هنروتجربهمریم شاه‌پوری: هر سال بخشی از جذابیت‌های فصل جوایز در گفت‌وگوهای دسته‌جمعی عوامل تحسین‌شده برخی از آثار مهم سال خلاصه می‌شود. به عنوان اولین نمونه از چنین گفت‌وگوهایی یک نمونه متفاوت را انتخاب کردیم که خلاصه و مفید به آثاری می‌پردازد که آهنگ‌سازان توانمند فیلم‌های «جوکر»، «فورد علیه فراری»، «درد و افتخار» و «جودی» خلق کرده‌اند و هر یک می‌توانند در فصل جوایز هم مورد توجه و تحسین بیش‌تری قرار بگیرند. آن‌چه می‌خوانید بخشی از مطلب جان برلین‌گیم است که در «ورایتی» منتشر شده است.

«جوکر»، هیلدور گودنادوتیر
اغلب این اتفاق روی نمی‌دهد که بازی بازیگری با موسیقی متن همان فیلم سروشکل بگیرد چون معمولا موسیقی وقتی ساخته می‌شود که کار بازیگران تمام شده و آن‌ها مدت‌هاست که به خانه رفته‌اند؛ اما در «جوکر» این اتفاق افتاد و تاد فیلیپس کارگردان، نسخه‌ای اولیه از تم موسیقی هیلدور گودنادوتیر را سر صحنه پخش کرد و واکین فینیکس شروع به رقصیدن با آن کرد. فینیکس در زمان حضورش در برنامه جیمی کیمل در شبکه «ای‌بی‌سی» گفت: «حسابی تحت تأثیر موسیقی قرار گرفتم. ما دنبال چیزی بودیم که تحول آرتور به جوکر را به نمایش بگذارد؛ تحولی که در قالب کلام نمی‌گنجید و این ایده‌ای بود که دست‌آخر به آن رسیدیم». این آهنگ‌ساز ایسلندی فیلم‌نامه را خواند و پیش از فیلم‌برداری، ایده‌های موسیقیایی خود را با ساز «هالدوروفون» نواخت؛ سازی که می‌گوید «مثل چلوی جیمی هندریکس است». گودنادوتیر درباره کارش چنین توضیح می‌دهد: «در ابتدا، این طور احساس می‌کنید که در حال گوش دادن به تک‌نوازی چلو (ویولن بزرگ) هستید، اما تقریباً صد نفر در حال نواختن موسیقی‌اند. با وجود این، هرچه داستان جلوتر می‌رود ارکستر بیش‌تر و بیش‌تر جلو می‌آید و در پایان، به‌نوعی صدای چلو را خفه می‌کند. این آدم بیچاره، حسابی عصبانی می‌شود و ارکستر هم با او عصبانی می‌شود؛ همه چیز بلندتر و سرسام‌آورتر می‌شود و موسیقی واقعاً توی صورت شما کوبیده می‌شود». هیلدور گودنادوتیر همکاری نزدیکی با یوهان یوهانسون فقید داشت و در موسیقی متن‌های او برای «سیکاریو» و «ورود» نواخته بود. او به‌تازگی جایزه امی را برای خلق موسیقی متن سریال درخشان «چرنوبیل» دریافت کرده‌است.

«فورد علیه فراری»، مارکو بلترامی
بلترامی برای بیش از صد فیلم موسیقی متن ساخته و دو بار برای فیلم‌های «مهلکه» و «قطار سه‌وده به یوما» نامزد دریافت جایزه اسکار شد؛ و به‌تازگی هم جایزه امی را برای موسیقی متن مستند دیدنی «انفرادی آزاد» / Free Solo برنده شده است؛ اما جالب این‌که می‌گوید «فورد علیه فراری» که داستان دو کمپانی رقیب اتومبیل را برای کسب موفقیت و برتری نسبت به دیگری روایت می‌کند: «فیلم محبوب من تا به امروز است»؛ بخشی از این موضوع به همکاری بلترامی با جیمز منگولد که پیش از این سه بار در فیلم‌های «قطار سه‌وده به یوما»، «وولورین» و «لوگن» با هم کار کردند، برمی‌گردد و  هم‌چنین به موضوع فیلم (خود بلترامی هم اهل مسابقه است، هرچند موتورسیکلت را ترجیح می‌دهد)، گروه موسیقی‌ای که در این کار گردهم آمدند، و زمان‌بندی بدون استرس پروژه هم در این همکاری دخیل هستند. او می‌گوید: «وقتی کار را شروع کردیم، جیم فهرستی از موسیقی‌های الهام‌بخش خود را برای من فرستاد تا حال‌وهوای موسیقی مورد نظرش را به من منتقل کند؛ بیش‌تر موسیقی دهه ۱۹۵۰ بود، از جاز گرفته تا راک‌اندرول دهه ۱۹۶۰٫ این نقطه شروع کارمان بود». باک سندرز که همکار قدیمی بلترامی است و در کنار او برای «مهلکه» نامزد جایزه اسکار شد، درباره موسیقی فیلم که فقط با پانزده نوازنده ساخته شد، می‌افزاید: «کل موسیقی متن، حول گروه موسیقی بسته شد. در واقع فیلم به‌قدری زیبا سروسامان گرفته بود که صحنه‌ها و کنش‌ها واقعاً نیازی به کمک بیش‌تر برای رسیدن به ریتم مناسب‌تری نبودند. بنابراین، کار ما بیش‌تر این بود که میان شخصیت‌ها پیوند برقرار کنیم».

