هنروتجربه:هومن بابانوروزی معتقد است «درخت زندگی» نامی است که بسیار روی اثر نشسته چراکه آن درخت، درخت زندگی بابک احمدپور و درختی است که خود کیارستمی آنجا کاشته است.

خبرگزاری هنرآنلاین با هومن بابانوروزی کارگردان مستند «درخت زندگی» گفت‌وگو کرده است. او در بخشی از این گفت‌وگو درباره آشنایی‌اش با سینمای کیارستمی گفت:«سینمای او را چند سال است که جدی دنبال می‌کنم و به‌شدت علاقه‌مند سینمایش هستم. ضمن این که افتخار شاگردی او را نیز در برهه‌ای داشتم و در دوره‌ای همکاری‌های کوچکی با او انجام دادم. کاراکتر بیرونی و کاری او را بسیار دوست دارم. مراودات و همکاری‌های کوچک بیشتر در حد شاگرد و استادی بود. به‌طور مثال همکاری من با او درباره عکس‌هایی بود که در موزه لوور پاریس گرفته بود، اما علاقه‌مندی من به او در این حد نبود و بیش از این‌هاست و باعث شد تا پیگیر سینما و آثار او باشم و برایم مهم بود. درباره این سوژه نیز فکر کردم ما نمونه‌های بسیاری داریم که می‌توان به دنبال آن‌ها رفت، اما بهتر است بروم به دنبال فیلم و کارگردانی که به او علاقه‌مند هستم و این فیلم را بر مبنای آن شناختی که دارم بسازم».

او با بیان اینکه هرگز نخواسته است از شهرت عباس کیارستمی بهره بگیرد یا سینمای خود را به سینمای او ربط دهد تا جذب مخاطب بیشتری داشته باشد، افزود:«بسیار سعی کردم کارم متعلق به خودم باشد و تنها تأثیرپذیری از کیارستمی را به همراه داشته باشد نه تقلید؛ این چیزی است که او سال‌ها در کارگاه‌ها و کلاس‌هایش به ما آموزش داده است. او همیشه می‌گفت تأثیر بپذیرید اما تقلید نکنید. او می‌گفت بگردید و سینمای خود را پیدا کنید. معتقدم خود کیارستمی نیز تحت تأثیر سهراب شهید ثالث، برسون و به‌نوعی کوروساوا بوده است و به‌نوعی ادامه راه آن‌ها را پیش گرفت و در مورد سهراب شهید ثالث بیشتر تلاش کرد، چراکه شهید ثالث پایه‌ای در این نوع سینما بنا گذاشت که کیارستمی آن را کامل کرد. کیارستمی درواقع تحت تأثیر سینمای افرادی بود که آثارشان را دوست داشت، اما هرگز دست به تقلید آثار آن‌ها نزد و همواره معتقد بود که تأثیرپذیری بد نیست، اما تقلید بد است».

بابانوروزی درباره آثاری که درباره کیارستمی ساخته شده‌اند و فیلم خودش عنوان کرد:«برخلاف بسیاری از مستندهایی که درباره او ساخته شده سعی کردم اسمی از کار او در اثر من وجود نداشته باشد. اکثر آثاری که در این زمینه ساخته شده‌اند نام کیارستمی در عنوان فیلم‌شان دیده می‌شود مانند «در نزدیکی کیارستمی»، «کیارستمی ادامه دارد»، «در جاده با کیارستمی»، «چند روز با کیارستمی» و… اما من سعی کردم اسم فیلمم هم مرتبط با او نباشد. مشابهت عنوان فیلم من با یک فیلم خارجی است که آن‌هم برایم مهم نبود، چون آن فیلم داستانی است و فیلم من مستند است. درواقع «درخت زندگی» نامی است که بسیار روی اثر نشسته چراکه آن درخت، درخت زندگی بابک احمدپور است و درختی است که خود کیارستمی آنجا کاشته و به قول کاراکتر اصلی آن درخت بار داد اما کشف کیارستمی بار نداد و میوه‌ای به ثمر نرساند».

او درباره دیگر جزئیات این فیلم اظهار کرد:«احمد به‌نوعی نقش وکیل مدافع را بازی کرد و سخنگوی بابک بود. به‌هرحال عرق برادری دارد و ما نیز دست به سانسور نزدیم و از روزی که شروع کردیم آن‌ها را آزاد گذاشتم تا هر آنچه می‌خواهند در این مورد بگویند. حتی از من پرسیدند چه باید بگوییم و من گفتم هر چیزی که دوست دارید و هر حسی که دارید و هر حق و حقوقی که نسبت به این کار و مستند دارید درباره آن صحبت کنید. سعی کردم بخش‌هایی از این حرف‌ها را تا جایی که زمان و ریتم فیلم به من اجازه می‌داد در فیلم استفاده کنم و برادران احمدپور کاملاً آزاد بودند تا حرف بزنند و خودشان را تخلیه کنند. ما تلاش کردیم در فیلم قضاوت نکنیم و صرفاً طرح مسئله کنیم».

کارگردان «درخت زندگی» درباره استفاده از فیلم‌های آرشیوی در این اثر گفت:«بخشی از این تصاویر متعلق به هنرمندان خارجی و داخلی است که درباره کیارستمی و برادران احمدپور ساخته شده و برخی نیز متعلق به آثار خود کیارستمی است. سعی کردم به‌قدر نیاز از این تصاویر استفاده کنم. بخش‌هایی که مرتبط به موضوع فیلم هستند، درواقع از این تصاویر کمک گرفتم تا بیانم کامل و جامع باشد و استناد به منابعی کردم که بخشی از تحقیقات فیلم نیز به‌حساب می‌آیند».

او سپس درباره اکران هنروتجربه عنوان کرد:«اکران در هنروتجربه اتفاق بسیار خوب و لذت بخشی است. فیلم‌ساز مستقلی مانند من که فیلمش را ساخته از این طریق فرصت نمایش و ارتباط با مخاطب عام را پیدا می‌کند و چه اتفاقی از این بهتر می‌تواند باشد. هر فیلمی این فرصت برایش فراهم نمی‌شود و باید این فرصت را مغتنم دانست. کلیت سینمای هنروتجربه حامی فیلم‌سازان مستقل است اما به نظرم کار را کمی سخت جلو می‌برند و به لحاظ امکاناتی که در اختیار دارند اکران‌شان بسیار محدود است. سالن‌های نمایش خوب، پخش خوب و تصویر خوب اما تبلیغات اندک. به نظرم این حیف است و به روند و جریان اصلی این گروه لطمه می‌زند. وقتی امکان به این خوبی فراهم می‌شود کمبود تبلیغات و یا نبود آن به کار لطمه می‌زند».