هنروتجربه-سعید حضرتی: کارگاه فیلم‌سازی با موضوع «سینمای هنری ایران و لهستان – تولید فیلم مشترک» با حضور یوآنا کاس کراوزه فیلم‌نامه‌نویس، کارگردان و تهیه‌کننده لهستانی و بابک کریمی بازیگر، شامگاه  یکشنبه دهم آذرماه و در نخستین روز از هفته فیلم لهستان  در خانه هنرمندان برگزار شد. حسین عیدی‌زاده به عنوان مجری و مترجم در این جلسه حضور داشت.

در ابتدای جلسه یوآنا کاس کراوزه یکی از کارگردان‌های فیلم «پاپوشا» که پیش از نشست به نمایش درآمده بود، درباره زیبایی بصری این فیلم بیان کرد: «زمانی که از انجام کاری هراس دارید نباید فیلم بسازید. قطعا من هم هراسی نداشتم که از وجوه بصری مبتنی بر عکاسی استفاده کنم. ما می‌خواستیم فیلمی درباره دنیایی بسازیم که از صحنه روزگار حذف شده‌، کولی‌هایی که کوچ می‌کنند و به یک منطقه خاصی تعلق ندارند».

او درباره داستان این فیلم اشاره داشت: «داستان پاپوشا را در دوران دبیرستان خوانده بودم و زیر نظر معلمم این اثر را تحلیل می‌کردیم و سال‌های زیادی آرزو داشتم این قصه را تبدیل به فیلم کنم.  همسرم(کریستوف کراوزه) را مجبور کردم با هم ازدواج کنیم تا این فیلم را بسازیم. ۱۰ سال دنبال تهیه‌کننده بودیم و زمانی که فیلم را شروع کردیم سه تهیه‌کننده را اخراج کردیم. یک سال تولید فیلم متوقف شد اما موفق شدیم با همه شرایط سختی که داشتیم فیلم را بسازیم».

این کارگردان درباره تولید فیلم بدون توجه به مشکلات مالی بیان کرد:«همیشه به دانشجویان و علاقه‌مندان سینما می‌گویم شجاع باشند و با قدرت فیلم بسازند. من فیلمی درباره کولی‌ها ساختم. به طور کلی فیلم ساختن درباره کولی‌ها دشوار بود. رویکرد سینما نسبت به کولی‌ها به دو گونه است. شیوه اول که در اروپای شرقی و مرکزی متداول است آن‌ها را در حال سفر و شادی و رقصیدن نشان می‌دهد».

او درباره شیوه دوم در نشان دادن کولی‌ها در سینما توضیح داد: «برخی در کشورهای اروپای شرقی به کولی‌ها به عنوان مشکل و آدم‌های اضافی نگاه می‌کنند، مخصوصا در دوره‌ای که گذار از کمونیسم به کاپیتالیسم را طی می‌کردیم. مهم‌ترین نکته درباره شروع کار این بود که زبان این فیلم را باید دربیاوریم و ما از طریق موسیقی به زبان کولی‌ها و فیلم رسیدیم. موسیقی مورد استفاده در فیلم اپرایی است که سال‌ها پیش درباره کولی‌ها ساخته شده و وقتی آن را شنیدیم کلید ساخت فیلم را پیدا کردیم. قطعا در فیلم «پاپوشا» نگاه ما به کولی‌ها به شیوه دوم نبود و تصور ما از آن‌ها رویایی و مثبت بود».

یوآنا کاس کراوزه:همیشه به دانشجویان می‌گویم شما باید انقلاب‌های کوچک ایجاد کنید. به شما نیز توصیه می‌کنم با گروهی کار کنید که همه همدیگر را درک می‌کنید. در همه جای دنیا دیکتاتوری پخش‌کننده و تهیه‌کننده داریم

یوآنا کاس کراوزه درباره شرایط تولید وساخت فیلم «پاپوشا» عنوان کرد: « این فیلم به نسبت آثار مشابه فیلمی کم بودجه بود. مثلا در طراحی صحنه آن‌قدر دستمان باز نبود که هزینه‌های آن‌چنانی کنیم، در نتیجه تصمیم گرفتیم فضای باز را برای فیلم‌برداری انتخاب کنیم. برای همین تصمیم گرفتیم فیلم را سیاه و سفید بسازیم. سیاه و سفید بودن فیلم باعث می‌شود حس کنیم یک آلبوم عکس قدیمی به دست گرفته‌ایم و آن را ورق می‌زنیم، ضمن این‌که شیوه سیاه و سفید در طراحی جلوه‌های ویژه و کار با کامپیوتر راحت‌تر است و باعث می‌شود خط و مرزهای جلوه‌های ویژه دیده نشود».

