هنروتجربه:کارگردان «زنانی با گوشواره‌های باروتی» عنوان کرد که نمی‌خواست فیلم، پرتره یک ژورنالیست زن باشد و باید فراتر از یک پرتره می‌بود.

روزنامه اعتماد روز یکشنبه، ۱۰ آذر با رضا فرهمند، کارگردان فیلم «زنانی با گوشواره‌های باروتی» با تیتر «داعش به روایت زنان» گفت‌وگویی انجام داده است. رضا فرهمند در ابتدای این گفت‌وگو درباره ورود به فیلمی با موضوع چنگ گفت:«تاکنون در حوزه جنگ کار نکرده بودم و اساسا این فیلم اولین مواجهه من با صحنه‌های واقعی جنگ بود که در عراق اتفاق افتاد اما آن چیزی که در آن روزها برایم بسیار مهم بود، پرداختن به بخشی از جنگ بود که پیش از این مخاطب جهانی با آن روبه‌رو نشده بود، یعنی زنان و کودکان و البته تجارب گذشته‌ام در فیلم‌سازی در سال‌های اخیر بر همین موضوعات متمرکز بود. به عنوان مثال فیلم مستند «کودکی فراموش شده» موضوع آن منبعث از شرایط جنگ است و به قصه مهاجرت در خاورمیانه می‌پردازد. به این نکته هم اشاره کنم که زنان و کودکان بیشترین دغدغه من برای ساخت مستند هستند که در این فیلم هم هر دو مشخصا وجود دارند؛ هم زن و هم کودک».

او درباره فیلم‌هایی که در این زمینه ساخته می‌شود، عنوان کرد:«فیلم‌های حوزه عراق و جنگ با داعش را هم دیده بودم و می‌دانستم چه خلأیی در ساخت این نوع فیلم‌ها وجود دارد و می‌دانستم از کدام زاویه به این موضع پرداخته نشد. به عراق رفتم و در کمپی که برای خبرنگارها ترتیب داده بودند، اقامت کردیم. آنجا متوجه شدم که خانم خبرنگاری هم در بین ماست. با او صحبت کردم که آیا می‌توان از زاویه او جنگ را روایت کنیم. در عراق کار کردن با خانم‌ها با محدودیت‌های زیادی همراه است. ساعت‌ها با هم گپ و گفت کردیم. شرط او برای همکاری این بود که «مزاحم کار من نباشید و بگذارید من کارم را بکنم» همین دیالوگ را گفت و تصمیم قطعی گرفتیم و شروع کردیم».

او سپس به فیلم‌برداری «زنانی با گوشواره‌های باروتی» اشاره کرد:«دوربین اول دست خودم بود. برای اینکه در آن لحظات شرایط به‌گونه‌ای پیش می‌رود که فرصت دوباره‌ای از ثبت تصاویر وجود ندارد و برداشت دوباره دراین فیلم اصلا غیرممکن است، بنابراین تا من بخواهم این صحنه‌ها را برای فیلم‌بردار توضیح دهم که چه چیز را بگیرد، موقعیت‌ها از بین می‌رود، به همین جهت اغلب سکانس‌ها را خودم گرفتم. البته با چند نیروی کمکی، سکانس‌هایی را که نیاز به دو یا سه دوربین بود، گرفتیم».

فرهمند با بیان اینکه هیچ اتفاقی در این فیلم بازسازی نیست، افزود:«اساسا عادتم نیست یک مشت راش بگیرم بعد حین تدوین به خط اصلی داستان فکر کنم. از توانایی و آگاهی فیلم‌سازی خودم در چنین مواقعی زیاد استفاده می‌کنم به اینکه از صحنه مربوطه چه می‌خواهم و چه چیز را باید برای مخاطب تعریف کنم. ناگفته نماند که خود شخصیت نورالحلی هم پتانسیل بالایی در کار خود داشت. به محض اینکه نور را دیدم خط قصه در ذهنم تشکیل شد. اینکه نمی‌خواستم فیلم، پرتره یک ژورنالیست زن باشد فیلم باید فراتر از یک پرتره می‌بود. نور در این فیلم دریچه و بهانه‌ای است که مخاطب را به فضای زنانه‌ای دیگر در جنگ راهنمایی می‌کرد».

او در ادامه به شخصیت خبرنگار زن اشاره کرد:«تقریبا هیچ اصطکاکی با نور نداشتیم. قبل از شروع سکانس با هم گفت‌وگو می‌کردیم و البته نورالحلی خبرنگار به‌شدت حرفه‌ای بود و می‌دانست چه می‌کند و من هم این انعطاف‌پذیری را داشتم که او احساس راحتی داشته باشد و البته می‌دانستم از خط داستانی من خارج نمی‌شود. در این فیلم با دو مقوله مهم طرف بودم؛ اول کشف یک زن در مناطق جنگی و دوم اینکه با زن حرفه‌ای در این فیلم همکاری داشتم. نور اساسا ژورنالیست جنگ بود و در این چند سال جنگ عراق همه وقت در میادین جنگ بود و از اتفاقات آنجا گزارش تهیه می‌کرد. گاهی او در صحنه‌های جنگ جلوتر از ما حرکت می‌کرد و گاهی این اتفاق برعکس می‌شد، به هر صورت تعامل به نحوی بود که مسیر فیلم که در ذهنم می‌گذشت، آسیب نبیند».

کارگردان «زنانی با گوشواره‌های باروتی» درباره اینکه به زندگی زن خبرنگار پرداخته نمی‌شود، عنوان کرد:«دو جنبه وجود داشت؛ اول اینکه تمایل چندانی از سوی نورالحلی وجود نداشت و دوم اینکه پتانسیل زمانی فیلم هم به نوعی بود که ممکن بود دچار کندی بیش از اندازه در ریتم می‌شدیم ولیکن شاید اگر به عمق بیشتری از زندگی خبرنگار وارد می‌شدیم شکل متفاوت‌تری اتفاق می‌افتاد».

او درباره اینکه چرا با مردان داعش مصاحبه نکرده‌اند، گفت:«فیلم ساختار زنانه دارد و نمی‌خواستم یکدستی بافت فیلم و انسجام موضوعی آن دچار آشفتگی باشد البته این را هم باید بگویم که دسترسی به مردان داعش هم اندکی سخت بود ولیکن به هر نحو این روزها که فیلم را می‌بینیم احساس می‌کنم تمرکز روی موضوع زنان تصمیم بهتری بود».

فرهمند درباره پایان بازی فیلم نیز اشاره داشت:«این سکانس در حقیقت در زمانی اتفاق افتاد که متریال از لحاظ کامل‌شدن ساختار تدوین اتفاق افتاده بود، البته بسیار واضح بود که اگر اتفاقی برای صدابردار و تصویربردار و مترجم رخ نداده بود همچنان فرآیند تصویربرداری ادامه داشت، ولی درنهایت این اتفاق آسیبی به مسیر فیلم نمی‌رساند. از سویی از لحاظ مفهومی هم این اتفاق با شکل واقعی جنگ در عراق منطبق بود… یعنی جنگ پس از جنگ و خون پس از خون».