هنروتجربه-مرسده محمدی: پردیس سینمایی سیتی سنتر اصفهان عصر دوشنبه یازدهمین روز از شهریور ماه بعد از وقفه‌ای به دلیل برگزاری سی و دومین دوره جشنواره کودک و نوجوان این شهر، میزبان نمایش فیلم‌های مستند «قصه بولوار»به کارگردانی داود اشرفی و مستند «دیوار آبی» به کارگردانی فرزانه بهرا‌می ‌و تارا کابلی بود. اجرای این جلسه را سید مهدی سجادزاده برعهده داشت و مهمان این برنامه داود اشرفی کارگردان مستند «قصه بولوار» بود.

درآغاز این نشست سجادزاده از علاقه‌مندی مستندسازان و افزایش ساخت فیلم با موضوع شهرگفت و دلیل آن را جویا شد. در پاسخ داود اشرفی توضیح داد:«در اواخر دهه ۷۰ و باز شدن فضای سینما، مستندسازان نیز حس کردند، می‌توانند به موضوعاتی نزدیک شوند و فیلم‌سازی درمورد تهران شروع شد، البته این توجه فقط معطوف به تهران نبود و در مورد تمام شهرها این علاقه به وجود آمد. این گرایش دراواخر دهه ۸۰ بیشتر شد به ویژه که از اواخر دهه ۸۰ نگاه به شهر سیاسی‌تر و انتقادی‌تر هم شد. یک سری تغییرات سیاسی اجتماعی نیز باعث تسریع این روند بود تا دهه ۹۰ که این دست فیلم‌ها بیشتر دیده ‌می‌شود. فیلم ما در سال ۹۰ ساخته شد و در سال ۹۶ در جشنواره سینما حقیقت به نمایش درآمد.شاید اگر در همان سال ۹۰ اکران ‌می‌شد معنای درست‌تری ‌می‌داد تا الان.»

در ادامه این نشست یکی از تماشاگران نکاتی را در مورد پوستر فیلم و جذابیت آن مطرح کرد.اشرفی در مورد طراحی پوستر توضیح داد:«طراحی این پوستر را آریا کسایی که گرافیست مطرحی است، برعهده دارد. ایشان خیلی دوستانه و البته حرفه‌ای و با پشتکار به ما کمک کرد تا پوستر این فیلم طراحی شود. این پوستر به خوبی بازتاب دهنده ایده ما است که بولوار را محل داستان‌های مختلف ‌می‌دانستیم. لوگو بولوار هم از یک لوگو مدل آمریکایی که از سر در سینما بولوار برداشته شده، وام گرفته شد. در واقع نشان دادن تصاویر متفاوتی ازبولوار روی پوسترخیلی در شناساندن موضوع فیلم به مخاطب و جذب او به ما کمک کرد و خیلی هم دیده شد.»

در بخش دیگری از این نشست کارگردان توضیحاتی درباره شکل گیری ایده فیلم را عنوان کرد:«ایده‌ای که خیابان بولوار را برای ما جذاب کرد این بود که در تاریخ سیاسی اجتماعی ما به خیابان بولوار کشاورز از زاویه‌های مختلفی نگاه شده‌است و ما قصد نشان دادن این زوایا و نگاه‌های متفاوت را در فیلم داشتیم. این‌که دراین مستند نظرم را به طور مشخص درباره بعد از کودتا و بعد از اشغال تهران ‌می‌گویم، به تبعیت از همین  نگاه است.از سویی دیگر به سمت این نرفتم که بی‌طرف باشم. در واقع تلاش کردم زاویه دیدها مشخص باشد و به همین منظور اول ازهمه زاویه دید خودم را نشان ‌دادم. به جز این‌ها تمام سعی‌ام را به کار گرفتم تا هر سمت‌گیری سیاسی این فیلم، واضح و گوینده‌اش مشخص باشد. به همین دلیل می‌گویم فیلم اصلا بی‌طرف نیست و سمت و سویش مشخص است.»

