هنروتجربه _ سحر آزاد:احتمالا بعد از دیدن فیلم کوتاه «آگهی فروش» جور دیگری به بسیاری از اعلان‌های مربوط به فروش اجناس و وسایل نگاه می‌کنیم. موضوع این فیلم کوتاه درباره «دنیا» است که برای ادامه‌ تحصیل می‌خواهد به خارج از کشور برود و مقداری از لوازم شخصی‌اش را به معرض فروش می‌گذارد اما مردی برای خرید کفش‌های او وارد منزل  می‌شود و از همینجاست که داستان فیلم شکل می‌گیرد. قصیده گلمکانی، فیلم‌نامه نویس، کارگردان و تهیه‌کننده این فیلم کوتاه که درحال حاضر درحال نمایش در بسته «اکران تیرگان» است داستان فیلم را از یکی از تجربه‌های شخصی خود الهام گرفته است. با او درباره جزییات بیشتر «آگهی فروش» صحبت کردیم.

طبق آنچه در نشست‌هایی که برای فیلم‌های‌تان برگزار شده یا در گفت‌وگوهای‌تان عنوان کرده‌اید، سوژه کارهای‌تان معمولا از تجربیات زندگی خود شما می‌آیند. معمولا همان موقع آن را یادداشت می‌کنید و با فاصله کمی فیلم را می‌سازید. این شیوه چه کمکی به شما کرده و آیا قصد دارید آن را ادامه دهید؟
معتقدم هرکسی باید براساس روحیه و ذات اصلی خودش مسیر فیلم‌سازی را پیش بگیرد. من آدم پرسرعت و پرانرژی‌ای هستم که اگر آرام کار کنم، حوصله‌ام سر می‌رود. بنابراین این سرعت عمل در کارم، از روحیه ذاتی من نشات می‌گیرد و نمی‌تواند فرمولی برای همه باشد. ممکن است بعضی‌ها نیاز داشته باشند یک‌سال روی یک فیلم‌نامه کوتاه کار کنند. به قاعده همین‌طور ادامه خواهم داد مگر اینکه یک‌دفعه اتفاقی در زندگی‌ام بیافتد، انرژی‌ام کم شود و کند شوم و تغییر رویه بدهم.

موضوع «آکهی فروش» هم از یک تجربه شخصی گرفته شده است. داستان از چه قرار بود؟
 ۱۳ سال فرانسه زندگی کردم و وقتی به ایران برگشتم طبیعتا وسایلم را از آن‌جا به‌همراه آوردم که باعث شده بود فضای خانه بیهوده شلوغ شود. تصمیم گرفتم بخشی از وسایل را بفروشم. مادرم گفت این‌جا مانند اروپا نیست و مردم چندان وسایل دست دوم نمی‌خرند و فرهنگ ایران فرق دارد. گفتم ممکن است فرهنگ ما هم تغییر کرده باشد و بتوانم یک‌سری از وسیله‌هایم را خصوصا از آن‌هایی که دو تا داشتم، بفروشم. بخشی از اجناس به راحتی فروش رفت ولی جالب اینجا بود که همه مشتری‌ کفش‌هایم مرد بودند. در ابتدا متوجه موضوع نشدم اما بعد فهمیدم به دروغ می‌گفتند که کفش‌ها را برای همسرشان می‌خواهند. بعد از اینکه یکی از آن‌ها تماس گرفت و صدایش می‌لرزید متوجه شدم این افراد دچار اختلال هستند.

