هنروتجربه-سعیدحضرتی: نشست نقد و بررسی فیلم  «کتاب آشپزی» به کارگردانی سیاوش افشار روز چهارشنبه ۲۲ آبان‌ماه در خانه هنرمندان برگزار شد. در این نشست علاوه بر افشار، ابراهیم عزیزی و امیرحسین طاهری از بازیگران فیلم حضور داشتند. شادی حاجی‌مشهدی مجری و منتقد این نشست بود. هانا کامکار یکی از کارگردان‌های مستند «چاوش؛ از درآمد تا فرود» از میهمانان این نشست بود.

شادی حاجی مشهدی:تجربه‌ای بازیگوشانه و کم‌بودجه 
شادی حاجی مشهدی در ابتدای این نشست درباره ایده فیلم‌ «کتاب آشپزی» اشاره داشت: «این فیلم به عنوان اولین فیلم بلند سیاوش افشار، تجربه‌ای بازیگوشانه و کم‌بودجه است که با بضاعت اندک فیلم‌ساز، از یک ایده ساده و بکر یک روایت فانتزی و گروتسگی را بر بستری پُردیالوگ به پیش می‌برد».

او ادامه داد: «آشفتگی و ابهام قصه در بسیاری از جهات ذهن مخاطب را درگیر می‌کند اما اگر کدها و نشانه‌هایی که قرار است جهان غیرمتعارف فیلم را بازنمایی کند، واضح‌تر موشکافی می‌شدند، بیننده در درک کلی اثر دچار  لکنت نمی‌شد. پرداختن به چنین سوژه‌هایی یعنی سفر در زمان و ارتباط با فرازمینی‌ها اگر چه موضوع جذاب و پرطرفداری در سینمای جهان به شمار می‌رود اما در سینمای ما فرصت و فرازهای اندکی داشته است».

این منتقد درباره داستان این فیلم عنوان کرد:«پرداختن به یک قصه ساده که رفته‌رفته رمز و رازش بیشتر می‌شود، در فضایی کم نور و بی‌رنگ و رمق، برای برخی مخاطبان ممکن است کسالت‎آور باشد. اما اگر فیلم‌ساز می‌توانست با نمایش ارتباط پدیده‌های غیرطبیعی و نشانه‌گذاری‌های بصری بیشتر، تکه‌های بیشتری از این پازل را پیش‌روی مخاطب قراردهد، نتیجه قطعا بهتر بود».

حاجی‌مشهدی درباره موسیقی این فیلم توضیح داد: «افشار با استفاده از موسیقی ارکسترالِ فیلم «فرار از تله» ساخته جلال مقدم به عنوان پاساژِموسیقایی، گاه به گاه کوشیده تا تمپوی فیلم را از میان رخوت آدم‌ها و ابهام رخدادها حفظ کند، ارجاعاتی که  ما را به سینمای قبل از انقلاب می‌برد. علاوه بر این هم‌اسم بودن برخی شخصیت‌ها باهم می‌تواند مقوله سفر در زمان و توجه به تاریخ و حافظه جمعی را نشانه بگیرد».

او اضافه کرد: «در شخصیت‌پردازی آدم‌های فیلم که  بدون پیش‌زمینه و کم و بیش سطحی صورت گرفته، مخاطب تنها می‌تواند درک کند که هر کدام از این افراد جهانی متفاوت و مرموز دارند که عاقبت ممکن است به یکدیگر مربوط باشد. توجه به چنین سوژه‌هایی  که دست نخورده و غیرتکراری هستند و تلاش برای بهتر  پرداختن به فیلم‌نامه و بسط قصه آن‌ها، در کنار توجه به دستاوردهای تکنیکی می‌تواند نقطه عطفی در سینمای تجربه‌گرا و هنری امروز ما باشد».

سیاوش افشار: فیلم را با پنج میلیون تومان ساختم
در ادامه این نشست سیاوش افشار درباره ایده فیلم اشاره داشت: «در سال ۸۸ فیلم کوتاه «رادیکال» را ساختم. ایده محوری این فیلم در مورد فردی بود که از خانه بیرون می‌رفت و گم می‌شد. این فیلم خانگی بود و در جایی نمایش داده نشد. زمانی که قصد ساختن اولین فیلم بلندم را داشتم ایده آن فیلم کوتاه هم‌چنان در سرم بود و خواستم آن را به نوع دیگری تکرار کنم».

این کارگردان اضافه کرد: «اتفاقات و ماجراهای بعدی در فیلم بلند کم‌کم به آن ایده قدیمی اضافه شد و سعی کردم آن داستان را گسترش دهم. این فیلم سیر زمانی طولانی مدتی را نشان می‌دهد و به نوعی سفر در زمان که در بستری رئالیستی شکل می‌گیرد. در این شیوه فیلم‌سازی محتوا را نمی‌شود از فرم جدا کرد».

او در پاسخ به سوالی که فیلم با چه بودجه‌ای کلید خورد اشاره داشت:«این فیلم بدون بودجه ساخته شده است و فیلم‌نامه را برطبق منابع و امکانات در دسترس خودم نوشتم. حتی شکل دیالوگ‌‌ها برمبنای اقتضای تولید بدون بودجه فیلم بود. از آنجایی که این فیلم بودجه‌ای در اختیار نداشت، مجبور شدیم بخشی از بار تصاویر را به دیالوگ‌ها منتقل کنیم».