این تهیه‌کننده ادامه داد: «فیلم‌بردار کار کسی بود که در لهستان استفاده از دوربین دیجیتال را مطرح و معرفی کرد و ما این شانس را داشتیم که با او همکاری کنیم. ما مواد تصویری زیادی داشتیم که می‌توانستیم فیلمی پنج ساعته بسازیم اما تصمیم‌مان این بود که اثری کوتاه‌تر بسازیم تا اثرگذاری بیشتری داشته باشد».

او با اشاره به شاعر سرشناس لهستانی به نام برونیسلاوا واچ معروف به پاپوشا توضیح داد: «تمام اشعاری که در فیلم وجود دارد متعلق به پاپوشا است و موسیقی فیلم نقشی تعیین کننده در بالا بردن درک اشعار دارد. با این فیلم می‌خواستم بگویم که فرهنگ کولی‌ها بسیار غنی است و با این‌که کولی‌ها به دلیل مهاجرت، از خودشان کتاب و آثار هنری چندانی به جا نگذاشته‌اند و اغلب بی‌سواد بودند اما در بین آن‌ها پاپوشایی هم وجود دارد که داستان زندگی‌اش بسیار جذاب و اولین زن شاعر خودآگاه در تاریخ است».

او درپاسخ به این سوال که چرا باوجود محدودیت بودجه به تولید فیلم راضی می‌شوید؟ عنوان کرد: «همیشه با شرایط سخت کنار می‌آیم و در فیلمی دیگری که با نام «پرندگان در کیگالی آواز می‌خوانند» ساختم هم کمابیش با همین شرایط دست‎وپنجه نرم می‌کردم. فیلم در روآندا ساخته شد و هشت سال طول کشید که به دلیل شرایط ویژه و ممیزی‌هایی که وجود دارد فیلم را به پایان ببرم. متاسفانه در ادامه ساخت فیلم «پرندگان در کیگالی آواز می‌خوانند» همسرم و فیلم‌بردارم فوت شدند».

به گفته یوآنا کاس کراوزه بازیگران نقش اصلی فیلم در لهستان از چهره‌های معروف هستند.

او درباره شریط تولید مشترک در کشور لهستان اشاره داشت: «موسسه فیلم لهستان دارای بودجه کلانی است و غیرخصوصی محسوب می‌شود و در تولید فیلم‌ها مشارکت دارد. برای تولید بخشی از فیلم‌های هنری هم وزارت فرهنگ لهستان حمایت می‌کند».

در ادامه این نشست سیف‌الله صمدیان ضمن تمجید از این فیلم و ابراز خرسندی از تماشای آن از این کارگردان لهستانی پرسید: «نگاه عکاسانه شما به همه چیز خیره کننده است. این نگاه برآمده از تصمیم شما بود یا کارگردان دیگر «پاپوشا» یا تصویر بردار این فیلم؟».

یوآنا کاس کراوزه در جواب اشاره داشت: «به دلیل حساسیت‌هایی که در انتخاب قاب و صحنه داشتیم هر کاری که با همسرم ساختم حدود پنج سال طول کشید. ما به دلیل بودجه از عکس‌های قدیمی استفاده کردیم و قادر نبودیم که دوربین را تکان داده و به حرکت درآوریم. به طور کلی این فیلم حاصل نگاه شش چشم یعنی دوکارگردان و فیلم‌بردار آن است».

نرگس خرقانی نیز در این نشست با اشاره به دو فیلم مستندی که ساخته و حال وهوای مشابه آن با «پاپوشا»، سوالی را در ارتباط با همکاری با ساخت آثار مشترک با تهیه کننده لهستانی مطرح کرد. یوآنا کاس کراوزه نیز در پاسخ بیان کرد: «همه چیز به آموزش سینما برمی‌گردد. بهترین الگوی فیلم‌سازی اسکاندیناوری است که در ابتدای کار همه عوامل را در کنار هم گردآورده و فیلم‌های پنج دقیقه‌ای تولید می‌کنند. همیشه به دانشجویان می‌گویم شما باید انقلاب‌های کوچک ایجاد کنید. به شما نیز توصیه می‌کنم با گروهی کار کنید که همه همدیگر را درک می‌کنید. در همه جای دنیا دیکتاتوری پخش‌کننده و تهیه‌کننده داریم من هم به این دلیل کمپانی خودم را تاسیس کردم».

بابک کریمی هم در ادامه جلسه درباره تولید فیلم مشترک عنوان کرد: «ما در ابتدا باید ببینیم که از تولید مشترک چه هدفی داریم می‌خواهیم شراکت اقتصادی کنیم یا کار فرهنگی انجام دهیم. سینمای ما ممیزی‌های خاص خودش را دارد که نباید قوانین آن شکسته شود. بنابراین در هر تولید مشترکی باید قواعد خودمان را رعایت کنیم.» او ادامه داد: «در سینمای ایران عموم فیلم‌هایی مشترکی که ساخته شده بیشتر قراردادی بین دو نفر بوده است (مانند کارهای مشترک فرهادی، کیارستمی، مجیدی و…) و نه بین دو کشور».