«درد و افتخار»، آلبرتو ایگلسیاس
این فیلم یازدهمین همکاری فیلم‌ساز مؤلف اسپانیایی پدرو آلمودووار با آلبرتو ایگلسیاس آهنگ‌ساز است که سه بار نامزد دریافت جایزه اسکار شده که هیچ کدام برای فیلم‌های آلمودووار نبوده است! ایگلسیاس در این باره و در اشاره به استفاده مکرر آلمودووار از موسیقی‌های موجود – پیش از همکاری با او – می‌گوید: «سال‌های سال است که با هم کار می‌کنیم، در واقع ۲۵ سال. او کاملاً پذیرای ایده‌ها و پیشنهادهای من است و بدون هیچ مشکلی با یکدیگر کار می‌کنیم.» فیلم، درباره کارگردانی کهنه‌کار (با بازی آنتونیو باندراس) است که به دلایل پزشکی نمی‌تواند کار کند. او دوران کودکی‌اش را به خاطر می‌آورد، با بازیگری دوباره ارتباط برقرار می‌کند و نخستین عشق خود را به یاد می‌آورد. ایگلسیاس چنین توضیح می‌دهد: «فیلم بسیار خودمانی و شخصی‌ای است. برای همین به موسیقی‌ای نیاز داشت که حقیقت را بگوید، کاملاً با حرف‌ها و دیالوگ‌ها عجین شود و همین طور با آوای درونی بازیگر.» راه‌حل او برای تصنیف چنین موسیقی متنی با ساختار موسیقی مجلسی شامل شش‌نوازی زهی، کلارینت و پیانو بود. نور (به‌خصوص نمونه‌ای که از سقف خانه دوران کودکی شخصیت اصلی به داخل می‌تابد) تمی تکرارشونده در فیلم است که ایگلسیاس آن را با ترکیب آواهای ویولن و پیانو کامل می‌کند. تک‌نوازی کلارینت (که در فیلم‌های معاصر صدای نامعمولی است) اغلب درد و آشفتگی درونی کارگردان را ترجمه می‌کند. او درباره ورود هرازگاه موسیقی الکترونیکی – که مخل به نظر می‌رسد – نیز می‌گوید: «من به عناصر تندوتیز و خودکاری نیاز داشتم تا رعشه‌های کوچک، تشویش شخصیت، و عاملی برای گشودن در به وجه تاریک این شخصیت باشد».

«جودی»، گابریل یارد
بیش‌تر صحبت‌ها درباره این فیلم روی بازی تماشایی رنی زلوگر و ترانه‌هایی که می‌خواند، متمرکز است اما موسیقی متن گابریل یارد که پیش از این برای خلق موسیقی «بیمار انگلیسی» برنده جایزه اسکار شده، کمک می‌کند تا حال‌وهوای احساسی سال‌های پایانی زندگی عذاب‌آورش به‌خوبی شکل بگیرد. یارد در این باره می‌گوید: «موسیقی من باید تردیدهای جودی، درد درونی‌اش، آرزو و اشتیاقش برای فرزندان خود، تشویش او پیرامون اجراهایش، کابوس‌های دوران کودکی‌اش و دیگر ستیزهای متعددی را که تاب آورد، بازتاب می‌داد. موسیقی باید انزوا و تنهایی او را منتقل می‌کرد و این‌که احساس می‌کرد هیچ‌کس او را دوست ندارد، حتی با این‌که در گذشته بسیار ستوده شده بود. موسیقی باید به درون ذهن او، احساساتش و ترس‌هایش نفوذ می‌کرد و به‌نوعی صدای درونی‌اش را بازتاب می‌داد.» راه‌حل یارد به خلق تِم زیبایی رسید که ارکستری از سازهای زهی، چند نوازنده سازهای بادی و یک همسرای زن در شکل‌گیری‌اش نقش داشتند. با وجود این، او برای فلاش‌بک‌های دوران کودکی دلخراش شخصیت اصلی می‌گوید: «باید نوای درست را پیدا می‌کردم تا بتوانم تماشاگر را به فضای متفاوتی ببرم. برای همین به بافت جدیدی رسیدم که از الگوها و صداهای موجود و بازسازی‌شده ساخته شد و ترکیبی از موسیقی الکترونیکی و حاصل کار نوازندگان واقعی شد.» روپرت گولد کارگردان، چند بار به پاریس پرواز کرد تا با یارد روی موسیقی کار کند.

  • ورایتی