هنروتجربه-سعید حضرتی: بابک و احمد احمدپور پس از گذشت ۳۰ سال از ساخت فیلم «خانه دوست کجاست» جلوی دوربین هومن بابانوروزی قرار گرفته‌اند و از آرزوهای از دست رفته و پریشان حالی این روزهای‌شان می‌گویند. بابانوروزی کارگردان این مستند ۵۹ دقیقه‌ای، با نگاهی به زندگی برادران احمدپور به بررسی بحران دوگانگی رفتاری و تحولات روانی نابازیگران کودک در بزرگسالی پرداخته است. این کارگردان معتقد است فیلم «درخت زندگی» می‌تواند مشتی نمونه خروار باشد و به عنوان یک نمونه مخاطب را به فکر فرو ببرد.

 

تاثیر عباس کیارستمی در فیلم «درخت زندگی» به طور محسوسی نمود پیدا کرده است. ترسی از این موضوع نداشتید که فیلم «درخت زندگی» را تحت تاثیر مستقیم سینمای کیارستمی بدانند؟
سینمای کیارستمی را سال‌هاست دنبال می‌کنم و تاثیر زیادی روی من گذاشته است و تمام سعی‌ام را می‌کنم که دچار تقلید نشوم و در حد تاثیرگذاری باقی بماند. توصیه خود کیارستمی به شاگردان و علاقه‌مندان سینما هم این بود که همه چیز را ببینید و همه سبک‌ها را مطالعه کنید اما جا پای دیگران حتی فیلم‌سازان بزرگ نگذارید و روش خودتان را برای رسیدن به سینمایی که دوست دارید دنبال کنید.

از نزدیک با کیارستمی آشنایی داشتید؟
یک دوره در موسسه کارنامه شاگرد کیارستمی بودم و بعد از آن هم ارتباطم را با ایشان حفظ کردم.

سینمای کیارستمی را با عدم محدودیت زمانی و مکانی دوربین، انتخاب قاب‌های ساده و چینش نشده، عدم وابستگی به بازیگران مشهور، سکانس‌های طولانی بدون کات، و… می‌شناسند. کدام ویژگی سینمای کیارستمی برای شما پررنگ‌تر است؟
به نظر من بارزترین خصیصه سینمایی کیارستمی برداشت او از واقعیت است. این نکته‌ای است که خود کیارستمی بارها در مصاحبه‌های مختلف به آن اشاره و تاکید داشته است که او سینما را از سینمای دیگران و ادبیات و رمان و… برداشت نمی‌کند بلکه سینما را از زندگی و اتفاقاتی که در اطرافش می‌افتد و در حقیقت از خود زندگی برداشت می‌کند. در کنار این برداشت از واقعیت حتما شعر و عکاسی و نقاشی و… در سینمای کیارستمی تاثیرگذار بوده است.

چراسرنوشت بازیگران فیلم «خانه دوست کجاست» پس از گذشت ۳۰ سال که از ساخت آن می‌گذرد برایتان مهم بود؟
از مدت‌ها قبل و دورادور با بازیگران «خانه دوست کجاست» ارتباط داشتم و خبرهای آن‌ها را از دوستانم هم می‌شنیدم. همیشه برایم این سوال مطرح بوده و هست که سرنوشت بچه‌هایی که عمدتا نابازیگر هم هستند و در فیلم‌های سینمایی بازی می‌کنند چه می‌شود و چه اتفاقی برای آن‌ها می‌افتد؟ حالا شرایط  برای بچه‌هایی که روستایی باشند و با جریانات شهری همچون اینترنت، سینما و… آشنا نباشند به مراتب سخت‌تر هم می‌شود زیرا گویی در فضایی بسته و منزوی محصور می‌شوند. این کودکان در مقطعی وارد فضا و اتمسفر جدیدی می‌شوند و تجربه کاملا متفاوتی را پشت سر می‌گذارند و بعد از آن دیگر نمی‌توانند بازیگری را ادامه بدهند. فرصتی فراهم می‌شود که دیگر برایشان تکرار شدنی نیست ( البته جز در مواردی معدود). سوالی که همیشه برایم مطرح بوده و هست این است که برای این‌ کودکان از نظر ذهنی و روانی چه اتفاقی می‌افتد و با مشکلات بعد از آن چه می‌کنند؟ جرقه فیلم از این‌گونه سوال‌ها زده شد.

همیشه برایم این سوال مطرح بوده و هست که سرنوشت بچه‌هایی که عمدتا نابازیگر هم هستند و در فیلم‌های سینمایی بازی می‌کنند چه می‌شود و چه اتفاقی برای آن‌ها می‌افتد؟ حالا شرایط  برای بچه‌هایی که روستایی باشند و با جریانات شهری همچون اینترنت، سینما و… آشنا نباشند به مراتب سخت‌تر هم می‌شود

بعد از ساخته شدن فیلم به عنوان کارگردان، جوابی برای این سوال پیدا کردید؟
نه، هنوز هم برای آن سوال جوابی پیدا نکرده‌ام. درفیلم هم جوابی به مخاطب داده نمی‌شود. قصدم فقط این بود سوالی که ذهن مرا به خودش مشغول کرده را با مخاطبان فیلم درمیان بگذارم.

