ماهنامه هنروتجربه-همایون امامی:مستندسازی با موضوع های تاریخی کار دشواری است. نخستین دشواری در امر پژوهش خود را می نمایاند. منابع متعددی باید مطالعه شود و تحلیل های مختلف مورد بررسی دقیق قرار گیرد تا بتواند پس از ایقان به صحت و سقم آن در فیلم راه باید تا در پایان روندی این‌چنین دقیق فیلم بتواند خود مرجعیت یافته و بدل به یک منبع پژوهشی شود. همان سان که یک رساله تاریخی ارزشی علمی، ارجاعی می یابد. دشواری این بخش به دشواری دیگری راه می دهد که به انبوهی یافته های مورد اعتماد بازمی گردد. به این صورت که مستندساز باید بین حجم وسیعی از اطلاعات پراکنده دست به گزینش بزند، بخش‌هایی را برگزیند و طبعا بخش هایی را هر اندازه مهم و وسوسه انگیز که در چهارچوب موضوع و روند روایت فیلم قرار نمی گیرند، به کناری نهد و این دشوار است. این‌که بتوانی خط و ربطی بیابی و فیلمت را بر پایه آن قرار دهی تا در این راستا فیلمت پیش برود، دشواری دیگر مستندسازی تاریخی است. ورنه دستت به جایی بند نخواهد شد که اطلاعاتی تاریخی را به صورت فله ای و انبوه به تماشا گذاشته ای. آن خط و ربط را ایده اصطلاح کرده اند. اندیشه ای که بر فیلم سوار می شود و فیلم را پیش برده و درنهایت استنتاج فیلم را امکان‌پذیر می سازد. استنتاجی که باید بتواند تا مدت‌ها بعد از تماشای فیلم، مخاطب را با خود درگیر کند. در غیر این صورت، فیلم در سطح نوعی وقایع نگاری تاریخی تنزل خواهد کرد. اگرچه همان وقایع نگاری هم کارکرد و ارزش خاص خود را دارد، ولی برخورداری از جوهر اندیشه که در ایده فیلم خود را آشکار می سازد و بیان تجربه  تاریخی را به امری مفید و موثر در بنای زندگی امروز بدل می سازد، از این رهگذر فراچنگ می آید.

«بهارستان، خانه  ملت» یکی از نمونه های موفق مستند تاریخی است. فیلمی شکل‌گرفته بر بنیاد فیلم‌های آرشیوی که به‌خوبی توانسته در استفاده از عکس و فیلم و دیگر مواد آرشیوی، ظرافت هایی را اعمال کند که در عین برخورداری از ارزش های محتوایی، به لحاظ زیبایی شناختی نیز تاثیرگذار باشد.

نخستین ارزش فیلم در وجه پژوهش خود را آشکار می سازد. دامنه  وسیع اطلاعات فیلم حاکی از اشرافی تاریخی است. اشرافی که اگرچه وقایع نگارانه به میدان بهارستان می نگرد، لیکن با ورود به حوزه  خاطرات تاریخی و ارجاع به پاره ای واکنش ها، لطف و شیرینی خاصی به روایتش می بخشد؛ واکنش هایی چون پیام عزیزالسلطان به اخترالدوله در شب عروسی، یا طعنه مشیرالدوله به محمدعلی‌شاه که از سنگینی تاج گله دارد. پژوهش بهارستان از وجهی دیگر نیز شایسته  تحسین است. پژوهشی که می کوشد همواره بی ورود به چهارچوب های ایدئولوژیک و سمت گیری های سکتاریستی به تاریخ وفادار بماند.

بهداد اما به‌رغم تلاش موفقش در بازنمایی راستین تاریخ، در مواردی هم دچار لغزش می شود. آن‌جا که با قاطعیت خلیل طهماسبی را قاتل رزم آرا معرفی می کند، حال آن‌که می دانیم به‌رغم شبهات فراوان، معمای این ترور تاریخی تا به امروز دقیقا گشوده نشده است، یا این‌که از کنار برخی رخدادهای تاریخی که می توانند مفصل و کامل‌کننده رخدادهای دیگر باشند، بی اعتنا عبور می کند؛ از جمله اشاره به سازوکار و چندوچون برگزاری نخستین انتخابات مجلس شورای ملی که با توجه به بی تجربگی عامه  مردم در آن زمان می توانست از جذابیت خاصی برخوردار باشد.

