هنروتجربه-سحر آزاد:کارگردان «پانصد مثقال طلا» پیش از ساخت این فیلم، سابقه حضور در سینمای حرفه‌ای به عنوان دستیار کارگردان در «سرقت مردان خاکستری» و تله فیلم «سفر زمان» به کارگردانی امیرشهاب رضویان را داشته و در «ارغوان» به کارگردانی امید بنکدار و کیوان علیمحمدی نیز به عنوان فیلم‌بردار پشت صحنه فعالیت داشته است. الهام کردا، مرتضی اسماعیل کاشی، رابعه مدنی، بهاره ریاحی و سیامک صفری هم بازیگران این فیلم کوتاه هستند. با این‌حال شهرزاد دادگر، کارگردان فیلم «پانصد مثقال طلا» در خارج از ایران است و در آیین دیدار بسته «پنجگاه» نیز نتوانست حضور پیدا کند. به همین دلیل به سراغ سعید هنرآموز، تهیه‌کننده این فیلم کوتاه رفتیم. هنرآموز هم مانند دادگر از هنرآموزان مدرسه فیلم‌سازی هیلاج و علاقه‌مند به فیلم‌سازی است. با او درباره این فیلم و تهیه‌کنندگی در فیلم کوتاه گپ زدیم.

یکی از مسائلی که درباره فیلم کوتاه مورد توجه قرار می‌گیرد استفاده از عوامل فیلم بلند و شناخته شده است. در این فیلم نیز همین‌طور بود که البته به دلیل پیشینه شهرزاد دادگر هم هست اما چطور شد توانستید این عوامل را برای فیلم کوتاه جذب کنید؟
سابقه کار شهرزاد دادگر به سال ۸۸ برمی‌گردد که دستیار کارگردان بود. او هنرجوی مدرسه فیلم‌سازی هیلاج بود و آشنایی ما به دوره‌های فیلم‌سازی در این کلاس‌ها برمی‌گردد. او تجربه عملی را در فیلم‌های زیادی داشت و به عنوان دستیار کارگردان و برنامه‌ریز در فیلم‌های بلند فعالیت کرده بود. به همین خاطر وقتی می‌خواست فیلم بسازد، تجربه بیشتری داشت و توانست از عوامل حرفه‌ای‌تری استفاده کند.

وقتی عوامل حرفه‌ای در فیلم کوتاه حضور پیدا می‌کنند، چه تاثیری دارند؟
کسانی که پروسه فیلم بلند را طی کرده‌اند حرفه‌ای‌تر هستند و حتی در جاهایی می‌توانند صاحب ایده هم باشند. هرچند ایده کارگردان در روند ساخت فیلم ارجحیت دارد اما به‌هرحال حضور آن آدم‌ها بی‌تاثیر نخواهد بود. روند ساخت «پانصد مثقال طلا» به سال‌های خیلی قبل برمی‌گردد. سال ۹۴ این فیلم تولید و در پنج یا شش روز کاری جمع شد. با توجه به این‌که تعدد لوکیشن زیاد داشت، لوکیشن‌های داخلی و خارجی زیادی داشتیم و حتی اتوبوسی در فیلم هست که بخشی از سفری که در فیلم اتفاق می‌افتد، در این اتوبوس اتفاق می‌افتد. پلان‌هایی که داخل اتوبوس گرفته شد، طاقت‌فرسا و سخت بود اما چون شهرزاد دادگر همه این ماجراها را در سینمای حرفه‌ای و بلند تجربه کرده بود، توانست به خوبی فیلم را مدیریت کند و همه المان‌ها را کنار هم بچیند.

هنروتجربه توانسته است مخاطب را با بخشی از سینما که فیلم کوتاه و مستند است، آشنا کند. به‌نظرم پایه‌ریزی‌هایی که در هنروتجربه انجام شده، درست بوده و اگر این روند ادامه پیدا کند و در بخش جذب مخاطب و تبلیغات نیز همین‌قدر خوب پیش برود، مطمئنم در آینده نزدیک می‌توانیم مخاطب عام را هم داشته باشیم و خیلی‌ها به دیدن فیلم کوتاه بیایند

از بازخوردها خبر دارید؟ با تماشاگران برخورد داشته‌اید؟
«پانصد مثقال طلا» در جشنواره‌های جهانی و داخلی حضور داشته و جوایزی هم در سطح جهانی گرفته است. هم اکنون نیز در بسته «پنجگاه» به همراه چهار فیلم کوتاه دیگر نمایش داده شده است. همیشه گفته‌ام باید از هنروتجربه ممنون بود که فرصت را به کارگردان‌های فیلم کوتاه و مستند می‌دهد تا فیلم‌های‌شان دیده شود. بسته «پنجگاه» بعد از بسته «اکران تیرگان» قرار داشت که اکران موفقی داشت، به همین خاطر در ابتدا خیلی مردد بودیم و فکر می‌کردیم نمی‌توانیم با آن بسته رقابت کنیم اما از استقبالی که در آیین دیدار که انجام شد، بگذریم، در اکران‌های بعدی هم تقریبا استقبال خوبی داشتیم و حتی اکران‌های شهرستان‌ها را که جسته گریخته دنبال می‌کنم متوجه شده‌ام خیلی خوب بوده است.

