هنروتجربه:اسماعیل منصف که علاوه بر کارگردانی، تدوین فیلم «زغال» را برعهده داشت عنوان کرد که تدوین را قربانی باورپذیری بازی بازیگرها کرده‌ است.

اسماعیل منصف، کارگردان فیلم «زغال» درباره وضعیت اکران این فیلم به هنرآنلاین گفت:«از میزان دیده شدن فیلم در شهرهای تبریز و اردبیل و مخصوصاً تبریز بسیار راضی هستم. آن استقبالی که از فیلم شد و پشتیبانی که مردم تبریز از فیلم داشتند برایم بسیار لذت‌بخش و باعث افتخار بود. امیدوار هستیم اکران فیلم در زنجان و ارومیه هم شروع شود. وضعیت اکران «زغال» در تهران نیز مثل بقیه فیلم‌های هنروتجربه نسبتاً بد نبوده است».

او درباره میزان استقبال این فیلم افزود:«این فیلم در فضای مجازی آذربایجان بسیار خوب پخش شد. طرفداران تیم فوتبال تراکتورسازی تبریز و آرتیست‌های مستقل آذربایجان از این فیلم حمایت کردند. این فیلم از لحاظ جو فضای مجازی بسیار خوب پخش شد. تا حدی که یکی از دوستان من از ترکیه پیام داد و گفت چقدر خبرهای فیلم «زغال» در فضای مجازی زیاد است. شاید این برای اولین‌بار باشد که یک فیلم در تمام آذربایجان به شکل جدی پخش می‌شود. یکی از پیام‌هایی که من زیاد دریافت می‌کنم نیز این است که مردم احساس می‌کنند این فیلم برای خودشان و در مورد خودشان است. اغلب احساس می‌کنند این صرفاً فقط زبانش ترکی نیست بلکه تفکر تُرکی را نیز به همراه دارد».

منصف هم‌چنین درباره ساخت فیلم‌هایی به زبان ترکی عنوان کرد:«اولویت اصلی من این بوده فیلمی بسازم تا خودم را راضی کند و چیزی که مرا راضی می‌کند آن لوکشین، فضا و اتمسفر است. من یک چشم‌انداز دارم و آن هم این است که یک روزی برسد بگویم سینمای آذربایجان. در حال حاضر فیلم‌سازان بسیار خوبی در تبریز، ارومیه و اردبیل دارند کار می‌کنند و این حرکت احتمالا به سرانجام خواهد رسید. شاید ما یک روز بگوییم فیلم‌های ترکی داریم که می‌توانیم آن‌ها را اکران حرفه‌ای کنیم و سوپراستار ترک داشته باشیم و حتی به یک سینمای پُرفروش برسیم. به نظر من اگر سیاست‌های دولتی همیشه روی ترمز نباشد این اتفاق می‌تواند رخ دهد».

این کارگردان در پاسخ به سوالی درباره استقبال افراد غیربومی از فیلم‌های بومی نیز گفت:«سینمای آذربایجان تا پیش از فیلم «ائِو» به شکل سینمای مستقل آرتیستی ادامه داشت. دوستان زیادی بودند که فیلم می‌ساختند و به جشنواره‌های زیادی هم می‌رفتند ولی چندان جدی گرفته نمی‌شدند. از وقتی که سینمای هنروتجربه را راه‌اندازی کردند و فیلم «ائِو» اکران شد، بخشی از این مسئله حل و باعث شد که فیلم‌ها تماشاچی داشته باشند. در حال حاضر که فیلم «زغال» در آذربایجان اکران می‌شود این مسئله جدی‌تر گرفته می‌شود. فیلم سوم قطعاً این آمار را بالاتر می‌برد. این اتفاق زمانی محقق می‌شود که ما غبار سیاست را از روی مناطق برداریم و به همه چیز سیاسی و امنیتی نگاه نکنیم و به این مسئله فکر کنیم که ما می‌توانیم سینمای تُرکی داشته باشیم».

او در بخش دیگری از این گفت‌وگو با اشاره به اینکه بازی‌های بازیگران نیز مورد توجه قرار گرفته است، افزود:«یک مدل سینمای اصطلاحاً به معنای کلیشه‌ای، سینمای بومی شکل گرفته بوده که شکل بسیار حقیرانه‌ای داشته است. فیلم‌سازان بومی ما این تفکر را نداشتند که فیلم‌شان می‌تواند یک فیلم سینمایی حرفه‌ای باشد که حتی در اروپا اکران شود. فیلم‌سازان بومی یا فیلم‌سازانی بوده‌اند که به تهران آمده‌اند و وارد سینمای بدنه شده‌اند و سینمای بومی را فراموش کرده‌اند و یا در زادگاه‌شان مانده‌اند و چندان در امکانات حرفه‌ای سینما نبوده‌اند. اگر سینمای آذربایجان مردمی شود، آن‌وقت مردم خوراک می‌خواهند. اگر چنین سینمایی مردمی شود طبیعی است که رشد می‌کند و به شکل حرفه‌ای درمی‌آید».