نکته مهم دیگری که «بهارستان، خانه ملت» را امتیاز می بخشد، پیوستگی روایت آن است. به این معنا که حفظ رابطه  علّی بین رخدادها به‌رغم حذف های ناگزیر فراوانی که در بیان رخدادهای تاریخی صورت می پذیرد و حفظ یک دستی و پیوستگی آن از آغاز تا پایان فیلم، امر دشوار دیگری است که بهداد به‌خوبی از پس آن برآمده است. اگرچه این امتیاز در اواخر فیلم با جهش های تاریخی طولانی تر فیلم کم‌رنگ می شود، لیکن در مجموع فیلم را از این امتیاز برخوردار می سازد.

فیلم بیش از مواد آرشیوی خبری بر کاربرد عکس استوار است؛ عکس‌هایی که با سلیقه ای در خور توجه به صورت ترکیبی از سیاه و سفید و رنگی، رنگ شده  اند. تمهیدی که علاوه بر زیبایی در ایجاد نقطه توجه در عکس نیز کاربرد دارد. جدای از این مورد، باید به کاربرد هوشمندانه صدا در فیلم نیز اشاره کرد. جلوه های شنیداری که گاه با ترنمی از موسیقی هم ترکیب می شوند، فضای حسی، عاطفی خاصی در فیلم ایجاد کرده اند که در انتقال حس‌وحال آن مقطع تاریخی از یک سو و جلب و جذب حس هم‌دلی مخاطب از دیگر سو موفق عمل می کند؛ آن‌چنان‌که تو گویی به دیدن فیلمی زنده از آن دوران نشسته ای.

امتیاز دیگر فیلم به جست‌وجوی دامنه‌دار بهداد در دست‌یابی به اسناد و موادی آرشیوی است که عمدتا برای نخستین بار در فیلمی مستند به کار گرفته می شود. می دانیم که مواد آرشیوی عمدتا در رابطه با یادمان های تاریخی تبلیغی ساخته شده و به‌ویژه اگر به دوره های مختلف تاریخی و فرهنگ های مختلف فیلم‌برداران آن تعلق داشته باشد، از نوعی پراکندگی ناگزیر برخوردارند. بهداد در «بهارستان، خانه  ملت» آن‌چنان ظریف این مواد را بر نگین فیلم خود می نشاند که تو گویی از ابتدا برای این منظور فیلم‌برداری شده‌اند؛ نشانی از سطح کیفی تدوین فیلم و مهارت در خلق تداوم دیداری و محتوایی فصل‌های مختلف آن.

نکته دیگری که «بهارستان، خانه ملت» را به اثری متفاوت و در خور توجه بدل می سازد، رویکرد به تاریخ است. بهارستان تاریخ و رخدادهای گذشته را نه چون رویداهایی پراکنده در گذشته و فراموش‌شده، که در پیوند با زندگی معاصر به تصویر می کشد. خط سیر فیلم آغاز را از دوران پرالتهاب انقلاب عبور داده، به امروز می پیوندد. صحن خالی مجلس، کارگرانی که به تزیین و رنگ آمیزی دیوارهای بیرونی مجلس مشغول‌اند و سکوتی که بر همه جا حاکم است. قفل بزرگی بر در، نبرد فرشته ای سپیدپوش با اژدها، دژبانی ایستاده در لباس نظامی و تندیس معترض مدرس در میدان بهارستان که بلافاصله به دنبال آن به نمایش درمی آید، مردمی آسوده و بی خیال در حین عبور و سرانجام نوای محزون ابولحسن اقبال آذر، خواننده دربار قاجار که می خواند: ایران هنگام کار است، و کمی بعد اضافه می کند: خدا به کام دل رساند ما را، که همه و همه به زیرمتن‌هایی بدل می شوند چشم انتظار تاویل خلاقه  ما.