هنروتجربه:روزنامه ایران به سراغ مستند «زنانی با گوشواره‌های باروتی» رفته و ضمن انتشار گفت‌وگویی با کارگردان، تهیه‌کننده و صدابردار آن، سه یادداشت نیز از فرشته صدرعرفایی، کریستف رضاعی و سفیر یمن منتشر کرده است.

روزنامه ایران با عوامل مستند «زنانی با گوشواره‌های باروتی» گفت‌وگویی با عنوان «جنگ فرصت آرزو داشتن را می‌گیرد»انجام داده است. در این گفت‌وگو رضا فرهمند کارگردان، مرتضی شعبانی تهیه‌کننده و کیومرث محمد چناری صدابردار حضور دارند.

فرهمند در بخشی از این مصاحبه درباره ساخت مستندی درباره زنان عراقی گفت:«پیش از این در حوزه زنان و کودکان کار کرده‌ام و شاخک‌هایم نسبت به موضوعات مرتبط به آنها تیزتر از مسائل مرتبط با مردان است. می‌دانستم درباره زنان در عراق کار نشده و اساسا موضوع زن تابویی بزرگ در آن موقعیت عراق و داعش بود. مستندی با موضوع مستقیم زنان داعش و فضای آزادانه گفت‌و‌گو با آن‌ها وجود نداشت. به اولین خط مقدمی که به شهر تل‌عفر نزدیک بود رسیدیم. همان شب نورالحلی را دیدم. یک خبرنگار زن تنها بین ۴۰-۵۰ خبرنگار مرد. آن هم در منطقه‌ای که جنگ جدی بود. یک زمانی جنگ اتفاق می‌افتد، داعش می‌رود عقب، نیروها تثبیت می‌شوند و بعد خبرنگارها وارد می‌شوند اما نور جزو خبرنگارهایی بود که در دل جنگ حضور داشت و همزمان با نیروها جلو می‌رفت».

او افزود:«با وجود اینکه قبل از رفتن به منطقه در ذهنم پیش زمینه‌ای راجع به خبرنگار مردی به اسم سید مرتضی داشتم و می‌خواستم با او کار کنم اما آن شب تمام ماجرا برگشت. همان شب با خانم نورالحلی گفت‌و‌گو کردیم و ایشان قبول کردند که با ما همکاری کنند. با وجود اینکه وسایلمان کامل نبود اما تصمیم گرفتم با همان وسایل‌، کار را شروع کنم؛ چون موضوع از دست می‌رفت. فرصت محدود بود، باید زودتر راه می‌افتادیم و در بداهه یک چیزهایی را سریع با هم هماهنگ می‌کردیم».

شعبانی نیز درباره موضوع این مستند اظهار کرد:«فارغ از درام زندگی‌ نور و اتفاقاتی که برای خانواده‌اش افتاده نوع مواجهه این زن نسبت به جنگ و اسرای داعش جالب است. نور آدم جسوری است و ترسی ندارد. همه اینها باعث می‌شود که او را به‌عنوان قهرمان و زنی که به راحتی در میدان جنگ حضور دارد بپذیریم. خب در آنجا زن‌های دیگری هم بودند، زن‌هایی که آشپزی می‌کردند و کارهای پشت صحنه انجام می‌دادند اما هیچ‌کدام شبیه نور نبود».

شعبانی همچنین در پاسخ به این پرسش که با این مستند برای اولین و آخرین‌بار برای ضبط گزارش تصویری یک گروه وارد کمپ زنان و کودکان داعشی شده و آیا در این راه حمایت ارگان و سازمان خاصی را داشته است، گفت:«در اینجور مواقع تجربه و حضور چند ساله ما در منطقه کمک‌مان کرد. با شروع بحران ما خودمان را به عراق رسانده بودیم و مسلماً طی این مدت رفقای بسیار زیادی پیدا کردیم و اعتماد متقابل ایجاد شد. حضور مستمر سه ساله (۹۳ تا ۹۶)عمر کمی نیست برای اینکه خودمان را به یک مجموعه ثابت کنیم و بگوییم ما هم مثل شماییم، دغدغه‌مندیم و آمده‌ایم که کمک‌تان کنیم به نحوی که تصورشان این نباشد که آمده‌ایم فیلم‌مان را بگیریم و برویم؛ بلکه باید این را حس می‌کردند که ما آمده‌ایم که باری از روی دوش آنها برداریم. بحران تمام شده اما این رفاقت و دوستی ادامه دارد».

فرهمند: بعد از دیدن این صحنه خیالم راحت شد که می‌توانم این آدم را مستقل از اتفاقات بک‌گراند زندگی‌اش با این زن‌ها مواجه کنم و سرنوشتی که برای یک زن بر اثر جنگ اتفاق افتاده را بررسی کنم. شخصیت نور خیلی کمک کرد، به این دلیل که اگر می‌خواستم حرفی بزنم باید از روزنه نگاه نور می‌گفتم. برای این حرف ها نمی‌خواستم دیالوگی بنویسم یا برنامه‌ای از پیش تعیین شده‌ داشته باشم. نور با عکس‌العملش در این صحنه شرایطی ایجاد کرد که مطمئن شدم به طور طبیعی خودش در همین فضای ذهنی من است. بنابراین دیگر نگران این نبودم که چیزی در دهنش بگذارم یا به او تزریق کنم. خودش یک انسان خوب است و این چقدر خوب است؛ بنابراین مخاطب با دو وجهه شخصیتی او رو به رو است یکی شمّ خبرنگاری‌اش و دیگری زنی که با وجود لطمات و آسیب‌هایی که دیده مواجهه‌اش، مواجهه انسانی است.

