هنروتجربه:جلسه نمایش و نقد و بررسی فیلم داستانی «کارت پرواز»ساخته مهدی رحمانی، عصر روز چهارشنبه ۳۰ مرداد ماه با حضور کارگردان و ندا جبرائیلی، بازیگر و با اجرای دکتر علی آذری، در پردیس سینمایی گلستان شیراز برگزار شد.

علی آذری جلسه را با سوال در مورد ایده اصلی فیلم آغاز کرد و مهدی رحمانی پاسخ داد:«من و امیر عربی روی فیلم‌نامه‌ای کارمی‌کردیم و قرار شد برای یکی از سکانس‌ها در مورد این موضوع تحقیق کنیم و آماری که در انتهای این فیلم قرار دادیم، در نتیجه آن تحقیق بود. چند سال قبل در فرودگاه با این قضیه مواجه شده بودم و این ایده آنقدر برایم جالب بود که آن فیلم‌نامه را کنار گذاشتیم. فیلم‌نامه «کارت پرواز»به صورت گروهی توسط امیر عربی، خود من و بابک میرزاخانی نوشته شد. امیر عربی فیلم‌نامه‌نویس حرفه‌ای است که در کارنامه‌اش فیلم «سعادت آباد» را دارد.خود من هم به عنوان کسی که می‌خواهد فیلم را بسازد،همیشه از ابتدای نوشتن فیلم‌نامه حضور دارم تا فضایی که مطابق با سلیقه فیلم‌سازی‌ام باشد، به وجود بیاید. بابک میرزاخانی هم به عنوان آهنگساز و هم‌چنین مشاورم در همه فیلم‌هایم از مرحله نوشتن فیلم‌نامه حضور دارد.»

در ادامه این نشست آذری ضمن اشاره به انتخاب‌های متفاوتی که ندا جبرائیلی در بازیگری داشته، عنوان کرد:«شما در فیلم‌های متفاوتی مثل «ماهی و گربه» بازی کرده‌اید. لطفا در مورد بازی در «کارت پرواز» و به ویژه سکانس بلعیدن مواد که به نوعی قلب فیلم بود، صحبت کنید. در این سکانس یک موقعیت متناقض می‌بینیم که در یک گلخانه با نمای زیبا، یک ماجرای وحشتناک اتفاق می‌افتد که یک شروع بسیار تکان دهنده است.»

ندا جبرائیلی توضیح داد:« تقریبا آخرین نفری بودم که به این پروژه ملحق شدم. فیلم‌نامه‌ای به بازیگران داده نشده بود. فقط موضوع فیلم را می‌دانستم و از نتیجه همکاری با ایشان بسیار راضی هستم. سکانس بلعیدن مواد از جمله تجربیاتی است که یک بازیگر ممکن است در طول حرفه خود فقط یک بار تجربه کند. من هیچ تمرینی برای این سکانس نداشتم و دقیقا مثل کاراکتر ندا در فیلم برای اولین بار آن را انجام دادم و هیچ تجربه مشابهی نداشتم. در مورد افرادی مثل ندا که مواد در بدن‌شان نشت می‌کند، مقالاتی را خواندم و مراحل بد شدن حال‌شان را می‌دانستم و به آن مراحل فکر کرده بودم. در بقیه موارد خودم را به کارگردان سپردم.»

رحمانی در تکمیل صحبت‌های جبرائیلی گفت:« اصطلاح قلب فیلم برای این سکانس بسیار مناسب است. هولناکی این پدیده، در این سکانس نهفته است. باید با آن چه که تماشاگر قبلا دیده، تفاوت می‌کرد و بازیگران در یک پلان کاملا شفاف و عریان مواد را می‌خوردند که تماشاگر شکی در این مورد نداشته باشد و درد ندا و مشکلات بعدی برایش باورپذیر باشد.»

در بخش دیگری از این نشست، منتقد جلسه به داستان فیلم«Maria full of grace» اشاره داشت:«این فیلم هم داستان زنی باردار است که به دلیل مشکلات مالی مواد می‌خورد تا از کلمبیا به آمریکا حمل کند.»

