هنروتجربه:کارگردان‌های «قصه بولوار» و «دیوار آبی» در نشست نقد و بررسی مستندهایشان به موضوع شهر و نحوه نشان دادن آن در فیلم‌های‌شان گفتند.

نشست نقد و بررسی مستندهای «قصه بولوار» به کارگردانی داود اشرفی و «دیوار آبی» ساخته مشترک فرزانه بهرامی و تارا کابلی که هر دو در یک سانس نمایش داده می‌شوند، عصرشنبه دوم شهریور در پردیس سینمایی هویزه مشهد برگزار شد.

در ابتدای این نشست مهدی عزیزی که اجرای برنامه را برعهده داشت، بحث را از مستند «قصه بولوار» آغاز کرد و گفت که عکس‌های آرشیوی فیلم برایش جذاب بوده است و به دلیل این‌که بسیاری از مسائل مربوط به گذشته درحال از میان رفتن هستند، این مستند آن‌ها را یادآوری می‌کند. او سپس از داود اشرفی، کارگردان «قصه بولوار» خواست که درباره جرقه اولیه ساخت این فیلم توضیح دهد.

اشرفی نیز با بیان این‌که از اواسط دهه ۸۰ شهر به یک موضوع مورد توجه تبدیل شد و از اواخر همین دهه نیز نگاه نوستالژیک به شهر به سمت نگاه انتقادی‌تری رفت، افزود:«ما طرفدار این نگاه بودیم که شهر محل حضور مردم است. با همین ایده فیلم را شروع کردیم و با همین ایده، فیلم پرورانده شد.»

عزیزی سپس فیلم را به دو بخش مهم تقسیم کرد:«در این فیلم یک کار پژوهشی درباره نقش بلوار کشاورز انجام شده‌ و از جنبه دیگر، تصویر بلوار در سینما را نشان داده است.»

اشرفی در ادامه درباره حضور شهر در آثار سینمایی گفت:«معمولا وقتی شهر قدرت می‌گیرد، در فیلم‌های‌مان هم تصویر شهر پررنگ‌تر می‌شود. مثلا تصویر شهر در فیلم‌های دهه ۵۰ و ۶۰ خیلی زیاد است اما از دهه  ۷۰ خیابانی در فیلم‌هایمان نمی‌بینیم یا راش‌هایی را که از خیابان در دهه ۵۰ هستند خیلی راحت‌تر از دهه ۷۰ می‌توانید به‌دست بیاورید چون فیلم‌های دهه ۷۰ اغلب آپارتمانی هستند.»

در بخش دیگری از این نشست نوبت به فرزانه بهرامی رسید که به همراه تارا کابلی فیلم «دیوار آبی» را ساخته است. او درباره هدف کلی از ساخت این اثر گفت:«همه سوال فیلم ما این است که چگونه پروسه تغییر و تحول شهر می‌تواند پروسه همگانی‌تری داشته باشد مثلا در فیلم می‌بینیم وقتی پروژه‌ای مانند بزرگراه صدر ساخته می‌شود که یکی از پرهزینه‌ترین پروژه‌های تاریخ معاصر تهران است، حتی شهرسازهایی که در فضای شهرسازی فعال هستند، تا لحظه راه‌اندازی کارگاه‌های ساختمانی از این پروژه خبر نداشتند.برای مثال خانم گیتی اعتماد که مدیر یکی از ۲۲ دفتری بود که روی طرح جامع شهر تهران در زمان قبل از آقای احمدی‌نژاد کار می‌کردند، هم از شروع ین پروژه تعجب کرد. این موضوع نشان می‌دهد کسی که حتی در این فضا کار می‌کرد از پروژه پل صدر خبر نداشت.»