سوال دیگری که در این نشست مطرح شد به حجم بالای نریشن و گفتار فیلم در برخی از صحنه‌ها اشاره داشت. اشرفی در این مورد توضیح داد: «نریشن‌های این فیلمی ‌که الان ‌می‌بینید نسبت به نسخه پخش شده در جشنواره حقیقت یک چهارم کم شده است. در روند تدوین خودم نریشن را کم کردم الان هم ‌می‌بینم باز جاهایی نریشن نمی‌خواهد. این فیلم به قالب فیلم مقاله نزدیک است و اساسا با ادبیات بده بستان داشتن کار سختی است. گاهی نریشن ‌می‌نشیند و گاهی نمی‌نشیند. در این فیلم هم همین طور است. کنار هم نشاندن ادبیات و سینما که از دو دنیای متفاوت هستند، کار دشواری است.»

در ادامه این نشست، داود اشرفی در تایید سخنان یکی از تماشاگران که معتقد بود تصاویر قسمت‌های قبل از انقلاب فیلم خیلی بیشتر از قسمت‌های بعد از انقلاب آن است، افزود:«کاملا درست است، دلیل اینجاست که در فیلم آرشیوی شما به منابع آرشیوی احتیاج دارید و تهران دهه ۴۰ و ۵۰ شمسی خیلی بیشتر از دهه ۶۰ تصاویر آرشیوی دارد. مثلا یکی از تصاویر دهه ۶۰ خیابان بولوار در فیلم من، تیتراژ فیلم «اجاره نشین‌ها»ی مهرجویی است که من روی آن زوم کرده‌ام .در فیلم‌های قبل از انقلاب دست من باز بود و حق انتخاب داشتم و حتی تعدادی را کنار گذاشتم اما راش‌های بعد از انقلاب خیلی کم بود. از طرف دیگر خود آدم هم درباره این گونه موضوعات،دچار ممیزی می‌شود. درواقع شما راجع به تاریخ قدیم‌تر راحت‌تر می‌توانید حرف بزنید و موضوعاتی را عنوان کنید اما حرف زدن درمورد آنچه که الان هست و دسته‌بندی نشده سخت است.»

کارگردان «قصه بولوار» هم‌چنین در بخش دیگری از این نشست نکاتی را درباره ارزشمندی اطلاعات تاریخی که فیلمش ‌می‌دهد،عنوان کرد:«هر اطلاعاتی که این فیلم ‌می‌دهد جزو امتیازات آن است اما من خیلی دنبال دادن ارائه اطلاعات نبودم. ایده اصلی‌ام این بود که تصاویری که یک مکان ‌می‌تواند داشته باشد را کنار هم قرار دهم و شکل‌بندی کنم و این کاربرایم خیلی جذاب بود. به نظرم جمع‌آوری این اطلاعات و ارائه آن‌ها مهم است اما زحمت بیشتر را در تدوین فیلم کشیدم تا نشان دهم، تصویر و متن چگونه در کنار هم می‌توانند یک کارکرد و نتیجه داشته‌باشند.»

در پایان داود اشرفی از نگاهش به شهر گفت:«به نظرم خیلی طبیعی است که شما درفیلم‌هایی با موضوع شهر به دنبال خودتان بگردید ولی راستش آنچه برای من جذاب است احساس تعلق خاطر نبود. مفهوم جالب برایم این بود که ما چطور خیابان را مال خودمان ‌می‌کنیم. خیابان چطور دست به دست ‌می‌شود و چطور اراده‌های مختلف را کنار هم قرار ‌می‌دهد. خیابان خیلی امکان این را دارد که قدرت‌های مختلف را کنار هم با کمترین تلفات بچیند و هر کسی جای خودش را بگیرد. برای من نوستالژی و خاطراتم از بولوار مهم نبود خاستگاه فیلم حضور مردم بود نه تعلق خاطر.»