رحمانی توضیح داد:« آن فیلم نگاهی کمتر اجتماعی دارد و بیشتر تریلر است. کشورهای امریکای لاتین هم درگیر این نوع قاچاق مواد مخدر هستند. متاسفانه در جامعه ما افراد کاملا معمولی بدون سابقه کار خلاف یا حتی مصرف مواد، درگیر این نوع قاچاق می‌شوند. در فیلم‌های دیگر به این افراد به شکل قاچاقچی نگاه می‌شود و من می‌خواستم این دیدگاه را تغییر دهم.»

در ادامه جلسه آذری نکته‌ای را در مورد ضرباهنگ فیلم عنوان کرد:« در یک سوم ابتدایی فیلم، ریتم و ضرباهنگ بی‌نظیر است، اما بعد از شروع پرسه‌زنی‌ها، انگار تماشاگر هم همگام با ندا، زجری که او می‌کشد را تحمل می‌کند. همراه کردن تماشاگر با ندا شاید مخاطب را خسته کند و به نظر من می‌شد داستانک‌های اضافی را حذف کرد.»

رحمانی با تاکید بر این که:«هر کدام از داستانک‌ها، کارکرد قصه‌ای داشتند» به این سوال پاسخ داد:« شرایط ندا خیلی سخت است و تماشاگر باید این سختی را با ندا تحمل کند. اعتقاد من این است که مخاطب امروزی بر اثر تند شدن ریتم زندگی، در فیلم دیدن هم عجول شده‌است. ما داریم یک زندگی شبانه را روایت می‌کنیم که هر دقیقه‌اش، یک سال می‌گذرد و بیننده باید این زجر را درک کند و با آن همراه شود.»

در ادامه این نشست کارگردان«کارت پرواز» در مورد فیلم‌نامه، بازی بازیگران و موسیقی فیلم توضیحاتی داد:«در مورد فیلم‌نامه باید بگویم که ما دیالوگ مشخص و مکتوب نداشتیم و فقط شرح صحنه مفصل بود، مثلا برای یک سکانس پنج صفحه شرح صحنه نوشته بودیم. من برای هر سکانس با بازیگران صحبت می‌کردم و به آن‌ها می‌گفتم که چه نتیجه‌ای را می‌خواهم و به چه فضایی می‌خواهیم برسیم، بعد با برداشت‌های متعدد که گاهی تا ۴۰ برداشت بود، به آن چه که مد نظرم بود، می‌رسیدیم. یکی از نکات مهم در مورد بازی ندا این بود که روابطش با منصور شهبازی را کنترل می‌کرد و به جز سر صحنه فیلم‌برداری با او صحبت نمی‌کرد تا صمیمیتی بین آن‌ها به وجود نیاید، حتی با عوامل پشت صحنه هم همین طور. تنها غذا می‌خورد و کلا در تنهایی خودش به سرمی‌برد. در مورد موسیقی متن، فکر می‌کنم که صحنه‌های فیلم آنقدر وحشتناک بود که حتی یک نت موسیقی می‌توانست برای فیلم مخرب باشد و آن را به یک ملودرام سوزناک تبدیل کند. در چنین شرایطی بار اصلی فیلم بر عهده بازیگران است که در نتیجه یا خیلی خوب درمی‌آید یا خیلی افتضاح می‌شود.»

جبرائیلی هم در مورد بازی در این فیلم عنوان کرد:«فردای روزی که سکانس آخر را فیلم‌برداری کردیم، من آدم خوشحال‌تری بودم، چون به این نتیجه رسیدم که مرگ خیلی به ما نزدیک است. در این فیلم من کاملا خودم را به کارگردان سپردم  و آقای رحمانی هم به من این فرصت را ‌دادند که به این شکل بازی کنم.تلاش کردم صادق باشم و به وسیله تجربیات خودم به این کاراکتر بیشتر نزدیک شدم. رشته تحصیلی‌ام ادبیات نمایشی بوده و قبل از بازی در یک سکانس با خودم یک گفت‌وگوی درونی دارم و این مساله به بازی من کمک کرد.»