او با اشاره به سینمای لهستان که به زیست انسان توجه دارد، گفت: «سال‌هاست سینمای لهستان را دنبال می‌کنم و معتقدم به لحاظ محتوایی می‌توانیم با لهستان تولید مشترک داشته باشیم. نگاه عرفانی نسبت به زندگی و انسان، ویژگی اصلی سینمای ایران است که در دنیا هم با همین نگاه معرفی شده‌ایم و درست در همین زمینه با لهستان وجه مشترک داریم. اگر کیشلوفسکی نبود فرهادی هم نبود».

بابک کریمی:در همه جای دنیا سینمای هنری در اقلیت است. حتی تولید چنین آثاری برای تهیه‌کنندگان هم ریسک بالایی دارد. اما اگر دو کشور با هم‌دیگر برای ساخت فیلمی متحد شوند اقلیت‌ها هم می‌توانند در سینما فعالیت کنند. تولید چنین آثاری به نفع دو طرف مشارکت کننده در تولید است

این بازیگر اضافه کرد: «سینمای لهستان تاثیر زیادی بر سینماگران ایرانی گذاشته است. شنیده‌ام اغلب می‌گویند فیلم‌های فرهادی و کیارستمی به راحتی می‌توانست در لهستان تولید شود، بدون اینکه محتوای آن تغییر کند. ایرادی که به نسل جدید سینماگران می‌توان وارد دانست این است که تحت تاثیر فیلم‌های اکشن و سریال‌های غربی قرار گرفته‌اند و الگوی آن‌ها غربی شده است که ارتباطی به سلایق ما در ایران ندارد».

او درباره تولید آثار سینمایی بدون توجه به صرفه مالی آن‌ها اشاره داشت: «حین تماشای فیلم «پاپوشا» احساس می‌کردم از خواب بیدار شده‌ام و از خودم می‌پرسیدم که ما نمونه‌های این نوع سینما را داشته‌ایم اما در حال حاضر نمونه‌اش را نداریم و نمی‌سازیم. باید جوانان ما که در ابتدای فعالیت فیلم‌سازی هستند این‌گونه فیلم‌ها که فقط جنبه اقتصادی ندارد را ببینند و یادشان بیاید که از چه فرهنگی می‌آیند. از این لحاظ فکر می‌کنم تولید مشترک محتوایی می‌تواند برای ادامه بقای دو طرف مفید باشد».

کریمی افزود: «امیدوارم نمایندگان ما بتوانند با هم گفت‌وگو کنند و شرایط تولید مشترک را ایجاد کنند. اگر زمینه قانونی همکاری بین دو کشور فراهم شود حتی جوانانی که تجربه کاری زیادی ندارند و مشهور نیستند هم می‌توانند فیلم مشترک بسازند».

او با اشاره به فعالیت‌های فرهنگی و سینمایی خود در فرانسه، ایتالیا وسایر کشورهای اروپایی بیان داشت:«در همه جای دنیا سینمای هنری در اقلیت است. حتی تولید چنین آثاری برای تهیه‌کنندگان هم ریسک بالایی دارد. اما اگر دو کشور با هم‌دیگر برای ساخت فیلمی متحد شوند اقلیت‌ها هم می‌توانند در سینما فعالیت کنند. تولید چنین آثاری به نفع دو طرف مشارکت کننده در تولید است».

او ضمن مقایسه سینمای کلاسیک و مدرن افزود: «در سینمای مدرن تاکید روی فرم بسیار اهمیت دارد. فیلم «پاپوشا» از معدود مواردی بود که در آن فرم و محتوا دست به دست هم می‌دهند و فضای یکدست و یکپارچه‌ای را بوجود آورد. تصور می‌کنم این تاکید یکسان بر فرم و محتوا در چنین فیلمی بود که جواب می‌داد».

در پایان این جلسه جعفر صانعی‌مقدم با اشاره به دستاوردهای پیشین هنروتجربه از برگزاری هفته‌های فیلم در این گروه سینمایی عنوان کرد:«زمانی که هفته فیلم صربستان برگزار شد، پروتکل‌هایی برای تولید مشترک بین ما و این کشور شکل گرفت. اطمینان دارم که هفته فیلم لهستان سرآغاز اتفاق مبارکی در تولید مشترک در سینمای مستند و داستانی خواهد شد. اتفاقی که می‌تواند منجر به رشد اقتصاد سینما شود».

عکس:یاسمن ظهورطلب

برچسب‌ها: