هنروتجربه – سحر آزاد:«پوست خرس» به کارگردانی محمدمهدی باقری که در بسته «۸۸ دقیقه کوتاه» قرار دارد، روایت مردی میان‌سال به اسم احمد است که شاگرد یک مغازه قصابی است و جنازه صاحب کارش را از زیر خاک درآورده تا با استفاده از اثر انگشت او و جعل سند، مغازه قصابی را مال خود کند. عنوان فیلم هم استعاره‌ای از خود اوست که به مرور خرسی را در درون خود پرورش داده و به اصطلاح پوست‌کلفت شده است. باقری می‌گوید «پوست خرس» هدیه‌ای از طرف یکی از دوستانش بوده که بعد از خواندن فیلم‌نامه آن را پیشنهاد کرده است. با این کارگردان درباره این فیلم صحبت کردیم.

در یادداشتی که برای فیلم نوشتید، گفتید «پوست خرس» برای شما تلاشی بوده تا در مسیری که دوست دارید، حرکت کنید. سینمایی که قصه می‌گوید، معما طرح می‌کند و شخصیت می‌سازد. پیش از این سینما برایتان این‌گونه نبود؟‌
در این متن بیشتر صحبتم راجع به این بود که فیلم کوتاه دچار یک بلا شده‌است و خیلی از فیلم‌سازان کوتاه دغدغه جشنواره دارند یعنی اساسا فاکتور و معیار برای این‌که فیلم‌نامه‌ای ارزش کار شدن دارد یا نه به این سمت رفته است که آیا این فیلم‌نامه دارای پارامترهایی هست که به مذاق جشنواره‌ها خوش بیاید یا نه. اشاره‌ام به این موضوع بود که فیلم «پوست خرس» چنین پارامترهایی ندارد و تهی از عناصر قصه یا سینمایی است که حس و حال جشنواره‌ای داشته باشد و اتفاقا خیلی روی سینما متمرکز است. بیشتر جذابیت‌های سینمایی برایم مهم بود، این‌که فیلم معما بگوید، قصه طرح کند، شخصیت بسازد. «پوست خرس» درد بزرگ اجتماعی ندارد. حتی در مرحله فیلم‌نامه خیلی‌ها توصیه کردند که برای این فیلم اتفاقی نمی‌افتد که اتفاقا پیش‌بینی آن‌ها درست از آب درآمد و برخلاف دو فیلم قبلی‌ام، این فیلم از نظر جشنواره‌ای خیلی مورد استقبال قرار نگرفت. فیلم قبلی‌ام «آن شب باران می‌بارید» در ۱۴ جشنواره حضور پیدا کرد اما این فیلم به‌غیر از حضور در جشنواره فیلم کوتاه تهران، اتفاق ویژه‌ای برایش نیفتاد.

به طور خوش‌بینانه، ۱۰-۱۵ فیلم کوتاه خوب در سال در ایران تولید می‌شود و اگر هنروتجربه با خساست بیشتری فیلم‌ها را انتخاب کند و تعداد این بسته‌ها را زیاد نکند، بازخورد فیلم‌های خوب گسترش پیدا می‌کند، آن‌وقت شاید مخاطب اضافه‌ای به فیلم‌های کوتاه جذب شود

با توجه به این‌که خودتان هم گفتید فیلم قبلی‌تان در جشنواره‌ها حضور داشته، چطور برای «پوست خرس» چنین تصمیمی گرفتید و اصولا حضور در جشنواره‌ها برایتان مهم نبود؟
شکی نیست که جشنواره‌ها خیلی مهم هستند اما فیلم کوتاه و جشنواره‌ای خیلی تمرین ویژه‌ای برای سینمای بلند به حساب نمی‌آید. البته این فیلم را برای ورود به سینمای بلند نساختم. قصه‌ای نوشته بودم که دوست داشتم المان‌هایی از سینما داخل آن باشد. در واقع می‌خواستم علاقه‌مندی‌هایم در سینما را در این فیلم بیشتر دنبال کنم. با علم به این‌که فیلم احتمالا برای ورود به جشنواره هم به لحاظ زمان بالا و هم قصه‌ای که روایت می‌کند، خیلی موفق نیست، فیلم را ساختم. ضمن این‌که در فیلم‌های قبلی نسبت به حضور در جشنواره‌ها اغنا شده بودم و به همین دلیل در این فیلم، رفتن به جشنواره‌ها برایم اهمیتی نداشت. از نظر بودجه هم فیلم سنگینی بود و نزدیک ۳۰ نفر به مدت هفت روز در یک جنگل بودیم اما پی همه این‌ها را به تنم مالیده بودم و دنبال تجربه ویژه‌تر و سخت‌تری بودم که از این لحاظ سرم برای این فیلم خیلی بالاترست.

ساخت فیلم چقدر طول کشید؟
فیلم‌نامه ۹ بار بازنویسی شد و در این بازنویسی اتفاقات مثبت و منفی ایجاد شد مثلا یکسری از نکاتی را که در مرحله بازنویسی به فیلم‌نامه اضافه کردم الان دوست ندارم و یکسری از نکات دیگر به‌نظرم کار را جذاب‌تر کرده است. حدود سه ماه صرف همین ۹ بار بازنویسی شد و بعد از آن به مرحله انتخاب بازیگر رفتیم که حدود پنج ماه طول کشید. در پیش‌تولید، انتخاب بازیگر و تمرین نیز وقت زیادی صرف کردیم. یک کار ویژه‌ای هم که می‌خواستیم انجام دهیم این بود که کل پلان‌های شب را روز فیلم‌برداری کنیم که در سینما به نام «شب آمریکایی» مصطلح است. ازآنجاکه می‌خواستیم برای این ماجرا اتودهای خوبی بزنیم، چندین‌بار با فیلم‌بردار به لوکیشن که سمت تالش بود، رفتیم و اصلاح رنگ کردیم. در مرحله بعد از تولید یک کار ویژه داشتیم. قرار بود شخصیت اصلی، انگشت شصت نداشته باشد و حذف کردن انگشت شصت در مرحله پس از تولید اضافه شد که نزدیک سه ماه از ما وقت گرفت. در واقع مرحله فیلم‌نامه تا فیلم یک سالی زمان برد.

بازخوردها نسبت به اکران فیلم چطور بوده است؟
راستش خیلی دنبال بازخوردها نیستم. گواهش نیز این است که خیلی در اکران‌ها حضور نداشتم و در کل فقط در شش -هفت اکران حضور داشتم. البته خیلی مهم است که بازخوردها را ببینید اما شاید چون مدتی از ساخته شدن فیلم گذشته بود، از نظر روانی درگیر پروژه بعدی‌ام هستم و کمتر دنبال بازخوردها رفتم. اما یکی از اتفاقات ناخواسته این بود که افراد زیادی در اینستاگرام، صفحه شخصی‌ام را پیدا کردند و از فیلم تعریف‌های خوبی کردند یا در سایت‌هایی مانند سینماتیکت که نظرات بینندگان منعکس می‌شود، چند نظر مثبتی وجود داشت، ضمن این‌که یکی دو منتقد هم نقدهای مثبت نوشته بودند. البته نقدهای منفی هم وجود داشت مثلا در پستی در صفحه اینستاگرام هنروتجربه که مربوط به آیین دیدار فیلم‌های‌مان بود، نقدها درباره فیلم خیلی مثبت نبود. در مجموع نگاه‌ها نسبت به این فیلمم این‌طور بوده است یعنی نظرات صفر و صدی است یا خیلی فیلم را دوست دارند یا همراه فیلم نمی‌شوند درحالی که در فیلم قبلی‌ام این‌طور نبود یعنی نه آدم‌ها خیلی مجذوب شده بودند و نه نظرات منفی خیلی دریافت کردم.

اکران فیلم کوتاه در هنروتجربه چگونه است؟ آیا روی جذب مردم برای دیدن فیلم کوتاه تاثیر گذاشته است؟
تصورم این است که خیلی موثر نبوده و هم‌چنان مخاطب فیلم کوتاه همان کسی است که در جشنواره‌ها فیلم کوتاه می‌بیند و در ایامی که جشنواره‌ها برگزار نمی‌شوند، برای دیدن فیلم کوتاه به دیدن این بسته‌ها می‌آید. شاید تاحدی به انتخاب‌های هنروتجربه هم برگردد. به طور خوش‌بینانه، ۱۰_۱۵ فیلم کوتاه خوب در سال در ایران تولید می‌شود و اگر هنروتجربه با خساست بیشتری فیلم‌ها را انتخاب کند و تعداد این بسته‌ها را زیاد نکند، بازخورد فیلم‌های خوب گسترش پیدا می‌کند، آن‌وقت شاید مخاطب اضافه‌ای به فیلم‌های کوتاه جذب شود.

این روزها مشغول چه کاری هستید؟
یک فیلم‌نامه تصوبب شده فیلم کوتاه دارم که در فضای تالش و درباره یک کودک در این منطقه است. نوشتن فیلم‌نامه که «نجان» نام دارد و یک نام تالشی است، تمام شده و درحال شروع کارهای پیش تولید و انتخاب بازیگر هستیم.