وقتی تصمیم گرفتم فیلم را بسازم به این مساله فکر نکردم که آیا تا به حال به چنین موضوعی در سینمای ایران توجه شده است یا نه. موضوع به نظرم جالب آمد و به همین دلیل تصمیم به ساخت آن گرفتم

تا به حال کمتر به این موضوع پرداخته شده. شما در نشستی گفته بودید مواردی را رعایت کرده‌اید که فیلم برای پخش دچار اشکال نشود. چه مواردی را درنظر گرفته بودید؟
وقتی تصمیم گرفتم فیلم را بسازم به این مساله فکر نکردم که آیا تا به حال به چنین موضوعی در سینمای ایران توجه شده است یا نه. موضوع به نظرم جالب آمد و به همین دلیل تصمیم به ساخت آن گرفتم. اصولا همیشه همین‌طور کار می‌کنم یعنی مانند برخی که فقط برای جشنواره یا گیشه فیلم می‌سازند. وقتی موضوعی برایم جالب است، سریع آن را می‌نویسم و شروع به ساخت آن می‌کنم که دیگر فرصت بررسی این جنبه‌ها را ندارم. بعدا متوجه شدم احتمالا این موضوع برای بار اول در یک فیلم ایرانی نشان داده می‌شود. در فیلم یک مادر و دختر داریم. وقتی می‌خواستم مادر را نشان دهم فقط پاهای و یا دامن او را در کادر قرار می‌دادم یا شانه‌اش را. منتهی وقتی زنگ به صدا درمی‌آید و او فکر می‌کند مشتری کفش‌ها آمده است به دخترش می‌گوید روسری‌اش را بدهد. نکاتی از این دست را در تمام فیلم‌هایم رعایت می‌کنم برای این‌که دور از واقعیت زندگی عادی‌مان نباشد.

در مورد موضوع فیلم چطور؟
خیلی‌ها روی موضوع فیلم حساس شده بودند اما به‌نظرم خیلی بدتر از موضوع‌هایی مانند خیانت، اعتیاد، قاچاق و… نیست اما موضوع‌های از این قبیل آن‌قدر در سینمای ایران تکرار شده که قبح آن ریخته شده است اما چون به موضوع «آگهی فروش» در سینمای ایران پرداخته نشده است، برای بعضی‌ها عجیب بود و یکسری حواشی به‌وجود آورد.

الان که فیلم درحال اکران است با مخاطبان در ارتباط هستید یا از بازخوردها اطلاع دارید؟
به طور کلی زن‌ها با استرس و فشار روحی و آزار روانی‌ای که در فیلم نشان داده می‌شود و خیلی‌هایشان آن را تجربه کرده‌اند، زود ارتباط می‌گیرند و در مجموع بیشتر بازخوردها خیلی خوب بوده است. بعضی‌ها هم با چنین اختلالی خیلی آشنا نیستند و با دیدن فیلم به سراغ کسب اطلاعات بیشتر درباره آن می‌روند که از این نظر هم خوب و آگاهی‌بخش است. در کل واکنش‌ها مثبت بوده و اکران فیلم کوتاه که از سال ۱۳۹۳ و ابتدای گروه هنروتجربه در ایران باب شده، بسیار سنت نویی‌ست.

با توجه به این‌که در فیلم‌های قبلی‌تان از بازیگران چهره مثل نوید محمدزاده یا عوامل شناخته شده‌ استفاده کرده‌اید، چه‌طور شد در این فیلم از بازی سونیا سنجری بهره بردید که اگرچه در فیلم‌های کوتاه بازیگر شناخته شده‌ای است اما در خارج از این فضا کمتر برای مخاطب آشناست.
معمولا در تمام فیلم‌هایم اول از همه عوامل مشهور به چشم می‌آیند و به یاد می‌مانند اما یادآور می‌شوم که با هر طیفی کار کرده‌ام. سونیا سنجری را سال‌ها پیش، قبل از این‌که آنقدر در فیلم‌های کوتاه شهرت پیدا کند، از سوی آقای مانی پتگر می‌شناختم. او آن موقع هنوز در فیلم کوتاه آنقدر شهرت نداشت ولی از همان اولین ملاقاتم با او، در چهره‌اش حسی میان یک دختر مدرن و سنتی دیدم که جدا از استعدادی که در بازیگری دارد، به‌نظرم خیلی برای نقش «دنیا» مناسب بود.

