هنروتجربه ترجمه مریم شاه‌پوری: سینمای فنلاند تاریخچه‌ای طولانی دارد که از نخستین نمایش‌های عمومی در این کشور آغاز می‌شود که تقریبا هم‌زمان با ابداع فناوری تصویر متحرک مدرن بوده است؛ اولین اکران جهانی در ۱۸۹۵ روی داد و یک سال بعد در فنلاند.

۱- ۱۹۸۶ تا ۱۹۲۰: اولین‌های سینمای فنلاند
البته اولین تصاویر متحرک را کمپانی لومیر در هِلسینکی نمایش دادند و تا سال ۱۹۰۴ زمان برد که اولین فیلم‌ها در فنلاند تصویربرداری شوند. مشخص نیست چه کسی اولین فیلم با عنوان Novelty from Helsinki: School youth at break را ساخت که در ماه دسامبر با یک بایوسکوپ آمریکایی نمایش داده شد. اولین کمپانی فنلاندی با نام «آتلیه آپولو» در ۱۹۰۶ به دست مهندس کی. ای. استالبرگ بنیان گذاشته شد که عمدتا مستندهای کوتاه تولید می‌کرد. اولین فیلم بلند فنلاندی هم در سال ۱۹۰۷ با عنوان The Moonshiners ساخته شد. تِوو پورو کارگردان فیلم بود که بعد از آن «سیلوی» را هم بر اساس نمایش‌نامه‌ای از مینا کنت در سال ۱۹۱۱ ساخت که تا ۱۹۱۳ به نمایش درنیامد. در سال‌های بعد بود که اولین کمپانی فعال با عنوان Lyyra-Filmi شکل گرفت که فیلم‌های هنری و کمدی‌های فارس کوتاه تولید می‌کرد. صنعت فیلم فنلاند در دو دهه ابتدای قرن بیستم هرگز به خلاقیت و بازده همسایه‌های خود در منطقه اسکاندیناوی (سوئد و دانمارک) نزدیک هم نشد. به‌علاوه، بیش‌تر فیلم‌های ساخته‌شده پیش از استقلال این کشور در ۱۹۱۷ گم‌شده‌اند و از فیلم‌های بلند، فقط سیزده دقیقه از «سیلوی» باقی مانده است.

۲- ۱۹۲۰ تا ۱۹۳۰: سینمای صامت فنلاند
به لطف کمپانی موفق Suomi-Filmi و رییس خلاقش اِرکی کارو، جریان طبیعی تولید فیلم در سینمای فنلاند آغاز شد. کارو مهم‌ترین فیلم‌های این دوره را کارگردانی کرد و پیش از مرگش در ۱۹۳۵، چهره اصلی سینمای فنلاند بود. «کفش‌دوزان دهکده» (۱۹۲۳) شاهکار صامت اوست و «عروس لاگ‌رولر» (۱۹۲۳؛ اولین فیلم فنلاندی که خارج از این کشور به صورت گسترده پخش شد)، «وقتی پدر دندان‌درد دارد» (۱۹۲۳) و «سربازان ما» (۱۹۲۹) از دیگر آثار برجسته او به شمار می‌روند. دیگر فیلم‌ساز مهم این کمپانی، تِوو پورو بود که اولین فیلم بلند کمپانی با نام «سال‌های شاگردی اولی» (۱۹۲۰) و یکی از معدود فیلم‌های ترسناک فنلاندی با عنوان «خلسه‌های اهریمنی» (۱۹۲۷) را ساخت.

۳- ۱۹۳۱ تا ۱۹۳۳: ورود صدا
اولین تجربه‌های سینمایی با صدا را کمپانی Lahyn-Filmi انجام داد و نخستین فیلم بلندی که دیالوگ و ترانه داشت با عنوان «به فنلاندی بگو» (۱۹۳۱) را رییس این کمپانی یعنی اوریو نیبِری کارگردانی کرد. البته گفته می‌شود این فیلم گم‌شده بیش‌تر مجموعه‌ای از نمایش‌های موزیکال بود تا یک فیلم بلند. همان سال کمپانی Suomi-Filmi هم تولید فیلم‌های ناطق را آغاز کرد و «در لباس آدم و کمی هم مثل حوا» (۱۹۳۱) اولین فیلم فنلاندی با حاشیه صوتی شد؛ که بر اساس نمایش‌نامه‌ای محبوب از اوریو سوینی ساخته شد. با وجود این، نخستین فیلم ناطق واقعی را کارو با عنوان «عروس لامبرجک» (۱۹۳۱) کارگردانی کرد که یک درام روستایی دیگر بود.

۴- ۱۹۳۴ تا ۱۹۳۹: عصر طلایی
کارو در سال ۱۹۳۳ از کمپانی خودش Suomi-Filmi اخراج شد ولی با تأسیس کمپانی جدیدی با نام Suomen Filmiteollisuus انتقام گرفت. او پس از ساخت چند کمدی موفق به رقیبی قدرتمند بدل شد و رقابت این دو کمپانی به نفع سینمای فنلاند تمام شد. در پایان این دهه، تقریباً هر سال بیست فیلم بلند ساخته شده بود که از کیفیت بالایی برخوردار بودند و به خاطر تنوع موضوعی بر محبوبیت فیلم‌های بومی افزوده بودند. صنعت سینمای فنلاند با ستارگان و تهیه‌کننده‌های خلاق خودش یادآور مدلی کوچک و ملی از هالیوود شده بود.

