هنروتجربه:جلسه نقد و بررسی مجموعه فیلم «یلدای کوتاه» با حضور نگین امین‌زاده، کارگردان «بایرن مونیخ» و سیدوحید حسینی‌نامی، کارگردان «کل به جزء»،عصر روز چهارشنبه ۱۸ دی ماه با اجرای دکتر علی آذری، در پردیس سینمایی گلستان شیراز برگزار شد.

دکتر آذری صحبت‌های خود را این گونه آغاز کرد:«فیلم «کل به جزء» که جوایز زیادی را تاکنون کسب کرده، از نظر من فیلم جذابی بود. ایده اصلی فیلم، خشونت است که وقتی در جامعه شکل بگیرد، در تک تک اعضای جامعه رسوخ ‌می‌کند، به راحتی از بین نمی‌رود و فقط شکل آن تغییر ‌می‌کند. ایده سقوط یک دیکتاتور و از بین رفتن مجسمه او و تبدیل شدن آن به اشیاء  فلزی که خشونت در تک تک آن‌ها دیده ‌می‌شود، ایده بسیار جذابی است».

سید وحید حسینی نا‌می درباره شکل‌گیری ایده فیلم ‌توضیح داد:«این فیلم اواخر سال ۹۵ فیلم‌برداری و سال ۹۶ تکمیل شد. ساخت فیلمی ‌که دیالوگ و کاراکتر را از آن بگیرید، جسارت ‌می‌خواهد و این جسارت همیشه به سراغ فیلم‌ساز نمی‌آید. دراین فیلم تلاش کردم هر چیزی که باعث جذابیت یک فیلم شود را حذف کنم. خوشبختانه فیلم در جاهای مختلفی که اکران شده، توانسته مفهوم را انتقال دهد. قصدم این بود با ساخت یک فیلم تجربی بسنجم که آیا با تمرکز روی اشیاء ‌می‌توان داستانی را گفت یا نه برای همین در فیلم روی اشیاء و اصوات تمرکز کردم. به این فکر کردم که یک متریال، یک بار به شکل تبر علیه درختان، یک بار به شکل چاقو و ساتورعلیه حیوانات و یک بار به شکل تیغ علیه خود انسان استفاده ‌می‌شود».

در ادامه این بحث آذری با اشاره به هماهنگی فرم و محتوا در این فیلم کوتاه عنوان کرد:« مشکل اکثر فیلم‌های تجربی این است که بیشتر به فرم توجه ‌می‌شود و به سمت آوانگارد شدن ‌می‌روند. اما در فیلم «کل به جزء» فرم و محتوا با هم هماهنگ هستند. بحث جامعه‌شناختی خشونت به این شکل مطرح ‌می‌شود که آیا از بالا به پایین در جامعه انتقال داده ‌می‌شود و یا ریز ریز جمع ‌می‌شود و به بالا ‌می‌رسد. به نظرم در یک جامعه، اگر خشونت نهادینه شده باشد، حتی در صورتی که حکومت تغییر کند، چیزی عوض نمی‌شود، چون در هر عضو از آن جامعه، هنوز هم خرده خشونت وجود خواهد داشت، مثل یک چرخه که هیچ وقت تمام نمی‌شود. ایده این فیلم از تجربیات شخصی خودتان آمده یا در مورد آن یک تحقیق جامعه شناسی انجام داده‌اید؟».

حسینی‌نا‌می‌ پاسخ داد:«در آثار تجربی،معمولا محتوا نحیف است. عقیده من این است که فیلم‌ساز باید فاصله خود را با ایده‌اش حفظ کند، اگر از یک حدی به ایده نزدیک‌تر شود، باعث شعاری شدن و سانتیمانتال شدن فیلم ‌می‌شود. فاصله فیلم‌ساز با ایده، یک معیار حساسی است، به خصوص در فیلم‌های تجربی، چون فیلم به راحتی از دست فیلم‌ساز خارج ‌می‌شود. بخشی از ایده فیلم از ذهن فیلم‌ساز و بخشی دیگر از تحلیل او از اتفاقات اطرافش ‌می‌آید. واکنش من به مسائل پیرامونم، به این شکل بوده است. ایده فیلم، یک جرقه و اتفاق آنی نبوده‌است. در فیلم بعدی‌ام با نام «سرسام» در همین حال و هوا و در کار جدیدم هم که در حال ساخت است، باز هم همین فضا را تجربه کردم».

در بخش دیگری از این نشست فیلم«بایرن مونیخ» مورد تحلیل و سوال قرار گرفت. علی آذری در مورد این فیلم گفت: «مساله  مهاجرت که در این فیلم به آن پرداخته شده، درد مشترک سال‌های سال خیلی از ماست. در واقعیت بازی بارسلونا و بایرن مونیخ ساعت ۲۳:۳۰ برگزار شده، اما در فیلم شما بازی از عصر شروع شد و تا شب ادامه داشت. شاید منظور شما این بوده که مهاجرت در تمام ساعات شب و روز با ماست و هر لحظه ممکن است، خبری برسد. یک نکته مثبت فیلم، بازی‌های خوب بود که از فیلم بیرون نمی‌زد. در فیلم کوتاه تمرکز تماشاگر به شدت بالاست و اگر یه لحظه تمرکزش از دست رود، کل فیلم از دست رفته است. به همین دلیل کنترل بازی‌ها در فیلم کوتاه کار سخت و بسیار مهمی‌است، چون فیلم‌ساز زمان کوتاهی برای گرفتن بهترین بازی‌ها و ثبت بهترین لحظات دارد».

نگین امین زاده در مورد نکات مطرح شده،توضیح داد:« سال‌هاست که مهاجرت به یک مساله همه گیر تبدیل شده و همه خانواده‌های ایرانی به شکلی با آن درگیر هستند. من هم در خانواده‌ای بودم که خیلی‌ها مهاجرت کردند و همیشه این دغدغه را داشتم که وقتی یک نفر مهاجرت ‌می‌کند، چه بر سر کسانی ‌می‌آید که او را دوست دارند. البته این فیلم قرار نبود این‌قدر جدی باشد، در واقع تمرینی بود برای کارگردانی من. این که زمان بازی فوتبال در فیلم با واقعیت تفاوت داشت، انتخاب خودم بود، به این دلیل که ‌می‌خواستم از نور روز و شب برای دراماتیک‌تر شدن داستان استفاده کنم. در اواخر فیلم سکانسی هست که نورهای زمین فوتبال پایین ساختمان هم خاموش ‌می‌شود، انگار که با رفتن دختر مورد علاقه کاراکتر اصلی، نور و روشنایی از زندگی‌اش رفته و همه جا تاریک شده است. در واقع قصد من این بود که به وسیله بازی با نور، حال و هوای کاراکتر را نشان دهم».