افشار درباره ایده سفر به زمان در این فیلم توضیح داد:«علاقه داشتم که خط سیر وقایع آزاد و باز باشد و البته انتظار داشتم مخاطبان بیشتری متوجه سفر زمان شوند. اما اگر متوجه این سفر زمان نشوند،نکته‌ای را در فیلم از دست نمی‌دهند. سفر قهرمان اصلی داستان حالت کلاسیک دارد. یعنی زمانی که شخصیت او را در پایان کار می‌بینیم همان شخصیت ابتدای داستان نیست».

این کارگردان در ادامه افزود: «تمام فیلم‌های لوباجت در دنیا با الگوی دیالوگ پیش می‌روند و دیالوگ در آن‌ها نقش محوری‌تری دارد. حتی سعی کردم به خاطر نداشتن بودجه، تاثیر دراماتیک نورپردازی را از صحنه‌ها حذف کنم. من این فیلم را با پنج میلیون تومان ساختم و همه از من می‌پرسیدند چرا می‌خواهی فیلم را با این بودجه بسیار کم بسازی؟سعی کردم محدودیت‌های بودجه را به زیبایی‌شناسی فیلم اضافه کنم و با مشکل بودجه کنار آمدم. این فیلم عملا توسط یک نفر ساخته شد. من تنها یک دستیار داشتم که او نیز در همه صحنه‌ها حاضر نبود. نورپردازی را با نور موجود و محیطی گرفتم و صدابرداری کارهم توسط خودم انجام شد».

او در پاسخ به این سوال که چرا سرنوشت شخصیت‌های فرعی در فیلم معلوم نمی‌شود و به آن‌ها پرداخته نمی‌شود، عنوان کرد: «این فیلم در واقع فقط داستان شخصیت اصلی فیلم (کیو) و داستان آشپزی است. تنها نکته‌ای که برایم مهم بود، دنبال کردن سیر اتفاقات و ماجراهای شخصیت اصلی فیلم بود. بقیه کاراکترها می‌آیند و می‌روند و پیگیری سرنوشت آن‌ها اهمیتی ندارد».

ابراهیم عزیزی: مجذوب داستان این فیلم شدم
ابراهیم عزیزی نیز در این نشست درباره حضورش در فیلم «کتاب آشپزی» عنوان کرد: «بازیگری هستم که باید فیلم‌نامه و متن را بخوانم اما سیاوش افشار فیلم‌نامه را به من نداد. بلکه داستان فیلم را برایم تعریف کرد و بدین ترتیب متوجه داستان و فضاهای آن شدم.»

این بازیگر تئاتر ادامه داد: «داستان این فیلم به اندازه‌ای جذاب بود که بعد از شنیدن آن گفتم حتما در این فیلم بازی می‌کنم و همین اتفاق هم افتاد».

امیر حسین طاهری: داستان فیلم غیرمعمول است
در ادامه این نشست امیرحسین طاهری درباره حضورش در این فیلم و فیلم‌نامه «کتاب آشپزی» اشاره داشت: «سیاوش افشار هم سیناپس کار را خواند و متوجه شدم با داستانی غیرمعمول در فضای شهری مواجه هستم. کاراکتر کیا  انتزاعی بود و نمی‌توانستم نمونه یا مابه‌ازایی برای آن در سینما پیدا کنم. او کاراکتری جذاب و پرحرف است که در مواجه با سایر شخصیت‌ها ویژگی‌‌های غیرقابل پیش‌بینی‌اش بروز پیدا می‌کند».

او اضافه کرد: «سعی کردم خط داستانی مطابق نظر کارگردان را پیش ببرم و نیاز به نکته جدیدتری نبود که به آن اضافه کنم. نقشی که بازی کردم کاراکتری برونگرا داشت که در مواجهه با کاراکتر درونگرای کیو کمک می‌کرد به رفت و برگشت‌ها در مواجهه با یکدیگر و نقشی که خودم بازی می‌کردم».

هانا کامکار:نشانه‌گذاری‌ها فیلم باید بیشتر بود
در پایان این نشست هانا کامکار درباره فیلم به نکاتی اشاره کرد. این بازیگر تئاتر و کارگردان مستند «چاوش؛ از درآمد تا فرود» گفت: «متاسفانه متوجه نشانه‌گذاری‌های کارگردان در فیلم نشدم. به طور مشخص  کارگردان می‌توانست کیای اول فیلم و آخر فیلم را با نشانه‌گذاری‌های مشخص‌تری به ببیننده القا کند تا تماشاگر داستان فیلم را درک کند. چرا که سیر این کاراکتر در فیلم نکته مهمی است. اگر ما برای مخاطب فیلم می‌سازیم باید کدگذاری‌های پررنگ‌تری داشته باشیم و کارگردان باید روی برخی از خواسته‌های خودش پا بگذارد و تماشاگر را در نظر بگیرد. اگر این نشانه‌گذاری‌ها در فیلم بیشتر می‌بود با اثری فوق‌العاده مواجه می‌شدیم».

او افزود: «من به فیلم علاقه داشتم و در کل در جهان فیلم قرار گرفتم که برای من جذابیت بالایی داشت. خوب است که فیلم نقاط ابهام داشته باشد اما نباید این ابهامات به اندازه‌ای باشد که تماشاگر گیج و سردرگم شود. البته انتظار ندارم که جلسه نقدوبررسی به سوالات ذهنی من پاسخ دهد».

عکس:یاسمن ظهورطلب