هنروتجربه _ سحر آزاد: کارگردان «ملاقات محرمانه خانم و آقا» از اینکه بگویند فیلم کوتاه نباید قصه‌گو باشد، انتقاد دارد. او که یکی از پنج کارگردان بسته فیلم‌های کوتاه «پنجگاه» است، معتقد است وقتی فیلم کوتاهی قصه داشته باشد، می‌تواند با مخاطب ارتباط برقرار کند و وقتی چنین اتفاقی بیافتد، فیلم کوتاه می‌تواند برای مردم جذاب باشد. قصه فیلم او درباره پسر جوانی به نام مهرداد است که با دختری غریبه به نام گلناز وارد خانه می‌شود اما مهرداد تمایلی برای شکل‌گیری ارتباطی ندارد و در این میان ورود یک زوج برای بازدید خانه موقعیتی را به‌وجود می‌آورد تا گلناز نقش یک همسر و زن خانه را که خواسته‌اش است، بازی کند و اتفاقات دیگری باعث شکل‌گیری ادامه داستان می‌شود. همین‌ها موضوع گفت‌وگوی ما با سیدسجاد حسینی، کارگردان «ملاقات محرمانه خانم و آقا» شد.

شما در یادداشتی که برای فیلم نوشته بودید یا در آیین دیدار اکران «پنجگاه» گفتید:«مدام گفته می‌شود فیلم کوتاه یعنی فیلم اتمسفر و هرچقدر فیلم‌ها کمتر بگویند و مینی‌مال‌تر باشند، بهتر هستند یا بعد از این‌که فیلم را دیدیم بگوییم:«خب چه شد؟» و انگار هرچه «چه شدها» بیشتر باشند، فیلم بیشتر جایزه می‌گیرد.» این توجه و تاکید به قصه گویی از کجا می‌آید؟
اول اینکه من بزرگ شده فیلم‌های کلاسیک هستم، یعنی با این‌که جز نسل جوان‌ هستم اما از وقتی به صورت جدی به سینما نگاه کردم، فیلم‌هایی از هیچکاک، کوروساوا و..را دیدم که اساسا آدم‌های قصه هستند. بنابراین فکر می‌کنم اساسا سینما بر قصه‌گویی و روایت‌گری است. از طرفی جدا از این‌که مدیوم فیلم کوتاه را به عنوان یک مدیوم مستقل می‌بینم، آن را بیشتر از جنس سینما می‌دانم تا تلویزیون یا مدیوم‌های دیگر. با این‌حال تمام سال‌هایی که فیلم کوتاه کار کرده‌ام، همیشه این جملات را شنیده‌ام که فیلم کوتاه فیلم اتمسفر است و فیلم شخصیت نیست. حتی داور یکی از جشنواره‌ها به من گفت که فیلمت خوب است اما فیلم کوتاه نیست چون فیلم کوتاه نباید چیزی بگوید یا کاری کند. به عنوان کسی که طرفدار فیلم‌های کارگردان‌هایی مثل برگمان است، تضادی نمی‌بینم که فیلم روشنفکری باشد اما قصه هم بگوید. درباره فیلم کوتاه فکر می‌کنند، قرار است چیزی نگوید و اتمسفر خلق کند اما جدا از اینکه نظر من چه باشد، اساسا یک غلظ تئوریک درباره این موضوع وجود دارد، به این معناکه اتمسفر از کجا می‌آید؟ اتمسفر یک المان فرمیک است که از بطن شخصیت بیرون می‌آید. وقتی ما یک شخصیت داریم آن را پرداخت می‌کنیم و در نهایت اوست که اتمسفر را خلق می‌کند. به‌نظرم فیلم کوتاه باید قصه بگوید یا اگر هم قصه نمی‌گوید چنین تقسیم‌بندی را برای ما هم قائل باشند که فیلم‌های قصه‌گو فرمت دیگری از فیلم کوتاه هم هست. چرا وقتی فیلم کوتاه ابتدا، میانه، انتها و قصه دارد، می‌گویند اینکه فیلم کوتاه نیست و فیلم بلندی بوده است که آن را کوچک‌تر کرده‌اند؟ فکر می‌کنم فیلم کوتاه مثل سینمای بلند باید با مخاطب عام ارتباط برقرار کند و اگر این ارتباط برقرار شود، تولد دیگری برایش به‌وجود می‌آید. به همین خاطر فکر می‌کنم کار هنروتجربه در اکران این فیلم‌ها درست است، چون می‌توانم از طریق مخاطبان بفهمم کجای فیلم برایش نامفهوم و کجا برایش جذاب‌تر است. ضمن اینکه فیلم‌ساز فیلم کوتاه وقتی نگاهی به اکران داشته باشد می‌گوید باید فیلمم جوری باشد که مخاطب بفهمد و به گونه‌ای روایت‌گری می‌کنم که فقط تعدادی جشنواره برایم دست نزنند.

