت و نیم بود و در فیلم هشت دقیقه آن کار شده و انتخاب کردن خیلی سخت و حساس بود.بخش‌ها‌ی زیادی از فیلم واکنش‌ها‌ بداهه است و ما در لحظه نسبت به صحبت‌ها‌ یا دیدن عکس‌ها‌ و… واکنش افراد را ثبت کرده‌ایم. ما در دوره‌ای زندگی می‌کنیم که ثبت روایت شخصی از هرچیزی مهم تر است و تنها کاری که می‌توانیم انجام دهیم این است که روایت‌ها‌یمان را ثبت کنیم. اگر این فیلم ساخته نمی‌شد شاید آرشیوهای مختاری هرگز از زیرزمین خانه‌اش بیرون نمی‌آمد.»

مینا اکبری در پاسخ به سوال یکی از مخاطبان در مورد استفاده از اندیشه و نگاه مردم نسبت به مطبوعات دوره اول اصلاحات گفت:«آن زمان‌ها‌ ستونی به اسم الو… داشتیم که مخاطبان تماس می‌گرفتند و نسبت به مسائل مختلف نظرات‌شان را اعلام می‌کردند. خیلی وقت‌ها‌ براساس همان نظرات راهگشایی می‌شد. من نمی‌توانستم مخاطبان را هم به ماجرا اضافه کنم بلکه این‌بار قصدم این بود دست‌شان را بگیرم و آن‌ها را به تحریریه بیاورم.»

او ادامه داد:«وقتی به فیلمی عنوان ژورنالیستی داده می‌شود به نظرم کمی‌ تحقیر در آن وجود دارد، اما من هیچ ابایی ندارم که بگویم فیلم ژورنالیستی ساخته‌ام. فیلم من هم تیتر دارد هم روتیتر و حتی لید و میان تیتر و این انتخاب خودم بوده است و فکر می‌کردم این زبان روایتم را روان تر می‌کند.»

مینا اکبری در پاسخ به این سوال که چطور انتخاب‌ها‌یش را از بین ۷۲ نفری که در عکس هستند انجام داده است،توضیح داد: «نماینده‌ها‌یی از این افراد را در فیلم قرار داده‌ام و تنها دو قشر هستند که نماینده‌ای در «میدان جوانان سابق» ندارند یکی کسانی که فوت کرده‌اند و دیگری روزنامه نگاران که در زندان هستند. اگر شمس الواعظین را به عنوان یکی از نماینده‌ها‌ انتخاب کرده‌ایم یعنی کسی که عمری در تحریریه بوده حالا وسط کویر زندگی می‌کند، به این خاطر است که او هنوز خواب تحریریه می‌بیند، حتی کانال‌ها‌ی تلویزیونش را با دیدگاه صفحه‌بندی روزنامه‌ای چیده است!»

در ادامه این نشست کیوان کثیریان با تاکید بر این نکته که این مستند بیشتر در مورد یک فرصت سوخته است،گفت:«خوشبختانه مستند «میدان جوانان سابق» می‌داند قرار است درمورد چه چیزی و چه کسانی حرف بزند. به نظرم این فیلم بیشتر در مورد فرصت سوخته است، فرصتی که روزنامه‌نگاران هم به سوزاندن آن توسط خودشان معترف هستند. شمس الواعظین و غلامی‌ هم در فیلم به نوعی به این مساله  اذعان دارند. رفتارهایی در آن دوره صورت گرفته که منجر به توقیف همزمان شش روزنامه می‌شود و این یعنی باخت شش برصفر!»

در ادامه این نشست نقد و بررسی یکی از مخاطبان با تاکید به صحبت‌ها‌ی نیوشا توکلیان؛ عکاسی که در این مستند حضور دارد، سوالی را درمورد احساس شکست افراد حاضر در فیلم مطرح کرد و کثیریان در پاسخ توضیح داد: «نکته فیلم همین‌جا است که چرا کسی مثل نیوشا توکلیان که در سطح بین‌المللی عکاسی می‌کند باید احساس شکست‌خوردگی کند؟ به این دلیل که آن‌ها چیزی‌ها‌ی مهمی را از دست داده‌اند و ترجیح می‌دهند چنین موفقیت‌ها‌ی بزرگی نباشد، اما  ازدست رفته‌ها برگردند!»

جلسه با صحبت‌های هنرمندان حاضر در این نشست ادامه پیدا کرد. محمدرضا غفاری یکی از مهمانان جلسه نقد و بررسی مستند «میدان جوانان سابق» گفت:«برخی دوستان معتقد بودند که این فیلم را افراد زیر ۳۵ سال شاید درک نکنند، اما من ۳۴ ساله هستم و به نظرم این فیلم برای من و هم دوره‌ها‌یم دستاوردهای زیادی دارد.»

زهرا داوودنژاد هم در ادامه در مورد این فیلم عنوان کرد:«برای دومین بار مستند«میدان جوانان سابق» را دیدم و هیجان و بغضم کمتر از بار اول نبود و واقعا تاثیر زیادی از آن گرفتم. این مستند ساختارخوبی دارد و ما با اثری سرد و صرفا گزارشی روبه رو نیستیم و میزانسن و روایت‌ها‌ خیلی حساب شده است. فکر می‌کنم شما که آرشیو غنی از آن دوران دارید «میدان جوانان سابق» ۲ را بسازید و از بقیه مصاحبه‌ها‌ فیلم دیگری تولید کنید. وقتی این فیلم را می‌بینم جدا از عقیده شما و افرادی که در این فیلم مصاحبه شده‌اند یا نشده‌اند، هیجان‌ها‌ی آن دوران ‌را به یاد می‌آورم. قشنگ‌ترین جمله شما آنجا بود که گفتید روزنامه‌نگار شدم که روی جامعه تاثیر بگذارم، اما از یک جایی به بعد جامعه روی من تاثیرگذاشت.»

در ادامه آناهیتا نعمتی نیز درمورد این مستند گفت: «با تماشای این فیلم خیلی متاثر شدم. شاید همه بدانید که من هیچ‌گاه آدم سیاسی نبوده‌ام و در مطبوعات هم بیشتر به بخش فرهنگی توجه داشتم، اما حالا فهمیدم چه آدم‌ها‌یی زندگی‌ها‌ی‌شان به خاطر قلم‌شان سوخت! پلان آخر فیلم که از آن عکس ۷۲ نفره تعداد اندکی مانده‌اند، خیلی غم انگیز است. مینا اکبری با این فیلم تنها کسانی که در عکس نیستند را زنده نکرده است، او جامعه‌ای که همیشه پشت پرده بودند و دیده نمی‌شدند را زنده کرده و فیلم برای همه نسل‌ها‌ست.ما شاید همیشه در روزنامه‌ها‌ دنبال تیتر خودمان گشته‌ایم، اما واقعا همه جامعه نسبت به اهالی قلم و روزنامه نگاران مسئول هستند. از مینا اکبری ممنونم که چنین اثری را ساخت و آرشیوی را که معلوم نبود در آینده چه بلایی سرش بیاید را در این فیلم جمع‌آوری و زنده کرده است.»

عکس:یاسمن ظهورطلب