کیومرث محمد چناری، صدابردار نیز درباره تجربه خود از حضور در این اثر گفت:«بارها دیدم که آقای سیفی و آقای فرهمند دوربین به دست نشسته بودند. من هم همیشه تجهیزات صدابرداری‌ام آماده بود چون در لحظه کار می‌کردیم و آمادگی‌اش را داشتیم که هر صحنه‌ای را ضبط کنیم. به همین خاطر موردی نبود که کار نکرده باشیم یا در فیلم نیامده باشد».

فرهمند همچنین درباره ارتباط گرفتن با زنان داعشی گفت:«ارتباط با تازه واردهای اردوگاه سخت‌تر بود چون تازه از فضای داعش جدا شده‌ بودند البته بقیه زنانی هم که به گفته شما جلو دوربین راحتند هم بعدتر ارتباط‌شان با ما کمتر شد. این کمپ دو بخش داشت؛ یک طرفش ما بودیم و طرف دیگرش زنان و کودکان داعش، گاهی برای درمان به بخش ما می‌آمدند اما بعد از مدتی متوجه شدیم که رفت و آمدشان کم شده. به خاطر حضور ما آمد و شدشان را کم کرده بود تا با ما مواجهه‌ای نداشته باشند. قبل از ما هیچ خبرنگاری وارد کمپ نشده بود و بعد از ما هم اجازه ندادند کسی از آنجا گزارش تصویری داشته باشد».

او در بخش پایانی این مصاحبه درباره آورده‌هایی که از ساخت این مستند نصیبش شده است، گفت:«یاد پرسوناژ دختر «نت‌های مسی یک رؤیا» افتادم. به او گفتم یکی از آرزوهایت را بگو. گفت ما آرزویی نداریم، هر وقت آرزو کردیم یک بمب آمد همه چیز را خراب کرد. دیگر آرزویی نداریم. جنگ فرصت آرزو کردن را می‌گیرد. پیشرفت را می‌گیرد. زندگی کردن را می‌گیرد».

یک واقعیت تکان‌دهنده
فرشته صدرعرفایی، بازیگر
در مستند «زنانی با گوشواره‌های باروتی» با یک خبرنگار زن همراه می‌شویم که مسأله‌اش زنان و کودکانند. جنگ در بک‌گراند قرار دارد و دغدغه اصلی سرنوشت زنان و کودکان به‌عنوان قربانیان این اتفاق است. فارغ از مشکلات و مسائل و حتی نگرانی نسبت به سرنوشت آنها، نکته تکان‌دهنده و عجیب این مستند برای ما جایی است که خانواده‌های داعشی نسبت به مرام‌شان و آنچه شوهران‌شان انجام داده‌اند، اظهار وفاداری می‌کنند و به آن اعتقاد و باور دارند. من چنین ذهنیتی درباره آنها نداشتم و همیشه فکر می‌کردم زنان داعشی صرفاً قربانی هستند و این زندگی به آنها تحمیل شده است. وقتی دیدم این باور در آنها هم وجود دارد خیلی برایم تکان‌دهنده بود.

در مسیر ترمیم مشکلات جهان اسلام
ابراهیم الدیلمی، سفیر یمن در ایران
فیلم مستند «زنانی با گوشواره‌های باروتی» به کارگردانی رضا فرهمند و تهیه‌کنندگی مرتضی شعبانی با صراحت درباره بحران انسانی و تراژدی بزرگی که امت اسلامی با آن دست و پنجه نرم می‌کنند سخن گفته است. ارزش این فیلم آنجاست که دیدگاه کلی از شرایط موجود روشن می‌کند تا در نهایت مسیر مناسبی برای درمان مشکلاتی که جهان اسلام از آن رنج می‌برد بیابیم. آنچه در فیلم «زنانی با گوشواره‌های باروتی» توجه مرا به خود جلب کرد، این بود که آنچه در جهان عربی و اسلامی روی می‌دهد تنها به‌دلیل تسلط فرهنگ امریکایی و صهیونیستی بر بسیاری از جوامع عربی و اسلامی و همچنین حضور وهابیت است. وهابیتی که همواره درباره آن هشدار داده بودیم و گفته‌ایم که بزرگ‌ترین خطری است که ملت‌ها را هدف قرار می‌دهد. در واقع ابزاری در دست طرح و نقشه صهیونیستی امریکایی برای هدف قرار دادن فرزندان امت اسلامی است. وهابیت خطری آشکار است و اگر بخواهیم درد و رنج‌های بیشتری در دیگر نقاط جهان اسلام مشاهده نکنیم، همه ملت‌ها باید با آن مقابله کنند. باید تمام قد در رویارویی با اندیشه تکفیری بایستیم.

یک تضاد تأمل‌برانگیز
کریستف رضاعی، آهنگساز
در این فیلم تضاد صحبت‌های بچه‌ها، هم آن‌هایی که طرفدار داعشند و هم کودکانی که زخم خورده و مخالف داعش، دائم مخاطب را به فکر وامی‌دارد. دیدن تنهایی و مشکلات این زنان و کودکان، سرنوشت نامعلوم شان و تجربه‌های سختی که پشت سر گذاشته‌اند خیلی سخت است ولی با این حال باز هم باید «زنانی با گوشواره‌های باروتی» را دید و تأمل کرد. مستند تازه رضا فرهمند کار جسورانه و پر زحمتی است. تولید چنین مستندی در فضای بحران‌زده عراق و جنگ با داعش که وقوع هر اتفاق در آن غیرقابل پیش‌بینی است کار سختی است اما ایشان در چنین موقعیتی بخوبی توانسته این فاجعه را از زبان بچه‌ها و زنان روایت کند؛ روایتی که شنیدن آن قطعاً عمیق و تأثیر‌گذار است.