«میدان جوانان سابق» یک مستند تاریخی است

ماهنامه هنروتجربه-شهرام اشرف ابیانه: «میدان جوانان سابق» مستند هیجان‌انگیزی است که ساختنش فقط از یک روزنامه‌نگار برمی‌آمد. هیجان‌انگیز از آن بابت که مستند مینا اکبری شبیه یک روزنامه تصویری شده. انگار داریم تیترها و سوتیترهای ۲۰ سال روزنامه‌نگاری ایران را می‌بینیم. فیلم روایت یک خاطره است. آمیخته با نوستالژی و حسرت ازدست‌دادگی. گویی در حال ورق زدن آلبوم عکسی قدیمی‌ایم.  فیلم‌ساز ابا ندارد دوربین و بوم صدابردار را در قاب نشان دهد. قرار است یک خاطره‌نگاری روزنامه‌نگارانه را به نظاره بنشینیم.

پوستر فیلم روزنامه‌ای است کاغذی، آتش‌گرفته و در حال غرق شدن. فیلم یک سوگواری است برای مردگان و فیلم‌ساز انگار ما را به مجلس یادبودی دعوت کرده. زمان درازی گذشته و آدم‌های داخل عکس را یا مرگ ربوده یا مقتضیات روزمرگی به حرفه‌های بی‌ربط دیگر کشانده. مستندساز همه آدم‌های داخل عکس ۲۰ سال پیش را در پایان جمع می‌کند تا این ازدست‌رفتگی را نشان دهد.

حتی نام فیلم هم تداعی‌کننده جهت‌گیری فیلم‌ساز است. عنوان فیلم اشاره به چیزی دارد که دیگر نیست. این را شاهدانی که فیلم‌ساز سراغشان رفته، می‌دانند. به همین خاطر هم از اندوهی عمیق رنج می‌برند. یا اشک به گونه می‌آورند، یا در کار پنهان کردن غمشان‌اند.

در فیلمی خبری، دفترِ روزنامه بسته‌شده را می‌بینیم. ماشالله شمس‌الواعظین می‌کوشد با لگد در بسته‌ای را باز کند. فیلم روی این صحنه ثابت می‌ماند. سبعیتی در این صحنه هست. خشمی فروخورده. سردبیر روزنامه بسته‌شده انگار برخوردی را که با روزنامه‌اش شده، در این حرکت بازسازی می‌کند. انگار در حال خالی کردن خشمش باشد. به این می‌ماند که بخواهد عصبانیتش را سر چیزی خالی کند.

بعدتر خانه شمس را می‌بینیم. جایی است در دل بیابان. برهوت کامل. زمینی بی‌آب‌وعلف. کنایه‌ای به وضعیت روزنامه‌نگاری که خلاقیت و زندگی از آن گرفته شده. سردبیر سابق در این برهوت بی‌آب‌وعلف کشاورزی می‌کند. به امید آن‌که جوانه‌ای برویاند. کاری محال و ناممکن. امیدی واهی برای زنده کردن چیزی که دیگر نیست.

مینا اکبری نمی‌گذارد فیلمش از تک وتا بیفتد. مدام در حال جست‌وجوی راویان تازه است و آن‌قدر هوشمندی دارد تا آن‌ها را به حرف بکشاند. اگر تب‌وتاب و هیجانی در فیلم دیدید، آن را به حساب روحیه روزنامه‌نگارانه سازنده‌اش بگذارید. فیلم تلفیقی است از حال‌وهوای یک گزارش روزنامه‌نگارانه و مستندی خبری.

اکبری در کار یک مستندسازی تاریخی است. مدیوم سینما این‌جا وسیله است نه هدف. پس دنبال سر و شکل سینمایی و زیبایی‌شناسی غریب مستندهای هنری در این کار نباشید. هدف ثبت یک رویداد بوده. چیزی که بماند. چیزی که حتی مرگ هم نتواند آن را به‌راحتی شکست دهد. روی آوردن مینا اکبری روزنامه‌نگار به مستندی سینمایی را با چنین حال‌وهوایی می‌توان تعبیر کرد.