منصف با بیان اینکه «زغال» در چند ماه آینده در فرانسه نیز اکران می‌شود، درباره کار با تهیه‌کننده فرانسوی گفت:« یکی از دلایلی که شاید ساخت فیلم سینمایی‌ام را کمی دیر شروع کردم این بود که احساس می‌کردم با استانداردهای تهیه‌کنندگان ایرانی نمی‌توانم کار کنم. وجود تهیه‌کننده خارجی این امتیازها را داشت که  در چارچوب انتخاب بازیگر و چیزهای دیگر قرار نگرفتم».

او درباره آشنایی با تهیه‌کننده فرانسوی نیز عنوان کرد:«تهیه‌کننده ما یک تهیه‌کننده مستقل است که اکثر آثارش به شیوه لوباجد تولید می‌شود. فرد جوانی است و مثل خودم چند سالی است که وارد این حرفه شده و شاید «زغال» سومین یا چهارمین تهیه‌کنندگی او در سینما باشد. او پنج سال پیش با من تماس گرفت و گفت دو تا از فیلم‌های کوتاه من را دیده‌ است. از طرف آقای نادر تکمیل همایون که او نیز تهیه‌کننده است با من تماس گرفت و گفت تصمیم دارم که با فیلم اولی‌های سینمای ایران همکاری کنم و طبیعتاً من نیز از پیشنهاد ایشان استقبال کردم».

در بخش دیگری از این گفت‌وگو این موضوع مطرح می‌شود که برخی معتقدند فضاسازی، انتخاب لوکیشن‌ها و تصاویر سرد و غبارآمیزی که فیلم «زغال» دارد شاید به‌نوعی شبیه آثار نوری بیلگه جیلان باشد. منصف در این‌باره چنین پاسخ داد:«یکسری فیلم‌سازها نظیر تئو آنجلوپولوس و آندری تارکوفسکی را که در قید حیات نیستند خیلی دوست دارم و از میان فیلم‌سازان زنده نیز نوری بیلگه جیلان برای من مثل یک فیلسوف است که بسیار دوستش دارم. انصافاً جیلان پرچم‌دار سینمای ترک است. اما این که آیا در سینمای من رد پای جیلان هست یا نیست را دیگران می‌توانند بفهمند. من هرگز به این نگاه نمی‌کنم که از روی دست دیگران فیلم بسازم. اگر این‌طور بود من الان فیلم دهم را ساخته بودم و فیلم ساختن این‌قدر برایم سخت نبود».

او درباره تدوین فیلم هم که خودش آن را انجام داده،گفت:«دوست نداشتم فیلم را خودم تدوین کنم ولی به دو دلیل مجبور شدم این کار را انجام دهم؛ یکی به خاطر زبان فیلم که تدوین‌گر حرفه‌ای را که به زبان ترکی تسلط داشته باشد، نمی‌شناختم و دوم به خاطر بودجه فیلم».

او درباره تدوین فیلم ادامه داد:«خیلی از برداشت‌های ما بودند که پلان ما تصویر، صدا و صحنه بهتری داشته‌ است اما به آن پایبند نبوده‌ام چون حس و آن بازیگر قابل باور نبوده است. به همین خاطر وقتی دوستان فیلم را می‌بینند و جاهایی ایراد تدوینی می‌گیرند و می‌گویند این را چرا این‌طوری کات نزده‌ای، می‌گویم چون آن برداشت خوب نبوده است. من اتفاقا تدوین را قربانی باورپذیری بازی بازیگرها کرده‌ام چون معتقدم مهم‌ترین اتفاق بازی بازیگرهاست و اگر ما بازی بازیگرها را باور نکنیم بقیه فاکتورها تأثیرگذاری لازم را نخواهد داشت. اگر فیلم «زغال» را به هر تدوینگر حرفه‌ای می‌دادم می‌توانست بهتر تدوین کند ولی قطعاً این تعریفی که الآن از بازیگرها وجود دارد دیده نمی‌شد».

او سپس با بیان اینکه فیلم‌نامه دومین اثرش هنوز آماده نشده است، افزود:«متأسفانه دوستانی که بشود از آن‌ها در این فضا کمک گرفت کم هستند چون نوشتن به زبان ترکی یک اتمسفر خاصی دارد. ضمن اینکه گفتم بگذارم فیلم «زغال» آماده شود تا ببینم با خودم چند چند هستم. الان خوشحالم که شروع نکرده‌ام چون واقعاً خود پروسه اکران هنروتجربه آن‌قدر پروسه پیچیده و پرمشقتی است که اگر من می‌خواستم امسال فیلم کار کنم متحمل سختی‌های بسیار می‌شدم».

منصف در پاسخ به اینکه چرا پروسه اکران فیلم در هنروتجربه یک پروسه طولانی است، گفت:«این ربطی به هنروتجربه ندارد. وقتی شما پخش‌کننده ندارید باید همه کارها را خودتان انجام بدهید و حتی هماهنگی‌ها و تبلیغات هم گردن خودتان است. شما وقتی سینمای بدنه می‌سازید آن را به یک پخش‌کننده حرفه‌ای نشان می‌دهید و می‌گویید این فیلم را پخش کن که آن آدم هم پخش می‌کند و درصدش را برمی‌دارد. اما در سینمای هنروتجربه همه چیز گردن خودتان است و شما مجبورید برای هر اکران تبلیغ کنید و این مسائل بسیار وقت‌گیر هستند».

برچسب‌ها: