هنروتجربه ترجمه مریم شاه‌پوری: «جوکر» به کارگردانی تاد فیلیپس و با بازی‌های واکین فینیکس و رابرت دنیرو یکی از موفق‌ترین و جنجالی‌ترین فیلم‌های سال ۲۰۱۹ است.

تاد فیلیپس که پیش از این بیش‌تر با کمدی‌هایی چون سه‌گانه «خماری» (۲۰۰۹، ۲۰۱۱ و ۲۰۱۳) شناخته می‌شد، امسال در اولین رونمایی از «جوکر» توانست شیر طلایی جشنواره فیلم ونیز را به دست بیاورد و در گام اول، خیلی‌ها را غافلگیر کند. این فیلم که با بودجه‌ای حدود هفتاد میلیون دلار تولید شده، تا امروز و پس از حدود سه هفته اکران، بیش از ۶۲۰ میلیون دلار فروخته است؛ و البته در هفته اول نمایش عمومی‌اش رکوردهای مختلفی را در گیشه شکست.داستان فیلم درباره مردی به نام آرتور فلِک است که روزها به عنوان دلقک کار می‌کند و شب‌ها دوست دارد استندآپ کمدی اجرا کند. آرتور استراحتی ندارد و با تغییر شرایط زندگی‌اش، تصمیم‌های مهمی می‌گیرد که زندگی اطرافیانش را هم تحت تأثیر قرار می‌دهد. آن‌چه در ادامه می‌خوانید بخشی از گفت‌وگوی استیو فراستی واینتراب است با کارگردان و بازیگر اصلی فیلم که در سایت «کولایدر» منتشر شده است.

گفتید همیشه برای شما دشوار بوده که بلافاصله پس از نمایش فیلمی درباره‌اش صحبت کنید؛ به‌خصوص درباره این فیلم که ظاهرا تماشاگرانش هم به زمان بیش‌تری برای تجزیه و تحلیل آن نیاز دارند. فکر می‌کنید دلیل این موضوع چیست؟ تأثیر عمیق فیلم؟
تاد فیلیپس: بله، شاید. همیشه از تماشای فیلم‌هایی لذت برده‌ام که بلافاصله صحبت کردن درباره آن‌ها دشوار است. به نظرم این دست فیلم‌ها به‌نوعی ارزش‌های خاص خودشان را دارند. انگار وقتی این فیلم‌ها را می‌بینید بلافاصله و به‌سادگی نمی‌توانید خلاصه‌شان کنید و درباره آن به نتیجه قاطعانه‌ای برسید.

ویژگی‌های جسمانی شخصیت آرتور بهت‌آور است. چطور به آن‌ها رسیدید؟
واکین فینیکس: خب، مثلاً در مورد بعضی از رقص‌ها باید بگویم که با کوریوگرافر فیلم مایکل آرنولد، روی‌شان کار کردم و بعدش شروع کردم به تماشای ویدیوهای مختلف از مردم و حرکات‌شان.

تاد فیلیپس: یکی از اولین موضوع‌هایی که درباره‌اش صحبت کردیم این بود که آرتور موسیقی را درون خودش دارد. برخی‌ها به‌خوبی با این احساس آشنا هستند. این احساس درون آرتور به دام افتاده بود و می‌کوشید آزاد شود که این امر در فرایندی روی می‌دهد. در این مورد، صحنه حمام در فیلم‌نامه نبود… به هر حال شیفته این صحنه‌های فیلم هستم و فکر می‌کنم باید بیش‌تر می‌داشتیم.

واکین فینیکس: جواب خیلی خوبی دادی. اما صحنه‌های رقص در فیلم‌نامه بودند؟

تاد فیلیپس: خب، تنها صحنه در فیلم‌نامه جایی بود که او در ابتدا به عنوان یک دلقک می‌رقصد که البته چندان شباهتی هم به رقص ندارد. در واقع نوعی اجرا است. وقتی صحبت درباره آرتور را شروع کردیم همه چیز به‌تدریج شکل گرفت و چنین از کار درآمد.

