هنروتجربه: پردیس گلستان شیراز حدود سه سال است که با گروه هنروتجربه همکاری می‌کند و ضمن نمایش فیلم‌های این گروه،هر هفته چهارشنبه‌ها میزبان جلسات نقد و بررسی این آثار است. علی آذری مدیر اجرایی پردیس گلستان شیراز، به عنوان منتقد و کارشناس جلسات نقد فیلم‌های هنروتجربه را برگزار می‌کند. دراین روزهای سالگرد تشکیل گروه هنروتجربه،از علی آذری خواستیم طی یادداشتی از تجربه همراهی‌اش با هنروتجربه و تاثیر تشکیل این گروه بر سینمای ایران برایمان بنویسد.

«بالاخره و بعد از آزمون و خطاهای مختلف برای پیدا کردن راهی جهت پخش آثاری با رویکرد متفاوت نسبت به سینمای بدنه و جریان اصلی و خروج سینمای ایران از سینمایی تک ژانری،به نظر می‌رسد که هنروتجربه توانسته این امر را به انجام رساند تا فیلم‌های مستقل،کوتاه و مستند فرصتی برای پخش و اکران داشته باشند.آن هم نه در چارچوب یک جشنواره و در طول مدتی کوتاه بلکه در سرتاسر سال و بسیاری از پردیس‌های سینمایی.

هنروتجربه در طول حیات خود توانسته در وهله اول خود را تثبیت کند و مخاطبان رفته رفته آن را در سینمای ایران پذیرفته‌اند؛مخاطبی که شاید آثار جریان اصلی سینما چندان برایش جذاب نیست و یا پیگیر است تا بداند چه تفکرات دیگری در دل حلقه بزرگ‌تر سینمای ایران وجود دارد.مخاطبی که یک کشف تازه و شناخت سینماگری جدید را به جریان تکراری سینمای بدنه ترجیح می‌دهد.

بزرگ‌ترین دستاورد هنروتجربه در طول این سال‌ها هم همین آشنا کردن مخاطبان با سینمای مستند،مستقل هنری،فیلم‌های کوتاه و همچنین کشاندن آن‌ها به سالن‌های سینما برای تماشای آثار روز جریانِ هنریِ جهان است.مخاطبانی که آشنایی اندکی با آثار مستند داشته یا چیزی از محصولات مستقل سینمای ایران نمی‌دانستند،حال به واسطه فراهم شدن این فضا فرصت دارند به تماشای این طیف متنوع بنشینند.

دستاورد دیگر هنروتجربه فراهم کردن زمینه و ساختن فضایی است که هنرمندانی که در طول این سال‌ها هیچ امیدی به دیده شدن نداشتند و یا فقط چند سانس و اکران محدود در جشنواره‌های ریز و درشت کشور شامل حال‌شان می‌شد،اکنون هم دیده می‌شوند و هم به آینده‌ای بهتر برای ادامه این مسیر امیدوار هستند.نشاندن همین بذر امید میان هنرمندان و کسانی که نمی‌خواستند صرفاً واسطه‌ای باشند برای پر کردن جیب تهیه کننده‌ها و سعی داشتند مسیر فکری خود را دنبال کنند، نتیجه کوچکی نیست.

موفقیت دیگر هنروتجربه، برخورد همین دو طیف است.دو طیفی که در دو پاراگراف قبل از آن صحبت شد؛از یک طرف مخاطب خاصی که سلیقه‌اش او را متمایز می‌کند و از طرف دیگر سینماگری که نگاه متفاوتی دارد.این برخورد فرصت قضاوت کردن و قضاوت شدن را برای هر دو طیف به وجود آورده و هنروتجربه هم با برگزاری جلسات نقد و بررسی باعث شده محیطی فراهم شود تا سینماگرانی که فیلم‌هایشان در این گروه فرصت اکران یافته،رودررو و چشم در چشم مخاطب قرار گیرند و خود را در معرض قضاوت بی‌واسطه او ببینند و انتقادهایش را بشنوند.

در طول این سه سالی که شیراز میزبانی هنروتجربه را بر عهده داشت،ما سعی کردیم فضایی فراهم کنیم که مخاطب در شرایطی آرام و به دور از هیاهوی اکران‌های مردمیِ سینمای بدنه به گفت‌وگو با سینماگر بنشیند و نکته جالب در این نشست‌ها هم این نکته بود که اکثر این سینماگران بسته به نوع نگاه‌شان،حرفی برای گفتن یا ایده‌ای برای بازگو کردن داشتند و پر از شور و شوق ساختن و خلق کردن بودند و ما هم در این مدت بسیار از آن‌ها آموختیم.

با تثبیت گروه هنروتجربه آرام آرام پای فیلم‌های این جریان‌های فکری که ذکرشان رفت،به فهرستهای انتخابی منتقدان برای شناسایی آثار برتر سینمایی باز شد.تا قبل از این کمتر آثاری با رویکرد تجربی یا در زیر مجموعه سینمای مستند به این انتخاب‌ها راه پیدا میکرد اما امروز یک پای ثابت بهترین فیلمهای انتخابی منتقدان همین فیلم‌ها هستند.علاوه بر آن در همین سال گذشته زمینه این تأثیرگذاری حتی بیشتر هم شد و تا جایی پیش رفت که اکنون مشاهده می‌کنیم که فیلم مستندی از همین چرخه برای نمایندگی سینمای ایران در آکادمی علوم و هنرهای سینمایی(اسکار)انتخاب شده است.

نگارنده طی چند سال گذشته برخی از بهترین فیلم‌هایی را که در سالن سینما به تماشا نشسته است را از همین گروه و به ویژه آثار مستند انتخاب می‌کند و فیلم‌های مستندی مانند «کارنامه بنیاد کندی»،«بزم رزم» که در هنروتجربه اکران شده‌اند و «قصه بولوار»که این روزها بر پرده است،را بدون شک بخشی از بهترین فیلم‌های سینمای ایران در چند وقت گذشته می‌داند.فقط امیدوار است که این گروه از راه اصلی خود خارج نشود و حتی با جدیت و سخت‌گیری بیشتری در انتخاب آثاری با رویکرد تجربی و هنری که با شعارهای گروه هم‌خوانی دارد،تلاش کند. ضمن آنکه از منتقدان و صاحبنظران حوزه سینما صمیمانه تقاضا دارد که بدون حب و بغض و به دور از غرض‌ورزی نظرات خود را بیان دارند تا هر چه بیشتر کاستی‌ها کم شود و مسیر هنروتجربه به سوی فردایی با موفقیت‌های بیشتر صیقل بخورد تا شاهد چشم‌انداز روشنی برای سینمای ایران باشیم.

به امید فردایی بهتر…».