۵- موج نویی از دهه ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰
هم‌زمان با فروپاشی کمپانی‌های قدیمی، نسل جدیدی از فیلم‌سازان ظهور کردند، از جمله ریستو یاروا که تحت تأثیر سینمای آوان-گارد و موج نوی فرانسه بود و به واقع‌گرایی اجتماعی فیلمی مثل «خاطرات یک کارگر» (۱۹۶۷) انجامید؛ و در نهایت کمدی‌هایی مانند «لوما» (۱۹۷۶) و «سال خرگوش» (۱۹۷۷). میکو نیسکانن هم فعالیت‌هایش را از سال ۱۹۶۲ با «پسران» آغاز کرد و با دو فیلم «زیر پوستت» (۱۹۶۶) و Lapualaismorsian (1967) به موج نو پیوست. دهه ۱۹۶۰ نقطه ظهور سبک جدیدی از کمدی‌های فنلاندی هم بود که پرتی پاسانن با فیلم‌هایی نظیر «اکس-پارونی» (۱۹۶۴)، «هفت برادر نزدیک» (۱۹۶۸) و «ماجراهای حیرت‌انگیز مرد تلویزیونی» (۱۹۶۹) سردمدارشان شد. رونی مولبرگ هم دیگر فیلم‌سازی بود که از دو رمان رئالیسم جادویی تیمو کی. موکا اقتباس کرد و فیلم‌های «زمین یک ترانه گناه‌آلود است» (۱۹۷۳) و «میلکا: فیلمی درباره تابوها» (۱۹۸۳) را ساخت.

۶- عصر آکی کوریسماکی
فیلم‌هایی مثل Valehtelij محصول ۱۹۸۱  و «بی‌ارزش» (۱۹۸۲) به کارگردانی میکا کوریسماکی و نویسندگی آکی کوریسماکی، وضع موجود در سینمای فنلاند را شکستند و خلاقیت و تولید فیلم‌های کوچک را موجب شدند. میکا با فیلم‌هایی مانند «روسو» (۱۹۸۵) و «هلسینکی-ناپولی تمام طول شب» (۱۹۸۷) سبک سنتی‌تری از فیلم‌سازی را دنبال کرد و آکی سبکی را در پیش گرفت که فیلم‌هایش مثلاً با ارتباط‌های غیرکلامی و مینی‌مال، و دیالوگ‌گویی بازیگران با چهره‌هایی بی‌حالت شناخته شدند. آکی کوریسماکی بیش‌تر با سه‌گانه «سومی» (فنلاند) شامل «ابرهای شناور» (۱۹۹۶)، «مرد بدون گذشته» (۲۰۰۲) و «روشنایی‌هایی در شفق» (۲۰۰۶) شناخته می‌شود ولی کمدی‌هایی چون «کابوی‌های لنینگراد به آمریکا می‌روند» (۱۹۸۹) را هم در کارنامه دارد.

۷- از دهه ۱۹۹۰ تا امروز
صنعت سینمای فنلاند در آغاز دهه ۱۹۹۰ وضعیت خوبی نداشت چون وضعیت اقتصادی این کشور دچار یک افول جدی شده بود. به این ترتیب سرمایه‌گذاری روی ساخت فیلم‌ها در اولویت بنیاد فیلم فنلاند (که با حمایت دولت فعالیت می‌کرد) قرار نداشت؛ سازمانی که سرمایه‌گذار اصلی در کشور بود؛ اما تا سال ۱۹۹۹ وضعیت به‌کل تغییر کرد و مثلاً در این سال نزدیک به سی فیلم به نمایش درآمد. از کارگردانان پرکار این دهه می‌توان به مارکو پولونن، اولی مانتیلا و یارمو لامپلا اشاره کرد. در دو دهه اخیر در سینمای فنلاند ژانر محبوب اندکی قابل شناسایی‌اند؛ یکی فیلم‌هایی است که داستان‌شان در زمان جنگ جهانی دوم روی می‌دهد و دوم آثاری که زندگی چهره‌های محبوب فنلاند را به تصویر می‌کشند. در سال ۲۰۰۵ فیلم علمی‌خیالی پارودی آماتوری «ستاره‌زدگی» یا با عنوان دقیق و کامل Star Wreck: In the Pirkinning به صورت آنلاین و رایگان عرضه شد که بیش از نه میلیون بار دانلود شد و در سطح جهان به پربیننده‌ترین فیلم فنلاندی بدل شد!در سال ۲۰۱۱ سینمای فنلاند ۳۱ فیلم تولید کرد، شامل ۲۴ فیلم بلند داستانی و هفت مستند.در سال ۲۰۱۶ سه فیلم پربیننده در فنلاند، آثاری خانوادگی و بومی بودند: «ریکی رپر و نایت‌هاک»، «فیلم پرندگان خشمگین» و Kanelia kainaloon, Tatu ja Patu!.