هنروتجربه-سعید حضرتی: جلسه نقد وبررسی مستند ‌«زنانی با گوشواره‌های باروتی» روز یک‌شنبه هشتم دی‌ماه در خانه هنرمندان با حضور رضا فرهمند کارگردان و مینو خانی منتقد برگزار شد.

مینو خانی در ابتدای نشست عنوان کرد: «فیلمی تلخ و در عین حال تاثیرگذار را با هم تماشا کردیم. من موافق فیلم «زنانی با گوشواره‌های باروتی» و نوع نگاه و روایت کارگردان این اثر هستم.همه ما خواسته و ناخواسته اخباری راجع به داعش و اتفاقات تلخی که پیرامون آن افتاده است دیده و شنیده‌ایم. تقریبا تمامی گزارش‌های قبل از این فیلم به شدت مردانه بودند و گویی زنان و کودکان در این اتفاق مهم، نقشی نداشته‌اند. این مستند در میان همه آنچه که تاکنون درباره داعش گفته شده متمایز است. فیلم در واقع به موضوعی متفاوت می‌پردازد یعنی زنان و کودکان بازمانده از داعش».

او با بیان این‌که «زنانی با گوشواره‌های باروتی» فیلم منسجمی است، ادامه داد:«این فیلم بیشتر وجه خبری دارد تا نگاهی سراسر ریشه‌ای و تحلیلی به داعش و تفکر داعشی. جای تحلیل داعش در این‌گونه از فیلم‌ها نیست. فیلم نه آن اندازه تحلیلی و نه بیش از حد خبری است اما ما را به تفکر وامی‌دارد».

او افزود:«فیلم روایتی منحصر به‌فرد از رفتار داعش را پیش روی مخاطب می‌گذارد. روزنامه‌نگاری به نام نور در مسیری دشوار با همراه شدن با نیروهای ضدداعش عراقی، با زنان قربانی یا همسران داعشی‌ها مصاحبه کرده و مشکلات آن‌ها را جویا می‌شود. در حقیقت نور مدخل ورود مخاطب به سوژه‌هایی است که کمتر از آنان تصویری دیده‌ایم. زنان و کودکان داعشی، آنان که روزگاری پای در رکاب مردان‌شان گذاشته‌اند. مردانی که به شهادت اطلاعات داده شده در فیلم، حرمتی برای زنان قائل نبوده‌اند».

رضا فرهمند:شخصیت نورالحلی هم پتانسیل بالایی در کار خود داشت. به محض این‌که نور را دیدم، خط قصه در ذهنم تشکیل شد. این‌که نمی‌خواستم فیلم، پرتره یک ژورنالیست زن باشد، فیلم باید فراتر از یک پرتره می‌بود. نور در این فیلم دریچه و بهانه‌ای است که مخاطب را به فضای زنانه‌ای دیگر در جنگ هدایت می‌کرد

در ادامه رضا فرهمند کارگردان فیلم نیز گفت:«پیش از این در حوزه زنان و کودکان کار کرده‌ام و سرنوشت آن‌ها همیشه برایم در اولویت و مهم است. دیدن تنهایی و مشکلات این زنان و کودکان، سرنوشت نامعلوم‌شان و تجربه‌های سختی که پشت سر گذاشته‌اند، خیلی سخت است. می‌دانستم درباره زنان در عراق کار نشده و اساسا موضوع زن، تابویی بزرگ در آن موقعیت عراق و داعش بود. مستندی با موضوع مستقیم زنان داعش و فضای آزادانه گفت‌و‌گو با آن‌ها وجود نداشت. در سفرم به عراق نورالحلی را دیدم. یک خبرنگار زن تنها بین جمع زیادی از خبرنگاران مرد بود و این آشنایی و گفت‌وگو با او روایت اصلی فیلم را شکل داد».

رضا فرهمند در مورد شخصیت خبرنگار فیلم، عنوان کرد:«نورالحلی یک فعال اجتماعی و ژورنالیست حرفه‌ای است که از جنگ با داعش خبر تهیه ‌می‌کرد و به خبرگزاری‌های مختلف ‌می‌داد. پیش از شروع تصویربرداری،در مورد سکانس‌ها و اتفاقاتی که در آن لوکیشن قرار بود بیافتد، با هم گپ ‌می‌زدیم و به نتیجه می‌رسیدیم. نور بیشتر توجه و علاقه‌اش روی میدان‌های جنگی بود، تقابل ذهنیت من و نور و موضوع انسانی فیلم او را به کمپ‌ها کشاند».