با توجه به بازخوردها و واکنش‌های مخاطبان فکر می‌کنید موفق شده‌اید و فیلم تاثیرگذار بوده است؟
بله بازخوردهای خیلی خوبی گرفتم. شاید تعجب کنید اما واکنش‌های تماشاگران فراتر از حد تصورم بود. هم مخاطبان عادی و هم حرفه‌ای با فیلم ارتباط برقرار کردند. مخاطبانی زیادی بودند که می‌گفتند با خیلی از سکانس‌های فیلم خندیدند و گریه کردند. دوستان فیلم‌ساز و نویسنده و بازیگر هم متاثر شده بودند. از دوستان سینمایی آناهیتا نعمتی، سیاوش چراغی‌پور، فرنوش صمدی( از فیلم‌سازان  کوتاه موفق) و…فیلم را دوست داشتند و از این موضوع خوشحالم.

با توجه به علاقه‌مندی شما نسبت به کودکانی که در سنین پایین بازیگری را تجربه می‌کنند آیا بازهم به سراغ این سوژه می‌روید؟
احتمال دارد ولی نمی‌دانم در آینده چه اتفاقی می‌افتد. بله نمونه‌های دیگری هم از بازیگران هستند و فیلم من می‌تواند مشتی نمونه خروار باشد. آینده بازیگران فیلم «خانه دوست کجاست» که در فیلم من نمایش داده شده به عنوان یک نمونه می‌تواند مخاطب را به فکر فرو ببرد و به نمونه‌های دیگر هم توجه بکند.

کار با دو نابازیگر فیلم چه سختی‌هایی داشت؟ به راحتی مقابل دوربین حاضر شدند؟
متاسفانه این بچه‌ها تصور درستی از سینما ندارند و خودشان هم مقصر نیستند. مواجهه آن‌ها با سینما درست نیست. بازیگران فیلم مشکلی نداشتند که جلوی دوربین من بیایند، به دلیل آنکه هنوز دوست دارند فیلم بازی کنند و دیده شوند و اسمی از آن‌ها برده شود. در نهایت کار کردن با آن‌ها خیلی سخت نبود.

به نظر می‌رسد مستند «درخت زندگی» به نوعی یادآور و تحت تاثیر فضای کلی فیلم «زندگی و دیگر هیچ» است.
به طور قطع تحت تاثیر کیارستمی هستم و پنهان نمی‌کنم و قبول دارم. اما این‌که فیلم «درخت زندگی» مستقیما تحت تاثیر فیلم خاصی از کیارستمی باشد را قبول ندارم. فیلم «زندگی و دیگر هیچ» کنکاشی در مسئله روانی و آسیب‌های درونی بازیگران «خانه دوست کجاست» نیست و در حقیقت جست‌وجویی برای پیدا کردن خود بچه‌هاست که آیا پس از زلزله زنده مانده‌اند یا نه. اما‌ بابک و احمد احمدپور دو بچه روستایی هستند و به قول خودشان تلویزیون ندیده بودند. این‌ها دو ماه در مرکز توجه قرار می‌گیرند و بعد آن‌ها باید به زندگی عادی خود برگردند و برای من آسیب‌های روانی و ذهنی آن‌ها مسئله اساسی بوده است.

به نظر می‌رسد روایت داستانی فیلم را بعد از فیلم‌برداری و در مرحله تدوین سروشکل داده‌اید.
بله. قسمت‌هایی از فیلم که گفت‌وگوست و مشخص است بداهه سوال و جواب می‌شود. البته در همان گفت‌وگوها هم سعی کردیم فضایی دوستانه و راحتی برای بازیگران فراهم کنیم که با دوربین راحت باشند و به سهولت صحبت کنند. برخی صحنه‌ها هم شکار کردیم و مجموعا بدون فیلم‌نامه و با تنها با فکر اولیه و کلی کار را شروع کردیم و در تدوین فیلم را داستانی کنم.

چند جلسه فیلم‌برداری داشتید و چقدر راش گرفته بودید؟
در شش جلسه فیلم‌برداری را به اتمام رساندیم و مجموعا ۱۰ ساعت راش داشتیم. تقریبا از همه صحنه‌هایی که فیلم‌برداری کردیم در تدوین نهایی استفاده شده است.

استفاده ازصدای کیارستمی در این فیلم هوشمندانه است و در پیوند با روند داستانی نقش مهمی را ایفا کرده است.
احساس کردم اشعاری که کیارستمی در فیلم «جاده‌ها» خوانده، واگویه قصه بابک احمدپور است و گویی حدیث نفس بازیگرمان را بیان می‌کند. در حقیقت راوی فیلم خود کیارستمی است. انگار کیارستمی راوی قصه بابک احمدپور است. جالب اینجاست که کیارستمی در زمان حیاتش نگران بابک و احمد احمدپور بود و بعد از نبودنش هم انگار با اشعاری که می‌خواند باز هم نگران سرنوشت آن‌ها است

انتخاب موسیقی کلاسیک غربی و ملی به فضای فیلم شما و نوستالژی نهفته در آن کمک زیادی کرده‌است.
در انتخاب موسیقی فیلم هم مدیون کیارستمی هستم. کیارستمی سعی می‌کرد از موسیقی استفاده درستی بکند. اکثر موسیقی فیلم‌های او انتخابی است و ساخته نشده‌اند. من هم سعی کردم انتخاب درست و استفاده به جایی از موسیقی فیلم‌های «کلوزآپ»، «زیر درختان زیتون»، «جاده‌ها» و..داشته باشم.