این روزها مشغول کار دیگری هستید؟
همیشه مشغول کاری هستم. سال گذشته در «جشن دنیای تصویر» به عنوان فعال‌ترین فیلم‌ساز سال تقدیر شدم چون هشت فیلم در یک سال ساخته بودم! بعد از «آگهی فروش» چند فیلم دیگر هم ساختم اما چون فیلم‌ها تاریخ دارند و اگر یکی از آن‌ها را به جشنواره بفرستم باید به زندگی جشنواره‌ای و حرفه‌ای آن‌ها دقت کنم، به همین دلیل تعدادی از آن‌ها را نگه داشته‌ام تا به مرور نمایش دهم… از طرف دیگر همه اطرافیان می‌گویند وقت ساخت فیلم بلندم است.

جوانان ما از نظر تکنیکی بسیار پیشرفت کرده‌اند اما واقعیت این است که هنوز راه زیادی داریم تا به سینمای حرفه‌ای دنیا برسیم چون آن‌ها برای یک فیلم کوتاه پانزده دقیقه‌ای بودجه‌هایی مثل صدهزار یورو دارند که از سوی دولت تامین می‌شود و نمی‌توان منکر شد این مقدار هزینه در کیفیت بصری و کاری تاثیر می‌گذارد

پس فعلا قصد ساخت فیلم بلند ندارید؟
قصد دارم اما باید یکسری از درگیری‌های کاری دیگرم را کم کنم.

با توجه به این‌که در خارج از ایران تحصیل کرده‌اید و یک فیلم هم با نام «مراقبت از ژوناس» در فرانسه ساخته‌اید، تجربه فیلم‌سازی کوتاه در داخل و خارج از کشور چگونه است؟
یک فیلم دیگر هم با عنوان «بیرون نرو» اخیرا در خارج از ایران ساخته‌ام که هنوز جایی نمایش نداده‌ام اما درباره این‌که چه تفاوتی دارند باید بگویم دو دنیای کاملا متفاوت هستند. آن‌جا یک‌سری قوانین وجود دارد که برای ما ایرانی‌ها به نظر دست و پاگیر می‌آیند. مثلا وقتی کودکی قرار است در فیلم بازی کند، باید حتما یک روان‌شناس او را همراهی کند یا بیشتر از ساعات مشخصی نباید کار کند اما می‌دانیم در ایران فیلم‌برداری معمولا ۱۲ ساعت در روز است و هفت روز هفته را کار می‌کنیم یا حتی در طول فیلم‌برداری یک فیلم بلند گاه فقط یکی‌دو روز تعطیلی داریم اما آن‌جا دو روز در هفته تعطیل هستند و همه چیز قانونمند است. امری که برای ما ایرانی‌ها که به آن عادت نداریم کمی شرایط را سخت می‌کند.

فیلم‌های کوتاه ایرانی در سال‌های اخیر در دنیا بیشتر دیده شده‌اند. نظر شما چیست و فکر می‌کنید کیفیت فیلم‌های کوتاه ایرانی چگونه است؟
در بیشتر جشنواره‌های معتبر جهانی حداقل یک فیلم ایرانی حضور دارد و این نه تنها به دلیل کیفیت بالای فیلم‌های ایرانی و موضوعات جذاب‌شان است که به‌خاطر تعداد بالای فیلم‌های تولید شده هرساله در ایران است. جوانان ما از نظر تکنیکی بسیار پیشرفت کرده‌اند اما واقعیت این است که هنوز راه زیادی داریم تا به سینمای حرفه‌ای دنیا برسیم چون آن‌ها برای یک فیلم کوتاه پانزده دقیقه‌ای بودجه‌هایی مثل صدهزار یورو دارند که از سوی دولت تامین می‌شود و نمی‌توان منکر شد این مقدار هزینه در کیفیت بصری و کاری تاثیر می‌گذارد. و البته رقابت در کشورهای غربی خیلی بالاتر است.