بسته فیلم‌های کوتاه توانسته است در جذب مردمی که بیشتر به دنبال فیلم بلند بوده‌اند، تاثیرگذار باشد؟
به‌نظرم انتخاب هوشمندانه‌ای است که چند فیلم در یک بسته ارائه شوند. وقتی چند فیلم در کنار هم قرار می‌گیرند، باعث می‌شود زمان خوبی از مخاطب پر شود و وقتی به سینما می‌رود، فقط برای ۲۰ دقیقه به سالن سینما نرود. دیگر این‌که مخاطب فرصت دارد چند فیلم را با دیدگاه‌های چند کارگردان مختلف ببیند و این موضوع جذاب است. به‌نظرم چیدمان فیلم‌ها هم هوشمندانه بوده است هرچند همه ما که در این بسته هستیم، این انتقاد را داشتیم که ای کاش این چیدمان یک جابه‌جایی کوچک داشت چراکه دو فیلم آخر یعنی «باران‌های گاه‌به‌گاه» و «پرگار» ریتم کندتری داشتند و به لحاظ زمانی کوتاه‌تر. این دو فیلم می‌توانستند در میانه بسته قرار بگیرند و فیلمی مانند «ملاقات محرمانه» می‌توانست در بخش پایانی قرار داده شود چون هم طولانی‌تر بود هم ریتم بالاتری داشت اما در کل بسته‌ها فیلم‌های کوتاه جذاب هستند.

تهیه‌کنندگی فیلم کوتاه الان چگونه است؟
من فارغ‌التحصیل رشته فیلم‌سازی هستم و دغدغه فیلم‌سازی دارم. از سال ۷۶ تا سال ۸۱ در صداوسیمای مرکز کرمان بودم و بخش‌های مختلف از جمله تهیه‌کنندگی در رادیو را تجربه کرده‌ام که البته داستان تهیه‌کنندگی در رادیو با صداوسیما متفاوت است. در سینمای بلند و تجاری، تهیه‌کنندگان دوست دارند سرمایه پاسخگوی نیازهای مالی باشد و برگشت داشته باشد که متر و معیارهای خاص خودش را دارد اما در مورد فیلم کوتاه باید گفت اگر هنروتجربه نبود، این اتفاق هیچ‌وقت برای فیلم کوتاه رقم نمی‌خورد. هنروتجربه توانسته است مخاطب را با بخشی از سینما که فیلم کوتاه و مستند است، آشنا کند. به‌نظرم پایه‌ریزی‌هایی که در هنروتجربه انجام شده، درست بوده و اگر این روند ادامه پیدا کند و در بخش جذب مخاطب و تبلیغات نیز همین‌قدر خوب پیش برود، مطمئنم در آینده نزدیک می‌توانیم مخاطب عام را هم داشته باشیم و خیلی‌ها به دیدن فیلم کوتاه بیایند. کمااینکه در همین اکران‌ها خیلی از کسانی که مخاطب عام و جز آشنایانم بودند، رویکردشان به فیلم کوتاه عوض شد. من، خانم دادگر و کسانی که این فیلم را ساختیم، تقسیم کار کرده بودیم و من به دلیل این‌که تجربه تهیه‌کنندگی را از قبل داشتم، قرار شد تهیه کننده این فیلم شوم و بعد از آن هم تهیه‌کننده «هایلایت» به کارگردانی شهرزاد دادگر شدم. تجربه خیلی خوبی برایم بود. به‌نظرم ترسی در آن نیست و اگر حمایت‌ها از فیلم کوتاه وجود داشته باشد، تهیه‌کنندگی آن نیز می‌تواند مثل فیلم بلند باشد. اما یک نکته دیگر بحث هزینه‌هاست. پنج سال قبل با ۱۰_۱۵ میلیون می‌شد یک فیلم کوتاه ساخت اما الان حداقل ۶۰_۷۰ میلیون تومان نیاز است. به دلیل شرایط اقتصادی شاید خیلی‌ها ریسک کمتری را بپذیرند که بخواهند وارد حیطه تهیه‌کنندگی فیلم کوتاه شوند که بعدا بازگشتی هم نداشته باشد.

از آنجاکه کارگردانی هم می‌کنید، کار جدیدی در دست دارید؟
یک کار تئاتر به نام «دراماتورژ» را داریم که من جز گروه کارگردانی هستم. این کار در عمارت نوفل لوشاتو اجرا شده است. به‌غیر از آن، فیلم‌نامه فیلم بلندی هم دارم که درحال جذب سرمایه هستیم تا در صورت امکان، در جشنواره فیلم فجر حضور پیدا کند. نویسنده فیلم‌نامه یکی از دوستانم علی خطیبی است که فیلم‌نامه را از نمایش‌نامه «دیگران و ماجرای عاشقانه آیدا» اثر آرام محضری با برداشت آزاد نوشته است. نام فعلی این اثر فعلا «انتخاب آیدا» است و مضمونی حادثه‌ای دارد.