خیلی برایم جالب است که فیلم را در سال ۱۹۸۱ روایت کرده‌اید. من که اواسط دهه پنجم زندگی‌ام هستم، خیلی چیزها را درباره آن سال‌های ناخوشایند و هراسناک،‌ اواخر دهه ۱۹۷۰ تا اواسط ۱۹۸۰ فراموش کرده‌ام.
تاد فیلیپس: دقیقا نگفتیم که سال ۱۹۸۱ است چون نمی‌خواستیم ایراد بگیرند که این خودرو آن موقع نبود و… برای همین اواخر دهه هفتاد و اوایل هشتاد را به دلایل مختلفی انتخاب کردیم. یک دلیل‌مان این بود که فیلم را از جهان دی‌سی جدا کنیم. اصلا وقتی فیلم‌نامه را به کمپانی وارنر دادیم بر این موضوع تأکید کردیم که این پروژه کاری با تولیدهای هم‌زمان شما ندارد و جهانی جداگانه دارد. دلیل دیگرمان به لحن و دنیای فیلم برمی‌گشت که بیش‌تر یک مطالعه شخصیت بود؛ از این دست فیلم‌ها در این روزگار کم‌تر ساخته می‌شود. «شبکه اجتماعی» (دیوید فینچر، ۲۰۱۰) یک نمونه فوق‌العاده است و اثر پل تامس اندرسن «خون به‌پا خواهد شد» (۲۰۰۷) احتمالا بهترین فیلم در بیست سال اخیر؛ اما در دهه‌های هفتاد و هشتاد، تعداد این فیلم‌ها خیلی بیش‌تر بود. از این نظر، ادای دینی هم به آن روزگار است. یک دلیل کلی و فراگیر دیگر – که فیلم‌سازان زیادی را شامل می‌شود – این است که در چنین فیلم‌هایی مجبور نیستید با فناوری‌های لعنتی سروکله بزنید چون واقعاً یأس‌آورند. به‌علاوه، حس‌وحال دست‌ساز بودن فیلم‌های گذشته را هم دوست دارم و سعی کردیم به آن برسیم. از این رو، تمام سعی‌مان را کردیم که تا جای ممکن از تصاویر رایانه‌ای بهره نبریم.

چطور به اعماق تیره‌وتار این شخصیت راه پیدا کردید و چگونه از آن رهایی یافتید؟
واکین فینیکس: تا حد زیادی ناامیدتان خواهم کرد! چون فکر نمی‌کنم چنین کاری کرده باشم. صادقانه می‌گویم که روزهای خوبی داشتیم. حتی احساس کردم که این طور به نظر برسد که متعهدانه عمل نکرده‌ام!

تاد فیلیپس: خیلی خندیدیم.

واکین فینیکس: البته من هم داستان‌های مشقت‌بار بازیگران را دوست دارم ولی واقعیت این نقش، چیز دیگری بود. می‌دانم که خیلی‌ها تصور می‌کنند بازی پرتنش و بسیار دشواری بوده است و باورشان نمی‌شود که می‌گویم هر روز سر صحنه حسابی می‌خندیدیم.

تاد فیلیپس: البته تو زمان زیادی را برای کسب آمادگی لازم برای ایفای نقش صرف کردی.

واکین فینیکس: خب، این کاری است که باید انجام می‌دادم! بازیگری همین است.

تاد فیلیپس: بله، درست است؛ اما منظورم این است که همین طوری نمی‌آمدی سر صحنه و بگویی می‌توانیم این صحنه را بگیریم. ما خیلی صحبت کردیم.

چطور به خنده‌های شخصیت آرتور/ جوکر رسیدید؟

واکین فینیکس: کدام یکی؟

تاد فیلیپس: از نظر من، سه خنده متفاوت در فیلم داریم.

واکین فینیکس: تاد به خاطر دارد که من از خودم تست خنده می‌گرفتم و بعدش از او خواستم کمکم کند؛ چون فکر نمی‌کردم از عهده‌اش برآیم. تاد ویدیوهایی را نشانم داد که کمکم کردند. در فیلم‌نامه آمده بود که خنده‌ها تقریبا دردناک‌اند. فکر کردم این واقعاً توصیف درست و جالبی از این خنده‌ها بود. این طور شد که یک روز تاد را به خانه بردم؛ ولی واقعاً راحت نبودم و پس از پنج دقیقه تلاش، تاد به من گفت: «مجبور نیستی این کار را انجام بدهی.» اما گفتم باید این کار را بکنم چون اگر الان نشود و نتوانم خودم را مجبور کنم، فایده نخواهد داشت.

تاد فیلیپس: اما زمان فیلم‌برداری همیشه متفاوت بود و گاهی وقت‌ها زمان می‌خواست تا به آن خنده‌ها برسد. این را درباره خنده‌های رنج‌آمیز می‌گویم که از نظرم دشوارترین بود. نوع دیگری از خنده زمانی بود که واکین الکی می‌خندید مثلا در کلوب…

  • کولایدر