چرا وقتی فیلم کوتاه ابتدا، میانه، انتها و قصه دارد، می‌گویند اینکه فیلم کوتاه نیست و فیلم بلندی بوده است که آن را کوچکتر کرده‌اند؟ فکر می‌کنم فیلم کوتاه مثل سینمای بلند باید با مخاطب عام ارتباط برقرار کند و اگر این ارتباط برقرار شود، تولد دیگری برایش به‌وجود می‌آید

ایده «ملاقات محرمانه خانم و آقا» از کجا آمد؟
یک ایده‌ داشتم درباره اینکه پسری، یک دختر خیابانی را به خانه‌ای می‌برد اما قرار نیست ارتباطی برقرار شود.برای هر فیلم‌نامه‌نویسی که این ایده را توضیح می‌دادم، می‌گفت قرار است ادامه داستان چگونه باشد؟ پس این روایت و قصه را جایگزین کردم که یک زن خیابانی را نشان دهم که می‌خواهد چند ساعت زندگی کند اما درعین حال نمی‌خواستم به کلیشه کشیده شود مثلا متحول شود چون معتقدم آدم‌ها نمی‌توانند یک روزه متحول شوند. بنابراین دختر در یک موقعیت پیش بینی نشده، نقش یک زن خانه‌دار را بازی می‌کند که نشان می‌دهد او در اعماق وجودش دوست دارد یک زندگی عادی داشته باشد.

پروسه ساخت چقدر طول کشید؟
دو سال پیش این فیلم را ساختم و دغدغه‌ام این بود که بازیگران به خصوص بازیگر نقش «گلناز» درست انتخاب شوند برای همین سعی کردیم از عوامل حرفه‌ای استفاده کنیم. فیلم‌برداری هم شش روز طول کشید.

الان که فیلم اکران می‌شود، بازخوردها چگونه بوده است؟
فیلم «ملاقات محرمانه خانم و آقا» قصه می‌گوید و این مساله معمولا برای مخاطبان جذاب است چون با فیلم همراه می‌شوند. فیلم من کمترین جایزه را در جشنواره‌ها گرفته اما می‌دانم مخاطبی که درحال حاضر به دیدن فیلم آمده است، با مخاطب خاص جشنواره‌ای تفاوت دارد. با اکران این فیلم متوجه شده‌ام کجاها مخاطب خسته شده یا کجا خندیده است و…اینها نکاتی نیست که در جشنواره‌ها متوجه‌شان شوم چون مخاطب خاصی دارند و الان که فیلم درحال اکران است، می‌توانم از واکنش مخاطبان مطلع شوم.

ارائه بسته فیلم‌های کوتاه در هنروتجربه چگونه است؟
به‌نظرم کار خیلی خوبی است اما فکر می‌کنم باید توجه و حمایت بیشتری انجام شود مثل اختصاص سانس‌های بیشتر و ساعت‌های بهتر اما در کل کار خوبی است و اکران فیلم‌های کوتاه باید هم‌چنان ادامه داشته باشد. الان آفت جشنواره‌ها، کارگردان‌های فیلم کوتاه را بلعیده است یعنی کارگردان‌ها فیلم‌هایی می‌سازند که اصلا ربطی به خودشان یا جامعه‌شان ندارد و شاهد کپی‌های دست چندمی از سینمای کشورهای دیگر هستیم. اما چرا چنین فیلم‌هایی ساخته می‌شوند؟ چون جایی نیست که این فیلم‌ها انعکاس پیدا کنند درحالی که وقتی یک فیلم به یک جشنواره می‌رود و خبر آن منتشر می‌شود، توجه‌ها هم جلب می‌شود اما اگر کارگردان‌ها بدانند می‌توانند فیلمی بسازند که مخاطب بفهمد و برایش بلیت بخرد، جدی‌تر می‌شوند.

این روزها مشغول چه کاری هستید؟
مشغول پیش‌تولید یک فیلم کوتاه با عنوان «زن عوضی» هستم. قصه آن شباهت‌هایی با فیلم «ملاقات…» دارد. البته بعد از «ملاقات…» یک فیلم دیگر با عنوان «هی هو» ساختم که روشنک گرامی، علیرضا استادی و کیوان ساکت‌اف در آن بازی کردند. قصه فیلم درباره طلبه‌ای است که داستان طلاقش در دادگاه روایت می‌شود. امیدوارم این فیلم هم به اکران برسد. فیلم جدیدم هم درباره دختری به نام بهار است که بعد از سال‌ها نشانی از پدرش پیدا کرده و می‌خواهد وارد خانه‌ای شود که با پدر قرار ملاقات دارد. با خانم رویا تیموریان برای نقش اول صحبت‌های اولیه را انجام داده‌ایم، فیلم‌نامه را دوست داشته‌اند و امیدواریم بتوانیم با ایشان کار کنیم. بازیگر بعدی هم خانم روشنگ گرامی است. فیلم‌نامه را هم به همراه امیر داسدار و بهنود امینی نوشته‌ایم.