او که این فیلم را با گوشی تلفن همراه ساخته است، تاثیر ساخت فیلم‌هایی مانند «دیوار آبی» را آگاهی رسانی دانست:«اهمیت ساخت چنین فیلم‌هایی در لزوم برقراری دیالوگ و آگاهی رساندن است مثلا ایده ساخت پل صدر به صورت دو طبقه مربوط به یک نسل منقرض شده پل شهری است.حال در شرایطی که آلودگی و ترافیک مهم‌ترین مشکلات تهران هستند،باید یک گفت‌وگو میان مردم، شهرسازها و جامعه‌شناسان وجود داشته باشد. باید مطالبه‌ای در این زمینه داشته باشند و این مطالبه از یک آگاهی و دیالوگ میان افراد مختلف که درگیر شهر هستند، به‌وجود می‌آید. به‌نظرم در تهران یا ایران فضای چنین گفت‌وگویی  میان قشرهای مختلف درگیر در شهر خیلی کم است.»

در ادامه اشرفی در پاسخ به این پرسش که چطور این دو فیلم در یک بسته ارائه شده‌اند، عنوان کرد:«وقتی فیلم من جایزه هنروتجربه را گرفت و قرار شد اکران شود، مسئولان هنروتجربه گفتند باید با یک فیلم دیگر نمایش داده شود تا از نظر زمانی، یک سانس را پوشش دهد. من هم شروع به جست‌وجوی فیلم‌های دیگر کردم. البته از ابتدا در پی این نبودم که فیلم دوم الزاما درباره شهر باشد اما از طریق یکی از نهادهایی که فیلم‌هایی از این دست را پخش می‌کرد، متوجه مستند «دیوار آبی» شدم. نکته جذاب  فیلم برایم این بود که فیلم مستقیمی بود، حرف جدی می‌زد و دلیلی برای ساخته شدن داشت. برای همین فکر کردم پیام فیلم آن‌ها با فیلم من تداخلی پیدا نمی‌کند و هریک از ما درباره شهر حرف زده‌ایم، بدون این‌که ناهماهنگی پیش بیاید.»

کارگردان «قصه بلوار» ویژگی دیگری که این دو فیلم را به‌هم نزدیک می‌کند، زاویه نگاه مشخص دانست:«تعداد زیادی از فیلم‌هایی که درباره شهر ساخته می‌شوند به دلیل انقطاعی که با تاریخ داشته‌ایم می‌خواهند چنان نقش بی‌طرفانه‌ای بگیرند که زاویه نگاه آن‌ها مشخص نیست.»

بهرامی نیز یکی از وجوه مشترک هر دو فیلم را توجه به فضای عمومی بیان کرد:«تهران با سرعت زیادی به سمت خصوصی‌سازی می‌رود و خصوصی‌سازی فقط این نیست که دورتادور میدانی را نرده بکشیم و بگوییم دیگر فضای عمومی نیست بلکه ماشین شخصی یک کپسول خصوصی است که در فضای عمومی حرکت می‌کند درحالی که فضای عمومی با عابر پیاده و..تعریف می‌شود. این نکته‌ای است که غیرمستقیم در هر دو فیلم نشان داده می‌شود.»

هم‌چنین در پایان نشست درباره این موضوع که ساختار شهر و شهرسازی نیاز به تخصص دارد، بحث شد و اینکه «دیوار آبی» نیز به همین مساله می‌پردازد اما بهرامی بر لزوم یک مثلث سه وجهی در این زمینه اشاره کرد:«ما سعی کرده‌ایم بگوییم تخصص‌گرایی در شهر خیلی هم معنا ندارد. تخصص یک بخش است و مردم و زندگی روزمره بخش دیگر. هیچ‌یک از این‌ها نمی‌تواند به تنهایی به راه درستی برود برای همین صدای مردم، صدای مسئولان و صدای متخصصان را در فیلم می‌شنویم. درحالی که  شاهد بوده‌ام در سازمان مطالعات شهر تهران درباره یک پروژه از مردم پرسیده‌اند و آن‌ها مخالف یک پروژه بوده‌اند اما باید به این نکته توجه کنیم که اساسا مشارکت مردم به این معنا نیست که سوال را فقط از آن‌ها بپرسیم یا برعکس طرح را تنها با کارشناسان بررسی کنیم، بلکه قرار است دیالوگ میان سه بخش برقرار و همگی آن‌ها با هم به یک نتیجه برسند.»