فرهمند افزود:«ما می‌خواستیم بخشی از ناگفته‌های جنگ داعش و اثرات آن را بیان کنیم و از ابتدا هم علاقه‌ای به ریشه‌های سیاسی این موضوع نداشتم و همان‌طور که در فیلم هم مشاهده کردید تنها وجه انسانی قضیه برایم مهم بود. به دنبال این بودیم تا آن‌ها یعنی زنان و کودکان بازمانده از جنگ داعش به‌عنوان یک انسان حرفشان را بزنند و از دیدگاه‌های ایدئولوژیک پرهیز کردم زیرا معتقدم مسائل ایدئولوژیک هیچ‌وقت انتها ندارد و همیشه اختلافات ریشه‌ای و اساسی وجود دارد».

مینو خانی در ادامه صحبت فرهمند یادآور شد:« یکی از موارد هولناک فیلم این است که ما در فیلم زنانی را می‌بینیم که با راهی که شوهرشان رفته موافق هستند. خانواده‌های داعشی(کودکان و همسران) نسبت به مرام‌شان و آنچه شوهران‌شان انجام داده‌اند، اظهار وفاداری می‌کنند و به آن اعتقاد و باور دارند و فیلم صادقانه آن را به تصویر می‌کشد. فکر نمی‌کنم کسی چنین ذهنیتی نسبت به آن‌ها داشته باشد و من هم همیشه فکر می‌کردم زنان داعشی صرفا قربانی هستند. وقتی دیدم این باور در آن‌ها هم وجود دارد خیلی برایم تکان‌دهنده و عجیب بود. ثبت این اظهارات در فیلم اهمیت بالایی دارد و ‌‌می‌تواند مورد استناد تحلیل‌گران قرار بگیرد».

خانی افزود:«دوباره دیدن این فیلم باعث می‌شود نکات قابل توجهی را که قبلا ندیده‌ایم، ببینیم. این فیلم لایه‌های مختلفی از جنگ و ویرانی و کودکانی که طعم خوش کودکی را نچشیده‌اند و زنانی را در بر می‌گیرد که هم تکان‌دهنده و هم تفکربرانگیز است».

در بخش دیگری از این نشست، فرهمند درباره مشکلات تولید این فیلم بیان کرد:«جایی که در آن کمپ قرارگرفته بود منطقه جنگی نبود اما ما آزادانه هم نمی‌توانستیم در آن رفت‌وآمد کنیم و همیشه چند نفری همراه ما بودند. اتوبوس‌هایی که زنان را می‌آوردند به‌شدت بازرسی می‌شد زیرا تصورشان این بود که شاید زنان زیر لباس‌ها و یا چادرهای‌شان عملیات انتحاری انجام دهند. برای ما رسیدن به چیزی که می‌خواستیم به آن برسیم مهم‌تر از اتفاقاتی بود که شاید برای ما خطرناک باشد. فرصت چندانی در اختیار ما نبود و آزادی عمل آن‌چنانی نداشتیم».

فرهمند افزود:«در مستند ژانرهای گوناگونی وجود دارد و همان‌طور که می‌دانید این مستند در ژانر گزارش قرار می‌گیرد. اصولا علاقه‌ای به این ژانر در مستندسازی ندارم اما در ابتدا احساس کردم بهترین ژانر برای تولید این مستند ژانر گزارش است، به این دلیل که داستان  و فضای فیلم اقتضا می‌کرد».

کارگردان «نت‌های مسی یک رویا» با بیان این‌که هیچ اتفاقی در این فیلم بازسازی نیست، گفت:«در این فیلم، فیلم‌نامه به شیوه متعارف که دیالوگ‌نویسی هم شده باشد، وجود نداشت. اساسا عادتم نیست مقدار زیادی راش بگیرم و پس از آن حین تدوین به خط اصلی داستان فکر کنم. از توانایی و آگاهی فیلم‌سازی خودم در چنین مواقعی زیاد استفاده می‌کنم، به این‌که از صحنه مربوطه چه می‌خواهم و چه چیز را باید برای مخاطب تعریف کنم. خود شخصیت نورالحلی هم پتانسیل بالایی در کار خود داشت. به محض این‌که نور را دیدم، خط قصه در ذهنم تشکیل شد. این‌که نمی‌خواستم فیلم، پرتره یک ژورنالیست زن باشد، فیلم باید فراتر از یک پرتره می‌بود. نور در این فیلم دریچه و بهانه‌ای است که مخاطب را به فضای زنانه‌ای دیگر در جنگ هدایت می‌کرد».

او در پاسخ به سوالی درباره انتخاب نام فیلم نیز گفت:«در ابتدا تضاد بین باروت و گوشواره مرا به سمت این نام برد. همان‌طور که می‌دانیم گوشواره مخصوص زنان است و باروتی بودن کنایه‌ای از جنگ است. گوشواره برای زنان استفاده می‌شود و به نوعی مظهر لطافت و زنانگی است اما باروت یادآور جنگ و خشونت و بی‌رحمی است. این دو وجه در تضاد با هم‌دیگر در این فیلم تصویر شده‌اند و فکر کردم عنوان مناسبی برای این داستان است».

عکس:یاسمن ظهورطلب