«خانه دوست کجاست» فیلم محبوب‌ شما از مجموعه آثار کیارستمی است؟
 همه فیلم‌های کیارستمی را دوست دارم و سخت است دست به انتخاب یکی بزنم. کارنامه سینمایی کیارستمی بسیار متنوع و متفاوت است، در حیقت کارنامه کنتراست دار و متفاوتی است. «گزارش»، «طعم گیلاس»، «خانه دوست کجاست» و… گواه این مدعاست. اما اگر مجبور به انتخاب شوم «طعم گیلاس» را خیلی می‌پسندم.

هزینه ساخت فیلم «درخت زندگی» چقدر بود؟
با بودجه شخصی کار را ساختیم. همسرم سهیلا فرهادیانی تهیه کننده فیلم بود و هیچ‌گونه کمکی از ارگان و سازمانی نگرفتیم و با حداقل امکانات فیلم ساخته شد. نزدیک به ۲۵ میلیون تومان هزینه ساخت فیلم شد.

احساس کردم اشعاری که کیارستمی در فیلم «جاده‌ها» خوانده، واگویه قصه بابک احمدپور است و گویی حدیث نفس بازیگرمان را بیان می‌کند. در حقیقت راوی فیلم خود کیارستمی است. انگار کیارستمی راوی قصه بابک احمدپور است. جالب اینجاست که کیارستمی در زمان حیاتش نگران بابک و احمد احمدپور بود و بعد از نبودنش هم انگار با اشعاری که می‌خواند باز هم نگران سرنوشت آن‌ها است

به نظر می‌رسد سکانس آخر فیلم که بابک احمدپور از تپه معروف فیلم «خانه دوست کجاست» بالا می‌رود از قبل فکر و طراحی شده بوده است. چطور به این سکانس رسیدید؟
به سکانس آخر هم در صحنه و فیلم‌برداری و هم در زمان تدوین فیلم رسیدیم. این درخت همان درختی است که در سه گانه معروف کوکر عباس کیارستمی است. این درخت را خود کیارستمی کاشته بود. یک‌بار بابک احمدپور دیالوگ جالبی گفت که این درخت را کیارستمی کاشت و خیلی بار داد و انگار من را هم مثل آن درخت کاشت ولی میوه‌ای ندادم. برایمان باورنکردنی بود آن روزی که فیلم‌برداری می‌کردیم آن درخت پر از زیتون بود و همیشه افسوس می‌خورم چرا پلان بسته‌ای از میوه‌های درخت نگرفتیم.

به واسطه همین دیالوگ نام فیلم «درخت زندگی» شد؟
دقیقا به همین خاطر بود. این حرف روی من تاثیر گذلشت و فکر کردم این جاده، جاده زندگی و این درخت می‌تواند درخت زندگی باشد. چه اتفاقی افتاده که آن درخت آن همه بار داده و این یکی (بابک احمدپور) نه!

تصوری و دورنمای شما در هنگام ساخت «درخت زندگی» برای اکران فیلم چه بود؟
چشم انداز اولیه ما فستیوال‌های خارجی و داخلی بود اما جلوتر که رفتیم تصمیمان بر این شد که فیلم را به گروه هنروتجربه بدهیم و خوشبختانه پذیرفته شد. حدودا یک سال در نوبت اکران بود و خیلی راضی و خوشحالم از اینکه فیلم در هنروتجربه اکران شد.

 نظرتان درباره نوع اکران فیلم در گروه هنروتجربه چیست؟
مجموعا خیلی راضی هستم و بسیار خوشحالم که در گروه هنروتجربه اکران شد، اما افسوس وقتی که این‌همه فضا به فیلم‌سازان مستقل داده می‌شود و فیلم‌ها قابلیت‌های زیادی برای دیده شدن دارند تبلیغات زیادی انجام نمی‌شود. مشکل اساسی ما تبلیغات است که نسبت به برتری فیلم‌های هنروتجربه از سینمای تجاری و بدنه، محدود است. متاسفانه صداوسیما هم در این زمینه همکاری نمی‌کند و فقط ۲۰ تیزر به فیلم ما اختصاص دادند که واقعا کم است و تقریبا نزدیک به هیچ.

در حال حاضر مشغول چه کاری هستید؟
روی فیلم‌نامه کوتاهی کار می‌کنم که طرح اولیه آن از خودم است و امیرمحمد عبدی مشغول نوشتن فیلم‌نامه است و تلاش می‌کنیم هرچه زودتر کار را شروع کنیم.

عکس:یاسمن ظهورطلب