هنروتجربه:جلسه نقد و بررسی مستند داستانی «مهین» با حضور محمد حسین حیدری، کارگردان فیلم و با اجرای دکتر علی آذری عصر روز چهارشنبه ۱۳ شهریور ماه در پردیس سینمایی گلستان شیراز برگزار شد.

در ابتدای این نشست علی آذری ضمن اشاره به جسارت این مستند عنوان کرد:« موضوع قتل‌ های سریالی سوژه بسیار جذاب و جسوری است که در ایران به خاطر ابعاد امنیتی و اجتماعی کمتر پرداخته شده ‌است، به خصوص که این قاتل سریالی، یک زن باشد. لطفا در مورد چگونگی شکل‌ گیری ایده فیلم توضیح دهید.»

محمد حسین حیدری توضیح داد:« در سال های ۸۸-۸۹ که این قتل‌ها اتفاق افتاد، در قزوین دانشجو بودم و جرقه‌ های اولیه همان موقع در ذهنم زده شد. سال ۹۴ طرحی برای ساخت مستند درباره قاتلان سریالی به مهدی اسدزاده (فیلم ‌نامه ‌نویس) دادم. کسانی که اخبار جنایی را دنبال ‌می‌کنند، ماجرای مهین را ‌می‌دانستند، اما در اخبار سیاسی انتخابات سال ۸۸ این خبر دیده نشد.در پروسه ساخت «مهین» سه بار در قزوین کارمان متوقف شد که این باعث اتلاف هزینه زیادی بود. کار در چنین موضوعاتی، پیگیری و پشتکار زیادی ‌می‌خواهد. پروسه ساخت فیلم حدود چهار سال به طول انجامید. سختی کار آنجاست که در حین ساخت حتی مطمئن نیستیم، در انتها مجوز اکران خواهد گرفت یا نه و یا چه تغییراتی در آن اعمال خواهد شد. ما در حین ساخت فیلم به مسائلی مثل خانواده قربانیان هم فکر کردیم و سعی کردیم یک سری جزئیات خشن را حذف کنیم. تهیه ‌کننده هم اصرار داشت فیلم به جز اکران در سینما، قابلیت اکران در جاهای دیگر مثل تلویزیون را هم داشته باشد. قرار است در دانشگاه نیروی انتظامی، یک سمینار روان شناسی به بهانه این فیلم برگزار شود و هم‌چنین این مستند در اکرانی خصوصی ویژه وکلا نمایش داده شود. محوریت فیلم ما خود مهین بود و این که چطور یک مادر به یک قاتل سریالی تبدیل ‌می‌شود. ‌می‌گویند هر هفت سال یک قاتل سریالی پیدا ‌می‌شود. در پروسه پیدا کردن قاتل، همان طور که در مستند مشاهده ‌می‌کنیم، ربط دادن قتل‌ های مختلف به هم و تشخیص سریالی بودن قاتل، کار سختی است و تبعات سنگینی دارد.»

در ادامه این نشست نکاتی هم در مورد ساختارفیلم‌ نامه و توجه به جزییات از سوی منتقد جلسه مطرح شد:«لطفا درباره ساختار فیلم ‌نامه توضیح دهید. دو سوم پایانی و اعترافات و فیلم ‌های واقعی صحنه سازی‌ های قتل، بسیار جذاب بود. آیا نمونه‌ های خارجی را دیده بودید و الگوبرداری کردید؟ علاوه براین، تدوین یکی از نکات بسیار جذاب فیلم است. از ابتدای فیلم تصویرسازی ‌هایی انجام و برای مخاطب نقطه ‌گذاری ‌می‌شود که هم علامت سوال است و هم جایی برای نفس کشیدن، چرایی وجود این تصاویر مبهم تا دو سوم پایانی برای تماشاگر مشخص نمی‌شود. مثل صحنه فیزیوتراپی یا تصویری از خار در جوراب مهین که کارکرد هر کدام کم‌کم برای مخاطب معلوم ‌می‌شوند. آیا شما از قبل در مرحله فیلم‌نامه به این‌ها فکر کرده بودید یا در مرحله تدوین به فکرتان رسید ؟ یکی از اشکالات مستندسازان این است که وقتی سوژه‌ ای جذاب دارند، مقهور سوژه ‌می‌شوند و به تدوین، فیلم‌نامه و جزئیات فیلم دقت کمتری ‌می‌کنند. اما مستند شما این‌گونه نبود و به همه عناصر خیلی درست فکر شده‌بود. نکته‌ ای که در مورد بازسازی ‌ها به ذهن ‌می‌رسد این است که شما ‌می‌خواستید نشان دهید که دارید صحنه‌ سازی ‌می‌کنید و دوربین در قسمت ‌های بازسازی معمولا ثابت است، در حالی که دوربین با آگاهی در راش‌های واقعی مهین، متحرک است.»

کارگردان مستند«مهین» در پاسخ به این نکات ضمن اشاره به علاقه‌اش به این ژانر گفت:« نمونه‌ های خارجی این ژانر زیادی را دیده‌ام. در مورد بازسازی‌ ها، قبل از این که ساخت فیلم را آغاز کنیم و در زمانی که نمی‌دانستم چه راش‌ هایی از مهین وجود دارد و آیا در اختیار ما قرار ‌می‌گیرد یا نه، ‌می‌دانستم که برای رسیدن به فضای مورد نظر، حتما باید بازسازی انجام شود تا داستان طبق فیلم‌نامه پیش رود. بنابراین به همراه مهدی اسدزاده که هم وکیل است هم نویسنده و رمانش جایزه گرفته، زمان زیادی گذاشتیم و تلاش کردیم که روایت درستی داشته باشیم. ما تصمیم داشتیم تصویری خاکستری از مهین نمایش دهیم و اجازه ندهیم داستان فیلم به جاهای دیگر کشیده شود. من را اغلب به عنوان تدوین ‌گر ‌می‌شناسند و تدوین فیلم را هم خودم انجام دادم. به همه نکات از قبل فکر کرده و در فیلم‌نامه گنجانده بودیم. این طور نبود که در مرحله تدوین اتفاق افتاده باشد. از طرفی یک سری دکوپاژها بود که از قبل به آن‌‌ها هم فکر کرده ‌بودم، اما پس از مواجه شدن با موانع قانونی ناچار به تغییر آن‌ ها می ‌شدیم.»

در بخش دیگری از این نشست علی آذری به طراحی بی‌ نظیر پوستر فیلم اشاره کرد و آن رایکی از بهترین پوسترهای سینمایی سال‌های اخیر دانست.

حیدری در این مورد توضیح داد:«طراح پوستر علیرضا حصارکی بود. من سبک پوستر لهستانی و هنری را ‌می‌پسندم. اثر انگشت در پوستر، تماما رد خون است و آن اتوموبیلی که می‌بینید ترکیبی از المان ‌های‌ ماشین استفاده شده در فیلم و ماشین واقعی مهین را در خود دارد. ماشین واقعی مهین قدیری کرم رنگ بوده و ماشینی که ما استفاده کردیم، زرد است.»

آذری در پایان عنوان کرد:«در فیلم این را ‌می‌شنویم که مهین در ۱۴ سالگی با عشق و با میل خود، بدون هیچ اجباری ازدواج کرده بود. خود او هم در جایی اشاره کرد در سن پایین مسئولیت‌ های سنگینی بر عهده او بوده است. شاید زندگی وجه خشن خود را خیلی زود به یک دختر کم سن و سال نشان داده و باعث این اتفاقات وحشتناک شده است.»